X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


شنبه 27 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 23:54

620. یه صحبت کوتاه


سلام. فایل صوتی یکی از صحبت های کوتاهی که در مورد امام حسین توی هیات جوانان مستوفی (یوسف آباد 51) داشتیم رو براتون می ذارم. می دونم که سطحش اصلا بالا نیست. به بزرگی خودتون ببخشین. در حد بضاعت خودمون بود؛ امیدوارم که نیتمون درست بوده باشه و خدا بپذیره.

پ.ن.1: فایل صوتی بالا رو می تونین از این لینک دانلود کنین.

پ.ن.2: این جمعه جلسه نداریم. جلسه ی بعدی، می شه جمعه ی هفته ی بعد. موضوع جلسه هم بحث و گفتگوی آزاد در مورد امام حسین (ع) هست. لطفا بچه ها مطالعه ی کافی داشته باشن، و کتاب هایی که مطالعه کردن رو برای جلسه با خودشون بیارن تا باهامون به اشتراک بذارن. زمان جلسه از ساعت 14 الا 16 هست، و مکان دقیقش رو می تونین از پی نوشت اول این لینک مطالعه کنین.


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 25 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 16:18

619. بعد از این گناه، توبه می کنم


تصور کنید.
علی اکبر رفته.
زهیر رفته.
حبیب رفته.
یاران پیر و جوان رفته اند.
یتیم امام حسن رفته.
سرباز شش ماه رفته.
ساقی رفته.

یک مرد ایستاده در برابر 16 هزار نفر.
تنها.
تکیه می زند بر نیزه و می گوید: هل من ناصر ینصرنی و هل من معین یعیننی...
آیا یاریگری هست که یاریم دهد؟
آیا کمک کننده ای هست که کمک کند؟
آیا کسی هست که از حریم  رسول خدا دفاع کند؟


پ.ن.1: درس عظیمی بهم داد. گفت: "شنیدی بعضی ها می گن، فلان گناه رو می کنیم، بعدش توبه می کنیم؟ یا این که می گن، خدا بزرگه، ما هم که جوونیم، حالا بعدا درستش می کنیم." گفتم آره. گفت: "می دونی حساب کجاش رو نکردن؟" با خودم فکر کردم الان می خواد بگه که احتمالا مرگ خبر نمی کنه و شاید همین امشب قبل از توبه بمیرن. یا این که شاید بخواد بگه خدا توبه ی کسی که بخواد این طوری زرنگ بازی در بیاره رو قبول نمی کنه. ولی گفت: "حساب این جاش رو نکردن که بعد از گناه، دیگه اون آدم قبلی نیستن! این آدم قبلی داره تصمیم می گیره که بعد از گناه توبه کنه، ولی از کجا معلوم اون آدم جدید که بار گناه روی دوشش هست، همت و انگیزه ی توبه رو داشته باشه؟" راست می گفت. گناه آدم رو عوض می کنه. خیلی هم عوض می کنه. از کجا معلوم اون آدم جدید اصلا دلش بخواد به سمت خدا برگرده؟

پ.ن.2: شهادت حدود 40 نفر از هموطنانمون رو تسلیط می گم. خیلی دلم سوخت. خدا با حضرت حسین (ع) محشورشون کنه انشالله

پ.ن.3: اهل حرم را بگو، نماز آیات به جا آورند؛ ماه گرفته شده در علقمه...


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 23 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 12:54

618. ویدیو: راز - غرب و فرهنگ عاشورایی




ابزار امتیاز دهی



دوشنبه 22 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 00:49

617. تابوئیک - عاشورا در اندونزی


مردم "مینانگکابائو" در منطقه ی "سوماترای غربی" در اندونزی -و مخصوصا در شهر ساحلی "پَریامَن" (Pariaman)- هر ساله در مراسمی به نام "تابوئیک" (Tabuik) روز عاشورا را گرامی می دارند. گرچه این مراسم به صورت سنتی توسط شیعه های این منطقه برپا می شده است، ولیکن امروزه اهل سنت،‌ و حتی غیرمسلمانان منطقه نیز در آن شرکت می کنند.

در این مراسم صدای طبل و دهل به گوش می رسد و صحنه هایی از واقعه ی عاشورا نیز به نمایش گذاشته می شود. تابوئیک ها سازه هایی هستند که از چوب بامبو، کاغذ، و نخل ساخته شده اند. در صبح روز عاشورا هر کدام از این سازه ها که حدودا 12 متر ارتفاع دارند، توسط عده ای از مردها از مرکز شهر به سمت ساحل که حدودا 300 متر فاصله دارد حمل می شوند. در طول راه هر از چند گاهی عبارت Angkat Hussein به معنای "بلند کن حسین" به گوش می رسد. تابوئیک ها به صورت تمثیلی مجسمه هایی از بُراق (مرکبی آسمانی) هستند. این مرکب ها دو بال داشته، دم دارند، و قسمت سر آن ها مانند صورتی خندان طراحی شده است. در پشت آن ها نیز تابوت هایی رنگارنگ و زیبا طراحی شده است که زیر سایه ی چترها قرار گرفته اند. این تابوت ها در اصل تمثیلی هستند از تابوت امام حسین که توسط براق به بهشت برده شده است.

ساختن تابوئیک راه و رسم خاص خودش را دارد و می بایست در روز اول ماه محرم آغاز شود. در این روز از رودخانه برای ساختن تابوئیک گل جمع آوری شده و در پارچه ی سفیدی پیچیده می شود. گل در میانه پارچه ی سفید تمثیلی است از قبر امام حسین. در شب پنجم محرم ریشه ای از درخت موز توسط یک ضربه ی شمشیر قطع می شود. این حرکت تمثیلی است از گرفتن انتقام خون امام. در روز هفتم در یک حرکت تمثیلی به نام "ماتم" انگشتان امام که توسط یزید ملعون بریده شدند جمع آوری می شوند. و در روز هشتم، عمامه ی امام در اطراف شهر گردانده می شود تا نشانی باشد از شجاعت و تقوای او. در روز دهم، قسمت فوقانی تابوئیک به سازه اضافه می شود و تابوئیک برای مرحله ی نهایی مراسم آماده می شود. در مرحله ی آخر مراسم، تابوئیک ها به سمت دریا برده شده و عصر عاشورا به درون آن انداخته می شوند. این رهایی در دریا تمثیلی است از به آسمان رفتن تابوت.

شیعیان این منطقه اعتقاد دارند که قطعه های بدن مبارک امام حسین توسط فرشته ای سوار بر براق جمع آوری شده، و پس از ملحق شدن با سر مبارک او، بدن امام به بهشت برده شده است. در افسانه آمده است که یکی از یاران امام درخواست کرد که همراه بدن او به بهشت برده شود، ولی فرشته به او گفت که این کار ممکن نیست. در عوض، او می بایست هر ساله در روز عاشورا مراسم تابوئیک را به جا آورد تا یاد و خاطره ی امام را زنده نگه دارد.

این مراسم، در سال 1831 توسط مهاجران هندی در این منطقه پایه گذاری شده است. شاید رها شدن تابوئیک در آب، از مراسم گرامیداشت گانش (خدای هندو که در یکی از نوشته های گذشته ی وبلاگ خود در مورد او نوشته ام) الهام گرفته شده باشد. البته متاسفانه در سال های اخیر این مراسم در حال و هوای ماتم برگزار نشده و بیشتر مانند یک فستیوال توریستی است. به عنوان مثال در این مراسم بادبادک نیز هوا می شود، رقص محلی اجرا شده، و هنرهای رزمی نیز به نمایش گذاشته می شود. به نظر می رسد که با گذر زمان و نفوذ سنت های غیر اسلامی، معنویت این مراسم کاسته شده و سال به سال بیشتر به یک رویداد توریستی تبدیل می گردد.

می ترسم از آن روزی که مراسم عاشورا در ایران نیز از واقعیت ها و درس های مهم عاشورا فاصله بگیرد. شاید امروزه یکی از فلسفه های اشک ریختن برای امام حسین این باشد که مراسم گرامیداشتش تبدیل به یک کارنوال توریستی نشود.

منبع 1 - منبع 2


پ.ن.1: امشب ساعت 21:30 الا 23:00 در شبکه ی 4 همراه آقای نادر طالبزاده در خدمتتون هستم. به دلیل ایام محرم، برنامه ی امشب در مورد امام حسین (ع) هست. امیدوارم که خوشتون بیاد.


ابزار امتیاز دهی



شنبه 20 آذر‌ماه سال 1389 ساعت 00:37

616. به راستی که مردم بنده ی دنیا هستند


"یک بنده خدایی همراه با زبیر (پسر عمه ی پیغمبر) آمد خدمت رسول گرامی اسلام. زبیر و این فرد سر آب دعوایشان شده بود. باغ داشتند و دعوا بر سر این بود که چه کسی اول باغ را آب دهد. خلاصه هر دو آمدند خدمت پیغمبر گرامی اسلام تا بین آن ها قضاوت کند. حضرت یک بررسی کرد و بعد از شنیدن نظر هر دو طرف، قضاوت کرد که اول زبیر باغش را آب دهد. آن فرد جلوی پیامبر اعتراضی به حکم او نکرد ولی وقتی بیرون اومد به زبیر گفت رسول خدا پارتی بازی کرده! تو فامیلش بودی، به همین دلیل به تو اول گفت باغت را آب دهی.

در این هنگام بر پیغمبر آیه نازل شد: «فلا و ربک لا یومنون» (سوره نساء آیه65) به خدا قسم ایمان ندارند این کسانی که این حرفها را پشت سرت می زنند...

ببین انکار ایمان و انکار دین به این نیست که انسان فقط برای خدا شریک قائل شود خدا را قبول نکند. شیطان هم خدا را قبول داشت قیامت را هم قبول داشت. ولی حکم خدا را قبول نداشت. چون حکم خدا را قبول نکرد رانده و ملعون شد. حالا اینجا قرآن می گوید که این فرد ایمان ندارد. این آدم خدا را که قبول دارد، پیغمبر را هم که قبول دارد ولی قضاوت پیغمبر را قبول ندارد..." (منبع)


شاید بشه این طور برداشت کرد که، اون فرد تا وقتی که پیغمبر جانبش رو بگیره، نسبت به خدا و پیغمبر احساس خوبی داره. ولی به محض این که مجبور بشه به خاطر پیغمبر سختی بکشه، می زنه زیر همه چیز! و چه قدر زیاد بودن این نمونه ها در عاشورا...


اِنَّ النّاسَ عَبیدُ الدُّنْیا وَ الدِّینُ لَعْقٌ عَلى اَلْسِنَتِهِمْ یَحوطونَهُ ما دَرَّتْ مَعائِشُهُمْ فَاِذا مُحِّصوا بِالْبَلاءِ قَلَّ الدَّیّانونَ؛
به راستى که مردم بنده دنیا هستند و دین لقلقه زبان آنهاست،
تا جایى که دین وسیله زندگى آنهاست دین دارند، و چون در معرض امتحان قرار گیرند، دینداران کم مى‏شوند.

حسین ابن علی (ع). تحف العقول، ص 245



پ.ن.1: این روزها سرم حسابی شلوغه. به عنوان مثال برنامه ی فردا: 7 تا 8:30 صبح شاگرد دارم (تدریس تافل). بعد از اون باید برم نظام وظیفه و کارهای اداری اونجا رو انجام بدم. این وسط باید یک طوری خودم رو به دیدار با آقای اسلاملو (کارگردان) برسونم. ایشون می خواد یه فیلمی بسازه و می خواد باهام قرارداد ببنده تا یه جورایی دستیار شماره 1 اش بشم. هنوز قبول نکردم و باید برم برای صحبت و از این حرفا. بعدش دوباره ساعت 3 عصر شاگرد دارم (تدریس تافل). حدود ساعت 5 که تدریس تموم می شه، باید آماده شم و برم به سمت یوسف آباد. همون طور که بعضی از دوستان می دونن مثل سال های گذشته توی "هیات جوانان مستوفی" (انتهای کوچه ی 51 یوسف آباد) ساعت 19 الا 20 هر شب سخنرانی دارم. البته -من کوچیک همتونم- اسمش رو نمی شه گذاشت سخنرانی. همین طوری دور همیم و یه حرفی هم می زنیم! صحبتم که تموم شه احتمالا باید خودم رو برسونم هیات یکی دیگه از دوستانمون که دعوتمون کرده... تازه اگر اون وسط های روز وقت کنم، یک سری هم باید به presstv بزنم برای یک سری کارهای عقب افتاده!
البته نذارین این حرفایی که زدم گمراهتون کنه. به نظر خودم، من اصولا آدم تنبلی هستم.


پ.ن.2: امروز به خوبی و خوشی جلسه ی وبلاگ برگزار شد. از همه ی دوستایی که شرکت کردن تشکر می کنم.


ابزار امتیاز دهی


1 2 3 >>