301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


پنج‌شنبه 5 فروردین‌ماه سال 1389 ساعت 04:10

480. شنیدن کی بود مانند دیدن


اگر دوستان بحث های قبلی مربوط رو نخوندن، پیشنهاد می کنم قبل از ادامه دادن، به مطلب شماره 478 به عنوان "مرجع تقلید چرا؟" و همچنین 479 به عنوان "کجای قرآن نوشته؟" مراجعه کنن.



آقایی که خودش تجربه نکرده، به چه حقی نظر می ده؟

چند وقت پیش با یکی از دوستان ایرانی در مورد مشروب صحبت می کردم و براش توضیح می دادم که از لحاظ اسلامی، نوشیدن مشروب حرامه. میون بحث بودیم که گفت: "ببین تو که اصلا تاحالا مشروب نخوردی، چه طور در موردش نظر می دی؟ اصلا نظر توی بی تجربه اعتبار نداره! اون آیت الله هم که علیه مشروب فتوا می ده، تا وقتی که خودش امتحان نکرده باشه، به حرفش اعتباری نیست"

یعنی یه جورایی داشت می گفت، شنیدن کی بود مانند دیدن؟

در جواب ازش سوال کردم: "اگر یکی از ساختمون 30 طبقه بپره پایین چی می شه؟"

گفت: "می خوره زمین و له می شه میمیره."

گفتم: "تا حالا پریدی؟"

گفت: "نه!"

پرسیدم: "به چه حقی در مورد چیزی که تجربه نکردی نظر می دی!؟"

البته جوابی که بهش دادم خیلی ساده و قابل فهم بود؛ منظورم این بود که آدم برای درک عوارض و عواقب و مسائل جانبی یک پدیده، لزومی نداره اون پدیده رو حتما شخصا تجربه کنه. خیلی وقت ها با یک تحقیق خوب و مطالعه ی میدانی و البته مشاهدات می شه نتیجه ی قابل قبولی گرفت. ولی برای این که بهتر منظورم رو فهمونده باشم، این طور ادامه دادم:

"ببین، من موافقم که وقتی آدم چیزی رو تجربه می کنه خیلی بهتر می تونه در مورد اون تجربه نظر بده. این حقیقت داره. به همین دلیل، هیچ وقت من یا یه آیت الله نمی آیم راجع به مزه ی مشروب صحبت کنیم. چرا که نظر دادن در مورد همچین چیزی نیاز به تجربه داره و بدون تجربه خیلی سخت می شه درکش کرد. ولی اگر من یا هر کس دیگه ای بخواد در مورد تاثیرات اجتماعی مشروب صحبت کنه، خیلی بیشتر از این که نوشیدن مشروب در بهتر و دقیق تر بودن نظرش تاثیر مثبت می ذاره، تحقیقات جامعه شناختی و مطالعات مباحث مربوطه تاثیر می ذاره."

گفتم: "حالا بذار من یه سوال کنم! به نظرت کسی که تا به حال یک بار هم تفسیر قرآن رو از اول تا آخر نخونده، چه حقی داره بیاد در مورد حکم تخصصی عالم دینی نظر بده؟ این کار اشتباه تر هست یا این که یه عالم دینی در مورد مسائلی که در موردشون تحقیق کرده نظر بده؟ دور و برت رو نگاه کن ببین هر کس و ناکسی می آد می گه: «به نظر من اسلام این طور میگه، به نظر من اسلام اون طور میگه» مردم به چه حقی و با چه پشت وانه ی تحقیقاتی به خودشون اجازه می دن نظر اسلام رو معین کنن؟"

و بعد ادامه دادم: "خوبه این رو هم بدونی که اتفاقا مراجع تقلید وقتی بخوان نظری بدن، اگر چیزی باشه که خودشون تجربه نکرده باشن، خیلی به دقت از کلمات استفاده می کنن."

و بعد براش این مثال رو زدم:
"می دونی که تا چند سال پیش، بازی شطرنج به عنوان یک بازی حرام محسوب می شد. دلیلش هم این بود که از بازی شطرنج برای قمار استفاده می شد و بر سر برد و باخت حرام انجام می شد. با گذر سالیان متعدد و فاصله گرفتن شطرنج از کاربرد حرام خودش، کم کم این بازی به صورت ورزش فکری مطرح شد. در اون موقع بود که از امام خمینی در این باره سوال شد"

«اگر شطرنج آلات قمار بودن خود را به طور کلی از دست داده باشد و چون امروز تنها به عنوان یک ورزش فکری از آن استفاده گردد بازی با آن چه صورتی دارد؟» (صحیفه امام، جلد 21، ص 129)

حالا به جواب امام دقت کن:
«بر فرض مذکور اگر برد و باختی در بین نباشد اشکال ندارد.»

یعنی چی؟ یعنی این که آیت الله خمینی داره می گه: "آقایی که داری سوال می کنی، من مطمئن نیستم فرض تو درسته یا نه. اگر فرضی که تو میگی حقیقت داره و بازی سر برد و باخت نیست، پس این بازی هم دیگه حرام نیست."

یعنی عالم دینی با درجه ی بالا روی هوا همین طوری نباید حرف بزنه. جایی که خودش تحقیق و تجربه کرده، با توجه به اطلاعات و تخصص اسلامیش نظرش رو می ده. جایی هم که خودش شخصا تحقیق و تجربه نکرده، جوابش رو به دقت می ده و با بیان کردن فرض ها و قید ها مشخص می کنه که چه مفروضاتی رو در نظر گرفته. دقت کنین که هر کلمه ای که به کار می ره حساب کتاب داره و این طور نیست که الکی یه آخوندی که هیچ چیز رو در دنیا تجربه نکرده، بیاد وسط و ادعا کنه در مورد همه چیز نظر تخصصی داره!


پ.ن.1: می تونین یک نامه نگاری خواندی بین امام و یکی از منتقدینش در همین باره حکم شطرنج رو از این لینک بخونین.

پ.ن.2: در قسمت نظرات مادرم مطلبی گفت که قابل تامله. برداشت ایشون این بود که در تخصص علما بحثی نیست. ما واقفیم که علما به جزئیات و نکات اسلامی به خوبی آگاه هستن. ولی نکته ی قابل بحث این هست که:
«"رمقِ دانش‌جوی مهندسی‌مان را می‌کشیم که یاد بگیرد چگونه طراحی کند. مثلاً طراحیِ شترگلوی توالتِ فرنگیِ پلاستیکیِ مقاوم در برابر حرارت بالای 2000 درجه! نتیجه این می‌شود که دانش‌جو روی کاغذ آفتابه‌ای مسی طراحی می‌کند که لوله‌اش در برابر امواج ماکروویو مقاومت خوبی دارد! چندسال زندگی دانش‌جویی، فقط تو را از زندگیِ واقعی دور کرده است. همین!"
... در مورد اثبات تخصص و حوزوی ها، و گذاشتن عمامه، مثال از مهندسی زدی، این هم مهندسی؛ طلبگیمان هم همین است، چندین و چند سال صرف و نحو و جامع المقدمات...»
البته به نظرم همه ی دانشجوها و همه ی طلاب حوزوی این طور نیستند که فقط در جزئیات گیر کنن. ولی خوب، نکته ای هست که نباید نادیده گرفت.

پ.ن.۳: ادامه ی بحث در مطلب بعدی (این لینک) پیگیری می شه.


ابزار امتیاز دهی