X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


جمعه 1 بهمن‌ماه سال 1389 ساعت 03:12

۶۳۵. چهار ماه نعمت


بعضی اوقات کاری می کنی، خالص برای خدا. فقط برای خدا. وقتی که انجامش می دی، ته دلت می دونی که واقعا چیز دیگه ای جز خدا برات مهم نیست. اون لحظه ها لحظه های عجیبیه. توصیفش یکم سخته. چون اصلا آدم خودش رو نمی بینه. یه حالت خلصه ی جالبی وجود داره. یک لطافت درونی. یک آرامش و گرما. برای همه ی ما پیش می آد. بعضی اوقات در موارد عجیبی که فکرش رو هم نمی کنیم. مثلا امکان داره یه سنگ وسط خیابون باشه. آدم به دلش بیافته که: "این سنگ وسط راه مسلمون ها و هم میهن های عیزیزمون هست؛ برای خدا از سر راه برش می دارم". واقعا به همین سادگی. اگر توی اون لحظه نیت درست باشه، خلوص درست باشه، همین یک کار ساده عظمتی داره که نمی شه تحلیلش کرد. نمی شه شمردش.

می خوام یک حدیث نقل کنم که در مورد سندش اطمینان ندارم. یعنی تا اونجایی که من می دونم، حدیث صد در صد محکمی نیست که همه ی علما قبولش داشته باشن. ولی خوب، در حد خودش می شه بهش فکر کرد و نتیجه های جالبی گرفت. پیغمبر می فرماد (کنزالعمّال، ج 6، ص 430): «هر کس چیزی را که مایه رنج و آزار مسلمانان است، از سر راهشان بردارد، برای او یک «حسنه» نوشته می شود و هر کس یک کار نیک از او قبول شود، به بهشت می رود.»

این همون یک کار نیک با اخلاصی هست که در موردش نوشتم...

چند ماه پیش کار خیری کردم. بماند که چه بود. در جواب اون کار خیر، خدا نعمتی بهم داد، که صدها برابر بهتر و با ارزش تر بود. غیر قابل وصف. مثلا شما فرض کنید یک بار کاملا خالصانه و بدون چشم داشت به هیچ چیز از گرفتن یک پول حرام خودداری کنین. و بعد خدا در جواب این کار، تا چهار ماه آینده، حقوق شما رو دو برابر کنه. البته کاری که من کردم به پول حرام و حقوق ربطی نداشت، فقط مثالی زدم تا منظورم رو برسونم.

امشب اون پاداش به پایان رسید. خدا رو شکر که بابت یک کار خیر، چهار ماه ممتد نعمت داد. آدم یاد اون آیه از قرآن می افته که می گه: «کیست آن کس که به خدا وامى نیکو دهد تا [نتیجه‏اش را] براى وى دوچندان گرداند و او را پاداشى خوش باشد» (حدید 11) اعتراف می کنم که هیچ چشمداشتی و توقعی ازش نداشتم، ولی خدا نه تنها دوچندان، بلکه صدچندان پاداش داد. از باعث و بانی اون نعمت هم -که فکر نمی کنم این مطالب رو بخونه- بی نهایت متشکرم. دست خدا به همراهت.


ابزار امتیاز دهی



چهارشنبه 29 دی‌ماه سال 1389 ساعت 00:35

634. التماس برای نمره


این چه خصلت افتضاحی هست که در جامعه ی دانشجویی ما رواج داره؟  پس عزت نفس آدم چی می شه؟ چرا یادمون رفته که دانشگاه با دبیرستان فرق داره؟ تازه توی کشورهایی مثل کانادا، حتی توی دبیرستان هم کسی هر نمرش با معلم چونه نمی زنه! من توی ده سال دوران مدرسه ای که در کانادا رفتم -از ابتدایی گرفته تا دبیرستان- خدا شاهده حتی یک مورد هم یادم نمی آد که کسی در مورد نمرش از معلم گدایی کرده باشه.

یادم می آد سال سوم دوره ی لیسانس توی دانشگاه صنعتی شریف بودم. درسی داشتم به اسم "مبانی مهندسی نفت" با دکتر گودرزی. یادش به خیر. در طول ترم حضور خوبی در کلاس ها داشتم و تکالیف رو تحویل داده بودم و توی امتحان پایان ترم هم خوب سوال ها رو جواب داده بودم و به علاوه، تحقیق خوبی هم تحویل داده بودم. وقتی نمره ها اعلام شد، دیدم که نمره ی من شده 15. این موضوع تقریبا غیر ممکن بود، چون با توجه به تکالیف و پروژه ی تحویل داده شده، به نظر منطقی می رسید که حدود 18 یا 19 باید بگیرم. وقتی همکلاسی ها متوجه شدن که نمره ی من 15 شده، تعجب کردن و گفتن: "برو پیش استاد،‌ حتما می تونی نمره بگیری". این عبارت "نمره بگیری" خیلی به نظرم کثیف اومد. یعنی چی نمره بگیرم؟ مگه بقالیه؟ مثل این که آدم بره نون بگیره، ماست بگیره، سر راه نمره هم بگیره! فقط شاید در موراد استثنایی مثل وقتی که در جمع نمرات اشتباهی شده باشه، این نوع اعتراض ها می تونه صحیح باشه. در غیر این صورت، برای این کار دلیلی وجود نداره. خلاصه برای نتیجه ی درس مبانی مهندسی نفت حتی نرفتم پیش استاد. هنوز هم اون 15 توی کارنامه دوره ی لیسانسم می درخشه.

پ.ن.1: توی دوره های متفاوتی که خارج از کشور زندگی کردم دیدم که دانشجوهای غرب اروپا یا کانادا و آمریکا تقریبا هرگز به استاد مراجعه نمی کنن تا در مورد نمرشون صحبت کنن. این خصلت رو در ایرانی ها و آمریکای لاتین و اصولا کشورهای جهان دوم و سوم دیدم.

پ.ن.2: در حال حاضر با پدرم داریم سوال های دانشجوهای درس ترمودینامیک ایشون رو آماده می کنیم. فردا امتحان دارن و من هم سر جلسون حضور خواهم داشت. از همین الان می دونم که بعد از امتحان یه عده می خوان بیان چک و چونه بزنن. می دونم که اگر کسی برای این کار بیاد توی اتاق بابام توی دانشگاه، با این جواب رو به رو خواهد شد: "عزیزم، این کار، کار خوبی نیست. هم اخلاق استاد رو فاسد می کنین، هم عزت خودتون رو زیر سوال می برین. اگر می خواین برگه رو ببینین تا بفهمین از لحاظ علمی چه اشتباهی کردین، این خیلی هم خوبه. جنبه ی آموزشی داره. ولی اگر در سودای این هستین که نمره بگیرین، این کار رو توصیه نمی کنم."


ابزار امتیاز دهی



یکشنبه 26 دی‌ماه سال 1389 ساعت 20:26

633. توصیف هفت دقیقه در بهشت


خیلی وقت ها انتقادهایی به ما می کنن. مثلا می گن: "این چه بهشتی هست که توی قرآن اومده؟ میوه و درخت و حوری و خوش گذرونی!؟" دکتر علی شریعتی هم توی کتاب هبوطش اشاره ای به این موضوع داره و می گه که حتما لذت های بهشتی چیزهایی هستن که در وصف نمی گنجن،‌ و به همین دلیل خدا از کلماتی که برای ما ملموس هست برای توصیف بهشت استفاده کرده. من اینجا نمی خوام نقدی بر حرف های شریعتی بکنم (گرچه نقدهایی بهش وارده). ولی منظورم اینه که کلا این نوع مباحث چند سالی هست که زیاد شنیده می شه.

جواب دیگه ای که به این انتقاد داده شده این هست که: "ذات بشر ثابته. شما حتی الان که 1400 سال از نزول قرآن گذشته، اگر بخوای بری سفر، نمی ری وسط شهر توی دود و دم بشینی وسط ترافیک! احتمالا می ری جنگل. می ری دشت. می ری لب رودخونه. با خودت خوراکی های خوشمزه هم می بری. اگر همسر یا دوستان نزدیکی هم داشته باشی، خوب معلومه که دوست داری همراهت باشن. پس این نوع نعمت ها، نعمت هایی هستن که با ذات بشر همخوانی دارن، و در بهشت به مقدار بی کران و به کیفیت فوق العاده در اختیار بنده های لایق خدا هستن. البته نعمت های بالاتر، مثل همنشینی با پیغمبران و نزدیکی با خدا هم در قرآن مطرح شده؛ که نصیب افراد مومن تر و برگزیده تر می شه"

حالا بریم سراغ همون کسایی که این نقدها رو به توصیف بهشت ما می کنن. توی این نوشته می خوام یه بازی آمریکایی که توی مهمونی ها انجام می شه رو براتون توضیح بدم. اسم بازی "هفت دقیقه در بهشت" هست. آدم وقتی اسم بازی رو می شنوه، با خودش فکر می کنه که اون هفت دقیقه چی هست که مثل بهشت لذتبخشه؟ با خوندن توصیف بازی، خواهید دید که کسایی که بهشت ما رو به نقد کشیدن، برای چه کاری کلمه ی "بهشت" رو استفاده کردن. تاسف آوره.

دستورالعمل بازی: "اول تعدادی دختر و پسر رو دور هم جمع می کنی. این افراد می تونن دوست یا همکلاسی باشن. یا حتی غریبه هایی که تازه با همدیگه آشنا می شن. بعد هر کس اسم خودش رو روی یک قطعه کاغذ می نویسه. اسم های دخترها رو در یک ظرف، و اسم های پسرها رو در یک ظرف دیگه جمع می کنی. بعد مسئول بازی چشم همه رو می بنده و از توی ظرف ها دو اسم رو به صورت شانسی جدا می کنه. یک دختر و یک پسر. افراد انتخاب شده رو هدایت می کنی به درون یک فضای بسیار کوچک و تاریک مثل یک کمد دیواری. بعد در رو می بندی و قفل می کنی و اون دو نفر 7 دقیقه با هم تنها هستن و..." این می شه، هفت دقیقه در بهشت!

من از خواننده های این متن عذرخواهی می کنم، که حتی توصیف همچین کاری رو در اینجا آوردم. قرآن عزیز چه قدر زیبا جواب این منتقدها رو داده. در سوره ی بقره (آیه 13) می فرماید: "و هنگامی که به ایشان گفته شود مانند [سایر] مردم که ایمان آورده‏اند، شما هم ایمان آورید، گویند: آیا ما هم مانند کم‏خردان ایمان بیاوریم!؟ بدانید که خودشان کم‏خردند، ولى نمى‏دانند"


پ.ن.1: خطاب به کاربر "یلدا": پیغام خصوصیتون رو خوندم. ولی متاسفانه آدرس ایمیلی که گذاشته بودین، خراب بود. جواب من به مشورتی که خواستین اینه: "به هیچ وجه این کار رو نکنین. نمی ارزه که آدم برای راضی کردن یه آدم، خدا رو ناراضی کنه. نذارین احساساتتون فریبتون بده."

پ.ن.2: چند سال پیش که توی کانادا اسکیت می کردم، با یه آهنگ اسکیت بازها آشنا شدم که به متن این نوشته مربوط می شه. گروه "او پی ام"، اسم آهنگ "بهشت یه زمین اسکیته". دیگه خودتون حدس بزنین محتویات آهنگشون چی بود.


ابزار امتیاز دهی



شنبه 25 دی‌ماه سال 1389 ساعت 00:38

632. بی فرهنگی از کجا می آید؟ (1)


واقعیت تلخ

فرض کنید در یک خانواده زندگی می کنید که چند فرزند دارد. خانواده ی شما کمی فقیر است و به هنگام غذا، هر چه قدر غذا در اختیار داشته باشد را در یک سینی می ریزد و جلوی همه ی بچه ها می گذارد. شما و برادرها و خواهرهایتان مجبور می شوید که از یک سینی مشترک غذا بخورید. اگر این طور بزرگ شده باشید، حتما می دانید که در این شرایط، "اگر سریع نخوری، گرسنه می مونی"! وقتی امکانات کم و تقاضا زیاد باشد،‌ دیگر فرصت این نیست که افراد رعایت حال همدیگر را بکنند. اگر هم کسی بخواهد رعایت حال دیگران را بکند، کلاهش پس معرکه است! اگر لحظه ای بایستید، دیس غذا خالی شده است. غذا خوردن یک مثال است. پرواضح است که هرگاه کمبود باشد، نمی توان توقع داشت فرهنگ افراد متعالی شود. ماشین زیاد و خیابان های کم فرهنگ رانندگی را خراب می کند، ارباب رجوع زیاد و کارمند کم فرهنگ برخورد با مشتری را خراب می کند، متقضایان کار زیاد و شغل خوب کم فرهنگ احترام به کارمند را خراب می کند و... البته بی فرهنگی منشاء های متعددی دارد که در نوشته های بعدی به آن ها خواهیم پرداخت.

نکته ی بسیار مهم

اگر در کشوری مردم صف را رعایت می کنند، نباید فرض کرد که آن کشور و مردمانش"خوب" هستند. اگر آن ملت با اتکا به خود، شرایط خود را بالا برده است، ما از او قدردانی کرده و لقب های شایسته به او می دهیم. ولی چه بسا سالیان درازی برای رسیدن به این حالت مطلوب، دیگران را چپوال کرده باشد! و حال، چپاول شده ها در کشورهای خود در صف های بی نظم بر سر هم می کوبند، و چپاولگرها که جیب های خود را پر کرده اند، با متانت و نجابت، صف را رعایت می کنند!

به تاریخ معاصر استعمارگری در دنیا دقت کنید و بعد از آن "با فرهنگ ها" و "بی فرهنگ ها" در دنیای امروز را ارزیابی کنید. انگلیس و هند،‌ ایالات متحده و فیلیپین، فرانسه و الجزایر، اسپانیا و کلمبیا، بلژیک و کونگو، پزتغال و موزامبیک، آلمان و تانزانیا، هلند و اندونزی... این مثال ها را نمی زنم تا بی نظمی در صف های جهان سوم را توجیه کنم! من از رعایت نکردن نوبت در صف بیزارم. بلکه این نکات را برایتان می گویم، تا اگر فردا کسی در صف نوبت شما را رعایت نکرد، به یاد تاریخ معاصر دنیا نیز باشید!

خیلی ناراحت کننده است، وقتی که فردی از جهان سوم را می بینم، که بدون توجه به تاریخ، مردم "با فرهنگ" کشور چپاولگر را تمجید می کند. ویلهلم دوم (شاه گذشته ی آلمان) با تاسف می گوید: "آلمان استعمارگری خود را دیر شروع کرد. و لذا متاسفانه همه ی مکان های خوب را قبل از او گرفته بودند." آخر ما دردمان را به که بگوییم؟

مثال های نقض فراموش نشوند

هر استعمارگری امروزه "با فرهنگ" نیست. و نیز، هر کشور "بی فرهنگ" روزی طعمه ی استعمار نبوده است. استثنا نیز وجود دارد. هنگ کنگ روزی زیر سلطه انگلستان بوده است و ماکائو زیر سلطه ی پرتغال. همچنین یادم نمی آید روسیه را کسی استعمار کرده باشد، ولی سطح فرهنگ بالایی در این کشور دیده نمی شود. پس یادآور می شوم که نباید همه ی تقصیر را بر گردن تاریخ انداخت. باید تلاش کرد برای آبادانی. چه بی فرهنگی ما زاده ی چپاولی باشد که ما را کرده اند، چه زاده ی بی لیاقتی خودمان.

بعضی می پرسند: "چرا امروزه قاره ی آفریقا انقدر بیچاره و مفلوک است؟" شاید نگاهی به نقشه ای از سال 1914 برای دوستان مفید باشد.


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 23 دی‌ماه سال 1389 ساعت 01:45

631. Sex search stats in Islamic countries - Pakistan


Dear reader,
Please be advised that the following text contains sexual terminology. The use of such language is only for the purposes of stating an argument. I apologize beforehand to the readers who are not comfortable with such topics; particularly to my pious Islamic brothers and sisters who are ashamed of such a discourse.



I'll never forget it. It was aired in 1994, and ever since I saw it, it's been in my head; imagine if you will the situation. Homer is invited to be a guest on Smartline and Kent Brockman is interviewing him:
 Kent: Mr. Simpson, how do you respond to the charges that petty
       vandalism such as graffiti is down eighty percent, while heavy
       sack-beatings are up a shocking nine hundred percent?
Homer: Aw, people can come up with statistics to prove anything, Kent.
       Forfty percent of all people know that.

A couple of days ago I was reading a bit from foxnews about Pakistan. I'll quote the piece, so as not to alter the tone and intent of the author:

"They may call it the "Land of the Pure," but Pakistan turns out to be anything but.
The Muslim country, which has banned content on at least 17 websites to block offensive and blasphemous material, is the world's leader in online searches for pornographic material, FoxNews.com has learned...
So here's the irony: Google ranks Pakistan No. 1 in the world in searches for pornographic terms, outranking every other country in the world in searches per person for certain sex-related content.
Pakistan is top dog in searches per-person for "horse sex" since 2004, "donkey sex" since 2007, "rape pictures" between 2004 and 2009, "rape sex" since 2004, "child sex" between 2004 and 2007 and since 2009, "animal sex" since 2004 and "dog sex" since 2005, according to Google Trends and Google Insights, features of Google that generate data based on popular search terms."

There have been many articles such as the abovementioned splattered across weblogs and news agencies in the past couple of years. I think the first reaction to reading a bit like this, would be geared towards condemning the muslim nations under question, and in general, condemning the Islamic prohibitions and dress codes - denouncing them as useless or counterproductive.

However, I think that there is much more that meets the eye. As you know I've been a part of the media for a while now; and to me, these pieces are nothing more than propaganda designed to make you impulsitvely feel negatively towards Islamic moral codes. After all, such irrefutible data cannot be neglected!

Well, Foxnews did their search on Google Trends, and here, I'll present the results of a little searching I did myself on the same website:

"rimjob" (the sexual act in which one partner orally simulates the other's anus) 1.Norway 2.Sweden 3.Canada 4.Denmark 5.United States
"golden shower" (the sexual act in which one partner urinates on the other) 1.South Africa 2. New Zealand 3.Australia 4.Norway 5.Ireland
"bukkake" (the sexual act of several males ejaculating on one female) 1. Italy 2. United Kingdom 3. Spain 4. France 5. Australia
"poontang" (female organ) 1.Australia 2.New Zealand 3.United States 4.Canada 5.United Kingdom
"twat" (female organ) 1.United Kingdom 2.New Zealand 3.South Africa 4.United States 5.Australia

So what is my point in mentioning these words and the stats that go with them? Well, based on the above, can I make the conclusion that the number of people searching for sex in Islamic countries is very small? (If you pay close attention, not a single Islamic country is on this list). It is obvious that such a conclusion is wrong - much like the conclusion that Foxnews and other similar outlets want you to reach.

Now I haven't just listed these terms to make this simple point. There is more. When I saw the statistics given for Pakistan, it made me think: why is it so?

And with a little bit of thought, the reason behind such a phenomenon became rather obvious. Of course there is always more than one reason that is behind any event. However, there is one here that I would like to make a hypothesis about. I think the reason behind Pakistan -and other similar countries- ranking high on the list of searches such as "sex", "child sex", and "animal sex" is because in countries such as these, those who search for porn are novice individuals who are not very good at English.

A person living in the US for example, knows very well that he won't be able to find anything sexual by searching the term "child sex". Due to all the legislation against child pornography, an experienced western pedophile knows very well that such a search would be fruitless. Therefore, he would search for phrases such as "r@ygold", words which mean more or less the same thing but have a much higher chance of yielding a desirable result. But a person living in Pakistan or some other country which has not yet been rampaged by sexual bombardment, doesn't know any better! They wouldn't even be familiar with advanced sexual terminology and would be stuck with the very simple expressions such as "donkey sex" and "camel sex".

When looking at Google Trends and the numbers appearing in front of the term "sex" for a country like Pakistan, one must keep in mind that this number is virtually all the people in the country who are searching for sexual content on the net!

Now if you put this number into context, and look at it against all the more advanced and more advanced sexual terms which are searched for in western countires, the numbers put up by Islamic countries are trivial.

A smiple example might make my point easier. The situation in Pakistan is like a hundred people trying to fit through one door to reach pornographic material on the other side. That is why the doorway seems crowded. The situation in a western country is like a million people trying to get to porn through hundreds of thousands of different doors. Obviously, there will not be a congestion of people at the doorways.

In the end, it is just down-right devilish to use such statistics for undermining the religious morals, dress codes, and rules of conduct in Islamic countries. After all, those who are looking at porn in Islamic countries, are more often than not the ones who oppose the Islamic codes of conduct, and support western ideals.


ابزار امتیاز دهی


1 2 3 >>