X
تبلیغات
بازی تراوین

www.301040.tk وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


یکشنبه 22 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 21:27

877. رسیده ام ایران


سلام بر همگی


به لطف خدا دیروز صبح همراه همسر گرامی به ایران آمدم. معلوم نیست چه مدت اینجا خواهم بود ولی امیدوارم حداقل یکی دو ما در خدمتتان باشم. اگر دوستان مایل هستند می توانیم به فکر برگزاری جلسه مانند گذشته باشیم. پیشنهادات خودتان پیرامون برقراری جلسه را گوشزد کنید که انشالله جلسه ی خوبی داشته باشیم.


قربان همگی و التماس دعا در این روزهای عزیز

علیرضا


برچسب‌ها: ایران، جلسه


ابزار امتیاز دهی




بعضی‌ از دوستان خبر دادن که سایت www.dardodel.com ارور میداده. ولی‌ الان دیگه درست شده. یه تست بکنید.

*************************************


دنیای مدرن جایی است که افراد هر روز بیشتر از دیروز در آن به هم مرتبط می شوند. در حال حاضر شما می توانید اسم هر کسی را در گوگل وارد کنید و با صفحاتی رو به رو شوید که اطلاعات آن ها را در اختیار شما می گذارد. شاید صفحه ی فیسبوک آن ها را پیدا کنید؟ شاید دیگر شبکه های اجتماعی برای شما عکس یا نوشته ای از آن ها بیابند؟ شاید هم وبلاگی پیدا کنید که در آن افکار و اعتقاداتشان را منتشر کرده اند.

 

کسی منکر ارزش ارتباطات جهانی نیست. این حقیقتا یک نعمت است که آدم بتواند با دوستان و آشنایان خود در آن طرف دنیا در تماس باشد و از جزئیات زندگی آن ها با خبر باشد. چه کسی است که از شنیدن داستان آن پدر و دختری که سال ها پیش از همه جدا شده بودند و با استفاده از شبکه های اجتماعی پس از چند دهه همدیگر را پیدا کردند خوشحال نشود؟ دهکده ی جهانی هر روز کوچکتر و کوچکتر می شود.

 

ولی بعضی افراد روی دیگر سکه را می بینند. در دنیای شبکه های اجتماعی و آشنایی های مجازی، گمنام بودن هم ارزش خاص خودش را دارد. کافی است سری به فیسبوک بزنید. آن گاه با اسم هایی مانند «سار آ»، «آرش ایرانی»، یا «مریم جون» رو به رو خواهید شد که هیچ نشان مشخصی از کاربرهایی که از این اسم ها استفاده می کنند نمی دهند. حتی امکان دارد از عکس هایی برای معرفی خود استفاده کنند که متعلق به آن ها نیست: یعنی عکس فرد دیگری را به جای خود نمایش دهند. البته تمایل به گمنامی فقط مربوط به ایران نیست. در کشورهای اروپایی و آمریکا نیز، علاقه ی زیادی به گمنامی در فضای اینترنت وجود دارد. کافی است عبارت «گمنامی در اینترنت» را به زبان انگلیسی در گوگل اسکالر جستجو کنید تا ببینید که از سال گذشته تا اکنون صدها مقاله ی علمی به زبان انگلیسی در این باره نوشته شده است.

 

بحث گمنامی و امنیت در اینترنت بحث داغ روز دنیا است و موافقان و مخالفان خودش را دارد. چند سالی است که بعضی از شرکت های بزرگ دنیا مانند گوگل و بلیزارد برای استفاده از بعضی سرویس ها کاربرها را مجبور به استفاده از اسم حقیقی می کنند و به آن ها اجازه نیم دهند از نام مستعار یا نام کاربری دیگر استفاده کنند. بحث و جدل میان کاربرها این شرکت ها بسیار شدید بوده و آن قدر بالا گرفته است که کلمه ای برای توصیف این اختلاف نظر به نام Nymwars یا همان «جنگ نام مستعار» اختراع شده است (1).

 

در عین حال، در میان بحث های علمی و امنیتی، پروژه هایی هنری و اجتماعی در این باره نیز شکل گرفته اند که نگاه هایی لطیف به گمنامی در اینترنت داشته اند. به عنوان مثال می توان به سایت انگلستانی «هنر گمنام» اشاره کرد که در آن کاربرها می توانند به صورت ناشناس آثار هنری خودشان را به اشتراک بگذارند و خرید و فروش کنند. در واقع این سایت تلاش دارد که نام و نشان هنرمند را از اثر هنری جدا کند، تا خریدار بتواند بدون پیشفرض یک اثر را قضاوت و ارزیابی کند. نمونه ای دیگر از یک تارنما که از گمنامی بهره ای لطیف برده است، سایت «پست راز» است که توسط آن کاربرهای رازهای خود را بر پشت یک کارت پستال نوشته و به صورت گمنام به مدیران سایت پست می کنند (2). مدیران سایت همه ی این رازها را می خوانند و جالب ترین آن ها را در فضای مجازی و یا در کتاب منتشر می کنند.

 

شاید برای خواننده ها جالب باشند که بدانند پروژه های ایرانی نیز وجود دارند که از گمنامی در اینترنت برداشت لطیف کرده اند. یک تارنمای موفق ایرانی که از مفهوم گمنامی برداشتی احساسی و اجتماعی داشته است، dardodel.com است (3). با استفاده از این تارنما، کاربرها می توانند درد و دل ها و افکار خود را به صورت ناشناس برای کاربرهایی که هرگز ندیده اند و نمی شناسند ارسال کنند. کاربرهایی که پیام ها را دریافت می کنند می توانند تصمیم بگیرند که به نویسنده ی ناشناس جواب بدهند یا خیر. اگر جوابی داده شود، سایت dardodel.com این دو کاربر ناشناس را بدون فاش کردن هویت آن ها به هم متصل می کند و به آن ها این اجازه را می دهد که در فضایی خصوصی با هم صحبت کنند. این تارنما نمونه ی بارزی است از نیاز انسانِ مدرن به خالی کردن خود، بدون ترس و واهمه از قضاوت شدن.

 

در انتها باید گفت که دلیل های قوی و خوبی له و علیه گمنامی در فضای مجازی وجود دارند. در سراسر دنیا این موضوع هنوز حل نشده است و اختلاف نظر و بحث امنیتی در این باره همواره در حال شکل گیری و تکامل است. در حال حاضر نمی توان نظر قطی در این باره داد. ولی به طور کلی تجربه نشان داده است همواره کاربرهایی وجود خواهند داشت که تمام اطلاعات خود را بی پرده در معرض نمایش می گذارند؛ و در عین حال کسانی وجود خواهند داشت که از فاش شدن هویت و اطلاعات شخصی شان ناراضی اند. شما به کدام دسته تعلق دارید؟

 

 


(1) http://en.wikipedia.org/wiki/Nymwars

(2) http://en.wikipedia.org/wiki/PostSecret

(3http://www.dardodel.com


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 17:47

875. دیدن مستند «جنگ های کثیف» اکیدا توصیه می شود


چند شب پیش خیلی خوابم نمی آمد. نه این که بیخواب شده باشم، ولی احساس می کردم که در روز به اندازه ی کافی کارِ جالب یا مفید نکرده ام، و به همین دلیل از خوابین اجتناب می کردم. می خواستم قبل از این که چشم هایم را بر هم بگذارم حداقل یک استفاده ای از روز کرده باشم. خانمم رفته بود که بخوابد، من هم تنها پشت کامپیوتر نشسته بودم. یادم آمد که چندی پیش تعدادی فیلم و مستند جمع آوری کرده بودم که هنوز فرصت نشده بود آن ها را ببینم. خلاصه در بین مستندها گشتم و چشمم به مستند Dirty Wars افتاد. تصمیم گرفتم روی مبل دراز بکشم و در تاریکی شب فیلم را ببینم. آقا عجب تصمیمِ خوبی بود. جای همگی خالی.



خلاصه داستان : این مستند توسط Jeremy Scahill روزنامه نگار و محقق معروف ساخته شده است و از جنگ های پنهانی آمریکا در عراق، یمن، سومالی، و افغانستان و سرتاسر دنیا پرده بر می دارد. این مستد به خانواده ی قربانیانی سر می زند که توسط نیروهای فوق سری آمریکا کشته شده اند. نیروهای سری آمریکا که مستقیما دستور خود را رئیس جمهور این کشور می گیرند، مسئولیت عملیات تروریستی خود را بر عهده نمی گیرند و تلاش بر پوشاندن جنایت های خود دارند. مستند از جنبه ی هنری نیز قابل ارزیابی ست و دارای صحنه های سینمایی بسیار قوی ای می باشد.


توصیه می کنم که اگر وقتی پیدا کردید حتما این مستند را ببینید. این هم یک تیزر کوتاه از فیلم برای این که توجهتان را جلب کند (لینک). و در آخر، دانلود کامل فیلم با زیر نویس فارسی از سایت نزدیکه ظهور12 (لینک).

برچسب‌ها: جنگ، آمریکا، سیاست، رسانه


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 27 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 16:00

874. گنجینه آمودریا / ترجمه متن استوانه منشور کوروش


هر ایرانی حتما در زندگی اش حداقل یک بار اسم این منشور کوروش را شنیده است. همان منشوری که محمدرضا شاه به عنوان قطعه ی مرکزی جشن های 2500 ساله اش انتخاب کرده بود. همانی که شبیه یک استوانه ی افقی است و روی آن حکاکی شده است. بعضی می گویند اولین منشور حقوق بشر است و این حرف ها.


جای شما خالی چند روز پیش فرصتی شد که همراه دوستان و خانواده که موزه ی بریتانیا در لندن برویم و این قطعه که حدود 150 سال پیش کشف شده است را از نزدیکی ببینیم. اولین چیزی که به ذهن آدم می رسد این است که چرا این همه قطعه از تاریخ ما دست این انگلیسی هاست؟ (منشور کوروش توسط هرمزد رسام که فردی آسوری بود کشف شد و به انگلستان انتقال یافت). البته موزه ی بریتانیا فقط این طور نیست. موزه های مهم دیگر دنیا هم همین گونه اند. وقتی برای اولین بار به موزه ی لوور هم رفتم، همین حس را داشتم. چرا این همه قطعه ی مهم تاریخ ما دست این فرانسوی هاست؟



خلاصه موزه را گشتیم و گشتیم تا آخر توانستیم این منشور را در یک سالن طبقه ی سوم پیدا کنیم. جالب این که در کنار همین منشور (کمی آن طرف تر)‌ چند قطعه از یک گنج طلایی ایرانی است که تبلیغات موزه بیشتر به سمت آن ها است. من اصلا اسم این گنج که به فارسی «گنج آمودریا» یا «گنجینه جیحون» نامیده شده است را هم تا به حال نشنیده بودم. ولی موزه آن قدر برای این گنجینه تبلیغ کرده است و عکس هایش را به در و دیوار زده است که بیشتر کسانی که وارد سالن می شوند دنبال دیدن آن قطعات طلایی هستند تا این منشور. ظاهرا از نظر مدیران موزه بریتانیا آن قطعات ارزش تاریخی بیشتری از این منشور دارند. ما که بیشتر تحت تاثیر فضا و جو ایران بوده ایم، بیشتر علاقه داشتیم این منشور را ببینیم. آدم کمی به فکر فرو می رود. نکند واقعا این منشور آن قدرها که در ایران می گویند مهم نیست؟


نکته ی جالب دیگر این است که موزه ی بریتانیا یک لیست از 100 قطعه ی مهم که در آن وجود دارد ارائه داده است. و متاسفانه اسم این منشور در بین آن 100 قطعه هم یافت نمی شود. گنجینه ی آمودریا نه تنها در آن لیست 100 قطعه قرار دارد، بلکه دم در موزه نوشته است که اگر فقط یک ساعت بیشتر وقت ندارید که در موزه بگذرانید، دیدن گنجینه ی آمودریا را از دست ندهید (یعنی اگر وقت دارید فقط چند قسمت محدود را ببینید، بهتر است یکی از آن ها این گنجینه باشد).


خلاصه، ما به سرغ منشور رفتیم و آن را دیدیم. اندازه اش خیلی بزرگ نیست (به عنوان مثال از یک بتری نوشابه خانواده کوچک تر است). ولی واقعا جالب است که یک قطعه توانسته باشد هزاران سال دوام بیاورد. حیرت آور است. میلیون ها بشر آمده اند و رفته اند و از خود یادگاری هایی این چنینی به جا گذاشته اند. دنیا در حال گذر است و همان طور که پیشینیان آمدند و رفتند، ما هم روزی خواهیم رفت. دیدن این گونه قطعات آدم را غرق در فکر می کند. به گذشته فکر می کند و آینده. انسان از کجا آمده است و به کجا می رود؟


در زیر منشور توضیحاتی در مورد آن نوشته بود و قسمتی از متن را ترجمه کرده بود. با خودم فکر کردم، چه عجیب است که در ایران انقدر راجع به این منشور صحبت می شود، ولی تعداد بسیار کمی از مردم هستند که می دانند اصلا روی آن چه چیز نوشته شده است! پس تصمیم گرفتم که وقتی فرصت پیدا کردم، ترجمه ی متن روی منشور را برای دوستان نقل کنم، تا شما هم بتوانید بیشتر و بهتر با آن فضای تاریخی ارتباط برقرار کنید. این شما و این هم ترجمه ی متن منشور کوروش (منبع) به همراه تصویر استخراج شده ی متن:



خط 1. «کورش» (در متن بابلی : «کو - رَ - آش»)، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه «بـابـِل»(با - بی - لیم)، شاه «سـومـر»(شو- مـِ - ری) و «اَکـَّد»(اَ‌ک - کـَ - دی - ای)، ...

خط 2. ... همه جهان.

خط 3. ... مرد ناشایستی به فرمانروایی کشورش رسیده بود.

خط 4. او آیین‌های کهن را از میان برد و چیزهای ساختگی به جای آن گذاشت.

خط 5. معبدی بَدلی از نیایشگاه «اِسَـگیلَـه»(اِ- سَگ - ایلَـه) برای شهر «اور»(او - ریم) و دیگر شهرها ساخت.

خط 6. او کار ناشایست قربانی کردن را رواج داد که پیش از آن نبود ... هر روز کارهایی ناپسند می‌کرد، خشونت و بدکرداری.

خط 7. او کارهای ... روزمره را دشوار ساخت. او با مقررات نامناسب در زنـدگی مـردم دخالت می‌کرد. اندوه و غم را در شهرها پراکند. او از پرستش «مَـردوک»(اَمَـر - اوتو) خدای بزرگ روی برگرداند.

خط 8 او مردم را به سختی معاش دچار کرد. هر روز به شیوه‌ای ساکنان شهر را آزار می‌داد. او با کارهای خشن خود مردم را نابود می‌کرد ... همه مردم را.

خط 9. از ناله و دادخواهی مردم، «اِنلیل / ایـلـّیل» خدای بزرگ (= مردوک) ناراحت شد ... دیگر ایزدان آن سرزمین را ترک کرده بودند.

خط 10. مردم از خدای بزرگ می‌خواستند تا به وضع همه باشندگان روی زمین که زندگی و کاشانه شان رو به ویرانی می‌رفت، توجه کند. مردوک خدای بزرگ اراده کرد تا ایزدان به «بابـِل» بازگردند.

خط 11. ساکنان سرزمین «سومِـر» و «اَکـَّد» مانند مردگان شده بودند. مردوک به سوی آنان متوجه شد و بر آنان رحمت آورد.

خط 12. مردوک به دنبال فرمانروایی دادگر در سراسر همه کشورها به جستجو پرداخت. به جستجوی شاهی خوب که او را یاری دهد. آنگاه او نام «کورش» پادشاه «اَنـْشان»(اَن - شـَ - اَن) را برخواند. از او به نام پادشاه جهان یاد کرد.

خط 13. او تمام سرزمین «گوتی»(کو - تی - ای) را به فرمانبرداری کورش درآورد. همچنین همه مردمان «ماد»(اوم - مـان مَـن - دَه) را. کـورش با هر «سیاه سر» (منظور همه انـسان‌ها) دادگرانه رفتار کرد.

خط 14. کورش با راستی و عدالت کشور را اداره می‌کرد. مردوک، خدای بزرگ، با شادی از کردار نیک و اندیشه نیکِ این پشتیبان مردم خرسند بود.

خط 15. او کورش را برانگیخت تا راه بابل را در پیش گیرد؛ در حالی که خودش همچون یاوری راستین دوشادوش او گام برمی داشت.

خط 16. لشکر پر شمار او که همچون آب رودخانه‌ای شمارش ناپذیر بود، آراسته به انواع جنگ افزارها در کنار او ره می‌سپردند.

خط 17. مردوک مقدر کرد تا کورش بدون جنگ و خونریزی به شهر بابل وارد شود. او بابل را از هر بلایی ایمن داشت. او «نـَبـونـید»(نـَ - بو - نـَ- اید) شاه را به دست کورش سپرد.

خط 18. مردم بابل، سراسر سرزمین سومر و اَکـَّد و همه فرمانروایان محلی فرمان کورش را پذیرفتند. از پادشاهی او شادمان شدند و با چهره‌های درخشان او را بوسیدند.

خط 19. مردم سروری را شادباش گفتند که به یاری او از چنگال مرگ و غم رهایی یافتند و به زندگی بازگشتند. همه ایزدان او را ستودند و نامش را گرامی داشتند.

خط 20.منم «کورش»، شاه جهان، شاه بزرگ، شاه توانمند، شاه بابـِل، شاه سومر و اَکـَّد، شاه چهار گوشه جهان.

خط 21. پسر «کمبوجیه»(کـَ- اَم - بو - زی - یَه)، شاه بزرگ، شاه «اَنـْشان»، نـوه «کـورش»(کـورش یکم)، شاه بزرگ، شاه اَنشان، نبیره «چیش پیش» (شی - ایش - بی - ایش)، شاه بزرگ، شاه اَنشان.

خط 22. از دودمانی کـه همیشه شاه بوده‌اند و فرمانروایی اش را «بـِل / بعل» (بـِ - لو) (خداوند / = مردوک) و «نـَبـو»(نـَ بو) گرامی می‌دارند و با خرسندی قلبی پادشاهی او را خواهانند. آنگاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم؛

خط 23. همه مردم گام‌های مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مَردوک دل‌های پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم.

خط 24. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید.

خط 25. وضع داخلی بابل و جایگاه‌های مقدسش قلب مرا تکان داد ... من برای صلح کوشیدم. نـَبونید، مردم درمانده بابل را به بردگی کشیده بود، کاری که در خور شأن آنان نبود.

خط 26. من برده داری را برانداختم. به بدبختی‌های آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم که هیچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. مردوک از کردار نیک من خشنود شد.

خط 27. او بر من، کورش، که ستایشگر او هستم، بر پسر من «کمبوجیه» و همچنین بر همه سپاهیان من،

خط 28. برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم. به فرمان مَردوک همه شاهانی که بر اورنگ پادشاهی نشسته اند؛

خط 29. و همه پادشاهان سرزمین‌های جهان، از «دریای بالا» تا «دریای پایین»(دریای مدیترانه تا دریای فارس)، همه مردم سرزمین‌های دوردست، همه پادشاهان «آموری»(اَ - مور - ری - ای)، همه چادرنشینان،

خط 30. مـرا خراج گذاردند و در بابل بر من بوسه زدند. از ... تا «آشـور» (اَش - شور) و «شوش» (شو - شَن)

خط 31. من شهرهای «آگادِه»(اَ - گـَ - دِه)، «اِشنونا»(اِش - نو - نَک)، «زَمبان»(زَ - اَم - بـَ - اَن)، «مِتورنو»(مـِ - تور - نو)، «دیر»(دِ - ایر)، سرزمین «گوتیان» و شهرهای کهن آن سوی «دجله»(ای - دیک - لَت) که ویران شده بود را از نو ساختم.

خط 32. فرمان دادم تمام نیایشگاه‌هایی که بسته شده بود را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاه‌ها را به جاهای خود بازگرداندم. همه مردمانی که پراکنده و آواره شده بودند را به جایگاه‌های خود برگرداندم. خانه‌های ویران آنان را آباد کردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم.

خط 33. هم چنین پیکره خدایان سومر و اَکـَّد را که نـَبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود؛ به خشنودی مَردوک به شادی و خرمی،

خط 34. به نیایشگاه‌های خودشان بازگرداندم، بشود که دل‌ها شاد گردد. بشود، خدایانی که آنان را به جایگاه‌های مقدس نخستین شان بازگرداندم،

خط 35. هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم خواستار زندگانی بلند باشند. بشود که سخنان پر برکت و نیک خواهانه برایم بیابند. بشود که آنان به خدای من مَردوک بگویند: «به کورش شاه، پادشاهی که تو را گرامی می‌دارد و پسرش کمبوجیه جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار.»

خط 36. بی گمان در روزهای سازندگی، همگی مردم بابل، پادشاه را گرامی داشتند و من برای همه مردم جامعه‌ای آرام فراهم ساختم. (صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم) ...

خط 37. … غاز، دو اردک، ده کبوتر. برای غازها، اردک‌ها و کبوتران…

خط 38. ... باروی بزرگ شهر بابل بنام «ایمگور-اِنلیل»(ایم - گور - اِن - لیل) را استوار گردانیدم ...

خط 39.... دیوار آجری خندق شهر را،

خط 40 ... که هیچ یک از شاهان پیشین با بردگان ِبه بیگاری گرفته شده به پایان نرسانیده بودند؛

خط 41. ... به انجام رسانیدم.

خط 42. دروازه‌هایی بزرگ برای آن‌ها گذاشتم با درهایی از چوب «سِدر» و روکشی از مفرغ...

خط 43. ... کتیبه‌ای از پادشاهی پیش از من بنام «آشور بانیپال»(آش - شور - با - نی - اَپ - لی)

خط 44. ...

خط 45. ... برای همیشه!

برچسب‌ها: ایران، تاریخ، انگلستان، سفر


ابزار امتیاز دهی



شنبه 17 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 18:41

873. مشروبات الکلی و زورگویی فیفا


هنگام به دست آوردن حق میزبانی، کشورها با فیفا قراردادی به عنوان «تضمین» امضا می کنند که شرایط فیفا برای بهتر برگزار کردن مسابقات را بپذیرند. این قرارداد معمولا حاوی تضمین هایی مانند ایجاد زیرساخت های لازم، بقراری امنیت، قوانین مالیاتی، تسهیل دریافت ویزا توسط مسافران و غیره است. همانطور که می دانیم کشور برزیل حق میزبانی جام جهانی را به دست آورده و خود را آماده ی برگزاری این رویداد می کند. گرفتن حقِ میزبانی توسط هر کشور، دست آورد بزرگی برای آن کشور است و جام جهانی میلیادها دلار به درآمد ناخالص ملی می افزاید. ولی مسیر آمادگی کشور برای میزبانی مسابقات همیشه هموار نیست. به عنوان مثال، در میان مسائلی که بین فیفا و مقامات کشور برزیل تنش ایجاد کرده است می توان به آماده نبودن استادیوم ها و نگرانی پیرامون حمل و نقل تماشاچی ها اشاره کرد. ولی از میان مسائل مختلف، مسائله ی تنش برانگیز «مشروبات الکلی» هم بسیار جالب است.

 

مشکل از این جا شروع شد که قانون فدرال شماره n.10.671/2013 در برزیل هر گونه خرید و فروش مشروبات الکلی در استادیوم های ورزشی را قدغن کرده است. تحقیقات علمی فراگیر همواره بر ضررهای انکارناپذیر مشوربات الکلی بر سلامت فرد و جامعه تاکید کرده اند. بیش از 60 مرض مختلف به صورت مستقیم به مصرف مشروبات الکلی نسبت داده شده اند و حدود 4 درصد از مرگ میر در سطح جهان به دلیل استفاده از مشروبات الکلی است (1 و 2). همچنین استفاده از مشروبات الکلی فراگیری بیماری های آمیزشی را افزایش داده (3) و بهره‌وری کارمندان را کاهش می دهد (4). دولت برزیل هم با الهام گیری از این تحقیقات با وضع قوانین مختلف در صدد کنترل مصرف مشروبات الکلی بوده است.

 

ولی از طرفی دیگر فیفا تاکید دارد که مصرف مشروبات الکلی از جام جهانی انفکاک ناپذیر است.  حتی با توجه به تحقیق سازمان بهداشت جهانی که نشان می دهد حدود نیمی از درگیری های خشونت آمیز با مصرف مشروبات الکلی رابطه دارند، فیفا از موضع خود کوتاه نیامده است (5). سوال مهم این است چرا در دنیایی که ادعا می شود علم و عقل حرف اول و آخر را می زند این گونه در برابر تحقیقات علمی موضع گرفته می شود؟ از طرف دیگر فیفا در سایت رسمی خود می نویسد: «اطمینان از اینکه بازی فوتبال نشان دهنده بالاترین ارزش های جامعه است برای فیفا ضروری است» (6). حال باید دم خروس را باور کرد یا قسم حضرت عباس را؟ فیفا ادعا می کند که ارزش های جامعه در اولویت قرار دارند ولی تمام قد جلوی قوانینِ جلوگیری از تاثیرات مخرب مشروبات الکلی می ایستد. دلیل چیست؟ متاسفانه جواب این سوال کمابیش ساده است.

 

وقتی شرکت های غول آسای آبجو بزرگترین حامیان و اسپانسرهای مالی جام جهانی هستند، واضح است که فیفا برای از دست ندادن آنها حاضر است هر کاری بکند. تنها شرکت آبجوی Budweiser حدود 30 میلیون دلار به فیفا کمک مالی کرده است (7). وقتی حرف پول می شود، علم کیلو چند است؟ این است دنیای اقتصادِ آزاد. قصه را کوتاه کرده و بیش از این توضیح نمی دهم. در نهایت، قانون 12.663/2012 معروف به «قانون جام جهانی» در پارلمان برزیل بررسی شد و کنگره ی این کشور نیز در برابر فشارهای فیفا کوتاه آمده و مجوز فروش مشروبات الکلی در استادیوم ها را نهایی کرد. متاسفانه در دنیای سرمایه داری، ساده انگاری است که تصور کنیم علم حرف اول و آخر را می زند.


پ.ن.1: به نقل از روزنامه ایران ورزشی: یک گروه آلمانی حامی سلامت از فیفا و دولت برزیل به خاطر رفع ممنوعیت فروش مشروبات الکلی در استادیوم‌های جام جهانی انتقاد کرد. رافائل گراسمان مدیر مرکز اعتیاد آلمان (DHS) گفت: «این یک رسوایی امنیتی، سیاسی و بهداشتی است. منافع اقتصادی نباید بر همه چیز ترجیح داده شود. ما می‌خواهیم فیفا به قوانین کشور دموکراتیکی مانند برزیل احترام بگذارد.»

 


منابع

 

(1)Robin Room, Thomas Babor, Jürgen Rehm, Alcohol and public health, The Lancet, Volume 365, Issue 9458, 5–11 February 2005, Pages 519-530, ISSN 0140-6736, http://dx.doi.org/10.1016/S0140-6736(05)17870-2

(2)Jürgen Rehm, Colin Mathers, Svetlana Popova, Montarat Thavorncharoensap, Yot Teerawattananon, Jayadeep Patra, Global burden of disease and injury and economic cost attributable to alcohol use and alcohol-use disorders, The Lancet, Volume 373, Issue 9682, 27 June–3 July 2009, Pages 2223-2233, ISSN 0140-6736, http://dx.doi.org/10.1016/S0140-6736(09)60746-7

(3)Robert Cook, Duncan Clark, Is There an Association Between Alcohol Consumption and Sexually Transmitted Diseases? A Systematic Review, Sexually Transmitted Diseases, Volume 32, Issue 3, March 2005, pages 156-164

(4)Sally Casswell, Thaksaphon Thamarangsi, Reducing harm from alcohol: call to action, The Lancet, Volume 373, Issue 9682, 27 June–3 July 2009, Pages 2247-2257, ISSN 0140-6736, http://dx.doi.org/10.1016/S0140-6736(09)60745-5

(5)http://new.paho.org/hq/dmdocuments/2009/A&PH.pdf

(6)http://www.fifa.com/aboutfifa/socialresponsibility/about.html

(7)http://l2b.thelawyer.com/home/insight/changing-brazils-constitution-for-the-world-cup/3020589.article

 

برچسب‌ها: سیاست، اخبار، ورزش، اقتصاد


ابزار امتیاز دهی


1 2 3 4 5 ... 176 >>