X
تبلیغات
تخفیف یار

www.301040.tk وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


شنبه 28 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 11:28

946. دفع افسد به فاسد


یادم می آید اولین باری که با این عبارت آشنا شدم برایم خیلی جالب بود" دفع افسد به فاسد". پدرم آن را به من یاد داد. این دستور یک نوع از دستور کلی "اهم و مهم" کردن مسائل است. بگذارید اول یک تعریف مختصر داشته باشیم. فاسد یعنی چیزی که تباه و ضایع و بد است و  افسد یعنی آنچه فاسدتر و تباه تر و بدتر است، معنی "دفع افسد به فاسد" این می شود که اگر شما در موقعیتی قرار گرفتی که بین دو انتخاب بد و بدتر گیر کردی، درست این است که انتخاب بد را بکنی (و بدتر را دفع کنی).


تارنمای اسلام کوئست در مورد این که در انتخاب چه چیزی بر چه چیزی اولویت دارد می نویسد: "مجتهدان اسلامی در علم اصول درباره موارد تزاحم و مصادیق آن بحث های گسترده‎ای را مطرح کرده‎‎اند، که برخی از معیارها و مصادیق تشخیص اولویت حکم در موارد تزاحم به قرار زیر است:

الف. حکمی که مربوط به کیان اسلام و عزت و اقتدار مسلمین است، در باب تزاحم، بر احکام دیگر اولویت دارد. بعنوان مثال؛ برنامه امیرمؤمنان، على (ع) بعد از پیامبر(ص)، مصداق همین معنا بود. امام (ع) بر سر دو راهى قرار گرفته بود، یا باید حکومت را که حقّ مسلّم اوست و براى تداوم اسلام و مصالح مسلمانان بسیار کار ساز است رها سازد، و یا اصل اسلام به خطر بیفتد، در این شرایط امام سفارش رسول اکرم (ص) را عمل کرد و برای حفظ اسلام و وحدت مسلمین، از حکومت کناره گیری کرد و خانه نشینی را برگزید.

 ب. حکمی که مربوط به جان و ناموس انسان‌ها است، در مقایسه با حکمی که مربوط به اموال مسلمانان است، اولویت و اهمیت دارد.

 ج: آن چه مربوط به حقوق افراد است در مقایسه با آن چه مربوط به حقوق افراد نیست، اهمیت دارد.

 د: آن چه در یک فعل عبادی رکن به شمار می‌رود، بر آن چه رکن نیست اولویت دارد. مثلا اگر به خاطر تنگی وقت و مانند آن، میان خواندن قرائت و انجام دادن رکوع تزاحم رخ دهد، باید رکوع را انجام داد، و از خواندن قرائت صرف نظر کرد."


ما در جامعه ی خودمان در بسیاری از مواقع دفع افسد به فاسد می کنیم. چند نمونه که در حال حاضر به ذهنم می رسد:

1. ترویج موسیقی لغو و بی محتوا داخلی (فاسد) برای مقابله با موسیقی های لغو تر و بی محتوا تر (افسد).

2. ترویج دنبال کردن رقابت های فوتبال اروپایی که امری بی فایده است (فاسد) برای مقابله با گرایش جوانان به هزار و یک برنامه ناشایست و اعتیاد و ... (افسد).

3. ساختن سریال های تلویزیونی بدون محتوای متعالی و پندآموز (فاسد) برای مقابله با ماهواره و برنامه های ناشایست غیر اسلامی و... (افسد).


اگر به اجتماع و زندگی خود نگاه کنیم، خواهیم دید که مساله ی "دفع افسد به فاسد" بسیار فراگیر است. حال سوال های بسیاری زیادی به وجود می آید. آیا واقعا راه بهتری (نه فاسد نه افسد)  وجود ندارد؟ چه کسی در مرز بین فاسد و افسد تصمیم گیری می کند؟ و...  این بحث می تواند ادامه داشته باشد...

برچسب‌ها: اسلام، فرهنگ، ایران


ابزار امتیاز دهی



چهارشنبه 19 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 11:16

945. دستورالعمل SMART برای تعیین اهداف


اهداف باید SMART باشند.

این هفته در جلسه ی هفتگی هیات انصارالمهدی قیطریه بحث هدف گذاری در زندگی مطرح شد. سخنران جلسه توضیح داد که بر اساس نظریه های مدیریتی، برای افزایش دقت و کارایی اهداف، بهتر است که آن ها از دستورالعمل SMART پیروی کنند:

S - Specific
M - Measurable
A - Achievable
R - Relevant
T - Time-bound

حرف اول، S، مخفف Specific به معنای "مشخص" بودن است. یعنی یک هدف نباید کلی گویی کند و دقیقا باید معلوم باشد که چیست. هدف "می خواهم آدمِ بهتری باشم" مناسب نیست، چون معلوم نیست که دقیقا مفهوم این عبارت چیست.

حرف دوم، M، مخفف Measurable به معنای قابل اندازه گیری است. یعنی باید معیاری برای ارزیابی عملکرد خود داشته باشیم. اگر قرار است وزن کم کنیم، باید بگوییم که دقیقا می خواهیم "چند کیلو" وزن کم کنیم که شاخص اندازه گیری معلوم باشد.

حرف سوم، A، مخفف Achievable به معنای دست یافتنی است. نباید اهداف به گونه ای بلند پروازانه باشد که هرگز نتوان آن ها را اجرا کرد.

حرف چهارم، R، مخفف Relevant به معنای مربوط و مطابق بودن است. هدف باید به گونه ای تعیین شود که به ما ربط داشته باشد. ما نمی توانیم برای چیزهایی هدف تعیین کنیم که از دست ما خارج است و یا به ما مربوط نیست.

حرف پنجم، T، مخفف Time-bound به معنای داشتن محدوده ی زمانی است. در تعیین اهداف باید دقت کنیم که زمانِ اجرای آن نیز مشخص باشد.

مثال از یک هدف که تمام دستور العمل فوق را رعایت کرده است:
"من برای جبران روزه های قضا شده در ماه رمضان گذشته، در هفته آینده، دو بار روزه خواهم گفت."

این هدف هم مشخص است، هم قابل اندازه گیری است، هم دست یافتنی است، هم به من مربوط است، و هم زمان آن مشخص است.

همانطور که می بینید، اگر اهداف با استفاده از دستورالعمل SMART تعیین شوند، بسیار بهتر و دقیق تر خواهند بود، و احتمال موفقیت در اجرای آن ها نیز افزایش پیدا می کند.


پ.ن.1: جا دارد که از هیات انصارالمهدی قیطریه تشکر و تقدیر هم بشود که علاوه بر مسائل مذهبی و عزاداری و خواندن دعا، به مسائل اجتماعی و شخصیتی هم می پردازد و به مخاطبین کمک می کند که انشالله هم در دنیا و هم در آخرت سعادتمند شوند.


ابزار امتیاز دهی



در حین انجام آزمایش های دوره ی دکتری با مشکل جالبی رو به رو شده بودم. در تعدادی از آزمایش هایم، یک توده ی لیگنوسلولز را مورد واکنش با محلول بازی هیدروکسید سدیم قرار می دادم، ولی نکته ی عجیب این بود که وقتی آزمایش را تکرار می کردم نتایج به دست آمده متفاوت می شد. خیلی تلاش کردم که همه ی شرایط را یکسان کنم. مسائلی مانند رطوبت و دمای اتاق و انجام مراحل آزمایش را به دقت کنترل می کردم که مبادا منجر به تفاوت شود. ولی باز هم نتایج متفاوت می شد. خلاصه سرتان را درد نمی آورم، پس از مدتی، متوجه شدم که عاملی که فکر می کردم مهم نیست، بر روی نتایج به دست آمده  اثر چشمگیری می گذاشت: و آن عبارت بود از نحوه ی شستشوی ماده بعد از اتمام آزمایش! خوشبختانه پس از کنترل دقیق پارامترهای شستشو مانند دمای آب، زمان، و شدت و زاویه همزن هنگام شستشو نتایج به دست آمده تکرارپذیر گشتند (چه نتایج خوبی هم بودند که نهایتا منجر به چاپ دو مقاله در ژورنال معروف و معتبر "سلیولز" گشت).


اصولا علوم تجبری این گونه است. اگر پارامترهای مهم در یک آزمایش به صورت دقیق کنترل شود، آن آزمایش تکرار پذیر خواهد بود. همین خاصیت تکرارپذیری است که به ما اجازه می دهد مطالب علمی را کشف کنیم و برای تولید تکنولوژی به کار گیریم. اگر علوم تجربی تکرارپذیر نبود، دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شد و به عنوان مثال ایجاد خط تولید و کنترل کیفی محصولات غیر ممکن می بود.


یکی از ایرادهایی که افراد غیر مذهبی به پدیده هایی مانند معجزات، کرامات، و عرفان دینی می گیرند مربوط به همین نکته است. آن ها می گویند: چرا نمی توان ادعاهای دینی و عرفانی را به صورت مستقل و تکرارپذیر تایید نمود؟ چرا یک دعا امروز یک طور نتیجه می دهد، ولی همان دعا فردا اثر دیگری دارد؟ چرا کرامات اولیای خدا فقط در یک زمان یا مکان رخ می دهد، و آن فرد نمی تواند آن کرامت را به صورت تکرارپذیر اجرا کند؟ یکی از دوستان  نسبت به ارتباط با حقایق غیر مادی که پشت پرده ی این دنیا است اعتراض داشت. او تکرارناپذیری معنویات را مورد هدف قرار داده بود و نوشته بود "در این دوره و زمانه مورد آزمایش قرار دادن یک گزاره کار بسیار سختی نیست. هم مقدمات آماری آن فراهم است و هم مقدمات فلسفی آن. کافی است یک گزاره در بوته آزمایش قرار گیرد تا بتوان در مورد رد و یا صحت آن بحث کرد."


جواب بنده به این گونه سوالات بسیار ساده است: اتفاقا ادعاهای عرفان اسلامی و ارتباط با حقایق غیر مادی تکرارپذیر است، ولی به یک شرط! به این شرط که شما مانند هر آزمایش دیگر بتوانی همه ی پارامترهای مهم را اندازه گیری و کنترل کنی. همان طور که در آزمایش های من، کنترل مساله ای به سادگی شستشو، تاثیر بسیار زیادی در نتیجه ی آزمایش داشت، کنترل عوامل مختلف در آزمایشات دینی هم مهم است.


باید دقت داشت که یک پدیده ی عرفانی بسیار پیچیده تر از آزمایش علوم تجربی است. عوامل بسیاری در این موضوع موثر هستند که به عقل ناقص من و شما نمی آیند. به عنوان مثال اینکه من دیشب نمازم را اول وقت خوانده ام یا خیر، تاثیر خواهد گذاشت بر روی عملکرد عرفانی من در امروز. نیت آزمایش کننده، اخلاص عمل، حتی شاهدین آزمایش دینی هم ممکن است بر روی آن اثر گذارند!  شما چطور می خواهی این عوامل متعدد و متنوع را کنترل کنی تا بتوانی نتایج تکرارپذیر بگیری؟ اصلا ابزار آن را داری؟ اصلا عقلت می رسد که چه چیز را اندازه بگیری؟


پس، خلاصه بگویم: مسائل دینی (مانند معجزات، کرامات، و عرفان اسلامی) قابل آزمایش و تکرارپذیر است. ولیکن،به دلیل آن که پارامترهای متعدد و متنوع (مانند نیت، اخلاص، وضعیت روحی، و حتی نیت شاهدین آزمایش و...) بر روی نتیجه اثر خواهند گذاشت، با استفاده از ابزارهای محدود کنونی، اندازه گیری آن ها به صورت کامل برای ما مقدور نیست. مانند این است که شما با یک دستگاه تلگراف، تلاش کنی امواج تلویزیون را بگیری... آن هم به کیفیت اچ دی! کافی است که با عارفی کارکشته نشست و برخاست کنید تا از نزدیک به چشم خود ببینید که چقدر ابزار علوم تجربی برای اندازه گیری عظمت دنیای پشت پرده بچگانه است. من، با استناد به تجربه ی خودم، مشاهده کرده ام که اتفاقا دنیای معنوی پشت پرده قانونمند و منظم است. ولی نظم و قانون آن برای ما (که نمی توانیم پارامترهای مختلف را کنترل کنیم) سیال  است و ما فقط می توانیم با استناد به دستورالعمل های کسانی که راه را رفته اند، از آن دنیای پشت پرده به اندازه ظرف محدود خودمان بهره ببریم. و تلاش کنیم که ذره ذره از اسرار آن به مقدار اندکی بیشتر بفهمیم.


به قول سعدی:

ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم

برچسب‌ها: اسلام، تحصیل، عبادت


ابزار امتیاز دهی



دوشنبه 19 بهمن‌ماه سال 1394 ساعت 20:02

943. زنده بودن قرآن و دیگر آیات الهی


** سیستم آیات الهی **

بنده معتقدم که سیستم آیات الهی یک سیستم زنده است که می تواند موجب اثر شود. وقتی می گویم "زنده" منظورم یک مفهوم شاعرانه نیست، بلکه دقیقا منظورم همان است که می گویم. به نظرم این طور نیست که آیات قرآن مثل دیگر کتاب ها فقط جوهر بر روی کاغذ باشد. بلکه آن آیه (آن مفهوم) زنده است. تو می توانی با آن ارتباط برقرار کنی، و آن هم (به حول و قوه ی الهی) جوابت را خواهد داد. در واقع اعتقاد دارم که به قول فرنگی ها، سیستم dynamic و interactive هست. نه استاتیک.

یکی از نشانه های زنده بودن سیستم این است که می توان با آن ارتباط برقرار کرد. بعضی اوقات یک آیه یا یک حدیث را می بینم و به آن فکر می کنم. سپس در دلم می گذرد که، خدایا، اگر این آیه یا حدیث برایم برکت دارد، خودت آن را به من نشان بده - در واقع به نوعی درخواست interaction با آن آیه یا حدیث را می کنم. و دقیقا از آن رو که سیستم زنده است، اگر شرایط مناسب باشد، طولی نمی گذرد که آن آیه یا حدیث به شکل دیگری به سویم می آید و جوابم را می دهد.

بگذارید مثالی بزنم.

چندی پیش در نمازخانه ی شرکتمان یک حدیث در مورد نماز دیدم که به نظرم بسیار جالب بود. ولی متاسفانه در زیر آن حدیث، منبع ذکر نشده بود. از آن رو که متن حدیث به نظرم خیلی با اهمیت بود خیلی دوست داشتم بروم ببینم واقعا به چه صورت نقل شده است. امروز با خودم فکر می کردم که مدتی است که نمازم آن طور که باید و شاید توجه نکرده ام، و آن حدیث وصف حال من شده است. در همین فکرها بودم که آن حدیث (همراه با منبع) از طریق باور نکردنی در جلوی چشمم قرار گرفت. برای من، این نمونه ای است از زنده بودن سیستم. من درخواست interaction کردم، و الحمد لله سیستم هم جوابم را داد.

و این هم متن آن حدیث:

امام صادق علیه السلام فرمود:
 «هر که نمازهاى واجب را در اول وقت بخواند و درست ادا کند، فرشته آن را پاک و درخشان به آسمان رساند و آن نماز فریاد زند خدا تو را حفظ کند چنانچه حفظم کردی و تو را به خدا سپارم چنانچه مرا به فرشته‏ اى کریم سپردى، و هر که بدون عذر بعد از وقتش، آن را بدون دقت و ارتباط معنوی لازم بخواند، فرشته آن را سیاه و تاریک بالا برد و آن نماز فریاد کشد خدا ضایعت کند چنانچه ضایعم کردى و رعایتت نکند چنانچه رعایتم نکردى»
(وسائل الشیعة، ج ۴، ص ۱۲۳ و ۱۲۴)

خدا آخر و عاقبت همه ی ما را ختم به خیر کند. هر موقع نمونه ای از زنده بودن سیستم می بینم، دوباره متنبه می شوم که ای وای بر من و غفلت های روز مره ام.


چقدر سعدی زیبا می گوید:

ای که پنجاه رفت و در خوابی/
مگر این پنج روزه دریابی/

علیرضا بازارگان
19 بهمن 1394

برچسب‌ها: اسلام، قرآن، حدیث


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 13 بهمن‌ماه سال 1394 ساعت 13:37

942. سرعت غیر مجاز پلیس در آمریکا


هفته پیش یک کلیپ کوتاه سه دقیقه ای در فضای مجازی آمریکا انتشار یافت که در این مدت توسط میلیون ها نفر دیده شده است. کار به جایی رسیده است که خبرگزاری های مطرح مانند واشنتن پست، سی بی اس، سی ان ان و... هم گزارش هایی درباره این کلیپ تهیه کرده اند و در این چند روز این کلیپ نقل محافل بوده است.


قضیه از این قرار است:

در ایالت فلوریدا، یک خانم هنگام رانندگی به یک ماشین پلیس اشاره می کند که بزند بقل. پلیس که فکر می کند برای خانم مشکلی پیش آمده است می ایستد پیاده می شود و به سمت ماشین خانم می آید. خانم به پلیس می گوید، که آیا می داند برای چه او را نگه داشته است؟ و سپس خانم به پلیس می گوید که مدتی است که پشت سرش در حال رانندگی بوده است و متوجه شده است که پلیس سرعت غیر مجاز داشته است و با این که خانم سرعت خودش را به 130 کیلومتر در ساعت افزایش داده است، باز نتوانسته است به ماشین پلیس برسد. خانم سوال می کند که آیا کار اضطراری وجود دارد که افسر انقدر سریع رانندگی می کند!؟ افسر محترمانه به حرف های خانم گوش می دهد و می گوید که متوجه نبوده است که سرعت غیر مجاز داشته است ولی در راه رفتن به سمت پاسگاه است و تلاش می کند که دیگر از سرعت مجاز تجاوز نکند. خانم می گوید که شما به عنوان الگوی جامعه خوب است که رفتار مناسب از خودتان نشان بدهید پلیس هم با او موافقت می کند.



حال چندین نکته است که می توان در مورد  این داستان مطرح کرد:


پ.ن.1: چقدر این پلیس محترم و با ادب با خانم صحبت می کند. این واقعا مثال زدنی است.

پ.ن.2: پلیس آمریکا در بسیاری از موارد خشن و بی ادب  است، و شاید به همین دلیل است که یک کلیپ به این سادگی انقدر در رسانه های آمریکا بازتاب یافته است. بنا به تجربه شخصی ام، به نظرم کلا در بین کشورهای غربی پلیس آمریکا بد است (به عنوان مثال در مقایسه با انگلیسی ها)

پ.ن.3: معلوم است که جامعه ای که آن خانم در آن بزرگ شده است، آن قدر برای شهروندان احترام قائل است، که خانم به خودش اجازه می دهد از افسر ایراد بگیرد. اگر در فضای مجازی چرخی بزنید، چندین نمونه دیگر از شهروندان کشورهای جهان اول پیدا خواهید کرد که به صورت محترمانه به پلیس هشدار و تذکر می دهند. آیا در جامعه ی ما هم اینچنین است؟

برچسب‌ها: آمریکا، غرب، فرهنگ، اخبار


ابزار امتیاز دهی


1 2 3 4 5 ... 189 >>