X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


چهارشنبه 27 آبان‌ماه سال 1388 ساعت 18:28

396. و واعدنا موسی و حدیث منزلت


دوستان در مورد اسم وبلاگم و آیه ی شریفه ی 142 سوره ی اعراف سوال زیاد می کنن. توضیحات خوبی هم در مطلب شماره 77 وبلاگم دادم. اگر دوستان می خوان می تونن با کلیک کردن اینجا دوباره مراجعه کنن.


همون طور که می دونین این آیه در نماز مخصوصی در 10 شب اول ماه ذی الحجه خونده می شه.

توضیحات:

«در هر شب از دهه اول مابین نماز مغرب و عشاء دو رکعت نماز بجا آورد، در هر رکعت پس از حمد سوره توحید و سپس این آیه را بخواند: «و واعدنا موسی ثلثین لیله و اتممناهها بعشر فتمّ میقات ربّه اربعین لیله و قال موسی لأخیه هارون اخلفنی فی قومی و اصلح و لا تتّبع سبیل المفسدین» تا شریک ثواب حاجیان گردد، بدون این که از ثواب آنان چیزی کاسته شود


ترجمه: ما به موسی، سی شب مهلت دادیم و ده شب دیگر بر آن افزودیم و دیدار با خدایش چهل شب کامل گردید. موسی به هارون برادرش گفت: جانشین من در میان قبیله ام باش، آرامش را برقرار ساز و پیروی از راه بدکاران مکن


در این جا، اگر اجازه بدین، یه تفسیر خیلی مختصر از آیه داشته باشیم که شاید براتون جالب باشه. در ضمن، با توجه به مطالبی که در مورد منزلت حضرت ابوبکر نوشته بودم، توی این مطلب در مورد منزلت حضرت علی خواهم نوشت.


(اخطار: مطالب زیر رو خودم از تفسیر نمونه گلچین کردم. با تمام احترامی که برای این کتاب تفسیر بسیار وزین و آیت الله عظمی حضرت مکارم شیرازی قائلم، جسارتا به نظر من نفسیر نمونه بعضی اوقات مطالب اشتباه و غیر منطقی هم توش داره! {من کی باشم که در مورد مطالب علما نظر بدم!؟ این گستاخی رو ببخشین ولی مدتیه که توی گلوم گیر کرده بود، نتونستم جلوی خودمو بگیرم!!} پس اون چیزایی که به درد بحثمون می خورد رو گلچین کردم.)


در اینجا به چند موضوع باید توجه داشت:

...نخستین سؤ الى که در مورد آیه فوق پیش مى آید این است که چرا وعده چهل روز یکجا بیان نشده بلکه نخست مى فرماید سى روز، سپس ‍ ده روز به عنوان متمم بر آن مى افزاید در حالى که در آیه 151 بقره این چهل روز به صورت واحد، ذکر شده است؟ مفسران درباره این تفکیک ، تفسیرهاى گوناگونى ذکر کرده اند، ولى آنچه بیشتر به نظر میرسد و با روایات اهلبیت (علیهم الاسلام ) نیز سازگار است این است که گرچه در متن واقع ، بنا بر چهل روز بوده اما خداوند براى آزمودن بنى اسرائیل نخست موسى (علیه السلام ) را براى یک مواعده سى روزه دعوت نمود سپس آن را تمدید کرد، تا منافقان بنى اسرائیل صفوف خود را مشخص سازند.

از امام باقر (علیه السلام ) چنین نقل شده که فرمود: هنگامى که موسى (علیه السلام ) به وعدهگاه الهى رفت با قوم خویش قرار گذاشته بود غیبت او سى روز بیشتر طول نکشد، اما هنگامى که خداوند ده روز بر آن افزود، بنى اسرائیل گفتند: موسى (علیه السلام ) تخلف کرده است ، و به دنبال آن دست به کارهائى که مى دانیم زدند (و گوساله پرستى کردند). <108> در اینکه این چهل روز، موافق چه ایامى از ماه هاى اسلامى بوده ، از بعضى روایات استفاده مى شود از آغاز ذیقعده شروع ، و به دهم ذیحجه (عید قربان ) ختم گردیده است ، اگر مى بینیم تعبیر به چهل شب (اربعین لیله ) در قرآن شده است نه چهل روز، ظاهرا به خاطر این است که مناجات موسى (علیه السلام ) و گفتگویش با پروردگار بیشتر در شب انجام مى شده است.

...

... بسیارى از مفسران اهل تسنن و شیعه در ذیل آیه مورد بحث اشاره به حدیث معروف منزله کرده اند، با این تفاوت که مفسران شیعه آن را به عنوان یکى از اسناد زنده خلافت بلا فصل على (علیه السلام ) گرفته اند...

... عده زیادى از صحابه پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) درباره جریان جنگ تبوک چنین نقل کرده اند: ان رسول الله (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) خرج الى تبوک و استخلف علیا فقال ا تخلفنى فى الصبیان و النساء قال ا لا ترضى ان تکون منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لیس نبى بعدى : پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به سوى تبوک حرکت کرد و على (علیه السلام ) را به جاى خود قرار داد، على (علیه السلام ) عرض کرد آیا مرا در میان کودکان و زنان میگذارى (و اجازه نمى دهى با تو به میدان جهاد بیایم ) پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) فرمود: آیا راضى نیستى که نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى (علیه السلام ) باشى جز اینکه پیامبرى بعد از من نخواهد بود عبارت بالا در معتبرترین کتب حدیث اهل تسنن یعنى صحیح بخارى نیز از سعد بن ابى وقاص نقل شده است . <109> در صحیح مسلم که آن هم از کتب درجه اول آنان محسوب مى شود در باب فضائل الصحابه همین حدیث از سعد نقل شده که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به على (علیه السلام ) فرمود: انت منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى : تو نسبت به من ، به منزله هارون از موسى هستى جز اینکه بعد از من پیامبرى نیست <110> در این حدیث که صحیح مسلم نقل کرده مطلب به صورت کلى اعلام شده و اشاره به جنگ تبوک دیده نمیشود. و نیز در همان کتاب کمى پس از ذکر حدیث به گونه کلى گفتار پیغمبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) را در جنگ تبوک ، همانند صحیح بخارى جداگانه آورده است...

... در یوم المؤ اخاة یعنى در نخستین مرتبه که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) در مکه میان یارانش پیمان برادرى بست ، على (علیه السلام ) را براى این پیمان براى خودش انتخاب نمود و فرمود: انت منى بمنزله هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى.

... در آن روز که پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) دستور داد درهاى خانه هائى که به مسجد (منظور مسجد پیامبر است ) گشوده میشد، بسته شود و تنها در خانه على (علیه السلام ) را باز گذارد، جابر بن عبد الله نقل مى کند که به على (علیه السلام ) فرمود: انه یحل لک من المسجد ما یحل لى و انک منى بمنزلة هارون من موسى الا انه لا نبى بعدى <128> : آنچه از مسجد براى من مجاز است براى تو نیز مجاز است زیرا تو نسبت به من همانند هارون نسبت به موسى هستى.

موارد بالا... همه را از کتب معروف اهل تسنن آوردیم و گرنه در روایاتى که از طرق شیعه وارد شده ، موارد دیگرى نیز از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) نقل شده که این جمله را فرمود. از مجموع اینها به خوبى استفاده مى شود که حدیث منزله ، موضوعى نبوده است که اختصاص به داستان تبوک داشته باشد بلکه یک فرمان عمومى درباره على (علیه السلام ) براى همیشه بوده است . و از اینجا روشن مى شود اینکه بعضى از دانشمندان اهل سنت مانند آمدى تصور کرده اند که این حدیث متضمن حکم خاصى در مورد جانشینى على (علیه السلام ) در غزوه تبوک بوده است و ربطى به سایر موارد ندارد، به کلى بى اساس است، زیرا پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) به مناسبتهاى مختلف و در جریانهاى گوناگون این جمله را تکرار فرموده و این نشان مى دهد که یک حکم عمومى است...

على (علیه السلام ) تمام مناصبى را که هارون نسبت به موسى (علیه السلام ) و در میان بنى اسرائیل داشت - به جز نبوت - داشته است...

... على (علیه السلام ) وزیر پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) و معاون خاص و پشتیبان او و شریک در برنامه رهبرى او بود، زیرا قرآن همه این مناصب را براى هارون ثابت کرده است آنجا که از زبان موسى میگوید: و اجعل لى وزیرا من اهلى هارون اخى ، اشدد به ازرى و اشرکه فى امرى (سوره طه آیه 29 تا 32): وزیرى از خاندانم براى من قرار ده ، هارون برادرم را، نیروى مرا به او افزایش ده ، و او را در برنامه من شریک ساز

... ایراد: میدانیم - و در تواریخ مشهور آمده است - که هارون در زمان خود موسى (علیه السلام ) از دنیا رفت ، بنابراین تشبیه به هارون ، اثبات نمیکند که على (علیه السلام ) بعد از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) جانشین او باشد. شاید این مهمترین ایرادى است که به این حدیث شده است ، ولى جمله الا انه لا نبى بعدى پاسخ این ایراد را به خوبى مى دهد، زیرا اگر گفتار پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) که میگوید تو به منزله هارون نسبت به من هستى ، مخصوص به زمان حیات پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) بود، جمله الا انه لا نبى بعدى هیچ لزومى نداشت ، زیرا وقتى سخن مخصوص به زمان حیات پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) باشد، درباره بعد از او سخن گفتن کاملا نامناسب است... بنابراین وجود این استثناء به خوبى نشان مى دهد که گفتار پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) ناظر به زمان بعد از مرگ او نیز بوده است منتها براى اینکه اشتباه نشود و کسانى على (علیه السلام ) را به نبوت بعد از پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم ) بر نگزینند، میفرماید: تو همه این مقامها را دارى ولى بعد از من پیامبر نخواهى بود...

... 

108-تفسر برهان جلد دوم صفحه 33 - نورالثقلین جلد دوم صفحه 61.

109-صحیح بخاری جزء ششم صفحه 3 طبع داراحیاء التراث العربی.

110- صحیح بخاری جلد چهارم صفحه 187 طبع داراحیاء التراث العربی چاپ دوم 1972.

128-ینابیع المودة آخر باب 17 صفحه 88 ط دوم دارالکتب العراقیه.


ابزار امتیاز دهی