X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


دوشنبه 19 دی‌ماه سال 1390 ساعت 23:44

745. دختر انگلیسی مسلمان شده


اگر یادتان باشد در یکی از نوشته های اخیر دختری به اسم "جویای سلام" را معرفی کردم (لینک 742). کمی بعد از آن متن، سردبیر سایت خبری الف با بنده تماس گرفت و ابراز علاقه کرد که خوب می شود اگر با این خانم ارتباط برقرار کنیم و او را دعوت کنیم تا مهمان ویژه ی خبرگزاری شود و سوالات کاربرها را جواب دهد. من هم با این دختر خانم ارتباط برقرار کردم و او هم موافقت کرد تا این کار را انجام بدهیم. مراحل اول توافقات انجام شده و الآن در حال ترجمه ی چند پاراگراف اولیه ی صحبت هایمان هستم تا در الف قرار دهیم. از آن جایی که همیشه بدخواهانی هستند که امکان دارد بخواهند شیطنت کنند و ایراد وارد کنند و تهمت بزنند، ورژن انگلیسی مکاتبات و سوال و جواب ها را هم ثبت می کنیم. همچنین به دلایل اخلاقی،‌ مکالمات را اینجا انعکاس نمی دهم، تا این که در خود الف انتشار پیدا کند.


توضیحات کلی در مورد او (به زبان خودش):

"من دختری 18 ساله اهل انگلستان هستم و تمام زندگی ایم را در اسکاتلند سپری کرده ام. در کودکی به یک مدرسه ی کاتولیک می رفتم. وقتی دو ساله بودم، پدر و مادرم از هم جدا شدند و مادرم از آن روز تمام وقت کار می کرده است تا خانواده مان را سرپرستی کند (به همین دلیل) برای 11 سال توسط یک پرستار بچه بزرگ شدم. در گذشته با پدرم هیچ رابطه ای نداشتم ولی اخیرا بعضی اوقات توسط فیسبوک (شبکه اجتماعی) با هم در تماس هستیم. من در تاریخ 31 ژوئیه 2008 (سه سال و نیم پیش) در سن 15 سالگی اسلام را پذیرفتم.

خیلی از دوستانم به طور کلی من را رها کردند و یا با دید عجیبی به من نگاه کردند. بعضی کلمات زشت می گفتند، بعضی سرم داد زدند، بعضی وسط راهم سبز می شدند و من را می ترسانند. حتی در بعضی موارد من را هل می دادند. در مدرسه هم، پشت سرم حرف های عجیب و غریب درآورده بودند که اصلا موقعیت خوبی نبود که آدم در آن قرار بگیرد. ولی الحمد لله، به دلیل حجاب پوشیدنم -با این روش خودم را به صورت علنی یک مسلمان معرفی کردم- همه ی افراد جاهل و بدرفتار از زندگی ام بیرون رفتند. در کمتر از فقط چند ماه، دیگر هیچ دوست "دروغین" در اطرافم وجود نداشت. ولی آن کسانی که (در این شرایط سخت) در کنار من باقی ماندند، افرادی بودند که حقیقتا به من علاقه داشتند."


ادامه ی سوال و جواب ها و صحبت های این دختر خانم عزیز را به زودی منتشر خواهیم کرد. اگر شما هم سوال به خصوصی از او دارید، می توانید در قسمت نظرهای این نوشته از وبلاگ قرار دهید. سعی می کنم که تا آن جا که می توانم سوال ها را به دستش برسانم تا در مطلب انعکاس داده شود. انشالله همه ی دوستان از نتیجه ی نهایی استفاده ی مطلوب را ببرند.


ابزار امتیاز دهی