301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


جمعه 16 دی‌ماه سال 1390 ساعت 05:52

۷۴۴. کافه اقتصاد


از همین اول متن یک چیز را روشن بگویم: من اقتصاد دان نیستم؛ و جز سه واحد در دورهٔ لیسانس و شرکت در یک کلاس کارشناسی ارشد و کمی‌ مطالعه پراکنده، هیچ تخصصی در زمینهٔ اقتصاد ندارم. فکر می‌کنم اکثر خواننده‌های این متن هم، تخصصی در این زمینه نداشته باشند.

متاسفانه، تا آنجایی که بنده یادم میاید، خیلی‌ از هم وطن‌های ما بدون تخصص در این "علم" تصور میکنند که اقتصاد دان هستند. از معلم‌ها گرفته، تا قصاب ها، تا پزشک و راننده تاکسی و مشاوره خانواده و بازاری و فرهنگی‌، بسیاری از دوستان ما تصور میکنند که "اقتصاد" چیزی است که میتوانند آن را تحلیل کنند، در مورد آن صحبت کنند، و نظر بدهند. مثل آب خوردن. گویی "اسمیت" و "فریدمن" و "گرینسپن" و غیره و غیره که عمرشان را صرف درک نظریه‌های اقتصادی کرده اند از شاگردان و نوچه‌های ایشان بودند! 

البته مردم عادی تاثیر نهایی مسائل اقتصادی را می‌بینند. مثلا ممکن است حقوقشان زیاد یا کم شود. یا تورم ایجاد شود و کالا‌های سوپرمارکت گران شود. مردم گرانی را درک میکنند. "ننه جان" هم درک میکند. ولی‌ تاثیر پذیرفتن از اقتصاد کجا، درک و تحلیل صحیح مسائل اقتصادی کجا؟ متوجه شدن اینکه تخم مرغ دارد گران میشود آسان است. ولی‌ تنظیم بازار تخم مرغ کار هر کسی‌ نیست.

هر انسانی‌ میتواند دردی که در قفسهٔ سینه‌اش است را حس کند، ولی‌ فقط یک متخصص میتواند تشخیص دهد که قلب چه ایرادی دارد و چه مداوایی نیاز است (البته وقتی‌ فکر می‌کنم، میبینم شاید مشکل هموطن‌های بنده که تصور میکنند متخصص هستند، از اقتصاد هم فراتر برود. چه بسیار هستند کسانی‌ که خودشان تشخیص میدهند که چه مرضی دارند و خودشان برای خودشان دوا و دارو تجویز میکنند!)

این روز‌ها ارزش ریال ایران در برابر دلار آمریکا و واحدهای دیگر پایین آماده است.

چند شب پیش یکی‌ از هموطنان (که دانشجوی دکترا در رشتهٔ کامپیوتر است) میگفت: "بی‌چاره شدیم. بدبخت شدیم. اقتصادمان نابود شده است... دیدید ریال چقدر در برابر دلار ارزشش کم شده است؟"

من نمی‌د‌انستم کم شدن ارزش یک پول در برابر یک پول دیگر، چه تاثیری بر اقتصاد میگذارد پس از او سوال کردم: "خوشحال میشوم به من یاد بدهی‌ که چه اتفاقی‌ دارد می‌افتد. میشود برای من توضیح دهی‌ که افزایش قیمت دلار چه تاثیری دارد؟ ضررش چیست؟ آیا فوایدی هم دارد؟"

دوستمان کمی‌ سکوت کرد و گفت: "خوب بالاخره تاثیر دارد دیگر!"

متوجه شدم که این هموطن هم، یکی‌ از همان هم وطن هاست! (اتفاقا این‌هایی‌ که تحصیل کرده اند، ولی‌ مثل عوام رفتار میکنند، از همه مضر تر هستند!) از سوال خودم خنده‌ام گرفت. دلم را خوش کرده بودم که شاید این دوست آنقدر دانا باشد که بتواند به من توضیح دهد که چرا کشوری مثل چین تمام تلاشش را می‌کند که پولش نسبت به دلار آمریکا کم ارزش بماند (گرچه جواب این سوال در مورد چین را به زبان ساده در اینترنت پیدا کرده بودم: link)

چند روز پیش یکی‌ دیگر از دوستان که هم اکنون دانشجوی دکترای رشتهٔ "اقتصاد" است در وبلاگش (کافه اقتصاد) نوشت:

ناظم‌الملک یکی از ایرانی‌های دوره ناصری است که مدتی در فرنگ اقامت داشته است. او در نامه‌ای به ناصرالدین شاه، بیش از صد و سی سال پیش، نظر خودش را راجع به اوضاع نابسامان ایران نوشته است... بخشی از نامه او را با هم بخوانیم:
"… بر خلاف رسم فرنگستان ما در ایران تحقیق جمیع مسایل را منحصرا رجوع به هوش و ذهن شخصی خود می‌کنیم. علم و تحصیل از برای ما هیچ است… هیچ لازم نیست (...) بپرسند که این علوم و کمالات [که دارید] در چه زمان و در چه کتاب تحصیل کرده‌اید. جمیع علوم را نخوانده می‌دانند. نمی‌دانم و نخوانده‌ام در زبان ایشان کفر است… قسم می‌خورم که در میان یک صد نفر فرنگی که در تهران هستند یک نفر نیست که جرأت کند بگوید من اکونومی (اقتصاد) پلیتیک می‌دانم، اما جمیع اهل درب خانه ما این علوم را در سینه خود مضبوط دارند… ارسطو که یکی از اعظم عقول دنیا محسوب می‌شود هرگاه حالا زنده بشود با جمیع عقول خود نمی‌تواند بدون تحصیل علوم تازه بفهمد استقراض دولتی یعنی چه. اما شهاب‌الملک مرحوم و امثال غیر مرحوم او با علم نخوانده همه نکات این علم را کاملا می‌دانند… دول فرنگستان به جهت ترقی علوم اکونومی پلیتیک کرورها خرج می‌کنند و چندین هزار نفر عمر خود را در تحصیل این علوم تلف می‌نمایند تا این که چند نفر اکونومیست (اقتصاد دان) پیدا می‌شوند. در ایران هیچ احتیاج به این نقل‌ها نیست ما همه اکونومیست کامل هستیم. بانک و راه آهن و علوم مالیه و علوم اداره همه در نظر ما مثل آب سهل و روشن است…"


ابزار امتیاز دهی