X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


سه‌شنبه 31 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 03:29

338. مرحوم آیت الله مجتهدی تهرانی


سخنرانی چند سال پیش
برای دانلود کردن از اینجا استفاده کنین (می تونین کلیک راست کنین و save target as رو انتخاب کنین)


ابزار امتیاز دهی



دوشنبه 30 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 16:06

۳۳۷. گردش روز عید


سلام.

شما عید چی کارا کردین؟ احتمالا رفتین خونه ی پدر بزرگ و مادر بزرگ و این حرفا. من که اینجا کسی رو جز عبدالرحمن ندارم، پس باهاش قرار گذاشتم که بریم بگردیم.

قرار بود صبح بیدارم کنه که با هم بریم نماز عید بخونیم توی مسجد شهر، ولی بیدارم نکرد! آخه یکی از دوستای مراکشیش اومده بوده دنبالش و اون هم فکر کرده به من نگه بهتره. خلاصه...

ساعت 10 با صدای زنگ تلفن بیدار شدم. عبدالرحمن بود. من که مطمئن نبودم امروز عید هست یا نه، دیشب سیبیلم رو تر و تمیز کرده بودم و به خودم رسیده بودم ولی به نیت روزه خوابیده بودم که اگر فرداش (یعنی یکشنبه) عید نبود، روزه ام صحیح باشه. بعد از این که عبدالحرمن بهم گفت که رفته نماز عید و این حرفا، خیالم راحت شد و یه چیزی خوردم.

خلاصه، با هم قرار گذاشتیم که بریم بگردیم. شهر croisic رو انتخاب کردیم برای گردش. دلیل اصلی آکواریم این شهر بود. من که زیاد چیزی در موردش نشنیده بودم، ولی بچه ها می گفتن قشنگه.

(اگه روی عکسا کلیک کنین بزرگ می شن)




(راستی این آب که می بینین انشعابی از اقیانوس اطلسه)


من توی زندگیم آکواریم کم نرفتم! توی ونکوور که زندگی می کردیم هر چند هفته یک بار به آکواریم عظیم ونکوور سر می زدیم. اون آکواریم ونکوور هم شهرت بین المللی داره. از انواع نهنگ ها گرفته تا کوسه ها تا هر چیزی که توی آب و اقیانوس زندگی می کنه داره اون جا.

این آکواریم که رفتیم خیلی کوچیک تر بود و حیوون های کمتری داشت.

اولش فکر می کردم که چون توی ونکوور اون همه گونه های دریایی عجیب و متنوع دیدم٬ شاید اینجا برام جالب نباشه.

ولی فقط بعد از چند دقیقه توی این آکواریم فهمیدم که الان دیدم نسبت به دنیا رشد کرده و کاملتر شده. این دفعه خیلی با دقت نگاه می کردم و ته دل لذت می بردم. به خصوص وقتی به اسب های آبی٬ اختاپوس ها و اون لاپکشت (که خیلی دوسش داشتم) نگاه می کردم٬ حس عجیبی داشتم.

هم از اقیانوس ها و عجایبش شگفت زده بودم هم از بی اطلاعی و ناچیزی خودم می ترسیدم. حس های جالبی بود که معمولا افراد توی آکواریم بهشون دست نمی ده!

ولی کلی حس فلسفی عرفانی بهم دست داد.

به عنوان مثال فکر می کنم حدود ۱۰ دقیقه یا همچین چیزی فقط به دو سه تا اسب آبی نگاه می کردم و توی مغزم افکار مختلفی و شگفتی های مختلفی رژه می رفت! خرچنگ های آبی هم با اون رنگ آمیزی بی نظیرشون توجهمو جلب کردن. اصلا فکر نمی کردم خرچنگ آبی داشته باشیم.


ابزار امتیاز دهی



یکشنبه 29 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 13:53

336. بهترین روز سال


هر کسی احتمالا یک روز محبوب داره. مثلا برای بعضیا تولدشون خیلی مهمه، برای بعضی دیگه عید نوروز، بعضی ها هم شاید با نیمه ی شعبان حال کنن.

خلاصه روزهای متنوعی هست که مردم می تونن ازشون لذت ببرن. بعضی ها شخصیه، مثل تولد یا سالگرد ازدواج؛ بعضی ها هم عمومیه مثل عید مبعث و سالروز فتح خرمشهر.

خلاصه...

یه دست بندی دیگه هم میشه کرد. اون هم این که روزهای عید رو تقسیم کنیم به روزهایی که انسان براشون زحمت کشیده -مثل 22 بهمن- و اونهایی که انسان براشون زحمت نکشیده -مثل نوروز-. با این زاویه، بعضی روزهای مهم رو می شه از هر دو زاویه نگاه کرد. مثلا تولد. یا می شه گفت "روزی که من به دنیا اومدم" که می شه از اون روزهایی که انسان براشون زحمت نکشیده (تو چه زحمتی در به دنیا اومدن کشیدی!؟)؛ یا می شه گفت "روزی که مادرم من رو به دنیا آورد" که می شه روزی که مادر برای اون مدت ها زحمت کشیده.

خلاصه، من شخصا روزهایی که تلاش انسانی اون ها رو عید کرده برام مهم هستن. روزهایی که فقط به خاطر گردش آسمان و زمین اعتبار کسب می کنن، تو ذهن من اعتبار خاصی ندارن. ولی روزهایی که نشون دهنده ی تلاش انسانی هستن حسابشون جداست.

چه طور بعضی ها روزی رو جشن می گیرن که برای رسیدن بهش زحمتی کشیده نشده و یا تلاشی صورت نگرفته؟ برای من، شاد بودن توی روزی معنی پیدا می کنه که براش کوشش شده باشه...

حالا، این روزها که نشون دهنده ی تلاش انسانی هستن معمولا سالروز تلاش انسان در گذشته هستن. به عنوان مثال 22 بهمن سالروز یه تلاش بزرگ انسانی هست که سالها قبل اتفاق افتاده. ولی در این میان روزهای خاصی از سال هستن که نه تنها سالروز دست آورد سال های گذشته هستن، بلکه هر سال تکرار می شن. روزهایی هستن که "هر سال" عید می شن، چون هر سال تلاش انسانیه که اونها رو شکل می ده.

و عید فطر بزرگترین عید، در پی بزرگترین تلاش، یعنی جدال با هوای نفسه.

عید فطر عزیز ترین روز، در پی عزیز ترین کارها، یعنی عبادته.

و عید فطر مهم ترین اتفاق، در پی مهم ترین رویداد، یعنی دیدار خداست.

در عید فطر و تلاش هایی که منجر به این روز می شن، انسان ها نظاره گر نیستن، بلکه خودشون عمل کننده هستن.

هیچ روز دیگه ای در طول سال این خاصیت رو نداره. هیچ روزی.

عید فطر به دلیل حلول ماه شوال عید نیست. اگر دلیلش این باشه، این روز هم عزت خودشو از دست می ده. عید فطر به دلیل تلاش یک ماهه ی انسانه، و پاک شدن و پیروز شدن پس از یک ماه بندگی عید محسوب می شه.


جالبه که عیدهای اسلام همشون از این جنس هستن. می دونین که توی اسلام، 2 عید وجود داره (بقیه ی روزها که به اسم عید بین ما جا افتاده تا اونجایی که من می دونم از لحاظ سند اسلامی خیلی عید محسوب نمی شن).

و این عید ها عبارت هستند از عید فطر و عید قربان.

و اگر دقت کنین می بینین جفتشون این خاصیتی که در قسمت بالا توضیح دادم رو دارن. عید فطر اول، عید قربان دوم.

شاید به همین دلیل باشه که معصوم فرمود:

«کل یومٍ لا یعصی الله تعالی فیه فهو یوم عید»

«هر روزی که در آن معصیت خدا نشود و گناهی انجام نگیرد آن روز عید است». (تفسیر نمونه، ج5، ص131.)

به نظر من، توی اسلام کسی منتظر نیست که کائنات بچرخن تا به خاطر چرخش کائنات شادی کنه! توی اسلام انسان بعد از تلاش کردن و بندگی کردن و رسیدن به یک دست آورد معنوی، اون روز رو جشن می گیره.


پ.ن.1: یادم می آد یکی از دوستام برای اولین بار رفته بود اعتکاف (و چند روز برای عبادت در مسجد مونده بود). بعد از این که اعتکافش تموم شد، یه هدیه ی خوب براش تهیه کردم و بهش دادم. گفت: "این برا چیه؟". گفتم: "عیدت مبارک"


ابزار امتیاز دهی



شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 21:10

335. گفتم، گفتی


گفتم: چقدر احساس تنهایی می‌کنم …
گفتی:
 فانی قریب 
    
 .:: من که نزدیکم (بقره/۱۸۶) ::.

گفتم: تو همیشه نزدیکی؛ من دورم… کاش می‌شد بهت نزدیک شم 
گفتی: 
و اذکر ربک فی نفسک تضرعا و خیفة و دون الجهر من القول بالغدو و الأصال 
     
.:: هر صبح و عصر، پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن (اعراف/۲۰۵) ::.

گفتم: صدا زدنت هم توفیق می خواد. شاید من بیش از حد گناهکار باشم؟ 
گفتی: 
ألا تحبون ان یغفرالله لکم 
     
.:: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟! (نور/۲۲) ::.

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی …
گفتی:
 و استغفروا ربکم ثم توبوا الیه 
    
 .:: پس از خدا بخواید ببخشدتون و بعد توبه کنید (هود/۹۰) ::.

گفتم: با این همه گناه… آخه چیکار می‌تونم بکنم؟      
گفتی: 
الم یعلموا ان الله هو یقبل التوبة عن عباده 
     
.:: مگه نمی‌دونید خداست که توبه رو از بنده‌هاش قبول می‌کنه؟! (توبه/۱۰۴) ::.

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ...
گفتی: 
الله العزیز العلیم غافر الذنب و قابل التوب 
     
.:: (ولی) خدا عزیزه و دانا، او آمرزنده‌ی گناه هست و پذیرنده‌ی توبه (غافر/۲-۳ ) ::.

گفتم: از کدوم گناه شروع کنم؟  
گفتی: 
ان الله یغفر الذنوب جمیعا 
     
.:: خدا همه‌ی گناه‌ها رو می‌بخشه (زمر/۵۳) ::.

گفتم: یعنی بازم بیام؟ بازم منو می‌بخشی؟ 
گفتی: 
و من یغفر الذنوب الا الله 
    
 .:: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟ (آل عمران/۱۳۵) ::.

گفتم: اگه توبه کنم، دوسم داری؟ 
گفتی: 
ان الله یحب التوابین و یحب المتطهرین
    
 .:: خدا هم توبه‌کننده‌ها و هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره (بقره/۲۲۲) ::.

ناخواسته گفتم: ای وای... چه قدر پر رو شدم.      
گفتی:
 الیس الله بکاف عبده 
     
.:: خدا برای بنده‌اش کافی نیست؟ (زمر/۳۶) ::.

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار می‌تونم بکنم؟ 
گفتی:
یا ایها الذین آمنوا اذکروا الله ذکرا کثیرا و سبحوه بکرة و اصیلا هو الذی یصلی علیکم و ملائکته لیخرجکم من الظلمت الی النور و کان بالمؤمنین رحیما 
.:: ای مؤمنین! خدا رو زیاد یاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته‌هاش بر شما درود و رحمت می‌فرستن تا شما رو از تاریکی‌ها به سوی روشنایی بیرون بیارن . خدا نسبت به مؤمنین مهربونه (احزاب/۴۱-۴۳) ::.


منبع


ابزار امتیاز دهی



شنبه 28 شهریور‌ماه سال 1388 ساعت 05:33

334. ما را بدان شرافت بخشیدی


امام زین العابدین (ع):

خدایا، ما مدتی را در این ماه به سر بردیم؛
ماهی که
ما را بدان شرافت بخشیدی،
و به احسان خویش
ما را
شایسته‌ی آن گردانیدی؛
در حالی که مردم بدکردارِ تیره بخت، قدر آن را نشناختند و به سبب شور بختیِ خویش از فضل آن محروم شدند.

----------------

به زبون خودم می گم:

از کسی که نافرمانی خدا می کنه متنفر نباش... دلت براش بسوزه.


ابزار امتیاز دهی


1 2 3 4 5 ... 8 >>