X
تبلیغات
بازی تراوین

www.301040.tk وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


چهارشنبه 25 آذر‌ماه سال 1388 ساعت 01:13

424. دخترهای ایرانی: به رابطه ی جنسی بگین نه!


می دونم این مطلبی که می نویسم یه کم احتمال داره مشکل ایجاد کنه و بعضی ها خوششون نیاد، ولی به نظر من چیزیه که باید گفته بشه و مطلبی هست که می تونه به بعضی ها کمک کنه. از اون جایی که خودم از نزدیک مشکلات ناشی از ندونستن این مطالب رو در بین دخترهای عزیز و پاک ایرانی دیدم، وظیفم می دونم که این مطلب رو انتشار بدم، حتی اگر به نظر بعضی ها بی ادبی یا به درد نخور بیاد. پیشاپیش عذرخواهی می کنم از بابت رک گویی.

پیش نوشت: دوست عزیزم رستگار به درستی گفت: "به نظرم شان و شخصیت یه دختر خیلی بالاتر از اینه که یه پسر به خودش اجازه بده راجع به این مسائل باهاش حرف بزنه چه برسه به اینکه چنین پیشنهاد زشتی رو بده!..." من هم در همین پیش نوشت تاکید می کنم با دوستم رستگار موافقم. ای کاش اصلا گندکاری نشه که بخواد به اینجا کشیده بشه.

ولی این متن برای کسایی هست که به هر حال -چه دوست داشته باشیم چه نداشته باشیم- رسیدن به این نقطه ی حساس و من دوست دارم به جای این که انگشت اتهام بگیرم طرفشون، توی این متن کمکشون کنم.



هر کشور و یا منطقه ای، بنا به شرایط اجتماعی و فرهنگی خاص خودش، مشکلات و معضلات اجتماعی و فرهنگی خودش رو داره. به نظر من یکی از مشکلاتی که توی ایران وجود داره، رابطه ی جنسی بین دخترها و پسرها قبل از ازدواجه. این نوع روابط توی فرهنگ ایرانی (چه اسلامی چه غیر اسلامی) از دیرباز پذیرفته نبوده. ولی با نفوذ رسانه ها و فرهنگ های غیر ایرانی در کشور، بیشتر و بیشتر به وجود اومده.

توی فرهنگ ایرانی "باکره" بودن قبل از ازدواج برای دخترها از اصول خیلی مهمیه. من کاری ندارم که به نظر شما این اصل چیز خوبیه یا بدیه. اصلا به این که این اصل از کجا اومده هم کاری ندارم؛ چه بخوایم چه نخوایم به عنوان یک مطلب خیلی مهم وجود داره.

من خودم دخترها و پسرهایی رو می شناسم که قبل از ازدواج با هم رابطه ی جنسی داشتن، ولی وقتی ازشون سوال می کنی که موقع ازدواج به نظرت بهتره طرف مقابل باکره باشه یا نه، اکثرا می گن آره. یعنی این یه چیزیه که حتی اگر رعایت هم نکنن، رعایت کردنش رو خوب می دونن.

خوب، برگردم سر اصل مطلب. چیزی که شخصا خودم مشاهده کردم اینه که دخترهای ایرانی به دلیل این که عموما بسیار پاک و معصوم و بی تجربه هستن (حداقل در دوران نوجوانی)، وقتی با موقعیتی رو به رو می شن که باید در اون موقعیت نسبت به پیشنهادها و مسائل جنسی واکنش نشون بدن، یه جورایی گیر می کنن و گیج می شن.

به عنوان مثال معمولا دخترها بدون چشم داشت رابطه ی جنسی و برای برقراری یه رابطه ی پاک که در ذهنشون قرار هست منجر به ازدواج بشه با پسرها آشنا می شن، و با پیش رفتن رابطه، وقتی به نقطه ای می رسن که از طرف پسر پیشنهاد جنسی یا نیمه جنسی بهشون داده می شه، نمی دونن چه طور واکنش نشون بدن.

چند شب پیش با یه دختر صحبت می کردم. خیلی ناراحت بود. می گفت مدتیه که خیلی ناراحته. پرسیدم چرا؟ گفت: "چند ماه پیش پسری که عاشقش بودم بهم گفت که یا باید نیازهای جنسیش رو رفع کنم، یا می ره دنبال یکی می گرده که نیازشو براش رفع کنه"... (بماند که دختر چه جوابی داده بود و رابطه به کجا کشیده شده بود).

ولی این مورد فقط یک مثال هست، از مثال های متعددی که در اون دخترها قربانی خواسته های پسرها می شن، یا به عبارتی، به خواسته های پسرها تن می دن.

یه دختر دیگه می گفت: "اولین دفعه ای که رابطه ی جنسی داشتم خیلی ناراحت بودم. چند شب از گریه خوابم نبرد." پرسیدم: "آخه اگر همچین چیزی انقدر ناراحتت می کرد، چرا تن دادی؟" گفت: "جوون بودم؛ هیچی از مسائل جنسی نمی دونستم. وقتی دوست پسرم گفت که باید همچین کاری کنیم، من هم با خودم فکر کردم که چون دوست دخترش هستم وظیفم اینه و باید انجام بدم".

راستش اینه که بله، اتفاقا توی دنیا دوست دخترها و دوست پسرها معمولا رابطه ی جنسی دارن. ولی فرهنگ و اصالت ایرانی کجا، استانداردهای سخیف دنیای مدرن کجا؟ وقتی کسی در فرهنگ و جامعه ی ایرانی بزرگ شده، ولی تجربه ها و آموزش های جنسیش رو از دنیای غیر ایرانی گرفته، خوب نتیجش همینه.

خیلی دلم به حال این دختر سوخت. می گفت: "هر موقع بهش فکر می کنم گریم می گیره. حالا چه طور با یه پسر پاک ازدواج کنم؟ یعنی من هم مجبور می شم با یه پسری ازدواج کنم که هزارتا کار کرده قبل از ازدواج؟"

بگذریم، خاطره بسه... برم سراغ اصل مطلب.

دخترهای عزیز ایران زمین، معمولا به دلیل درگیری عاطفی و عاشقی، سختشونه به سینه ی عشقشون دست رد بزنن. دخترهای بی تجربه ی ایران زمین، سختشونه در موقعیت های حساس بگن "نه".

می دونم شاید یه کم به نظر مسخره بیاد، ولی می خوام به عنوان یه پسر، اینجا به دخترهای خوب و پاکی که این وبلاگ رو می خونن، یه درس کوچیک در زمینه ی "نه" گفتن به پسرها بدم. البته قبل از هر چیز باید بگم: شدیدا بهتره اصلا آدم نذاره به همچین جایی کشیده بشه رابطه. اگر از همون اول آدم جلوی یه سری چیزا رو بگیره، توی همچین مشکلاتی گیر نمی افته. اصلا اگر آدم حرف خدا و پیغمبر و بزرگ ترها رو گوش بده معمولا گندش در نمی آد!!!!

ولی خوب، ما هم جوونی کردیم و می دونیم که شیطون آدمو گول می زنه. حالا اگر به هر دلیلی رابطه به نقطه ای رسید که از دخترای عزیزی که این وبلاگ رو می خونن همچین درخواستهایی شد، یه سری پیشنهاد دارم که با استفاده ازش می تونین درخواست رو رد کنین:

1) اولین چیزی که امکان داره اتفاق بیافته اینه که دختر پاک به دلیل پاک بودن مسخره شه. (حتی امکان داره بین خود دخترا پیش بیاد) امکان داره بعضی افراد دخترهای پاک رو به مسخره بگیرن که مثلا فلانی حتما یه عیبی داره که هنوز دوست پسر نداره. یا مثلا فلانی عقب افتادس و جذاب نیست و از این مزخرفات.
جوابی که می شه توی این موقعیت ها داد اینه که: "من می تونم توی چند ثانیه مثل شما ناپاک بشم، ولی شما هرگز نمی تونین مثل من پاک بشین؛" (همون طور که یه آدم پاک می تونه به راحتی معتاد شه، ولی یه معتاد نمی تونه به راحتی پاک شه.) با این جواب، دختر پاک نشون می ده که نه تنها وضعیتش مشکلی نداره، بلکه یه درجه هم از فرد مسخره کننده بالاتره.

2) امکان داره پسر با این استدلال درخواست نزدیکی کنه: "بهم نشون بده که چه قدر منو دوست داری. بهم نشون بده که چه قدر به نیازها و خواسته هام اهمیت می دی".
جوابی که می شه در این موقعیت داد اینه: "تو هم با انتظار کشیدن تا بعد از ازدواج بهم نشون بده که چه قدر برات اهمیت دارم!" یا می شه جواب داد: "تو که حاضر نیستی از این خواسته هات برای یه مدت کوتاهی بگذری، از کجا معلوم در آینده برای زنت (من) از خواسته های خودت گذشت کنی؟"

3) پسر می تونه این استدلال رو بکنه: "ما که دیر یا زود قراره با هم ازدواج کنیم. حالا چه فرقی می کنه اسممون توی شناسنامه ی هم باشه یا نه." این استدلال خیلی استدلال شیکیه. فکر می کنم شاید از استدلالهای دیگه بیشتر به کار بره برای رسیدن به هدف.
جوابی که دختر می تونه به این استدلال بده اینه که بگه: "پس حالا که قراره ما دیر یا زور با هم ازدواج کنیم، پس بذار شب ازدواجمون رو یه شب به یاد موندنی کنیم."

4) یه چیز دیگه که خیلی مد شده اینه که گفته می شه "تماس جنسی یه چیز خیلی نرمالیه" یا مثلا این که "تماس جنسی داشتن که چیز عجیبی نیست. از نیازهای عادیه". این هم از اون استدلال های خیلی شیکه. با این همه فیلم و چیزای غربی هم جور در میاد. توی فیلم می بینیم دیگه، یارو نیم ساعت نیست که با خانومه آشنا شده، توی صحنه ی بعدی با هم همخواب می شن! خوب، با این همه کثافت که می ره توی مغزمون، همچین استدلالی کردن هم چیز بعیدی نیست.
خلاصه، جواب به این استدلال می تونه این باشه: "خیلی چیزا توی دنیا نرماله. دستشویی رفتن هم نرماله. ولی آدم هر جایی یا هر وقتی که نمی ره دست شویی. هر چیزی راه و روش خودش رو داره. ارتباط جنسی هم راه و رسم خودش رو داره. راه و رسمش هم این نیست که آدم قبل از ازدواج..."

5) استدلال آخری که به ذهنم می رسه الان اینه که پسر جو عاشقی داشته  باشه. شیدا باشه و عاشق و غیره و بگه: "من عاشقتم. عاشق همه چیزتم. عاشق چشات، عاشق صدات، عاشق بدنت. نمی تونم ازت دوری کنم. می خوام لمست کنم، می خوام..." شاید این حرفا خیلی شیرین و شاعرانه باشه، ولی می شه بهش جواب خوبی داد.
جواب به نظرم اینه: "چه خوبه که عشقمون رو با هوس لکه دار نکنیم! چه خوبه که این عشق رو به وقت خودش شکوفا کنیم"



پ.ن.1: مطلبی در گذشته نوشته بودم به عنوان: "جوون و نیاز جنسی". گرچه خیلی به این مطلب ربط نداره، ولی اگر دوستان می خوان، می تونن دوباره بهش مراجعه کنن.

پ.ن.2: دوست خوبم بنت الهدی گفت: "خانه ای که از اساس اشتباه بنا بشه تا آخرش اشتباه میره تا وقتی که رو سر آدم ویران می شه... وقتی پسری از دختری تقاضای عمل جنسی میکنه مطمئنا دختر قبلش بهش خیلی چیزا رو اوکی داده... و بر اساس اون (اتفاقات قبلی) این تقاضا رو میکنه..." از همون اول باید مواظب بود

پ.ن.3: این بحث توی یکی از نوشته های آینده ی وبلاگم در حال دنبال شدنه! حتما به اینجا سر بزنین (اردیبهشت 89)


ابزار امتیاز دهی