X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


سه‌شنبه 10 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 23:22

411. نامه ی مامان به مناسبت تولدم


سلام نازنین


دوشنبه ساعت 8 شب 11 آذر 1364

دو روز بعد از روز میلاد پیامبر و امام صادق (ع)  خداوند تو را به من هدیه کرد.

برایت گفته ام وقتی این نوزاد هنوز نه اسمی داشت و نه رسمی دور مچ او دستبندی بستند تا روی آن از مشخصات نوزاد بنویسند که پسر است و او را به نام مادر معرفی کنند.

این دستبند را دیده ای. دارمش هنوز. اندازه مچ دست آن روزت را دیده ای. امروز 3 انگشت به هم چسبیده تو هم در آن جا نمی گیرد. فقط به اندازه 2 انگشت تو است. وزنت هم زیر دو کیلو و نیم بود. اطرافیان به خنده می گفتند به اندازه دو کیلو و نیم پرتقال که دو تایش را هم برداشته باشی.

اما تو همه چیز من شدی. همه چیز من بودی و همه چیز من هستی. تو و برادرت محمود که او هم هدیه دیگری شد که خداوند به من ارزانی کرد.

از آن تاریخ دیگر زندگی من رنگ تو و بعد رنگ شما دو تا گرفت. آن چه کردم و آن چه نکردم، آن چه خواستم و آن چه نخواستم، و آن چه شدم و آن چه نشدم جدا از شما دو تا نبوده و نیست. من با شما دو تا تعریف شدم همان طور که هر چه را داشتم در وجود شما گذاشتم.

دیده ای بعضی آدم ها که حرف زدن یاد گرفته اند تا عشق را توصیف کنند و نه تجربه، می گویند بله عشق دو جور است زمینی و آسمانی. یا انسانی و خدایی. یا عشق این دنیا و عشق به خدا و از این جور حرف ها. من اما جور دیگری فهمیده ام. من فهمیده ام که عشق، عشق است. دیگر تقسیم بندی به اسم زمینی و آسمانی ندارد. عشق ورزیدن یک هنر است. کسی که عشق را تجربه نکند یاد نمی گیرد عاشق باشد. او نمی تواند عاشق خدا بشود. باید عاشق بود تا عاشق شدن را آموخت.

امتیاز مهم زنان از مردان در خلقت این جاست. شاید یک زن یا یک مرد نتواند جفتی پیدا کند که عاشق او شود ولی یک زن وقتی مادر می شود حتی اگر فرزند ثمره عشق هم نباشد باز مادر، عاشق شدن را نه تجربه بلکه زندگی می کند. این لطف خداوند به مادر است که مادر در عشق ورزیدن به فرزندش رشد می کند و همه آن چه را که عرفا و فضلا برای ساخته شدن خود انجام می دهند با لذت انجام می دهد.

من با داشتن شما دو تا تربیت شدم. (همان قدر که شده ام) خداوند این فرصت را به من داد. دیگر اگر نقصی بوده از بی عرضگی خودم بوده. فرزند داشتن راهی برای تربیت شدن والدین است تا مواظب کارهای خود باشند و فرصتی است برای تمرین صحیح عمل کردن و دیگرخواهی به عوض خودخواهی. 

در تمام این سال ها از هر لحظه داشتن تو لذت برده ام. و از این که مادر تو هستم به خودم افتخار می کنم.

و اما آن چه برای تو خواسته ام و هم چنان می خواهم همان بوده است که حضرت ابراهیم به عنوان اول مسلمان در قرآن، خودش را توصیف کرده است. آن جا که در آیات پایانی سوره انعام از قول او می گوید: "ان صلوتی و نسکی و محیای و مماتی لله رب العالمین"

می خواهم انسانی شوی با همین هدف گذاری که "نماز من و عبادات من و زندگی و مرگ من برای خدای رب جهانیان است"

کارها رو به که است؟ برای چه است؟ هدف کجاست؟ رب کیست؟ آن کیست که در کارها هدف نهایی قرار می گیرد؟ چه چیز را حاضری برای چه قربانی کنی؟

رفتن در این راه دقیقا مثل گذر کردن از جهنم است با هزاران چاه و هزاران مار و هزاران شیطان که فریب دهند و وسوسه کنند و گمراه کنند و بازی دهند و هر دم لحظه ای برای سقوط است. جهنمی که باطن دنیاست.

زندگی یک فرایند کوتاه است که انسان با انتخاب ها و عملکردش خودش را به نمایش می گذارد. برای خودش. انسان با انتخاب هایش تعریف می شود. هر انتخاب تبلور همه "چه بودن" هر فرد است. هر کس با انتخاب هایش خودش را می فروشد. یعنی عمرش را. حتی اگر شده برای یک کار 2 دقیقه ای. انتخاب ها قیمت فروخته شدن عمر است. خوشا به سعادت کسی که خریدارش خداست. و فقط خدا که همه پاکی ها و همه زندگی است. اگر به خدا بفروشیم هرگز نخواهیم مرد چون او است که همان "حی لایموت است" باقی همه خسران و فسانه است.


تولد تو برای من مبارک بوده و مبارک هست.

تو برکت خانه پدرت و من بوده ای.

دوستت دارم

مامان فرشته


چند تا عکس هم از ماه ها و سال های اول تو برایت می فرستم تا روز اول مدرسه رفتن تو. همه سال هایی که به شدت دلم برایشان و برای شیرینی آن روزها تنگ شده.












ابزار امتیاز دهی