X
تبلیغات
دیجی چارتر
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


دوشنبه 11 مرداد‌ماه سال 1395 ساعت 08:48

951. دیدار حضوری


یک خبر خوب! همانطور که دوستان می دانند ما سعی می کنیم که هر چند وقت یک بار خارج از فضای مجازی همدیگر را ببینیم که هم دیدارها تازه شود، هم پیرامون یک موضوع به بحث و تبادل نظر بپردازیم، و هم در صورت امکان تبادلات و مراوداتمان را افزایش دهیم. همه دوستان (چه آشنا چه غریبه) دعوت هستند که در دیدارها شرکت کنند و دوستانشان را هم بیاورند. عذر می خواهم که مدت زیادی بود نتوانسته بودم یک جلسه تنظیم کنم، ولی خوشبختانه این هفته این امکان ایجاد شده است. خوشحال می شوم همه ی شما را حضوری ببینم.

این دعوتنامه را هم در وبلاگم و هم در کانال تلگرامم (www.telegram.me/drbazargan)  انتشار داده ام.


زمان: پنجشنبه 28 مرداد ساعت 16:30 الی 18:30

مکان: آلاچیق های جاده سلامتی در پارک قیطریه (برای رسیدن به پارک می توانید با مترو به ایستگاه قیطریه بیایید و پس از آن با تاکسی خطی به پارک بیایید. راه دیگرش این است که از تجریش ماشین های چیذر را سوار شوید که از کنار پارک قیطریه عبور می کنند. آلاچیق ها در پایین پارک، در نزدیکی زمین بازی بچه ها در "جاده سلامتی" قرار گرفته اند.) (لینک در نقشه گوگل).

موضوع جلسه: نقش ما در دنیا چیست؟ در این کره خاکی چه مسئولیت هایی داریم؟ اصلا آیا جز رعایت حدود شرعی وظیفه ی دیگری داریم یا خیر؟ آیا وظایف ما در جامعه اسلامی با جامعه غیر اسلامی فرق می کند؟

برچسب‌ها: ایران، جلسه


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 22 تیر‌ماه سال 1395 ساعت 21:19

950. هر چه زوری باشد، برای انسان مدرن رنج آور است


یکی از ویژگی های انسان مدرنِ غربی این است که از اجبار بدش می آید. شاید در قرون گذشته هم این طور بوده باشد، ولی در حال حاضر، به نظرم این یکی از بزرگترین شاخصه های انسان مدرنِ غربی است. دائم هم ماشین های اطلاع رسانی در غرب این مساله را گوشزد می کنند که "آقا! هر کس باید رئیس خودش باشد. هیچ کس حق ندارد به شما امر و نهی کند. هیچ کس حق ندارد به شما بگوید چه چیزی درست است و چه چیزی غلط است" (البته بماند که وقتی کارد به استخوان غربی های مدرن برسد، دیگر این شعارها را کنار می گذارند و آن ها هم وارد فاز زور و اجبار می شوند! مثل محمد علی کلی جوانمرد که زیر بارِ زورِ ارتش آمریکا نرفت و در جنگ ویتنام شرکت نکرد که موجب جریمه های بسیار سنگین و محرومیت وی از شرکت در مسابقات بوکس برای چندین سال شد). ولی در هر صورت، حداقل در ظاهر این طور است که تا وقتی شرایط بحرانی نشده باشد، فرهنگ مدرن غربی چیزی را "زور" نمی کنند. و چون این یکی از اصول جامعه غربی است، کسی که تربیت مدرن غربی داشته باشد، رنج زیادی از "اجبار" می کشد.


به نظر این حقیر، نکته فوق یکی از نکات مهم برای درک کردن بسیاری از مشکلاتی است که بعضی از جوانان مدرن ما با اسلام و همچنین نظام جمهوری اسلامی دارند. دینِ اسلام و همچنین نظام سیاسی کشور ما این عقیده را ندارد که هر کس هر کاری دلش می خواهد می تواند انجام دهد. به همین سادگی. از طرفی جوانان ما با بمباران اطلاعاتی غرب روبه رو هستند که در ذهن آن ها این نوع آزادی را به عنوان یک "اصل" جا داده است، از طرفی، اسلام و جمهوری اسلامی برنامه دیگری برای انسان دارند و به جای قرار دادن هوای نفسِ انسان در مرکز دستورات و تصمیمات، صلاحدید خدا و دستورالعمل های الهی را سرلوحه کار قرار می دهند. به نظر من این یک تضاد بنیادی است. گرچه بسیاری ازمردم و همچنین مسئولین فرهنگی متوجه نیستند که مقدار زیادی از مشکلات عقیدتی جامه ناشی از همین تضاد است، ولی اگرکمی تعمق کنید، شما هم این نکته را مشاهده خواهید کرد.

برچسب‌ها: اسلام، ایران، غرب، سیاست


ابزار امتیاز دهی



شنبه 29 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 23:53

949. امروز زنگ زدم 110


امروز وقتی از سر کار به خانه می آمدم، یک ماشین را دیدم که گوشه خیابان پارک کرده بود. ناگهان یک زن و مرد از ماشین پیاده شدند و هر کدام گوشه ای از یک کیف را گرفته بودند. این می کشید و آن می کشید. زن می گفت: کیفم رو ول کن! مرد هم می گفت: ماشین رو بردار و برو، کیف رو نمی دم! من هم هاج و واج ایستاده بودم که چه باید کرد. ناگهان زن به سمت من نگاه کرد و گفت: آقا تو رو خدا زنگ بزن 110!


من هم سریع تلفن را در آوردم و به 110 زنگ زدم. یک خانم آن طرف گوشی را برداشت. سعی کردم موضوع را سریع به او توضیح دهم. گفتم خانم سریع شماره ماشین را می گویم شما بنویس می ترسم نکند ماشین برود و من شماره آن را به شما نگفته باشم. گفت نه! داشتم شاخ در می آوردم! خانم یک سری سوال احمقانه پرسید من جمله این که من چه کسی هستم!!! با خودم فکر کردم عجب نادانی است! هویت من این وسط چه فرقی می کند!؟ سعی کردم سریع آدرس را بگویم تا واحد پلیس را بفرستند. باز انگار خانم سوالات دیگری داشت. به جای این که آدرس را بنویسد اول پرسید: شما شاکی هستید یا آن خانم!؟ من گفتم چه می دانم چه کسی شاکی است!؟ خلاصه این که، در انتها نکات مهم مثل آدرس و شماره ماشین را نوشت ولی زمان الکی سپری شد. اگر واقعا یک قتل یا یک اتفاق حساس در حال رخ دادن بود، این خانم با این سوالاتِ بی موردش کلا گند زده بود. حال برایم یک سوال پیش آمده است: چه کسی به این تلفنچی های 110 آموزش می دهد؟ آیا کسی به آن ها یاد داده است که سریعا به جای این که سوال بی مورد بپرسند می بایست اطلاعات حساس را بنویسند؟ یکی باید این نکته بدیهی را به آن ها گوشزد کند که اگر کسی تماس گرفت و داشت اطلاعات مهمی به شما انتقال می داد، به جای سوال کردن فقط سراپا گوش باشند.

برچسب‌ها: ایران، خاطره


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 6 خرداد‌ماه سال 1395 ساعت 09:05

948. شایعه سازی افراد ضد دین


پس از موفقیت های سینمایی کشورمان در جشنواره کن، مسائل حاشیه ای متفاوتی ایجاد شده است. افراد ضد دین مثل همیشه در تلاش هستند که هر طور شده از این آب ماهی بگیرند. دشمنان هرگز آرام و قرار ندارند.


امروز دوباره با یکی از این شایعه های کثیف رو به رو شدم، که وظیفه خودم دانستم آن را برملا کنم. یک هموطن نادان نوشته است:


"در کنفرانس خبری هیات داوران جشنواره کن "دونالد ساترلند" منتقد سرشناس همانند کتایون شهابی داور ایرانی مراسم شال و روسری بر سرش کرد! تا با بدبختی زن ایرانی ابراز همدردی کرده باشد. درود بر این شرافت..."



عجیب است که زیر این پیام بی اساس، هموطن های دیگر شروع به دفاع از فلسفه حجاب کرده اند و بحثی طولانی شکل گرفته است! حتی به ذهن یک نفر هم نرسیده است که اصلا ممکن است این حرف از اساس دروغ باشد. واقعا مردم ما بسیار زود باورند.


ولی بد نیست بدانید که این شایعه صد در صد دروغ و بی اساس و زاده ی ذهن این هموطن بیمار ماست. آقای ساترلند در کل این روزهای جشنواره از خیس و شرجی بودن آب و هوا  ابراز عصبانیت کرده بود. روزنامه گاردین همان روز به این شال اشاره کرده بود و دلیل پوشیدن آن را به وضوح مطرح کرده بود:


"دونالد ساترلند می گوید که آن قدر خیس شده است که مجبور بوده است لباسش را عوض کند و اکنون روسری به سر کرده است. شروع عجیبی (برای جشنواره)  است!"

http://www.theguardian.com/film/live/2016/may/22/cannes-2016-palme-dor-winners-live


کفار و منافقین چگونه در روز جزا به خاطر منحرف کردن مردم جوابگو خواهند بود؟


پ.ن.1: این گزارش خبری هم (گرچه کمی نامربوط) خواندنی است.

برچسب‌ها: اسلام، شایعه، فرهنگ، ایران


ابزار امتیاز دهی



جمعه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1395 ساعت 12:24

947. رانت اطلاعاتی یعنی چه؟


یادتان می آید چند سال پیش ناگهان قیمت دلار سه برابر شد؟ خوب، در آن زمان مقالات و نوشتارهای زیادی بیرون آمد که هر یک در مورد دلیل ها، تبعات، و دیگر مسائل مربوط به این اتفاق صحبت می کرد. اتفاق کوچکی هم نبود. چطور می شود که یک شبه، ارزش پول یک کشور یک سوم شود؟ ظاهرا اتفاقی که افتاد این بود که یک شبه به ریال اجازه داده شد که از قیمت غیر واقعی (که به صورت مصنوعی اعمال شده بود) فاصله بگیرد و به قیمت حقیقی خودش نزدیک شود. این تصمیم، تصمیم بزرگی بود. دیر یا زود می بایست این اتفاق می افتاد. ولی بحث من، در مورد چرایی این اتفاق نیست، بلکه در مورد چگونگی آن است.


یادم می آید که در آن روزها یک مقاله از وال استریت ژورنال می خواندم که با آب و تاب داستان یک خانمی را بازگو می کرد که وقتی از این خبر آگاه شده است، دچار شوک عصبی شده و بعد از آن از حال رفته است. زیرا سرمایه و دارایی او یک شبه دود شده است. چقدر زیاد بودند افرادی که به دلیل این اتفاق دیگر نتوانستند از زیر قرض بیرون بیایند. نمی دانم در جراید چیزی آمده است یا نه، ولی بعید نمی دانم افرادی به دلیل فشارهای وارده خودکشی هم کرده باشند (اگر کسی در این باره لینک یا خبری دارد، می تواند در قسمت نظرات به اشتراک بگذارد).


چند روز پیش، با دوستی مکالمه ای داشتم که من را به فکر فرو برد و انگیزه نوشتن این مطلب شد. او می گفت: "حدود سه روز قبل از اینکه قیمت دلار سه برابر شود، ما از طریق آشناهایمان مطلع شدیم که قرار است این اتفاق بیافتد. البته حاج آقا (پدرش) اعتقاد داشت که اگر در آن شرایط دلار بخرد از لحاظ شرعی جایز نیست و باید مثل بقیه مردم که اطلاع ندارند عمل کند. ولی در هر صورت ما مطلع بودیم. ولی دیگران چطور؟"


گرچه در گذشته هم عبارت "رانت اطلاعتی" را شنیده بودم، ولی هرگز معنی آن را به این شکل درک نکرده بودم. شاید بتوان گفت در این مکالمه، برای من روشن شد که این عبارت دقیقا به چه معنا است و چه تبعاتی دارد. از بی عدالتی حالم به هم می خورد.



پ.ن.1: جالب است که این نوع معاملات در بازار بورس غیر قانونی است (insider trading). معامله بر اساس اطلاعات مهم و غیرعلنی ممنوع است زیرا در شرایطی که دیگر سرمایه‌گذاران به آن اطلاعات دسترسی ندارند، معامله منصفانه نیست.


پ.ن.2: مثال های دیگر: رانت اطلاعاتی در خرید زمین های یک منطقه. وارد کردن جنسی خاص. دست گذاشتن روی یک پروژه و مصوب کردن آن و...


پ.ن.3: یک تقدیر هم باید از حاج آقا (پدر دوستم) بکنم که حتی در آن شرایط بحرانی، فکر حرام و حلال بودن اقدامات خودش را می کرده است.

برچسب‌ها: ایران، اقتصاد، اسلام


ابزار امتیاز دهی


1 2 3 4 5 ... 190 >>