X
تبلیغات
دورکار

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


شنبه 29 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 23:53

949. امروز زنگ زدم 110


امروز وقتی از سر کار به خانه می آمدم، یک ماشین را دیدم که گوشه خیابان پارک کرده بود. ناگهان یک زن و مرد از ماشین پیاده شدند و هر کدام گوشه ای از یک کیف را گرفته بودند. این می کشید و آن می کشید. زن می گفت: کیفم رو ول کن! مرد هم می گفت: ماشین رو بردار و برو، کیف رو نمی دم! من هم هاج و واج ایستاده بودم که چه باید کرد. ناگهان زن به سمت من نگاه کرد و گفت: آقا تو رو خدا زنگ بزن 110!


من هم سریع تلفن را در آوردم و به 110 زنگ زدم. یک خانم آن طرف گوشی را برداشت. سعی کردم موضوع را سریع به او توضیح دهم. گفتم خانم سریع شماره ماشین را می گویم شما بنویس می ترسم نکند ماشین برود و من شماره آن را به شما نگفته باشم. گفت نه! داشتم شاخ در می آوردم! خانم یک سری سوال احمقانه پرسید من جمله این که من چه کسی هستم!!! با خودم فکر کردم عجب نادانی است! هویت من این وسط چه فرقی می کند!؟ سعی کردم سریع آدرس را بگویم تا واحد پلیس را بفرستند. باز انگار خانم سوالات دیگری داشت. به جای این که آدرس را بنویسد اول پرسید: شما شاکی هستید یا آن خانم!؟ من گفتم چه می دانم چه کسی شاکی است!؟ خلاصه این که، در انتها نکات مهم مثل آدرس و شماره ماشین را نوشت ولی زمان الکی سپری شد. اگر واقعا یک قتل یا یک اتفاق حساس در حال رخ دادن بود، این خانم با این سوالاتِ بی موردش کلا گند زده بود. حال برایم یک سوال پیش آمده است: چه کسی به این تلفنچی های 110 آموزش می دهد؟ آیا کسی به آن ها یاد داده است که سریعا به جای این که سوال بی مورد بپرسند می بایست اطلاعات حساس را بنویسند؟ یکی باید این نکته بدیهی را به آن ها گوشزد کند که اگر کسی تماس گرفت و داشت اطلاعات مهمی به شما انتقال می داد، به جای سوال کردن فقط سراپا گوش باشند.

برچسب‌ها: ایران، خاطره


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 6 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 09:05

948. شایعه سازی افراد ضد دین


پس از موفقیت های سینمایی کشورمان در جشنواره کن، مسائل حاشیه ای متفاوتی ایجاد شده است. افراد ضد دین مثل همیشه در تلاش هستند که هر طور شده از این آب ماهی بگیرند. دشمنان هرگز آرام و قرار ندارند.


امروز دوباره با یکی از این شایعه های کثیف رو به رو شدم، که وظیفه خودم دانستم آن را برملا کنم. یک هموطن نادان نوشته است:


"در کنفرانس خبری هیات داوران جشنواره کن "دونالد ساترلند" منتقد سرشناس همانند کتایون شهابی داور ایرانی مراسم شال و روسری بر سرش کرد! تا با بدبختی زن ایرانی ابراز همدردی کرده باشد. درود بر این شرافت..."



عجیب است که زیر این پیام بی اساس، هموطن های دیگر شروع به دفاع از فلسفه حجاب کرده اند و بحثی طولانی شکل گرفته است! حتی به ذهن یک نفر هم نرسیده است که اصلا ممکن است این حرف از اساس دروغ باشد. واقعا مردم ما بسیار زود باورند.


ولی بد نیست بدانید که این شایعه صد در صد دروغ و بی اساس و زاده ی ذهن این هموطن بیمار ماست. آقای ساترلند در کل این روزهای جشنواره از خیس و شرجی بودن آب و هوا  ابراز عصبانیت کرده بود. روزنامه گاردین همان روز به این شال اشاره کرده بود و دلیل پوشیدن آن را به وضوح مطرح کرده بود:


"دونالد ساترلند می گوید که آن قدر خیس شده است که مجبور بوده است لباسش را عوض کند و اکنون روسری به سر کرده است. شروع عجیبی (برای جشنواره)  است!"

http://www.theguardian.com/film/live/2016/may/22/cannes-2016-palme-dor-winners-live


کفار و منافقین چگونه در روز جزا به خاطر منحرف کردن مردم جوابگو خواهند بود؟


پ.ن.1: این گزارش خبری هم (گرچه کمی نامربوط) خواندنی است.

برچسب‌ها: اسلام، شایعه، فرهنگ، ایران


ابزار امتیاز دهی



جمعه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 12:24

947. رانت اطلاعاتی یعنی چه؟


یادتان می آید چند سال پیش ناگهان قیمت دلار سه برابر شد؟ خوب، در آن زمان مقالات و نوشتارهای زیادی بیرون آمد که هر یک در مورد دلیل ها، تبعات، و دیگر مسائل مربوط به این اتفاق صحبت می کرد. اتفاق کوچکی هم نبود. چطور می شود که یک شبه، ارزش پول یک کشور یک سوم شود؟ ظاهرا اتفاقی که افتاد این بود که یک شبه به ریال اجازه داده شد که از قیمت غیر واقعی (که به صورت مصنوعی اعمال شده بود) فاصله بگیرد و به قیمت حقیقی خودش نزدیک شود. این تصمیم، تصمیم بزرگی بود. دیر یا زود می بایست این اتفاق می افتاد. ولی بحث من، در مورد چرایی این اتفاق نیست، بلکه در مورد چگونگی آن است.


یادم می آید که در آن روزها یک مقاله از وال استریت ژورنال می خواندم که با آب و تاب داستان یک خانمی را بازگو می کرد که وقتی از این خبر آگاه شده است، دچار شوک عصبی شده و بعد از آن از حال رفته است. زیرا سرمایه و دارایی او یک شبه دود شده است. چقدر زیاد بودند افرادی که به دلیل این اتفاق دیگر نتوانستند از زیر قرض بیرون بیایند. نمی دانم در جراید چیزی آمده است یا نه، ولی بعید نمی دانم افرادی به دلیل فشارهای وارده خودکشی هم کرده باشند (اگر کسی در این باره لینک یا خبری دارد، می تواند در قسمت نظرات به اشتراک بگذارد).


چند روز پیش، با دوستی مکالمه ای داشتم که من را به فکر فرو برد و انگیزه نوشتن این مطلب شد. او می گفت: "حدود سه روز قبل از اینکه قیمت دلار سه برابر شود، ما از طریق آشناهایمان مطلع شدیم که قرار است این اتفاق بیافتد. البته حاج آقا (پدرش) اعتقاد داشت که اگر در آن شرایط دلار بخرد از لحاظ شرعی جایز نیست و باید مثل بقیه مردم که اطلاع ندارند عمل کند. ولی در هر صورت ما مطلع بودیم. ولی دیگران چطور؟"


گرچه در گذشته هم عبارت "رانت اطلاعتی" را شنیده بودم، ولی هرگز معنی آن را به این شکل درک نکرده بودم. شاید بتوان گفت در این مکالمه، برای من روشن شد که این عبارت دقیقا به چه معنا است و چه تبعاتی دارد. از بی عدالتی حالم به هم می خورد.



پ.ن.1: جالب است که این نوع معاملات در بازار بورس غیر قانونی است (insider trading). معامله بر اساس اطلاعات مهم و غیرعلنی ممنوع است زیرا در شرایطی که دیگر سرمایه‌گذاران به آن اطلاعات دسترسی ندارند، معامله منصفانه نیست.


پ.ن.2: مثال های دیگر: رانت اطلاعاتی در خرید زمین های یک منطقه. وارد کردن جنسی خاص. دست گذاشتن روی یک پروژه و مصوب کردن آن و...


پ.ن.3: یک تقدیر هم باید از حاج آقا (پدر دوستم) بکنم که حتی در آن شرایط بحرانی، فکر حرام و حلال بودن اقدامات خودش را می کرده است.

برچسب‌ها: ایران، اقتصاد، اسلام


ابزار امتیاز دهی



شنبه 28 فروردین‌ماه سال 1395 ساعت 11:28

946. دفع افسد به فاسد


یادم می آید اولین باری که با این عبارت آشنا شدم برایم خیلی جالب بود" دفع افسد به فاسد". پدرم آن را به من یاد داد. این دستور یک نوع از دستور کلی "اهم و مهم" کردن مسائل است. بگذارید اول یک تعریف مختصر داشته باشیم. فاسد یعنی چیزی که تباه و ضایع و بد است و  افسد یعنی آنچه فاسدتر و تباه تر و بدتر است، معنی "دفع افسد به فاسد" این می شود که اگر شما در موقعیتی قرار گرفتی که بین دو انتخاب بد و بدتر گیر کردی، درست این است که انتخاب بد را بکنی (و بدتر را دفع کنی).


تارنمای اسلام کوئست در مورد این که در انتخاب چه چیزی بر چه چیزی اولویت دارد می نویسد: "مجتهدان اسلامی در علم اصول درباره موارد تزاحم و مصادیق آن بحث های گسترده‎ای را مطرح کرده‎‎اند، که برخی از معیارها و مصادیق تشخیص اولویت حکم در موارد تزاحم به قرار زیر است:

الف. حکمی که مربوط به کیان اسلام و عزت و اقتدار مسلمین است، در باب تزاحم، بر احکام دیگر اولویت دارد. بعنوان مثال؛ برنامه امیرمؤمنان، على (ع) بعد از پیامبر(ص)، مصداق همین معنا بود. امام (ع) بر سر دو راهى قرار گرفته بود، یا باید حکومت را که حقّ مسلّم اوست و براى تداوم اسلام و مصالح مسلمانان بسیار کار ساز است رها سازد، و یا اصل اسلام به خطر بیفتد، در این شرایط امام سفارش رسول اکرم (ص) را عمل کرد و برای حفظ اسلام و وحدت مسلمین، از حکومت کناره گیری کرد و خانه نشینی را برگزید.

 ب. حکمی که مربوط به جان و ناموس انسان‌ها است، در مقایسه با حکمی که مربوط به اموال مسلمانان است، اولویت و اهمیت دارد.

 ج: آن چه مربوط به حقوق افراد است در مقایسه با آن چه مربوط به حقوق افراد نیست، اهمیت دارد.

 د: آن چه در یک فعل عبادی رکن به شمار می‌رود، بر آن چه رکن نیست اولویت دارد. مثلا اگر به خاطر تنگی وقت و مانند آن، میان خواندن قرائت و انجام دادن رکوع تزاحم رخ دهد، باید رکوع را انجام داد، و از خواندن قرائت صرف نظر کرد."


ما در جامعه ی خودمان در بسیاری از مواقع دفع افسد به فاسد می کنیم. چند نمونه که در حال حاضر به ذهنم می رسد:

1. ترویج موسیقی لغو و بی محتوا داخلی (فاسد) برای مقابله با موسیقی های لغو تر و بی محتوا تر (افسد).

2. ترویج دنبال کردن رقابت های فوتبال اروپایی که امری بی فایده است (فاسد) برای مقابله با گرایش جوانان به هزار و یک برنامه ناشایست و اعتیاد و ... (افسد).

3. ساختن سریال های تلویزیونی بدون محتوای متعالی و پندآموز (فاسد) برای مقابله با ماهواره و برنامه های ناشایست غیر اسلامی و... (افسد).


اگر به اجتماع و زندگی خود نگاه کنیم، خواهیم دید که مساله ی "دفع افسد به فاسد" بسیار فراگیر است. حال سوال های بسیاری زیادی به وجود می آید. آیا واقعا راه بهتری (نه فاسد نه افسد)  وجود ندارد؟ چه کسی در مرز بین فاسد و افسد تصمیم گیری می کند؟ و...  این بحث می تواند ادامه داشته باشد...

برچسب‌ها: اسلام، فرهنگ، ایران


ابزار امتیاز دهی



چهارشنبه 19 اسفند‌ماه سال 1394 ساعت 11:16

945. دستورالعمل SMART برای تعیین اهداف


اهداف باید SMART باشند.

این هفته در جلسه ی هفتگی هیات انصارالمهدی قیطریه بحث هدف گذاری در زندگی مطرح شد. سخنران جلسه توضیح داد که بر اساس نظریه های مدیریتی، برای افزایش دقت و کارایی اهداف، بهتر است که آن ها از دستورالعمل SMART پیروی کنند:

S - Specific
M - Measurable
A - Achievable
R - Relevant
T - Time-bound

حرف اول، S، مخفف Specific به معنای "مشخص" بودن است. یعنی یک هدف نباید کلی گویی کند و دقیقا باید معلوم باشد که چیست. هدف "می خواهم آدمِ بهتری باشم" مناسب نیست، چون معلوم نیست که دقیقا مفهوم این عبارت چیست.

حرف دوم، M، مخفف Measurable به معنای قابل اندازه گیری است. یعنی باید معیاری برای ارزیابی عملکرد خود داشته باشیم. اگر قرار است وزن کم کنیم، باید بگوییم که دقیقا می خواهیم "چند کیلو" وزن کم کنیم که شاخص اندازه گیری معلوم باشد.

حرف سوم، A، مخفف Achievable به معنای دست یافتنی است. نباید اهداف به گونه ای بلند پروازانه باشد که هرگز نتوان آن ها را اجرا کرد.

حرف چهارم، R، مخفف Relevant به معنای مربوط و مطابق بودن است. هدف باید به گونه ای تعیین شود که به ما ربط داشته باشد. ما نمی توانیم برای چیزهایی هدف تعیین کنیم که از دست ما خارج است و یا به ما مربوط نیست.

حرف پنجم، T، مخفف Time-bound به معنای داشتن محدوده ی زمانی است. در تعیین اهداف باید دقت کنیم که زمانِ اجرای آن نیز مشخص باشد.

مثال از یک هدف که تمام دستور العمل فوق را رعایت کرده است:
"من برای جبران روزه های قضا شده در ماه رمضان گذشته، در هفته آینده، دو بار روزه خواهم گفت."

این هدف هم مشخص است، هم قابل اندازه گیری است، هم دست یافتنی است، هم به من مربوط است، و هم زمان آن مشخص است.

همانطور که می بینید، اگر اهداف با استفاده از دستورالعمل SMART تعیین شوند، بسیار بهتر و دقیق تر خواهند بود، و احتمال موفقیت در اجرای آن ها نیز افزایش پیدا می کند.


پ.ن.1: جا دارد که از هیات انصارالمهدی قیطریه تشکر و تقدیر هم بشود که علاوه بر مسائل مذهبی و عزاداری و خواندن دعا، به مسائل اجتماعی و شخصیتی هم می پردازد و به مخاطبین کمک می کند که انشالله هم در دنیا و هم در آخرت سعادتمند شوند.


ابزار امتیاز دهی


1 2 3 4 5 ... 190 >>