X
تبلیغات
بازی پارس آنلاین

www.301040.tk وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


چهارشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1394 ساعت 00:25

920. جلسه خوانندگان وبلاگ


سلام دوستان

انشالله اگر خدا یاری کند، مانند گذشته، جلسه ای دوستانه برقرار خواهیم کرد که خوانندگان وبلاگ در آن با هم از نزدیک آشنا شوند. دوستانی که از خوانندگان قدیمی وبلاگ هستند، می دانند که این گونه جلسات مسبوق به سابقه است. مشخصات جلسه به شرح زیر است:


زمان:  پنجشنبه، 12 شهریور، ساعت 4 الی 6 عصر.


مکان: پارک قیطریه (تهران). به این صورت که من از ساعت 3:45 در کنار مجسمه امیرکبیر در جلوی فرهنگسرای پارک قیطریه خواهم بود. راس ساعت 4 با دوستان به سمت آلاچیق های پایینِ پارک حرکت خواهیم کرد. اگر دوستان دیر تشریف بیاورند مجبورند خودشان به قسمت پایینی پارک بیایند و دنبال ما بگردند. برای این که ما را گم نکنید، بهترین راه حل این است که حتما قبل از ساعت 4 کنار مجسمه امیرکبیر در جلوی فرهنگسرا باشید.


موضوع جلسه: جلسه پیرامون موضوع مهدویت خواهد بود و در آن سوالات، شبهه ها، نقد ها، آسیب شناسی ها و همه ی جوانب مختلفِ بحث آزاد است. از همه ی دوستان، چه آن هایی که به امام زمان اعتقاد دارند و چه آن هایی که در این باره تردید دارند، دعوت می شود شرکت کنند تا جلسه ی همفکری خوبی داشته باشیم.


حضور در جلسه برای عموم آزاد است. به امید دیدار تک تکِ شما. اگر مایل هستید دوستان و آشنایان خود را نیز بیاورید.

برچسب‌ها: جلسه، وبلاگ


ابزار امتیاز دهی



چهارشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 09:54

918. حرم امام رضا دیگر کجاست؟


1. مقدمه

 

اسم چند مکان را برایتان بازگو می کنم، شما به من بگویید چه تشابهی میان آن ها وجود دارد: دیوار چین؛ برج ایفل؛ و بیگ بِن در پارلمان انگلستان؛ اگر گفتید وجه اشتراک همه ی این بناها چیست؟ وجه مشترک آن ها این است که شما، بلی شما خواننده ی محترم، با اینکه ممکن است هرگز این بناها را از نزدیک ندیده باشید، ولیکن یک "ذهنیت" و "تصور" نسبت به آن ها دارید. به عبارت دیگر، نام و نشانِ این بناها برای شما آشنا است.

 

من شخصا هر سه بنا را از نزدیک دیده ام. هر کدام از آن ها زیبایی ها و جذابیت های خود را دارند، ولی هیچ یک برای من با حرم امام رضا (ع) قابل مقایسه نیست. حرم امام قطعه ای از بهشت است که هیچ بنای دیگری –حتی مسجدالنبی که در هنگامِ دیدنِ آن جان و دلم مفرح گشت- جای آن را برای من نمی گیرد. ولی افسوس! افسوس که این حرم آسمانی فقط برای ما ایرانی ها و مُشتی چند از شیعیان کشورهای اطراف آشنا است، و دیگر مردم دنیا حتی اسم آن را نشنیده اند (ناگفته نماند که در چند سالِ اخیر حرکت های مثبی در کشورهای حاشیه خلیج فارس صورت گرفته است و برادران عرب زیادی این روزها به پابوسی امام رضا می آیند).

 

داستانی برای شما بازگو می کنم که برای من بسیار غم انگیز است. روزی در آلمان با یکی از دوستان مصری خود که بسیار پسر مومن و سالمی بود حرف می زدم. صحبت، مثل همیشه، به مباحث اسلامی و معرفتی کشید. از او سوال کردم: "آیا می دانی بزرگترین عبادتگاه مسلمانان در دنیا چه بنایی است؟" گفت: "فکر می کنم مسجد النبی باشد." گفتم: "نه، یک حدس دیگر بزن". گفت: "حدس دیگری ندارم. امکان ندارد مکانی برای عبادت بزرگتر از مسجدالنبی وجود داشته باشد. من زیاد به آن جا رفته ام. مسجدالنبی حتی از مسجدالحرام هم بزرگتر است!" گفتم: "مکانی در ایران هست، که هم از مسجدالحرام و هم از مسجدالنبی بزرگتر است." با تعجب گفت: "امکان ندارد..." کامپیوترم را روشن کردم و با کمی جستجو در اینترنت به او ثابت کردم که حرم امام رضا بزرگتر از مسجدالنبی است. باورش نمی شد. پرسید: "اصلا اینجا کجاست؟ من تا به حال اسم این مکان را هم نشنیده ام". ببینید چقدر این داستان دردآور است. شما، خواننده ی محترم، نام بناهای کفار چین و فرانسه و انگلستان را بلدید، ولی هیچ کس نام حرم امام رضا که بزرگترین بنای عبادی مسلمانان است را نشنیده است.

 

لطفا این مساله را گردن فتنه گرانی که میان شیعه و سنی اختلاف ایجاد می کنند، نیاندازید. دوستِ مصری من فقط یک مثال بود. من از دوستان مختلفی در کانادا، آمریکا، چین، فرانسه، انگلستان، آلمان و... از همگی پرسیده ام که آیا مکانی به نام حرم امام رضا به گوششان خورده است؟ و همگی بلااستثنا جواب منفی داده اند. این چیزی نیست که بتوان گردنِ اختلاف شیعه و سنی و یا استکبار جهانی انداخت. این اتفاق چیزی نیست جز ضعف ما در شناساندن این گوهر بی بدیل به مردم دنیا. ما حقِ مطلب را ادا نکرده ایم.

 


2. اهمیت بحث

 

شاید عده ای از خوانندگان با خود بگویند: "اصلا چه اهمیتی دارد که یک عده خارجی بدانند حرم امام رضا بزرگترین بنای عبادی مسلمانان در دنیا است؟ اصلا چرا باید تلاش بکنیم تا نام و نشانِ حرم امام برای مردم دنیا آشنا باشد؟" جوابِ من به این عزیزان این است: شناخت سطحی، پیشنیازِ شناختِ عمیق است. همین شناخت های ظاهرا ساده و سطحی است که منجر به جستجو و تحقیق و آشنایی عمیق تر و گرایش و حتی ارادت و اعتقاد می شود.

 

بگذارید برای شما یک خاطره ی دیگر تعریف کنم. من یک آشنایِ نیوزلندی دارم که خانم بسیار پرسشگر و محققی است. این خانم از طریق همین آشنایی های سطحی در کشورش با مفاهیم بودایی آشنا شد. همین آشنایی سطحی منجر به تحقیق بیشتر این خانم گشت، تا جایی که چند روز پیش با من از هند تماس گرفت و گفت که برای درکِ عمیق تر آیین بودایی کار و زندگی خودش را رها کرده است و چند هفته برای تعلیمِ اصول آیین بودا به هند رفته است. شما را به خدا از این داستان چه می فهمید؟ آیا از عملکردِ خود شرمگین نمی شوید که چرا این خانم به جای این که در هند به دنبال بودا بگردد، در مشهد و در مسجد گوهرشاد به گنبد طلا نظاره نمی کند؟ این برای شما گریه آور نیست؟

 

البته خدا مقلب القلوب است و خودش هر کس را بخواهد هدایت و هر کس را بخواهد گمراه می کند، ولی ما هم باید مسئولیت خود را بشناسیم و نقش خودمان را ایفا کنیم. شناساندنِ بنای حرم امام رضا به مردم دنیا، پیشنیازِ شناساندن شخصیت والای این امامِ معصوم و زمینه ساز برای گرایش مردم به ایشان است. اگر خودِ ما تا به حال به حرم امام رضا نرفته بودیم و فضای آسمانی و روح انگیز این بنا را تجربه نکرده بودیم، آیا می توانیم ادعا کنیم همین ارتباط تنگاتنگ را با ایشان احساس می کردیم؟ خوشبختانه یا متاسفانه ما مردم عادی تحت تاثیرِ این گونه بناها قرار می گیریم و نباید تاثیر آن را نادیده بگیریم.

 

در واقع ما با شهرت آفرینی برای حرم، مقدمه چینی می کنیم تا بیگانگان کم کم در مورد صاحب این خانه مطالعه کنند و پس از آن وجود مبارک امام از آن ها دلربایی کند. چه خوب می شود که زیربناهای مربوط هم برای این امر ایجاد شود. یک ایده ی ساده این است که روزانه، سر ساعتِ به خصوص، تورهایی به زبان انگلیسی برگزار بشود که خارجی هایی که برای دیدنِ بنای حرم به مشهد آمده اند در این فضا گردانده شوند و هم بنا را از نزدیک ببینند، هم محیط معنوی آن را درک کنند. من به شما قول می دهم که هر جهانگرد که بیاید و این بنا و فضای حاکم بر آن را از نزدیک ببیند، سوال های عمیقی در ذهنش ایجاد خواهد گشت که برای جواب دادن به آن ها مجبور می شود در موردِ امام رضا به مطالعه و تفکر بپردازد.

 

راهکارهای ساده ای برای پیشبرد این مساله وجود دارد. به عنوان مثال، اگر تورهای بسیار محدودِ داخلی حرم به زبان خارجی منحصرا به یک شرکت سپرده شود، آستان قدس رضوی می توان درآمدهای حاصله از این واگذاری را خرجِ شهرت آفرینی برای حرم کند. یک رویکرد دیگر این است که آستان قدس رضوی، خودش عمده سهامدار شرکتی شود که تورهای داخلی حرم را انجام می دهد – و در این تورها، در کنارِ نشان دادن بنا و فضا، جهانگردان را با جزئیاتِ عظمتِ شخصیت امام رضا آگاه سازد. بنده مطمئن هستم که شرکت های بسیار زیادی وجود دارند که حاضر هستند با آستان قدس رضوی در این زمینه همکاری کنند. نیروهای مستعد و مشتاق کم نیستند. من به شخصه، اعلام می کنم که اگر آستانِ قدس در این زمینه نیاز به همکاری داشته باشد، می تواند از تجارب من استفاده کند.

 


3. نگرش جهانی

 

ما نگرش جهانی نداریم. ما اصلا بلد نیسیتم که چگونه خودمان و گوهرهایمان را به دنیا معرفی کنیم. در مباحث بین الملل، ما بیشتر جاهل هستیم تا کاهل. گویی نحوه ی تفکر ما با دنیای ارتباطات سازگاری ندارد. کسی به ما یاد نداده است که چگونه با شیوه های کارآمد در دنیای مدرن سری از میان سرها بالا بیاوریم.

 

یک لحظه بیاندیشید: شما چطور است که اهرام ثلاثه مصر را می شناسید؟ چه اتفاقی افتاده است که نام موزه لوور برای شما آشناست؟ مجسمه آزادی در نیویورک سر پیاز است یا ته پیاز که شما شکل و شمایل آن را می شناسید؟ مگر حرم امام رضا چه چیز کم دارد که همه ی مردم دنیا این مکان ها را می شناسند ولی اسم حرم امام رضا حتی به گوششان هم نرسیده است؟

 

مشهور شدن در میانِ مردم دنیا اتفاق ارزانی نیست. کشورهای مختلف سالانه میلیون ها دلار خرج می کنند تا بر سر زبان ها باشند. ما نباید تصور کنیم که این رویداد ساده ای است که ما  نام خیابان "شانزه لیزه" به گوش همه ی ما رسیده است. سال ها تلاش و میلیون ها دلار خرج شده است تا این اتفاق بیافتد. این خرج فقط توسط کشورها و بناهای تاریخی صورت نمی گیرد، بلکه ارگان ها و شرکت هایی که تفکر جهانی دارند هم از این قاعده مستثنی نیستند. به عنوان مثال، مجموعه ی NHS در لندن که سرویس ملی سلامت بود، در سال 2012 حدود 3 میلیون پوند (یعنی بیش از 15 میلیارد تومان) برای "روابط عمومی" خرج کرد. این اعداد و ارقام در رقابت کسب کردن شهرت جهانی خیلی هم عجیب نیستند.

 

ترفندهای مختلفی برای پیدا کردن شهرت جهانی وجود دارند و حتی شرکت هایی وجود دارند که تخصص آن ها همین شهرت آفرینی است. شما شاید باورتان نشود ولی رقابت بسیار سختی میان شرکت های غول آسای "روابط عمومی" (یا به قول فرنگی ها شرکت های PR) برای کسب کردن مهم ترین مشترها وجود دارد. دامنه ی مشتری های شرکت های روابط عمومی از دولت های ملی به مجموعه های چند ملیتی و حتی بازیگران و شخصیت های سرشناس می رسد. به عبارتِ دیگر، متخصصین بازاریابی فقط برای فروش محصولات تجاری به کار گرفته نمی شوند، بلکه عده ای از متخصصین بازاریابی، اصلا تخصص خود را در شهرت آفرینی برای اشخاص، مجموعه ها، و بناها به کار می گیرند.

 

روش های مختلفی برای ایجادِ شهرت وجود دارد. این مسائل را دیگر باید از متخصصین بازاریابی سوال کنید و از حوزه تخصص من خارج است. از مبحث product placement در فیلم ها گرفته تا نوشتن مقالات در روزنامه های کثیرالانتشار خارجی. نباید از اقدام های کوچک نیز بگذریم. نیاز است در فضای اینترنت حرم امام رضا را به کاربرانِ پایگاه های مختلف بشناسانیم. از وبسایت های عمومی مانند "ویکی پدیا" و "ردیت" گرفته، تا فوروم های گوناگون.

 

برای شناساندن حرم امام رضا به مردم دنیا نیاز به مدیریت خوش فکر و متعهدی است که زندگی در خارج از کشور تجربه کرده باشد و کاملا با افکار بین الملل آشنا باشد. ما با به کار گرفتن افرادی که دنیا را ندیده اند نمی توانیم در سطح دنیا شهرت آفرینی کنیم. ما نیاز به نیروهایی داریم که بر چند زبان مسلط باشند، اهمیت مساله را درک کنند، و بتوانند از دیدِ یک فردِ خارجی به این موضوع نگاه کنند. تا عناصرِ خوش فکری به کار نگیریم که دنیا را از دیدِ یک فردِ خارجی نبینند، اقدام های ما محدود خواهند بود. البته این عناصرِ خوش فکر می بایست توسط کسانی که منابع مالی و رشته ی تصمیم گیری در دست دارند حمایت شوند تا بتوانند از ظرفیت های مختلف –و مخصوصا ظرفیت های مالی- برای انجام این پروژه استفاده کنند. بدون داشتن بودجه ی مشخص و کافی، دستِ بهترین نیروها نیز کوتاه خواهد بود و اقدامات ابتر خواهند ماند.

 


4. کلام آخر

 

لازم به ذکر است که در این بحث، نباید جذابیت های ذاتی ثامن الحجج را نادیده بگیریم. وجود مبارک امام رضا (ع) آنقدر جذاب است که کافی است ما مردم را فقط با ظواهر آشنا کنیم. همین که مردم دنیا بفهمند که چه شاهی در خراسان دفن است، خودشان مصداق آیه ی "و رأیت النّاس یدخلون فی دین الله افواجا" می شوند. امام رضا مصداقِ همه ی زیبایی ها است و یک لحظه ارتباطِ حقیقی با ایشان کافی است تا زنگارها و پلیدی های روح هر انسانی از بین برود. مگر داستان "بُشر حافى" را نشنیده ایم که با گرفتن یک لحظه ارتباطِ صحیح با امام معصوم، زندگی اش از این رو به آن رو متحول گشت؟

 

متاسفانه در حالِ حاضر، این پتانسیل عظیم معنوی کمابیش به مرزهای جغرافیایی کشورِ ما محبوس است. حرم امام رضا مانند یک دانه ای می ماند که در گلدانِ کوچک ایران محدود شده و اکنون وقت آن رسیده است که با خوش فکری و با اندیشه ای جهانی راه ها را بگشاییم تا شاخ و برگ این درختِ پربار، به شرق و غرب عالم گسترش پیدا کند.

 

به امید آن که وقتی به یک پسر بچه اسپانیایی عکس حرم را نشان دهی، با بی تفاوتی نگوید "حرم امام رضا دیگر کجاست؟"

برچسب‌ها: اسلام، ایران


ابزار امتیاز دهی



چهارشنبه 31 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 23:10

917. مصرف سرانه مشروبات الکلی در ایران


امروز در خبرگزاری فرارو مطلبی را خواندم که در آن معاون وزیر بهداشت آمار تکان دهنده ای را بیان کرده بود. او بیان کرده است که سالانه 420 میلیون لیتر الکل در کشور مصرف می شود! با توجه به جمعیت 80 میلیون نفری، این می شود بیش از 5 لیتر در سال به ازای هر نفر! حالا خدا می داند معاون عزیز این آمار را کجا گیر آورده است و منبع حرف ها کجاست، ولی یک لحظه اگر به این عدد فکر کنیم، متوجه می شویم که واقعا چقدر زیاد است. شما دقت کنید که خانواده ی ما و بسیاری از خانواده های مذهبی اصلا لب به زهرماری نمی زنند، یعنی این 420 میلیون لیتر سرشکن می شود بین عرق خورها.



آمار در این کشور حساب و کتاب ندارد. هر کسی از یک جایی یک عدد می کشد بیرون و به عنوان آمار نقل می کند. واقعا جای تاسف است که دروس علوم انسانی و مسائلی مانند آمار و اقتصاد و مدیریت در کشور ما به عنوان دروس درجه سوم (پس از مهندسی و پزشکی) هستند. وقتی به این دروس بها داده نمی شود، خوب همین می شود دیگر! حرف های غیرقابل استناد و اعدادِ عجیب و قریب و بی سر و ته! ناگفته هم نماند که رسانه های ما (مثلا همین خبرگزاری های اینترنتی) از جمله آماتورترین رسانه هایی هستند که در دنیا دیده ام. نه توضیحی در مورد آمار ذکر شده می دهند، نه معاون وزیر را سوال پیچ می کنند که این آمار را از کجا آورده است. اخبارهای بی سر و ته نقل می کنند و گویا چیزی به عنوان روزنامه نگاری تحقیق (investigative journalism) کلا نادر است! به جای این که من این مطلب را بنویسم، همان به اصطلاح "خبرگزاری" باید در این آمار کنکاش کند!


برای  راستی آزمایی آمار، سری زدم به سازمان بهداشت جهانی  (WHO) و توانستم آمار مصرف الکل در کشورهای مختلف را از این سازمان به دست بیاورم. طبق آمارِ سازمان بهداشت جهانی، مصرف سرانه الکل در ایران 1 لیتر به ازای هر نفر است (لینک آمار). لازم به ذکر هست که سازمان بهداشت جهانی آمار قاچاق و مصرفِ غیر رسمی را هم در نظر گرفته و عددی که ذکر کرده است (1 لیتر در روز) با احتساب همه ی جوانب است. البته باید دقت کرد که آمار WHO بر حسبِ الکل خاصل بیان شده است. یعنی چی؟ یعنی این که اگر مثلا کسی 10 لیتر شراب خورده است که 30 درصد از آن الکل است، فقط 3 لیتر در آمار محسوب شده است. به عبارت دیگر، آمارِ WHO برای این که بتواند مشروبات الکلی مختلف با درجه خلوص مختلف را با هم مقایسه کند، همه را بر حسبِ الکل خالصی که در آن ها استفاده شده است سنجیده است. شاید به همین دلیل است که آمار WHO انقدر کمتر از آمار معاون وزیر است.


خوب، از بحثِ درستی یا غلطی آمار معاون وزیر که بگذریم، خوب است که مقداری هم در مورد آمار سازمان بهداشت جهانی صحبت کنیم. به لیست همه ی کشورها که نگاه بیاندازید مسائل جالبی را می بینید. مثلا اینکه استفاده از مشروبات الکلی در بعضی از کشورهای آفریقا اصلا کم نیست. یا اینکه ایتالیا (که بعضی از مرغوب ترین شراب ها را تولید می کند) کمتر از کشورهای همسایه خودش مثل اتریش یا آلمان مشروب مصرف می کند (شاید چون مردم ایتالیا مذهبی ترند؟). کشورهای شرق اروپا هم که در مصرفِ الکل از همه ی دنیا مثل میگ میگ جلو زده اند. جالب است که در همان گزارش سازمان بهداشت جهانی که آمارِ مصرف الکل در آن ذکر شده است، چندین صفحه به مضرات و مشکلاتی که الکل در دنیا به بار می آورد اختصاص داده شده است. اصلا فکر کرده اید چرا سازمان بهداشت جهانی آمار مشروب می دهد؟ خوب دلیلش این است که مشروب یک کالای غیر بهداشتی است و به همین دلیل این سازمان مایل است که میزان مصرف آن را مطالعه کند.


آمارِ ایران هم در کنار آمار کشورهای دیگر مفهوم پیدا می کنه. طبق این آمار، مصرف الکل در ایران حدود یک دوازدهم فرانسه، یک ششم ایتالیا ، یک چهارم امارات، نصف ترکیه، و چندین برابر پاکستان و عربستان است. نتیجه گیری که من از این آمار می کنم این است: مصرف مشروب در ایران بسیار بالاتر از کشورهای اسلامی دیگری است که در آن ها مشروب غیر قانونی است. یعنی مصرف زیر زمینی و قاچاق و غیر شرعی زهرماری از کشورهای مشابه خیلی بیشتره. ولی وقتی آمارِ سرانه ایران را با کشورهای اسلامی دیگر مقایسه می کنیم که در آن ها مشروب غیر قانونی نیست (مثل امارات و ترکیه و آذربایجان)، متوجه می شویم که مصرف در ایران کمتر از این نوع کشورهاست. به عبارت دیگر، غیر قانونی بودنِ مشروبات در ایران تا حدودی موثر واقع شده است و جلوی استفاده همگانی از مشروبات را گرفته است، ولیکن به نظر می رسد مردم ایران استعداد زیادی به مصرف زهرماری دارند! یعنی اگر همین قوانین هم برداشته شود و الکل به صورت عمومی در اختیار رستوران ها و مراکز دیگر قرار بگیرد، می شود طبق آمار حدس زد که مصرف مشروب در ایران از ترکیه و کشورهای مشابه دیگر بالا بزند! این مردم شناگرهای ماهری هستند، فقط آب کم می بینند! خدا همه را هدایت کند و کلّ دنیا را از شر مشروب رهایی بخشد ان شاءالله.

برچسب‌ها: اسلام، ایران، اخبار، رسانه، قانون


ابزار امتیاز دهی



جمعه 26 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 01:35

916. فضیلت عید فطر بر تمام روزهای سال


عید فطر برای من با همه ی روزهای دیگرِ سال فرق می کند. اگر بگویم با هیچ روزِ دیگری حتی قابل مقایسه هم نیست، اغراق نکرده ام. عیدهای دیگر - مثلا عید مبعث، یا عید نوروز، یا تولد انسان یا...- هیچ کدام به گردِ پای فطر هم نمی رسند. می دانید چرا؟ زیرا آن روزهای دیگر، هر کدام می آیند و می روند و انسان هیچ کاری برای استحقاق پیدا کردن نسبت به آن ها انجام نداده است. همین که 365 روز بگذرد، دوباره آن روز آمده است، چه تو لیاقت آن را داشته باشی چه نداشته باشی فرقی نمی کند. ولی عید فطر رایگان نیست، عید فطر فقط با گردش ایام حاصل نمی شود، گرچه ظاهرا هر سال رّخ می دهد، ولی درکِ باطنِ عید فطر بها دارد. و بهای آن، یک ماه بندگی و تسلیم بودن در برابر امرِ خداست. چقدر فرق است میان این که روزی را جشن بگیریم که ما در برکتِ آن نقشی نداشته ایم، و جشن گرفتنِ روزی که در آن حاصل دست رنجِ یک ماهه ی خود را درو می کنیم. به همین دلیل می گویم که برای من عید فطر با هیچ روزِ دیگری از سال قابل مقایسه نیست. ما که ماه رمضان را با ندانم کاری های خودمان حرام کردیم، ولی از بزرگان زیاد شنیده ایم که می گویند: اگر برکتِ روز فطر نبود، چگونه غمِ جدایی ماهِ رمضان تحمل می شد؟


پ.ن.:

الهى‏ ماه مبارک را حرام کردم که نه قدر روزه را دانستم و نه قدر قدر را،
نه قرآن خواندم و نه سحر داشتم و نه سهر،
در لیلة الجوائز (شب عید فطر) جز شرمسارى چه مى‏برم؟!
خوشا بحال صائم که "له فرحتان حین یفطر و حین یلقى ربه"، بدا بحالم که "لى حزنتان"،
بارآلها آهم جهنم‏سوز است.

- الهی نامه، علامه حسن زاده آملی (سلمه الله)

برچسب‌ها: اسلام، عبادت


ابزار امتیاز دهی



چهارشنبه 17 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 13:43

915. گروه سخنان پندآموز در تلگرام


سلام دوستان.


در این دنیای وانفسای مجازی که از هر سو می روی با مطالب نامناسب و بی ارزش رو به رو می شوی، تصمیم گرفته ایم فضایی برای بازگو کردن مطالب شایسته به وجود آوریم.


لطفا قبل از هر چیز به قوانین گروه توجه فرمایید:


1. این گروه برای تبادل سخنان پندآموز، داستان های حکیمانه، احادیث و آیات قرآن بنا شده است. لطفا از اشتراک مطالب نامربوط خودداری فرمایید. یادمان باشد که هر مطلبی که می نویسیم توسط دهها نفر خوانده خواهد شد. پس برای وقت همدیگر احترام قائل باشیم، پیام های روزمره و غیر ضروری نفرستیم، و فقط مطالب ارزنده را به اشتراک بگذاریم.


2. این گروه برای بحث و جدل شکل نگرفته است. لطفا از هرو گونه بحث در فضای عمومی -به خصوص بحث سیاسی- شدیدا اجتناب فرمایید.


3. همه ی مطالب اشتراکی می بایست با منبع همراه باشد. مطالب بدون منبع فاقد هیچ گونه ارزشی می باشند. برای اطمینان از صحت و دقت مطالب، حتی الامکان متن عربی احادیث را نیز نقل فرمایید.


امید است که همه ی اعضا از این فضا بهره ببرند.


با تشکر

برچسب‌ها: وبلاگ، رسانه


ابزار امتیاز دهی


1 2 3 4 5 ... 184 >>