X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


پنج‌شنبه 29 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 01:20

591. اثر هاله ای - halo effect


در روانشناسی و علوم شناختی واقعیتی وجود دارد، که ما در زندگی روزمره ی خود، و همچنین در شناخت خود نسبت به دنیای پیرامون معمولا پایبند و اسیر آن هستیم. مایل هستم در نوشتاری کوتاه،‌ شما را با این پدیده آشنا کنم. دلیل انتخاب این موضوع آن است که،‌ در جستاری کوتاه، متوجه شدم که دسترسی به متنی ساده و کوتاه برای شناخت این پدیده به زبان فارسی، به سختی در شبکه ی اینترنت پیدا می شود.

«اثر هاله ای» در واقع یک خطای «ادراکی»‌ است.

«اگر شخصی خندان و دوست داشتنی باشد ممکن است دیگران این شخص را صادقتر از فردی که ترشروست به شمار آورند.» در این مثال،‌ واضح است که خندان یا ترشرو بودن، ربطی به صداقت ندارد، ولی ذهن انسان گونه ای عمل می کند، که شناخت و ارزیابی مسائل را از هم جدا نمی کند. در واقع ذهن ما افراد و پدیده ها و مسائل را به دو دسته ی کلی "مطلوب" یا "نامطلوب" تقسیم می کند. اگر فردی یا چیزی در دسته ی "مطلوب"ها قرار گیرد، حتی خصلت ها نامربوط او را نیز "مطلوب" فرض خواهیم کرد -حتی اگر هیچ اطلاعی نسبت به آن ویژگی ها نداشته باشیم. همچنین اگر فردی در دسته ی "نامطلوب"ها قرار گیرد، فرض می کنیم که خصلت های او عموما "نامطلوب" خواهند بود.

خطا یا اثر هاله ای را می توان این گونه تعریف کرد: هنگامی که شناخت انسان نسبت به یک ویژگی، با ایجاد پیشفرض، ارزیابی انسان نسبت به دیگر ویژگی ها را نیز تحت تاثیر قرار دهد.

با تحقیقات بیشتر، روانشناسان به این نتیجه رسیده اند که "جذابیت" کلید مهمی در «اثر هاله ای»‌ است. مجله ی روانشناسی "سپیده دانایی" می نویسد: «موقعی که ما کسی را فردی دوست داشتنی یا جذاب می دانیم، احتمال بیشتری دارد که او را باهوش و خوب (و یا دارای دیگر خصلت های نیک) هم بدانیم. در واقع این صفات (لزوما) همیشه با همدیگر در یک فرد وجود ندارند، اما (ذهن)‌ ما تمایل دارد آنها را به صورتی با هم... جمع کند» (شماره38،ص39)

به عنوان مثال خیلی محتمل است ما حرف های کسی که آراسته لباس پوشیده است را "بهتر" از حرف های یک فرد ژولیده بدانیم - در صورتی که هیچ دلیل منطقی برای این تصور وجود ندارد.

از طرفی شرکت های بزرگ بازرگانی، این واقعیت روانی را به سود خود استفاده کرده،‌ و همواره به دنبال آن هستند که اثر هاله ای مثبت در توده ها ایجاد کنند. به صورتی که با به چشم کشیدن یک ویژگی خوب محصول خود، مایل هستند که با توجه به اثر هاله ای، در مشتری این حس را ایجاد کنند که دیگر ویژگی های محصول آن ها نیز خوب است. در سیاست نیز، بعضی از رقبا در تلاش هستند که با برملا کردن یک خصلت "بد" از حریف خود، با استفاده از پدیده ی هاله ای، دیگر ویژگی های او را نیز "بد" جلوه دهند.

اثر هاله ای در بسیاری از زوایای زندگی ما موجود است و متاسفانه تقریبا تمام انسان ها -کم یا زیاد- تحت تاثیر این خطای ادراکی هستند. گرچه تحقیقات نشان می دهد که حتی آگاه بودن به پدیده ای به عنوان «اثر هاله ای» نفوذ آن را در اشخاص کاهش نمی دهد (!) ولی اینجانب امیدوارم، که با این نوشتار حداقل دوستان را با یکی از ضعف های شناختی خویش آشنا کرده باشم.


پ.ن.1: جلسه ی وبلاگ، جمعه ساعت 2. شرکت برای عموم آزاد است.


ابزار امتیاز دهی



دوشنبه 26 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 22:36

590. جایگاه واقعی اهل بیت چیست؟


چند روز پیش به مسجد آیت الله خامنه ای (پدر رهبر کنونی ایران) در کنار حرم امام رضا (ع)‌ در مشهد رفتم و در کارگاهی شرکت کردم. در انتهای کارگاه، به عنوان هدیه ی خداحافظی، کتابی از طرف آستان قدس رضوی به عنوان "حکایت آفتاب - نگاهی به زندگانی امام رضا" به ما هدیه شد. امروز که کتاب را ورق می زدم و به دنبال مطلب مناسبی برای ایام ولادت حضرت رضا بودم، صفحات 51 الا 58 از این کتاب نظرم را جلب کرد، که برای شما نقل می کنم.

در تاریخ همواره بحثی بوده است میان پیروان اسلام که اهل بیت (ع) چه درجه ای از احترام و مرتبه ی معنوی را دارا می باشند و یک مسلمان تا چه حد می بایست آن ها را عظیم شمارد. در این بین افرادی بوده اند که اهل بیت (ع)‌ را در حد انسان های صرفا "خوب" پایین کشیده، و در مقابل، افرادی بوده اند که آن ها را در حد الهه بالا برده اند. بعضی کوتاهی کرده اند و بعضی غلو...

کتاب مذکور، می نویسد:

از جمله آفات بزرگ در میان پیروان اهل بیت (ع) کسانی بوده و هستند که ایشان را از مرتبه ی والای خویش بالاتر برده و در مورد ایشان غلو کرده، و معتقد به ربوبیت یا نبوت یا برخی صفات الهی برای ایشان شده اند. این گروه همواره در میان شیعه و ائمه مطرود بوده اند. حضرت صادق (ع) فرمود: "مواظب جوانان خود باشید تا غلو کنندگان آن ها را فاسد نکنند. همانا غلو کنندگان بدترین خلق خدا هستند. آن ها عظمت خداوند را کوچک و ربوبیت را برای بندگان خدا ادعا می کنند. به خدا سوگند که غلو کنندگان از یهود و نصاری و مجوس و مشرکان بدترند..." (امالی طوسی، ر.ک:بحار،ج25ص265)

در حدیثی حضرت رضا (ع) روایتی را با ذکر سند از پدر و اجداد خویش از رسول خدا نقل کرده اند که حضرت فرمود: "مرا از حقی که دارم بالاتر نبرید، همانا خداوند تبارک و تعالی مرا بنده ی خود قرار داد قبل از آن که پیامبر قرار دهد" سپس حضرت آیه 79 و 80 سوره آل عمران را قرائت نمود... 

حضرت رضا (ع) فرمود: "غلو کنندکان کافرند... هر که با آن ها بنشیند یا دم خور باشد یا هم غذا یا هم نوش یا کمک کار باشد یا با آن ها وصلت کند، بدهد یا بگیرد، یا به آن ها ایمان آورد یا آن ها را در امانتی امین شمرد و یا حدیث آن ها را تصدیق کند یا آن ها را به نیم کلمه ای کمک کند، از ولایت خداوند عزوجل و ولایت رسول الله و ولایت ما اهل بیت خارج شده است." (عیون اخبار الرضا،ج2ص203) وقتی به روایات مربوط به مذمت غلو کنندگان مراجعه می کنیم در می یابیم که تعداد بسیاری از این روایات از حضرت رضا (ع) صادر شده است و این می رساند که فعالیت غالیان در آن زمان گسترده بوده است...

(از طرفی) از امام رضا (ع) مکرر در مورد لزوم امام بر روی زمین پرسیده شد که حضرت فرمود: "زمین خالی از امام نمی شود وگرنه اهل خود را فرو می برد." (عیون اخبار الرضا،ج1،ص212)

(همچنین)‌ حضرت در مورد نشانه های امام فرمود: "امام... داناترین مردم و بهترین داور و باتقواترین و بردبارترین و شجاعترین و سخاوتمندترین و عابدترین مردم است... او از پشت سر می بینید آن گونه که از جلو می بیند... از مردم به مردم سزاوارتر و از پدران و مادرانشان به آن ها دلسوزتر است. تواضعش در مقابل خداوند عزوجل از همه بیشتر و از همه نسبت به امر به معروف و نهی از منکر کوشاتر است. دعایش مستجاب است، به گونه ای که اگر بر صخره ای دعا کند، دو نیم شود..." (عیون اخبار الرضا،ج1،ص169)

(و همچنین) فرمود: "ماییم جانشینان خدا در میان بندگان او، و امینان راز او. ماییم کلمه ی تقوا و دستگیره ی محکم، و ماییم گواهان خداوند و پرچم های او در میان مخلوقاتش..." (بحار،ج23،ص35)

...علی (ع) فرموده است: "در مورد من دو نفر هلاک می شوند در حالی که من گناهی ندارم: دوستی که زیاده روی می کند، و (همچنین) دشمنی که کوتاهی می کند."...

میلاد حضرت رضا (ع) بر همگان مبارک باد. در این ایام عزیز، انشالله خدا به همه ی ما کمک کند که نه از غلو کنندگان باشیم و نه از آن هایی که در عظمت اهل بیت (ع) کوتاهی می کنند.


پ.ن.1: رسیدم تهران

پ.ن.2: جمعه ی این هفته، ساعت 2 بعد از ظهر، در همان قسمت آلاچیق های پارک قیطریه انشالله برای جلسه می بینمتون. اگر یادتون باشه موضوع جلسه با رای دوستان شد "ازدواج". بعد از کمی رایزنی، این موضوع رو محدودتر کردم به "توقعات متقابل زن و مرد در ازدواج". این جلسه احتمالا خیلی جذاب و خوب باشه. برنامه ریزی هایی هم شده که یک حالت کارگاهی داشته باشه و همه ی شرکت کننده ها موثر در پیشبرد جلسه باشن. اگر هیچ کدوم از جلسه های دیگه رو نیومدین، این یکی رو از دست ندین!


ابزار امتیاز دهی



شنبه 24 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 18:25

۵۸۹. داستان یک پیرمرد


برای دوستایی که با عبارت نفر-ساعت آشنا نیستن توضیح می دم. توی مدیریت پروژه های مختلف، عبارتی دیده می شه به عنوان "نفر-ساعت". اگر یک نفر به مدت ساعت کار کنه، می شه 1 نفر-ساعت. اگر همون فرد به مدت دو ساعت کار کنه، می شه 2 نفر-ساعت. حالا، اگر دو نفر، هر کدوم به مدت یک ساعت کار کنن، باز می شه 2 نفر-ساعت. کلا این واحد اندازه گیری یعنی این که کل کار انجام شده چند ساعت کاری کار گرفته، ضرب در افرادی که کار کردن. چند سال پیش یک کنفرانس بین المللی در تهران انجام دادیم که من مسئول یکی از بخش هاش بودم. آخر پروژه، وقتی محاسبات رو انجام دادیم، دیدیم که حدود 30هزار نفر-ساعت کار کردیم. یعنی کاری که انجام شده معادل این بوده که یک نفر به مدت 30 هزار ساعت کار کنه، یا این که 30 هزار نفر، هر کدوم یک ساعت کار کنن. البته تیم پروزه ی کنفرانس حدود 50 نفر بود، پس به طور میانگین، 50 نفر، هر کدوم 600 ساعت کار کردن. 50 * 600 = 30000 


چند نفر-ساعت برای دستگاه اهل بیت (ع) کار و زحمت کشیده شده؟ بدون مزد. بدون منت. عاشقانه. 

دستگاه اهل بیت (ع) یک دستگاه عجیبی هست. وقتی می گم دستگاه، منظورم کل مجموعه و آداب و رسوم و تاریخ و غیره ی مربوط به اهل بیت هست. از عزاداری های محرم گرفته، تا ساخت و ساز و زیارت حرم های عراق و سوریه و ایران. 

سال ها پیش پدرم بهم گفت: «کمتر دستگاهی رو می شه در تاریخ پیدا کرد که انقدر عشق و ارادت و زمان و انرژی و عاطفه نثارش شده باشه. یک لحظه تصور کن همه ی فعالیت های دستگاه رو. چند نفر-ساعت در طول تاریخ خالصانه برای این دستگاه کار کرده؟ بدون هیچ مزدی. بدون هیچ چشمداشتی» 

حرم امام رضا جایی هست که این همه عشق تبلور پیدا می کنه و اخلاص موج می زنه. هر لحظه که در صحن بشینی، صحنه ای خواهی دید از خدمترسانی بی منت مردم. با خودشون می گن: «این حرم امام رضاست. این زائر امام رضاست. خدمت به حرم، خدمت به زائر، برای آقاست...»  


از دم کفشداری شماره 7 از صحن آزادی وارد حرم شدم و گوشه ای نشستم. چشمم افتاد به یه پیرمرد کمر خمیده ای که دستاش می لرزید و با یکی از درهای چوبی ور می رفت. دقیق تر نگاه کردم. درهای چوبی رو دیدین؟ دیدین چه طوری لای جرز و درزهاش غبار می شینه؟ پیرمرد در کمال آرامش با دست های لرزانش کلیدش رو می کشید لای این درزها و زیر لب ذکر می گفت. وقتی کلید خاک ها رو می گرفت، پیرمرد انگشتاش رو لیس می زد، کلید رو تمیز می کرد و می رفت سراغ درز بعدی.

پیرمرد رو دیدم. دگرگون شدم.


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 22 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 22:36

۵۸۸. مردی از سوئد در مشهد


توی صحن نشسته بودم و به گنبد نگاه می کردم که یک مرد حدودا 50 ساله که قیافش به نظرم اروپایی بود٬ نشست کمی اون طرف تر. مطمئن نبودم ایرانی هست یا نه٬ ولی وقتی دیدم که کتاب lonely planet در مورد ایران رو از کیسش در آورد و شروع کرد به خواندن مطالبی توریستی در مورد جذابیت های حرم امام رضا به زبان انگلیسی، مطمئن شدم آشنا نیست. 

رفتم جلو و (به انگلیسی) گفتم: سلام. معلومه که اهل اینجا نیستین. دوست دارین کمکی کنم یا توضیحاتی بدم براتون؟ 

اول کمی شوک بود. انگار توقع نداشت کسی اونجا باشه که روان و راحت انگلیسی صحبت می کنه. بعد از کمی سکوت گفت: آره آره. حتما. 

نشستیم و صحبت های زیادی کردیم. (الان دارم این مطلب رو از توی کافی نت از مشهد براتون می نویسم، پس نمی تونم همش رو توضیح بدم. بچه ها هم توی خوابگاه منتظرن تا شام بخوریم). 

گفت:  من از سوئد اومدم و برای اولین بار به ایران سفر کردم. تنهای تنها اومدم. خیلی از شهرها رو دیدم: تهران و تبریز و شیراز و اصفهان و یزد و قم و... امروز صبح اومدم پرواز کردم به مشهد. فردا صبح هم دوباره پرواز می کنم به تهران. من پروتستان (مسیحی) هستم٬ ولی مذهب ها رو دوست دارم. مشهد هم اومدم تا فقط حرم رو ببینم. 

صحبت ها ادامه پیدا کرد و گفت: هیشکی برای ورود به اینجا نباید پول بده؟ 

گفتم: نه. اینجا مکان عبادته. مکان عبادت که پولی نیست. 

گفت: یعنی مجانی افراد وارد این منطقه می شن؟

گفتم: بله. 

متعجب و کمی در فکر گفت: حیف هست که! میشه پول خیلی خوبی در آورد! 

با لبخند گفتم: شما داری مثل اروپایی ها فکر می کنی! اینجا این طور فکر نمی کنیم. جالبه بدونی که خیلی از افراد به صورت داوطلبانه می آن و پول می دن به حرم. 

بعد اشاره کردم به دفتر نذورات اون طرف صحن آزادی. گفتم: همون دفتر هدیه های مردم رو می پذیره. می دونی که اینجا به دولت وابسته نیست؟ یعنی این که پول این حرم و ساخت و ساز و همه چیزش، از همین مردم می آد. هر چی دور و برت می بینی. این طلا کاری ها و غیره، مستقیم هدیه ی پول های مردم هست. این ها عاشق امام هستن، و برای آبادی حرم، با اختیار خودشون پول می دن (و نه از روی اجبار مثلا به عنوان بلیط ورودی). 

سوال کرد: حرم حتی کادو فروشی نداره؟ یا مثلا کافی شاپ؟ که بتونه ازش پول در بیاره؟ 

دوباره با خنده گفتم: از ذهنیت دیدن یک مکان توریستی باید خارج بشی و، به ذهنیت دیدن یک مکان عبادی فکر کنی!


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 20 مهر‌ماه سال 1389 ساعت 12:37

587. مطبوعات و کودتای 28 مرداد 1332


(همه می دانیم که در تاریخ 28 مرداد 1332 به دستور آمریکا دولت محمد مصدق با کودتایی ننگین سرنگون شد. حال، چه خوب است که به شناخت بسترسازی های فرهنگی انجام شده توسط سرویس های خبری و اطلاعاتی بیگانگان نیز پرداخته شود، تا یادمان باشد، اگر در ابتدا افکار و احساسات ملت توسط بیگانگان تسخیر نشود، تفنگ های دشمن هرگز کارساز نخواهد بود.)


مطبوعات یکی از ابزارهای بسیار مهم برای زمینه سازی اجرای کودتا و آماده کردن افکار عمومی برای پذیرش آن بود. اسناد و مدارک انکارناپذیری وجود دارند که نشان می دهند دولت های خارجی (انگلیس و آمریکا) با نفوذ در شبکه ی مطبوعاتی دست به تبلیغات گسترده ای بر ضد مصدق زدند.

کشورهای یاد شده، پیش از دوره ی حکومت مصدق نیز در مطبوعات ایران نفوذ داشته و سیاست ها و دیدگاه های خود را به افکار عمومی القا می کردند. در این باره می توان به یک سلسله عملیات با نام رمزی بدامن (Bedamn) اشاره نمود که آمریکا برای مقابله با نفوذ شوروی و حزب توده در ایران اجرا می کرد.

در اسناد منتشر شده توسط سازمان سیا (CIA)، در بخشی از طرح کودتا، از مطبوعات و تبلیغات با عنوان "عوامل ویژه" یاد شده و وظایف آن چنین بیان شده است:

«در دوره حمایت اولیه، گروه انگلیسی برای تبلیغ خط ضد مصدقی، استفاده از روزنامه های محلی و کوچک را ادامه خواهد داد. در ستاد فرماندهی سیا و پایگاه آمریکا، ماموران مطالبی را به صورت مقاله، رساله، یا جزوه تهیه کرده و به فارسی بر می گردانند که برخی از آن ها در حمایت از شاه و برخی دیگر بر ضد مصدق خواهد بود. مطالبی که برای بدنام کردن مصدق تهیه می شوند حاوی مضامین زیر می باشند:

  • مصدق از حزب توده و اتحاد جماهیر شوروی حمایت می کند (این ادعا باید با مدارک جعلی تقویت شود)
  • مصدق دشمن اسلام است، زیرا وابسته به حزب توده است و اهداف توده ای ها را تامین می کند
  • مصدق تعمدا روحیه ی اخلاقی ارتش و توان فرماندهی آن را تضعیف می سازد
  • مصدق آگاهانه کشور را به سوی ورشکستگی اقتصادی هدایت می کند
  • قدرت، سبب انحراف مصدق شده است
  • ...»
  • در گزارش ویلبر (که مسئولیت جنگ روانی را بر عهده داشت) نیز مراحل جنگ روانی و چگونگی ایجاد آن آمده است:

    «از یک سو به نوشتن شمار زیادی مقاله ضد مصدق و یا تعیین چهارچوب این مقالات پرداخت و از سوی دیگر به طور مستمر به گروه هنری که مشغول ترسیم تعداد بسیاری کاریکاتور و روزنامه ی دیواری بر ضد مصدق بود، رهنمود می داد... پایگاه تهران در تاریخ بیست و دوم ژوئیه کار توزیع این تولیدات فرهنگی-هنری را در میان چند تن از عُمال خود آغز کرد.»

    در بخش دیگری از این گزارش آمده است:

    «درخواست شده بود که مطبوعات ایالات متحده به بازتاب مبارزه ی مطبوعات ایران بر ضد مصدق بپردازند...»

    اشاره ی دیگری که در اسناد سازمان سیا در رابطه با فعالیت مطبوعاتی علیه مصدق وجود دارد، این است که افراد سازمان درباره ی غیره قانونی جلوه دادن همه پرسی مصدق، تبلیغات زیادی کردند. (همچنین) اسناد خاطرنشان می نمایند که "عمال سیا... تحت نام حزب توده، اعلام کردند که اگر رهبران مذهبی با مصدق مخالفت کنند، با مجازات سختی رو به رو خواهند شد". شیوه ی مذکور برای تحریک و تهییج روحانیون بر ضد مصدق بود...

    برای آن که همراهی برخی از مطبوعات دوره ی مصدق با کودتاگران انگلیسی و آمریکایی روشن شود، و چگونگی موفقیت عوامل آن ها در برانگیختن مطبوعات بر ضد مصدق و ایجاد بستری مناسب برای کودتا با به راه انداختن جنگ روانی تبیین شود، برخی از عناوین سرمقاله های مطبوعات (به ترتیب زمانی) آورده می شود:

    - روزنامه آتش 1332/3/21 "آقای مصدق! شما جلاد مطبوعات هستید"

    - روزنامه آتش 1332/4/14 "دو سال دروغ"

    - روزنامه شلاق 1332/4/21 "صد رحمت به چنگیز مغول و ضحاک خونخوار"

    - روزنامه شلاق 1332/4/23 "سزای جنایت مصدق را جز با گلوله نباید داد"

    - روزنامه آتش 1332/4/27 "حائری زاده گفت: ملت ایران مصدق را محاکمه و اعدام خواهد کرد"

    - روزنامه آتش 1332/5/5 "مصدق به دستور انگلیسی ها مقدمات انحلال مجلس را فراهم کرد"

    - روزنامه آتش 1332/5/18 "به دنیا اعلام می کنیم که رفراندوم مصدق قلابی و ساختگی است"

    برخی از مطبوعات کاریکاتورهایی نیز دارند که مصدق را ضد اسلام، ضد روحانیون، غاصب تاج و تخت، و طرفدار کمونیسم و شوروی نشان می دهند:

    * منبع: عملیات آ‍ژاکس، بررسی اسناد CIA درباره ی کودتای 28 مرداد، موسسه فرهنگی مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر ایران، ترجمه: ابوالقاسم راهچمنی، پژوهش: سجاد راعی. صص 167-184


    پ.ن.1: امشب به اتفاق بچه های محله به سمت مشهد مقدس -به قصد زیارت حضرت رضا- راه می افتیم. دعاگوی همتون خواهم بود. از مشهد به وبلاگ سر می زنم و مباحث رو پیگیری خواهم کرد. بچه هایی که مشهد هستن و دوست دارن من رو ببینن، با شماره تلفن بنده (موجود در نوشته ی 568) تماس بگیرین.

    پ.ن.2: کسی متوجه شد چرا یکی از تیترهای روزنامه ها رو پررنگ کردم؟

    پ.ن.3: روی هر کدوم از تیترهای روزنامه یاد شده می شه حرف های زیادی زد...

    پ.ن.4: یکی از دوستان به شباهت های تاریخی این اقدامات و بعضی اقدامات سال 88 در ایران اشاره کرد. نمی دونم؛ ولی به نظرم جای فکر داره.


    ابزار امتیاز دهی


    1 2 3 >>