X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


چهارشنبه 28 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 22:57

۹۳. لبخند زد: یعنی بنویس!


این مجسمه ی «مسیح حیاط بخش» هست که شهر ریودژنیروی برزیل رو زیر نظر داره. عظمت این مجسمه رو می شه از مردم کوچولویی که پاش وای سادن فهمید.

---------------

فقط چون برام لبخند زد٬ نوشتم!

---------------

دوست مکزیکیم گفت که یه ضرب المثل اسپانیولی می گه: خانوما می تونن توی یک لیوان آب٬ طوفان درست کنن!!! (یعنی از کوچیکترین چیزا جنجال درست می کنن)

صدای مکالممون رو ضبط کردم تا همه لذت ببرین! مکالمه شاهکاره!
اینجا رو کلیک کنین (و از روی صفحه ای که باز میشه٬ دانلود کنین).
من٬ جان از انگلستان و ادواردو از مکزیک.


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 27 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 21:41

۹۲. فضول


امیدوارم که امشب کسی از دوستای من توی سنت جاهلی چهارشنبه سوری شرکت نکرده باشه. (امروز برای اهل علم «پایرومینیا» یک مشکل روانی شناخته شده ولی خوب متاسفانه بعضی با استفاده از بهانه ی اینکه این کار قسمتی از فرهنگ ماست این کار بی فایده رو مرتکب می شن. ایجاد سر و صدا و مزاحمت برای دیگران٬ ایجاد آلودگی محیط زیست٬ خطرات احتمالی جانی و مالی٬ و از همه مهم تر اتلاف وقت و انجام یک فعالیت که هیچ اساس علمی یا دینی نداره...) !! 

----------------

اوکی. امروز یه چیز جالب خوندم و خواستم با شما در میون بذارم. اونایی که منو می شناسن می دونن که چه قدر از فضولی و خاله زنک بازی بدم میاد. (چیزی که ایرانی ها توش استادن!) اه.
اینم اون داستان شیرین و کوتاه:

««شخص فضولی به ملا نصر الدین گفت:همسایه ات عروسی دارد.

ملا گفت: به من چه!

آن شخص گفت: شاید برای شما شیرینی وشام بیاورند.

ملا گفت: به تو چه! »»


ابزار امتیاز دهی



دوشنبه 26 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 21:24

۹۱. هفته ی اول (۲)


یکی دیگه از درسای درد آوری که در طول مدت زندگی ام تو فرانسه و به خصوص در هفته ی اول یاد گرفتم:

توی فرایند آشناییمون با بچه های دیگه و فعالیت هایی که انجام میدادیم٬ یک جمله که برامون تکرار می کردن توجه من رو جلب کرد: «عقیده و فرهنگ هر کس محترمه.»

احتمالا هر کدوم از ما این جمله رو خیلی شنیدیم. این جا هم چون همه ی دانشجوها از کشورها و فرهنگ های مختلفی هستن٬ خیلی برای دانشگاه مهمه که بینشون صلح و صفا برقرار باشه. به خاطر همین همش تاکید می کنن که: در مورد فرهنگ های مختلف یاد بگیرین و یادتون باشه که هر فرهنگی برای خودش محترمه...

احتمالا بعضی از افرادی که اینو می خونن با جمله ی بالا موافقن. خوب. به نظر من جمله ی بالا یک جنایت آشکاره. می دونین جمله ی بالا در واقع یعنی چی؟ یعنی: هر کس هر عقیده و نظر و فرهنگی که داشت٬ حتی اگر احمقانه و اشتباه و غیر منطقی و مخرب بود٬ ایراد نداره. تا وقتی که به کار همدیگه کاری ندارین٬ هیچ ایرادی نداره.

این حرف چرت و پرته محض. البته بذارین یه چیزی رو روشن کنم. این که من با این حرف مخالفت می کنم به این معنا نیست که فکر می کنم همه ی فرهنگ ها بجز فرهنگ من غلطن یا این که فقط من درست می گم. نه. من فقط دارم می گم که این اشتباهه که ما «هر» فکر یا فرهنگ یا نقطه نظر رو محترم بدونیم. اگر این طور بود ابراهیم خلیل هرگز بت ها رو با خاک یکسان نمی کرد. اگر این طور بود هرگز حضرت محمد (ص) بعد از فتح مکه خانه ی کعبه رو پاکسازی نمی کرد. اگر این طور بود٬ هیچ مصلحی در طول تاریخ٬ هیچ عقیده ی خوبی رو انتشار نمی داد! این چه مزخرفیه که امروز مد شده؟ همه تا یه بحثی می شه می گن آره آره حرف هر کس برا خودش محترمه؟؟ نه! اصلا این طور نیست. فقط حقیقت محترمه.

اون چیزی که ما باید یاد بگیریم اینه که همیشه ما حقیقت رو نمی گیم. اون چیزی که ما باید یاد بگیریم اینه که یاد بگیریم اگر دیگران حرف حق زدن٬ ازشون یاد بگیریم. نه این که هر کسی هر مزخرفی گفت محترمه و ایراد نداره.


ابزار امتیاز دهی



یکشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 13:51

۹۰.


پیمانی به نام «حلف الفضول» بین طایفه‌هایی از قریش بسته شد که بر اساس آن می‌بایست برای یاری هر مظلومی در مکه و باز گرفتن حق او از ستمکار، متحد شوند و اجازه ندهند در مکه بر کسی ستم رود. رسول خدا بیست ساله بود که در خانه عبدالله بن جدعان در این پیمان شرکت کرد و با قریشیان هم‌پیمان گردید تا یاور ستمدیدگان باشد.

آن حضرت سال‌ها پس از حلف الفضول (پس از بعثت و هجرت) در زمان بسط اسلام فرمود: «در سرای عبدالله بن جدعان در پیمانی شرکت کردم که اگر در اسلام هم به مانند آن دعوت می‌شدم اجابت می‌کردم و اسلام جز استحکام، چیزی بر آن نیفزوده است.»

--------------

آوازه امانت‌داری و راست‌گفتاری محمد صلی الله علیه و آله باعث شد تا خدیجه، دختر خویلد، زن برجسته و ثروتمند قریش او را به همکاری دعوت نماید و آن حضرت را در قالب قراردادی برای تجارت عازم شام «سوریه» کند.
رسول اکرم این قرارداد را پذیرفت و پس از بازگشت، سود فراوانی را که به دست آورده بود به خدیجه سپرد. خدیجه که شیفته‌ی حسن خلق و صفات برجسته او شده بود، به آن حضرت پیشنهاد ازدواج داد (داستان چگونگی پیشنهاد دادن حضرت خدیجه هم خواندنی است) که مورد پذیرش محمد (ص) قرار گرفت. ازدواج رسول خدا صلی الله علیه و آله با خدیجه دو ماه و بیست و پنج روز پس از بازگشت او از شام «سوریه» بوده است. سن خدیجه را هنگام ازدواج با پیامبر از 25 تا 40 ، متفاوت، نقل کرده‌اند.


ابزار امتیاز دهی



یکشنبه 25 اسفند‌ماه سال 1387 ساعت 01:42

۸۹. هفته ی اول


این خاطره مال هفته ی اولیه که اومده بودم اینجا. ولی چون مطلبش عمیقه مطمئنا تاریخ مصرفش نگذشته.

هفته ی اول٬ قبل از این که کلاس ها به طور رسمی شروع شه٬ توی دانشگاه فعالیت های مختلفی در نظر گرفته بودن تا دانشجوها بیشتر با هم آشنا شن.

یکی از فعالیت ها این بود که هر کس باید خودش رو با کشیدن یک نقاشی معرفی می کرد. وقتی مسئول فعالیت برامون توضیح داد که باید چه کار کنیم٬ یک لحظه فکر کردم که توی مهدکودک ثبت نام کردم. آخه مگه می شه یک انسان با این همه عمق و ماهیت٬ خودش رو با چنتا ماژیک و یک صفحه کاغذ نشون بده؟
عجیب تر این بود که دانشجوهای دیگه کاملا موضوع رو جدی گرفتن و هر کدومشون شروع کردن به نقاشی کشیدن. حتی یکی دوتاشون به فکر فرو رفتن که چه جوری می تونن خودشون رو دقیق تر نشون بدن. به نقاشی هاشون نگاه کردم.
یکی داشت عکس یک هیولا رو می کشید.
یکی دیگه داشت منظره ای طبیعی می کشید.
یکی دیگه از دانشجوها یک شکلک شبیه این شکلک کشید:
همش با خودم فکر می کردم: «اینا واقعا انقدر کوچیکن که خودشون رو می تونن با یک هیولا یا یک درخت یا یک شکلت معرفی کنن؟» اون موقع بود که فهمیدم با چه نقاشی ای می تونم ابعاد وجودی خودم رو درست نشون بدم...

نوبت این رسید که هر کس نقاشیش رو به دیوار آویزون کنه تا دیگران ببینن. من هم نقاشیم رو کنار نقاشی های دیگه آویزون کردم... خوشبختانه نیازی نبود اسمهامون رو زیر نقاشیامون بنویسیم.

دانشجوها یکی یکی دور می زدن و از همه ی نقاشی ها دیدن می کردن. من هم گوشه ای نشسته بودم و از کوته نظری اطرافیانم در هیرت بودم.

حتما وقتی نقاشی من رو دیدن گفتن: «چرا این صفحه سفیده؟»


ابزار امتیاز دهی


1 2 3 4 5 ... 9 >>