X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


چهارشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 22:52

۱۶۶. حکایت


چند روزیه بیش از حد حرف زن زدم. بسه دیگه. با یک حکایت خوشگل موضوع رو عوض می کنم که وبلاگ چند بعدی بودن خودش رو از دست نده.
راجع به یک موضوع بی ربط می نویسم که برای جالب بوده. چرا آدما سر قبر خوشگل داشتن انقدر اهمیت قائل می شن؟! توی فرانسه هم مثل ایرانه. حتی شاید بدتر.

--------------------

روزی ملا نصرالدین از گورستان عبور می کرد. قبر طولانی و مجللی رو دید. از شخصی پرسید اینجا چه کسی دفن شده مگه؟ شخص پاسخ داد: این قبر علمدار لشکره. ملا با تعجب گفت: مگه اونو با علمش دفن کردن؟!


ابزار امتیاز دهی



چهارشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 02:03

۱۶۵. نگاه ابزاری به زن ها


یک مقاله ی عجیب در مورد نگاه ابزاری به زن ها پیدا کردم که من رو کاملا تحت تاثیر قرار داد. این واقعا شوکی بود در حد خودش. هنوز نمی دونم باید چی بگم ولی به نظرم قابل تامل بود. توی قسمت کامنت های پست قبلی در جواب به آقا/خانوم رهگذر لینکش رو گذاشتم ولی متاسفانه ایشون استفاده نکردن. ولی برای دوستان دیگه این جا یک نوشته کامل رو بهش اختصاص می دم. دقت کنین که مقاله از مجله ی scientific american هست که دوستان اهل علم حتما باهاش آشنان و از اعتبارش چیزی شنیدن.

مقاله این طور می گه که:

محققین دانشگاه Princeton آمریکا در آزمایشی حساسیت مغز مردها به عکس هایی از زن های نیمه لخت رو امتحان کردن. در این آزمایش عکس هایی از زن ها با لباس مایو به تعدادی مرد نشون دادن و در عین حال فعالیت مغزشون رو اندازه گیری کردن. هنگام اندازه گیری محققین مشاهده کردن که در همچین موقعیتی: اولا حافظه ی مردها بهتر کار می کنه!!! دوما  قسمت های premotor cortex و posterior middle temporal gyrus مغزشون فعال میشه. حالا شاید سوال کنین که این قسمت های مغز چه اهمیتی دارن و چه قسمت هایی هستن؟ جواب عجیب اینه که: این قسمت های مغز دقیقا همون قسمت هایی از مغز مردها هستن که موقعی که اونا بخوان از  ابزار (مثلا از یک پیچگوشتی برای باز کردن یک پیچ) استفاده کنن فعال می شن!!! یعنی در واقع عبارت «نگاه ابزاری به زن ها» که در جامعه شناسی و غیره به کار میرفته -بدون این که در بدو استفاده معنی فیزیولوژیک داشته باشه- یک پدیده ی علمی و طبیعیه!

برای من یکی که شدیدا عجیب بود. حالا این که چه باید کرد یا چه باید گفت رو می ذارم به عهده ی خودتون! در ضمن دوستانی که می خوان دوباره عقلشون رو تعطیل کنن و به من بد و بیراه بگن که چرا همچین مطالبی رو این جا می نویسم خودشون رو ضایع نکنن لطفا. این مسئله اصلا به اعتقاد من ربطی نداره!!! صرفا یک یافته ی علمیه.

اگر دوستان مایل هستن که اصل مقاله رو به زبان انگلیسی بخونن می تونن اینجا رو کلیک کنن. دوستانی که ترجیه می دن این مقاله رو به صورت صوتی داشته باشن می تونن اینجا رو کلیک کنن.

(توی انتخاب عکس برای این نوشته هم خیلی دقت کردم! )


ابزار امتیاز دهی



دوشنبه 28 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 19:15

۱۶۴. جنبش احقاق حقوق زنان


سلام.

مدتیه که توی ایران حرف حقوق از دست رفته ی زن ها زده می شه و انواع و اقسام جنش ها برای رفع تبعیض و این چیزا راه اندازی شده. مامان گل من هم سردمدار گوشه ای از این جنبش ها است و توی این زمینه ماشالله فعالیت زیادی می کنه. از فعالیت حزبی گرفته تا برنامه سازی و نشست با مسئولین و دیدار با نماینده های مجلس و غیره غیره.

این که جنبش زن ها چیه و چه تبعیض هایی رو می خوان رفع کنن جای بحث داره. ولی من نمی خوام اون بحث رو انجام بدم. اگه اجازه بدین٬ می خوام راجع به ماهیت این جنبش ها و این حرکت ها نظرم رو بگم.

ببینین به نظر من بسیاری از زن هایی که دنبال رفع تبعیض و این نوع چیزها هستند روی موجی از اشتباه و گیجی و توهم حرکت می کنند.
توضیح ساده اینه که توی تاریخ همواره از زن ها استفاده ی ابزاری شده٬؛ این چیزیه که وجود داشته٬ داره و خواهد داشت. یعنی انفکاک ناپذیر از جامعه ی انسانیه. دوستان متوهمی که برای رفع تبعیض و این جور چیزا داد و فریاد می زنن با شنیدن این اصل حتما جا می خورن! ولی متاسفم چون گرچه تلخه ولی کاریش نمی شه کرد. این موضوع همواره بوده و خواهد بود. دلیلش هم کاملا به طبیعت زن و مرد بر می گرده (دوستانی که علاقه دارن می تونن به کتاب های روان شناس معروف اتریشی زیگموند فروید مراجعه کنند.) البته از جوانب دیگه ای زن ها از مردها استفاده می کنند که اون هم جای بحث خودش رو داره. ولی به طور کلی اتفاقا توی کشورهای غربی که مثلا آزادی هست و حق و حقوق زن ها رعایت میشه٬ استفاده ی ابزاری از زن ها خیلی بیشتر از توی کشور خودمونه.
در واقع این راهی که زن های ما می خوان برای احقاق حقوقشون برن به ترکستانه. نمونش هم توی دنیای غرب واضح و آشکار جلوی چشممه. من نمی دونم چرا چیز به این سادگی رو نمی فهن این زن های به اصطلاح آزادی طلب. می خوان این راه اشتباه رو که قبل از ما اروپایی ها و آمریکایی رفتن تکرار کنن!؟ البته که توی غرب زن وزیر و زن مدیر داریم؛ و همین زن وزیر و مدیر هستن که این راه رو جذاب می کنن. ولی باید یاد بگیریم که ذهنمون رو آزاد کنیم و همه جانبه به موضوع نگاه کنیم. این نکته های جذاب به دست آمده با جنبش های زن ها در کشورهای غربی رو باید بگذاریم کنار دستآورد ها و فاجعه های دیگه ای که از این جنبش ها حاصل شده (مثل تبلیغی که همین پری روزها دیدم: استفاده از زن لخت برای فروش پنیر!). این دوستان حامی جنبش زن ها و غیره فقط قسمتای خوش مزه و جذابش رو می بینن ولی من دارم سعی می کنم با توجه به همه ی ابعادش حرف بزنم.
البته البته البته که مقداری از حقوق زن های ما در نظر گرفته نشده و باید بهش رسیدگی بشه. و البته که یک سری مشکلات در قانون مدنی ما وجود داره. ولی این مشکلات در مقایسه با این همه هوچی گری و جنبش و غیره بسیار اندک هستن. . به عبارتی٬ بیش از ۹۵ درصد این جنبش ها به ترکستان می رن. ولی اگر منظور اون کمتر از  ۵ درصدیه که حرف حساب می زنن... قدمتون روی چشم. من هم به نوبه ی خودم ازتون حمایت می کنم!


ابزار امتیاز دهی



یکشنبه 27 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 20:21

۱۶۳. ذهن چند بعدی


متاسفانه بعضی ها حرفای پست قبلی رو خوب نفهمیدن. البته حق هم می دم بهتون. چیزیه که بدون تعمق حاصل نمی شه. بذارین با توضیح بیشتر کمک کنم... امیدوارم به درد بخوره: ببینین٬ مسئله ی دربونا فقط یه مثاله. من این مثال رو براتون زدم که بهتون نشون بدم که وقتی توی زندگی با یک موضوع مواجه شدیم٬ این یک هنره که بتونیم از این همه زاویه نگاهش کنیم. شما هر موضوعی که دوست دارین رو برای خودتون بذارین وسط٬ بعد ببینین که آیا می تونین چندین زاویه برای نگاه کردن بهش پیدا کنین یا نه.
اگر می تونین این کار رو بکنین٬ اولا بهتون تبریک می گم٬ و بعد باید وارد مرحله ی بعدی شین٬ و اون هم ترتیب بندی نقطه نظرها و تشخیص زاویه های بهتره.
اگر هم نمی تونین چندین زاویه در نظر بگیرین٬ باید یاد بگیرین! چون این موضوع نشون دهنده ی «چند بعدی بودن» دید آدمه.

--------------------

در همین راستا کتاب Flatland رو توصیه می کنم. یک کتاب جالبیه که از سال 1884 که توسط مدیر مدرسه ی انگلیسی نوشته شده، تا کنون در نوع خودش بی بدیل بوده. البته امیدوارم ترجمه ی فارسیش وجود داشته باشه، چون انگلیسیش براتون سخته فکر کنم.

کتاب در مورد یک «مربع» هست که همیشه در دنیای دو بعدی خودش زندگی کرده... تا روزی که با یک کره (یعنی یک موجود 3 بعدی) آشنا می شه و ناگهان متوجه می شه که بیش از 2 بعد در دنیا وجود داره. ولی آشنا شدنش با مفهوم «چند بعد» شروع درگیری ها، ارتقاع فکری، و البته مشکلاتش می شه... در واقع این داستان یک استعاره از ذهن های محدود ما انسان هاست. اگر بتونیم خودمون رو تربیت کنیم که از زاویه های مختلف به موضوع ها نگاه کنیم٬ و فراتر از نگاه های واضح و اولیه ذهنمون رو گسترش بدیم٬ درکمون افزایش پیدا می کنه.

این هم یک کلیپ برای معرفی فیلمی که از روی این کتاب ساختن:



ابزار امتیاز دهی



شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1388 ساعت 21:44

۱۶۲. دربون های سفارت


سلام دوستان. ممنون از بابت نکته هایی که اشاره کردین.

حالا اگه اجازه بدین٬ من می خوام یه فعالیت انجام بدم که می تونه آموزنده هم باشه. ببینین٬ هر پدیده ای رو می شه از زوایای متعدد و متنوعی نگاه کرد. و اگه بتونه از زاویه های مختلفی به یک موضوع نگاه کنه٬ هم دید خودش رو گسترش داده٬ هم به خودش به این توانایی رو هدیه داده که نظرهای دقیق تری داشته باشه٬ و در نتیجه جهانبینی و عملکرد غنی تر و دقیق تری داشته باشه.

مثلا این موضوع مورد بحثمون که توی پست قبلی راجع بش صحبت کردیم: «چرا دربون های سفارت خونه های کشورهای خارجی توی ایران٬ با مراجعه کننده ها بد برخورد و بی ادب هستن؟»

من الان می خوام این موضوع رو بذارم وسط و از همه ی زوایایی که به ذهنم می رسه بهش نگاه کنم. به عبارتی... ببینم چنتا جواب منطقی می تونم برای سوال بالا پیدا کنم؟ احتمال داره به یه جواب که اینجا نوشته بشه اصلا اعتقاد نداشته باشیم. ولی ایراد نداره. اول جواب های محتمل رو در نظر می گیریم٬ بعد اونایی که درست به نظر نمی رسن رو می تونیم فیلتر کنیم. خوب٬ شروع می کنم:

۱. از بالا توسط مدیریت سفارت خونه ها به دربون دستور داده می شه که این طور رفتار کنه تا مبادا مورد بی جا یا خطرناکی وارد سفارت شه

۲. از بالا توسط مدیریت سفارت خونه ها به دربون دستور داده می شه که این طور رفتار کنه که ایرانی ها تحقیر شن. و با این تحقیر اون سفارت خونه خودشو بتونه برتر و قوی تر و مهم نشون بده٬ بدون اینکه مستقیم کارمندای خودش رو بدنام کرده باشه.

۳. از بالا توسط مدیریت سفارت خونه ها به دربون دستور داده می شه که این طور رفتار کنه چون که خارجی ها در برابر مقاومت و بزرگی ملت ایران تحقیر شدن. و مجبور می شن این طوری -بدون این که مستقیم خودشون درگیر شن- خودشون رو خالی کنن.

۴. دربون ها آدم های عقده ای هستن و می خوان کمبود های شخصیشون رو سر مردم خراب کنن و قدرت مند و مهم به نظر بیان.

۵. دربون ها از ترس این که مبادا آدم نابجایی رد بشه و کارشون رو از دست بدن سخت گیری می کنن.

۶. دربون ها هر روز با چندین آدم بی شعور برخورد دارن. پس با گذر زمان نسبت به مراجعه کننده ها بدبین می شن.

۷. کارمندای ایرانی سفارت زبون ما ایرانی ها رو بهتر می فهمن. و می دنن تا به ایرانی جماعت تو سری نزنی آدم نمی شه!

۸. اصلا فرض اولیه ی سوال غلطه!!!‌ دربون ها سخت گیر و بی ادب نیستن. شاید ما چنتا مورد بد دیده باشیم ولی جمعیت غالب دربون های سفارت ها باشخصیت و مودب ان.

--------------

دقت کنین که چه گستره ای از جواب ها رو می شه برای یک مسئله ی ظاهرا ساده در نظر گرفت. دوستای اهل فکر و عقل و استدلال ارزش این نوع برخورد رو بهتر درک می کنن. اگر آدم سر مسائلی که می خواد روش موضع بگیره این طور عادلانه و عاقلانه برخورد داشته باشه٬ و بعد از موشکافی موضع خودش رو تعیین کنه٬ خیلی می تونه تصمیم دقیق تر و متفکرانه تری بگیره.

نمی دونم کی لذت برد. ولی اگر حتی یک نفر هم فهمیده باشه من دارم چه می گم٬ من راضی خواهم بود!

دو لپی دوستون دارم!! ؛)


پ.ن.1: بذارین با توضیح بیشتر کمک کنم... امیدوارم به درد بخوره: ببینین٬ مسئله ی دربونا فقط یه مثاله. من این مثال رو براتون زدم که بهتون نشون بدم که وقتی توی زندگی با یک موضوع مواجه شدیم٬ این یک هنره که بتونیم از این همه زاویه نگاهش کنیم. شما هر موضوعی که دوست دارین رو برای خودتون بذارین وسط٬ بعد ببینین که آیا می تونین چندین زاویه برای نگاه کردن بهش پیدا کنین یا نه. (ادامه مطلب اینجا) (اسفند 88)


ابزار امتیاز دهی


1 2 3 4 5 ... 7 >>