X
تبلیغات

www.301040.tk وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


پنج‌شنبه 13 اسفند‌ماه سال 1388 ساعت 15:49

470. پیش داوری - ضعفی فراگیر میان ایرانیان


پیش گفتار:

"پیشداوری" نگرشی منفی و خصمانه نسبت به گروهی مشخص، بر اساس تعمیم های ناشی از اطلاعات نارسا یا نادرست می باشد.

مثلا شخصی که نسبت به معترضین انتخابات 88 در ایران تعصب و پیش داوری دارد، یعنی که وی به ابراز رفتار خصمانه نسبت به معترضین گرایش دارد و احساس می کند که به استثنای یکی دو مورد، همه آن ها مانند هم هستند و خصوصیاتی که به آن ها نسبت می دهد، غیر دقیق می باشند؛ و در واقع مبتنی بر مقداری حقیقت غیر کامل هستند که با حرارت به تمامی آنان نسبت داده می شود.

پیش داوری نسبت به نیروهای بسیجی و امنیتی نیز چنین می باشد.

اگر دقت کنیم خواهیم دید که در جامعه ای مملو از پیش داوری، تمایل به این است که سرسختی در پیش داوری به عنوان پایداری و ثابت قدمی تلقی می شود و متداولا بار مثبت به خود می گیرد.

چندی پیش با چند تن از دوستان "سبز" بحثی می کردیم. در بحث هایی که با این دوستان کرده بودم، ارادت خودم را نسبت به نظام جمهوری اسلامی ایران بیان کرده بودم و آن ها بلافاصله پیش داوری های متعددی در مورد بنده و خانواده و جد و آبا و طرز تفکر و همه چیز من کرده بودند! بحث پیش رفت و به مسائل "کوی دانشگاه" رسیدیم. من بلافاصله حرکات غیرقانونی نیروهای امنیتی و حمله به کوی دانشگاه را محکوم کردم و این اقدام نیروهای بسیجی و امنیتی را "زشت" خواندم.

جالب است که در جواب این موضعگیری صریح من، یکی از دوستان سبز ما گفت: "بازارگان کم آورده!"

یعنی نفوذ پیش داوری ها آن قدر در او زیاد بود، که حتی به خود اجازه نمی داد که فرض کند که شاید حرف حقی از دهان طرف مقابل در می آید؛ آن قدر در پیش داوری های خود غرق شده بود که حتی اگر حرفی گفته می شد که با آن موافقتی داشت، آن را ناشی از "کم آوردن" می دانست.

وقتی این دوست ما در مقابل حرف هایی که با آن موافق است این طور موضع می گیرد، در مقابل حرف هایی که با آن ها مخالف است -حتی اگر صد در صد صحیح و حقیقت باشند- چه طور موضع خواهد گرفت؟ این یک فاجعه در زمینه ی روان شناسی اجتماعی است.

مقدمه:

هنگامی که فرد در جامعه ای متعصب پرورش می یابد، اغلب، پیش دواری ها را بدون نقد و بررسی می پذیرد. بدین سان، تمایل فرد بر آن است که به داده های علمی موید با دیدی انتقادی نگاه نکند و بدون این که تشخیص دهد چنین داده هایی را به عنوان تایید علمی پیش داوری خویش به کار ببرد.

علت مقاومت قالب های پیشداوری در برابر تغییر این است که: هنگامی که فرد درباره ی دیگران باورهایی داشته باشد، ذهن فرد برای ایجاد امنیت روانی اطمینان و حصاری به وجود می آورد که موجب به این می شود که فرد واقعیت اجتماعی را همسو با انتظاراتش خلق کند. حتی هنگامی که فرد آن اندازه روشنفکر است که صحت باورهایش را بیازماید، ناخودآگاه چنان راهبردهایی را برای آزمودن باورهایش به کار می برد که علی رغم نادرست بودن آن باورها، آن ها را مورد تایید قرار دهند.

از طرفی رسانه ها در تداوم پیشداوری نقش نهادینه ی مهمی را ایفاد می کنند. نمایش اقلیت های اجتماعی -به عنوان مثال نمایش آشوب گران توسط صدا و سیما و یا نمایش نیروهای خشن امنیتی ایرانی توسط بی بی سی- گمراه کننده، غیر واقعی، و یقینا زیان آور است. بمباران تصاویر یک جانبه نگرانه از رسانه ها تصویری فرهنگی را منعکس می سازد که افراد را به پیش داوری متمایل می کند. به عنوان مثال در 8 ماه اخیر، شاید بهتر باشد این سوال را از خود بپرسیم: در چند ماه اخیر، صدا و سیما چند مورد گرده همایی آرام و صلح طلبانه ی معترضین را نشان داده است؟ و یا بی بی سی چند مورد از جنایات آشوب گران را نشان داده است؟ یقینا با جواب به سوالی به این سادگی، خواهیم فهمید که نقش رسانه ها در تداوم و گسترش پیش داوری ها چشم گیر است.

دلایل پیدایش و تداوم پیش دواری:

حال چند علت برای به وجود آمدن و تداوم پیشداوری را بررسی می کنیم:

1. رقابت و تعارض اقتصادی و سیاسی: پیشداوری می تواند در نتیجه ی تاثیر نیروهای اقتصادی و سیاسی به وجود آید. با توضحیی ساده از این مثال می گذرم (چون اطمینان دارم در این چند ماه اخیر به خوبی آن را مشاهده کرده باشید). می دانیم که منابع یک جامعه محدود هستند و همواره برای تسلط بر منابع بین گروه های مختلف نزاع وجود دارد. حتی اگر گروه های مختلف هدف خدمت کردن به جامعه را داشته باشند، کماکان، برای به دست آوردن منابعی که بتوان توسط آن خدمت کرد باید مبارزه کنند. این مبارزه ها در بسیاری از موارد پیش داوری ایجاد می کند.
مثال اقتصادی: به علت محدودیت تعداد مشاغل در آمریکا، در جامعه بین کارگران سفید پوست و مکزیکی الاصل پیش داوری وجود دارد. به صورتی که معمولا کارگران سفید پوست ترجیح داده می شوند.

2. پرخاشگری جا به جا شده: اصطلاح "سپر بلا" نشان دهنده ی تمایل افراد به این است که در هنگام ناکامی یا ناشادی، خشم خود را متوجه گروه هایی کنند که نمایانند، نسبتا ناتوان هستند، و یا مورد تنفرند. به صورتی که ممکن است حتی این گروه هایی که علیه آن ها پیش داوری به وجود می آید نقشی در آن ناکامی نداشته باشند، ولیکن سپر بلای خشم افراد ناکام شوند.
برای مثال می توان ناکامی ایران در جام جهانی گذشته را در نظر گرفت که در آن، علی دایی -بهترین گلزن تاریخ- مورد حمله ی آماج اتهامات و پیش داوری ها شد، تا ناکامی و شکست تیم در رقابت ها التیام یابد.

3. اختلال های شخصیتی: کسانی هستند که از لحاظ روانی آمادگی و تمایل بیشتری به تعصب و پیشداوری دارند. این افراد بیشتر در اثر ساختار شخصیتی و روانی خود، همواره در نتیجه گیری ها و موضع گیری های خود پیش داوری کرده و سریعا نتیجه گیری می کنند. (به نظر من، بسیاری از ایرانی ها از این ضعف رنج می برند و به همین دلیل عنوان متن را این گونه انتخاب کردم)

4. همرنگی با جماعت: قسمت اعظم رفتار تعصب آمیز، تابع و ناشی از همرنگی با جماعت است. رفت و آمد و نشست و برخاست با افرادی از یک گروه، خود به خود تعصب ایجاد می کند. فرد برای این که خود را در میان اطرافیانش به صورتی مقبول جلوه دهد، نسبت به موضوعی همانند آن ها به پیشداوری می پردازد و از طریق ایجاد هماهنگی با گروه از لحاظ روانی ارضا می شود.
همچنین پژوهش ها نشان داده اند که صرف شنیدن این که کسی برچسبی توهین آمیز در خصوص گروهی مشخص به کار برد، می تواند این احتمال را افزایش دهد که افراد با دیدی منفی نسبت به آن فرد یا آن گروه نگاه کنند.
به عنوان مثال برچسب غلط "کودتاچی" که در این ایام استفاده شده است، و تکرار مکرر این کلمه، یک پیش داوری منفی در بسیاری از افراد ایجاد کرده است.

کاهش پیش داوری:

پرواضح است که پیشداوری خصلتی مضر است که بین افراد دشمنی بی جا ایجاد می کند. حال سوال این است که چه گونه می شود این خصلت نامطلوب را کاهش داد و از بین برد؟

به نظر بنده، برای کاهش این اختلال مضر در جامعه، بهترین راه حل، تماس های هم مرتبه می باشد؛ اگر گروه های مختلف را بتوان تحت شرایط هم مرتبه (یعنی دارای مقام و پایگاهی برابر) گرد هم آورد، شانس مناسبی برای شناخت یکدیگر دارند. این امر می تواند در شرایط یکسان تفاهم را افزایش و تنش را کاهش دهد.

هر چه اختلاط ها افزایش یابد، افراد خصوصیات مثبت دیگران را خواهند دید و دنیای سیاه و سفید آن ها خاکستری تر خواهد شد. در شرایط تماس مسالمت آمیز با مخالفتان، افراد متوجه می شوند که مخالف آن ها نیز انسان است، احساسات و منطق دارد، و فردی ملعون نیست.

در این شرایط حتی ممکن است که مخالفان برای پیش برد اهداف و زندگی خود متوجه شوند که می توانند از همدیگر برای پیش برد اهداف مشترک یاری بگیرند.

تنوع ایجاد شده در جو های مختلط، به افراد می آموزد که که اختلاف نظر و تفاوت ها را به عنوان "تنوع نظر" ببینند، و نه به عنوان "جنگ نظر".

{نکات روانشناختی مطلب فوق از کتاب  "روانشناسی اجتماعی، الویت ارونسون، ترجمه: دکتر حسین شکرکن" استخراج شده اند.}


در مطلب فوق به چند مبحث متفاوت اشاره شد، که می توانید با مراجعه به نوشته های قبلی در این وبلاگ اطلاعات بیشتر کسب کنید. به عنوان مثال، چند نوشته ی قبلی که از لحاظی با این نوشته مرتبط هستند عبارتند از:
 نقش متقابل ماهواره و تلویزیون در فتنه (اینجا)
اختلالات دیگر ایرانی: پرخاشگری {نوشته ی قبلی} (اینجا)
و نفهمیدن حرف همدیگر (اینجا)
بحث اعتبار اجتماعی (اینجا)
انحراف جریان های گوناگون از رهنمودهای امام (اینجا)
رنگ بندی افراد {تجربه ی شخصی خودم در هیات} (اینجا)
شیخ بهایی و قضاوت (اینجا)
همرنگ جماعت شدن (اینجا) و ادامه (اینجا)
و.... ایران سرزمین شایعه!!! (اینجا)


{متن روی پیراهن: برای من مهم نیست چه می گویی، من بهتر می فهمم}


ابزار امتیاز دهی