301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


پنج‌شنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1389 ساعت 18:07

495. بهترین پاسورباز تاریخ


Stuart Errol "Stu" Ungar
میلاد 1953 - وفات 1998 (چهل و پنج ساله)


ستو اونگار شاید بهترین قمارباز تاریخ پاسور در دنیا باشه. البته دادن همچین عنوانی به کسی خیلی سخته. همون طور که سخته آدم بگه مثلا بهترین بازیکن تاریخ فوتبال کیه. ولی خوب، حالا اگر بهترین نباشه، حتما از سه چهار ستاره ی تاریخ پاسوره.

در طول دوران قماربازیش، "ستو" صدها بار حریف های خودش رو شکست داد. ولی از همه مهم تر این که، او تنها قماربازی هست که سه بار با حذف کردن قماربازهای دیگه، قهرمان جام جهانی پاسور شده. همچنین او تنها کسی هست که سه مرتبه در سوپر بول پاسور -که دومین مهمترین جام پاسور در دنیاست- همه ی رقبای خودش رو از میدون به در کرده؛


(ستو اونگار)

نام پدر: ایسادور اونگار
شغل پدر: نزول خور، کاباره دار، مسئول کاسینو

در دوران بچگی، پدر ستو با توجه به مسئولیت خودش در یک کاسینو و مشاهده ی واقعیت های دنیای قماربازی تلاش خوش رو کرد تا ستو رو از دنیای پاسور دور کنه، ولی ستو به دور از چشم پدرش شروع به پاسوربازی کرد.

ستو اونگار بچه ی باهوشی بود و تونست کلاس شیشم و هفتم رو دوتا یکی کنه (یعنی بعد از کلاس شیشم به جای رفتن به کلاس هفتم، مستقیم به کلاس هشتم رفت). البته بعد از چند سال، و بعد از کلاس دهم، ترک تحصیل کرد.

در سن 13 سالگی پدرش رو از دست داد و مادرش هم در سالهای بعدی بسیار مریض بود پس ستو تنها هر روز خیابون های نیو یورک رو گز می کرد و با قمارخونه های مختلف آشنا می شد.

همین روزها بود که ستو با "ویکتور رومانو" آشنا شد. ویکتور سردسته ی تعدادی از گروه های خلاف نیویورک بود. البته ویکتور هم به گفته ی بعضی نقل ها نابغه بود. افسانه هایی وجود داره که می گه ویکتور در سالهایی که توی زندان به سر می برد (قبل از آشنایی با ستو) املای تمام کلمات موجود در دیکشنری رو حفظ کرده بود.

با گذر زمان ویکتور استاد ستو شد و این دو رابطه ی نزدیکی -مثل رابطه ی پدر و فرزند- با هم برقرار کردن.

با گذر روزها، ستو همواره در مسابقه های پاسور همه ی رقبا رو از میدون به در می کرد و سال به سال معروف تر می شد. تا جایی که معروف ترین پاسورباز نیویورک شد و شهرتش به شهرهای دیگه ی آمریکا هم رسید. توی زندگینامه ی ستو نوشته شده که توی این سال ها قماربازهای دیگه بهش پیشنهاد دادن که برای قبراق بودن و این که در مسابقات پاسور برای زمان بیشتری بتونه بیدار بمونه، از کوکائین و مواد مخدر استفاده کنه.

این استفاده ها کم کم تبدیل به یک اعتیاد شد.

در 29 سالگی با "مادالین" ازدواج کرد که از یک رابطه ی قبلی یک پسر به نام "ریچی" داشت. ستو و ریچی رابطه ی نزدیکی با هم برقرار کردن. ولی ازدواج ستو و مادالین چهار سال بعد به طلاق منجر شد، و ریچی سه سال بعد از این طلاق، خودکشی کرد.

رفته رفته شهرت ستو به تمام آمریکا و شاید دنیای قماربازی گسترش پیدا کرده بود. ستو همواره در حال برنده شدن و پول درآوردن بود ولی همه ی پولش رو با شرط بندی های دیگه -مثلا بر روی اسب دوانی- از دست می داد. جالبه که حتی در همون سالهایی که قهرمان بود، به خاطر ولخرجی و شرط بندی های افراطی در بعضی از مواقع قرض داشت!

اعتیاد ستو به جایی رسید که اثر استفاده ی مواد مخدر بر چهرش و مخصوصا بر بینیش مشخص بود. شاید به همین دلیل بود که همواره در مسابقات از یک عینک آفتابی استفاده می کرد تا آثار اعتیاد روی بینیش رو بپوشونه.

ولی اعتیاد ستو به جایی رسیده بود که در سال 1990 در حین روزهای مسابقه، روی زمین هتل به دلیل استفاده ی مواد مخدر بی هوش شد. ولی انقدر از رقیب های خودش پیش بود که حتی با این که بازی نمی کرد، و در هر دست مقداری پول جریمه می شد، آخر مسابقه از میان ده ها نفر (یا شاید چند صد نفر)، در مقام نهم قرار گرفت!

در سال 1998، یعنی چند ماه بعد از آخرین قهرمانی خودش در جام جهانی، ستو از دید مردم کناره گرفت. در ماه های آخر زندگیش تمام زمانش رو در اتاق هتل های لاس وگاس می گذروند و به ندرت از اتاقش خارج می شد.

در این دوران او هر از چند گاهی به بعضی از قمارخونه های لاس وگاس سر می زد و برای پول گدایی می کرد. این پول رو برای خریدن کراک نیاز داشت. چرا که از کشیدن کوکائین بینی خودش رو تا جایی آسیب زده بود، که دیگه قادر به استفاده ی مواد مخدر از طریق بینی نبود.

نهایتا، در نوامبر 22 سال 1998 جسد ستو اونگار در حالی که دمر بر روی تخت خودش در مسافر خونه ای در لاس وگاس افتاده بود پیدا شد. در جیب او 882 دلار پول بود... ستو اونگار که به عنوان بهترین پاسورباز تاریخ در طول زندگیش حدود 30 میلیون دلار در بازی های پاسور برنده شده بود، در حالی مرد که جز 10 هزار دلار بدهی، 882 دلار در جیب، و لباسهای بر تنش، هیچ چیز دیگر در دنیا نداشت.


پ.ن.1: امروزه در دنیا، قماربازی حاد یک مرض روانی محسوب می شه که تاثیرات نامطلوب جسمی هم در پی داره. برای اطلاعات بیشتر (به زبان انگلیسی) می تونین به کتابی که شورای ملی تحقیقات آمریکا در این زمینه به عنوان "مرض قماربازی" چاپ کرده مراجعه کنین. این کتاب هفت فصل داره، که یک فصل کامل در مورد تاثیر منفی اجتماعی و اقتصادی این مرض هست. دولت کانادا  هم چندی پیش این فایل رو برای آگاه سازی مردم از این مرض انتشار کرد. کتابهایی مثل این کتاب هم توسط اساتید دانشگاه برای سعی بر درمان این آلودگی روانی چاپ شده اند. طبق تحقیقات علمی، بعضی از آفت های قماربازی حاد عبارتند از:

افزایش دروغگویی و دزدی، دوری از خانواده، تاثیرات منفی بر کودکان، افزایش مخاصمات و دوری از همسر، آفت های تحصیلاتی، از دست دادن شغل، افزایش میزان خشونت و خودکشی، افزایش نا امیدی، کاهش مسئولیت پذیری، افزایش جرم، کاهش توانایی روحی برای حل مشکلات دیگر، استفاده از مواد مخدر، و افزایش اضطراب و استرش. و در آخر، یکی از آفت هایی که خودم به شخصه مشاهده کردم این هست که قمارباز بعد از این که پولی از دست می ده، دوباره دست به قمار می زنه که اون پول رو پس بگیره. و روی آوردن دوباره به قمار، منجر به از دست دادن پول بیشتر می شه و این چرخه دوباره تکرار می شه تا که این فرد رو به بدبختی کامل بکشونه.

پ.ن.2: سوره بقره، آیه 219:

درباره شراب و قمار از تو مى‏پرسند؛ بگو در آن دو گناهى بزرگ و سودهایى براى مردم است و[لى] گناهشان از سودشان بزرگتر است...


ابزار امتیاز دهی