X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


یادم می‌‌آید، نوجوان که بودم، برایم سوال شده بود که این چه جمله‌ای است که اول داستان‌های ایرانی‌ می‌گویند؟ یکی‌ بود یکی‌ نبود غیر از خدا هیچ کس نبود یعنی‌ چی‌؟ برای خودم فکر‌ها و تفسیر‌هایی‌ می‌کردم که هر کدام‌شان یک مشکلی‌ داشتند. سال‌ها گذشت، تا اینکه مطلبی دیدم که سوال دیرینهٔ من را جواب میداد. تا به امروز، در میان تفسیر‌هایی‌ که دیده ام، دو تفسیر به نظرم برجسته آمده‌اند که با شما دوستان به اشتراک میگذارم:


تفسیر اول:

یکی‌ بود (که در واقع) یکی‌ نبود؛ یعنی‌ قابل شمارش نبود. میدانید که در جملهٔ "قول هو الّله آحد"، کلمهٔ "آحد" یعنی‌ یکی‌ که قابل شمارش نیست. فرق کلمهٔ "آحد" و "واحد" همین است. در قرآن نمی‌گوید "قول هو الّله واحد"، یعنی‌ نمی‌گوید خدا یکی‌ است، که بشود شمرد، بلکه میگوید خدا یکی‌ هست که قابل شمارش نیست، یعنی‌ اصلا ۲ را نمی‌شود متصور شد. پس "یکی‌ بود یکی‌ نبود، غیر از خدا هیشکی نبود"، یعنی‌ "قول هو الّله آحد... هو الاول"


تفسیر دوم:

به قول خانم حجازی، خدا "هست" و "مستقل" است. کسی‌ بجز خدا دارای "هستی مستقل" نیست. پس "یکی‌ بود یکی‌ نبود" یعنی‌، یکی‌ بود که در واقع وجود مستقل نداشت. و غیر از خدا کسی‌ نیست. {یکی از کاربرهای عزیز درخواست کرده بود که این تفسیر را بیشتر توضیح دهم: معنی این تفسیر این است که، تمام چیزهایی که ما می بینیم و نمی بینیم، در واقع همه تجلی خدا هستند. پس وقتی می گوییم "یکی بود" اشاره به هر چیز که بکنیم، آن چیز به صورت مستقل وجود ندارد و چیزی جز تجلی خدا نیست، و در نتیجه عبارت "یکی نبود" را در ادامه می آوریم} 



شما هم اگر تفسیر دیگری از عبارت "یکی‌ بود یکی‌ نبود..." شنیده اید یا به فکرتان می‌رسد، خوشحال میشوم با ما به اشتراک بگذارید.

در هر صورت، هر تفسیری درست باشد، این نکته قابل تمجید است که، ادبیات ایران زمین -از داستان بچه‌ها گرفته تا شعر‌های بزرگان ما مانند حافظ و سعدی- مملو از تاثیر قرآن و توحید است. چقدر زیباست که گذشتگان ما، به این لطافت و ظرافت، تعلیمات قرآنی را وارد ادبیات کرده اند.


ابزار امتیاز دهی