X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


جمعه 26 اسفند‌ماه سال 1390 ساعت 10:56

۷۵۶. مباحثه دانشجویان پیرامون ایران و آمریکا


چند شب پیش دعوت شدیم به یک مباحثه به عنوان «برنامه ی هسته ای ایران و چالش میان ایران و آمریکا». مباحثه توسط یکی از انجمن های دانشجویی دانشگاه علم و صنعت هنگ کنگ برپا شده بود. من هم تصمیم گرفتم در مباحثه شرکت کنم.

وقتی به اتاق مورد نظر رفتیم دیدیم که حدودا بیست نفر از دانشجوها که اکثر چینی بودند برای مباحثه آمده بودند. چند نفر ایرانی بودیم (من و همسرم و سه نفر دیگر)؛ دو نفر آمریکایی هم آمده بودند. حدود سه چهار نفر هم از ملیت های مختلف دیگر. یکی از اساتید هم به جلسه آمده بود.

جلسه ی جالبی بود و نکات جالبی از آن استخراج کردم. در اینجا به جای خلاصه نویسی از کل جلسه٬ تعدادی از مشاهداتم -که به نظرم جالب تر آمده اند- را برایتان بازگو می کنم:

۱. اولین مشاهده ی بارز این است که چینی ها اصولا اهل مباحثه و تفکر و نظر دادن نیستند! یعنی آن عده چینی که در این جلسه شرکت کرده بودند٬ روی هم رفته شاید ده دقیقه هم صحبت نکردند. وقتی نظرهایشان را هم جویا می شدیم٬ کلا به نظر نمی رسید که اهل تحلیل و تفکر باشند. آن ها راحت تر هسنتد که مسائل پیچیده ی دنیا اصولا فکر نکنند! البته این مشاهده ای نیست که فقط در یک شب کرده باشم. در چند مورد مشابه دیگر -در مورد مسائل مختلف دنیا- دیده ام که این ها نظر خاصی ندارند. انگار برایشان اصلا مهم نیست. وقتی چینی ها را با فرانسوی ها مقایسه می کنم٬ تفاوت فاحشی را درک می کنم. در طول مدتی که در فرانسه زندگی می کردم٬ مشاهده می کردم که اکثر مردم -از دانشجو گرفته تا افراد عادی جامعه- اطلاعات بسیار زیادی از وقایع دنیا داشتند. گرچه بسیاری از نظرهای فرانسوی ها به نظر من غلط بود - ولی حداقل آن ها نقطه نظر داشتند! حداقل مباحثه داشتند. حداقل مسائل مختلف دنیا برایشان ارزشمند بود. ولی اصولا آن چیزی که در چین دیده ام این است که این ها نسبت به مسائل روز دنیا تقریبا بی تفاوت هستند.

۲. اکثریت قریب به اتفاق چینی هایی که من دیده ام٬ از سیاست خارجه ی آمریکا بدشان می آید و طرفدار ایران هستند. در سفری که به شهر گوانجو داشتم٬ به هر کس می گفتم «ایرانی هستم» از من استقبال می کرد. نشد که با کسی رو به رو شوم و برای ایرانی بودنم با من بد برخورد کنند (البته تعداد زیادی هم هستند که اصلا نمی دانند ایرانی کجای کره ی زمین هست! برای خیلی ها هم فرقی میان ایران و عراق و افغانستان و غیره نیست!). خلاصه٬ مردم عادی چینی -اگر بخواهیم کلی گویی کنیم- می توانیم بگوییم طرفدار ایرانی ها هستند.

۳. هیچ کس در جلسه -حتی خود آمریکایی ها- از آمریکا دفاع نکردند! یعنی نظر تمام شرکت کنندگان جلسه این بود که در زمینه ی هسته ای حق با ایران است و آمریکا دارد بهانه جویی می کند. یکی از آمریکایی ها تلاش کرد کمی از آمریکا دفاع کند٬ ولی مقداری از جلسه که گذشت٬ معلوم شد که در دفاعش از آمریکا راسخ نیست.

۴. ایرانی ها نسبت به ماجرای هسته ای با اطلاع هستند. توقع می رفت که آمریکایی ها حداقل مقداری اطلاعات در مورد تاسیسات هسته ای ایران و یا ایرادهای وارد شده به روند کار ایران داشته باشند. ولی اطلاعاتشان بسیار محدود و سطحی بود. به نسبه٬ دانشجوهای ایرانی اشراف بسیار بیشتری نسبت به مساله داشتند. به نظر می رسید دانشجوهای آمریکایی بیشتر آمده بودند ببینند که اصلا مساله ی هسته ای چی چی هست!

۵. بچه های ایرانی -با این که نظرات بسیار متفاوتی در مورد سیاست داخلی ایران داشتند٬ و با گرایش های متفاوت مذهبی- کمابیش از برنامه ی هسته ای ایران دفاع می کردند. یعنی همان دوستانی که با دولت و نظام ایران مشکل دارند٬ از کشورشان در برابر دشمن احتمالی -آمریکا- دفاع می کردند.

۶. بسیاری از بحث ها به مساله ی اسرائیل هم کشیده شد. دوباره جالب این که٬ هیچ کس در جلسه -حتی بچه های آمریکایی- از اسرائیل دفاع نمی کرد. و نظر عمومی جلسه این بود که اسرائیل دارد زور می گوید.

۷. نظر استاد چینی این بود: چرا هم در صلح و صفا زندگی نمی کنید با هم؟ دوستی! صفا! صمیمیت! گل و بلبل... مفهومی مثل «ترور» و «براندازی» و «فشار اقتصادی» و «فشار نظامی» و غیره برایش کلا نامفهوم بود. انگار این ها همه حرف است. نمی توانست به موضوع عینیت ببخشد که شهروندانش توسط دشمن مورد حمله قرار گرفته باشند و یا تاسیسات علمی کشورش ویروسی شده باشند.


ابزار امتیاز دهی