301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


جمعه 30 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 23:52

۹۶. نتایج آمار وبلاگم


۶۰ درصد افرادی که توی آمار وبلاگم شرکت کردن٬ در جواب به این سوال که هر چند وقت یک بار به وبلاگم سر می زنن٬ گفتن: هر روز.

در ضمن٬ تعداد افرادی که توی آمار شرکت کردن معادل ۴۰ درصد افرادیه که هر روز به وبلاگم سر می زنن. یعنی خیلی از شما اصلا نظر ندادین!

----------------------

تو ناهار دیروز چی خوردی؟:


ابزار امتیاز دهی



جمعه 30 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 03:26

۹۵. چند شب پیش


چند شب پیش ساعت ۲ نصف شب با صدای باز شدن در سوییتم بیدار شدم. خوابالو بیدار شدم و یه نگاهی به در ورودی کردم. دو تا دانشجو (پسر) که تا به حال ندیده بودم داشتن میومدن تو. تا تکون خوردم و منو دیدن مثل فشنگ در رفتن! از این به بعد شبا در سوییتم رو قفل می کنم! فکر کنم احمقا مست بودن...

(خیلی چیزایی که شما قدرشونو تو ایران نمی دونین٬ من اینجا تو اروپا ندارم! یکیش آرامش از دست احمقای مسته)


پ.ن.1: فردا صبحش هم دیدم که به کل راهرو گند زدن. قسمتی از سقف رو کندن و گچ کاری ها روی زمین ریخته و به دیوار هم صدمه وارد کردن. از صدای موسیقی و خندشون هم تا صبح خواب برامون نذاشتن. آخه واقعا انقدر نیازمند این ماده ی کوفتی هستن که بهشون خوش بگذره؟ نمی تونن مثل بچه آدم بشینن دور هم خوش باشن؟ حتما مجبورن عقلشون رو تعطیل کنن تا صفا کنن!؟


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 29 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 16:13

۹۴. معلم ذاتی


با بچه ها صحبت می کردیم. یکیشون گفت: علی٬ می تونی بهمون انتقال حرارت درس بدی؟
گفتم: چطور؟
گفت: معلومه ذاتا معلمی.
قبول کردم.
دیروز برای همکلاسیام یک کلاس رفع اشکال انتقال حرارت گذاشتم...
امروز یکیشون گفت: اون چیزی که توی کلاس تو یاد می گیرم٬ ۶ برابر چیزیه که توی کلاس استاد یاد می گیرم. میشه اگز زحمتی نیست٬ امروز هم با هم کار کنیم!؟

----------------

دیروز سعی کردم برای یه دختر فرانسوی آداب و رسوم سال نوی ایرانی رو توضیح بدم... رسیدم به سفره ی ۷سین. هر چی فکر کردم دیدم معنی خاصی نمی ده. صرفا یه رسمه. موقع توضیح دادن٬ مسخرگیش بیش از پیش برام روشن شد.
{شاید تو قدیما این ۷سین داستان داشته بوده باشه. ولی امروز که هیچ کدوم از اونا باقی نمونده. فقط آداب و رسوم تهی مونده و مقداری توجیه!
تاکید می کنم که من اتفاقا با نوروز مشکلی ندارم. به نظرم بهترین روزی که می تونست یک ملت به عنوان اولین روز سال انتخاب کنه٬ همون اولین روز بهاره. همچنین با سنت هایی مثل صله رحمی که توی این مدت میشه خیلی موافقم.
من فقط با قسمت هایی از سنت مون که امروز هیچ معنی و فایده ای ندارن مخالفم. مثلا ۴شنبه سوری یا سفره ی ۷سین یا ۱۳ به در. امروز خیلی از کارایی که به اسم سنت انجام میشه مسخره و بی معنیه -یا معنی سنتی خودش رو از دست داده. کار تهی هم بده. حالا چه از فرهنگ ما باشه٬ چه از فرهنگ فرانسوی ها٬ چه از فرهنگ هر کس دیگه!}

«برخی منابع به وجود "هفت چین" در ایران پیش از اسلام اعتقاد دارند. در زمان هخامنشیان در نوروز به روی هفت ظرف چینی غذا می گذاشتند که به آن هفت چین یا هفت چیدنی می گفتند.
بعدها در زمان ساسانیان هفت شین رسم متداول مردم ایران شد و شمشاد در کنار بقیه شین های نوروزی، به نشانه سبزی و جاودانگی بر سر سفره قرارگرفت. بعد از سقوط ساسانیان وقتی که مردم ایران اسلام را پذیرفتند، سعی کردند سنتها و آیین های باستانی خود را نیز حفظ کنند ولی هفت ش به هفت س تغییر یافت.»
زرشک!


ابزار امتیاز دهی



چهارشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 22:57

۹۳. لبخند زد: یعنی بنویس!


این مجسمه ی «مسیح حیاط بخش» هست که شهر ریودژنیروی برزیل رو زیر نظر داره. عظمت این مجسمه رو می شه از مردم کوچولویی که پاش وای سادن فهمید.

---------------

فقط چون برام لبخند زد٬ نوشتم!

---------------

دوست مکزیکیم گفت که یه ضرب المثل اسپانیولی می گه: خانوما می تونن توی یک لیوان آب٬ طوفان درست کنن!!! (یعنی از کوچیکترین چیزا جنجال درست می کنن)

صدای مکالممون رو ضبط کردم تا همه لذت ببرین! مکالمه شاهکاره!
اینجا رو کلیک کنین (و از روی صفحه ای که باز میشه٬ دانلود کنین).
من٬ جان از انگلستان و ادواردو از مکزیک.


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 21:41

۹۲. فضول


امیدوارم که امشب کسی از دوستای من توی سنت جاهلی چهارشنبه سوری شرکت نکرده باشه. (امروز برای اهل علم «پایرومینیا» یک مشکل روانی شناخته شده ولی خوب متاسفانه بعضی با استفاده از بهانه ی اینکه این کار قسمتی از فرهنگ ماست این کار بی فایده رو مرتکب می شن. ایجاد سر و صدا و مزاحمت برای دیگران٬ ایجاد آلودگی محیط زیست٬ خطرات احتمالی جانی و مالی٬ و از همه مهم تر اتلاف وقت و انجام یک فعالیت که هیچ اساس علمی یا دینی نداره...) !! 

----------------

اوکی. امروز یه چیز جالب خوندم و خواستم با شما در میون بذارم. اونایی که منو می شناسن می دونن که چه قدر از فضولی و خاله زنک بازی بدم میاد. (چیزی که ایرانی ها توش استادن!) اه.
اینم اون داستان شیرین و کوتاه:

««شخص فضولی به ملا نصر الدین گفت:همسایه ات عروسی دارد.

ملا گفت: به من چه!

آن شخص گفت: شاید برای شما شیرینی وشام بیاورند.

ملا گفت: به تو چه! »»


ابزار امتیاز دهی


1 2 3 4 5 ... 9 >>