X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


سه‌شنبه 26 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 21:51

765. متحجرهای مدرن


احساس خفقان می کنم. به محض این که حرفی از عقیده ام بزنم یا به محض این که برای دفاع از حقایق لب تر کنم، مورد حمله قرار می گیرم. از چپ و راست و بالا و پایین هجوم می آورند. بد و بی راه می گویند. حرف های غیر منطقی می زنند و حرف های غلط همدیگر را تایید می کنند! در نظر آن ها فقط حرفی درست است که با آن ها همسو باشد. هر حرفی که با آن ها همسو نباشد، باید خفه شود. بعضی اوقات خسته می شوم. تعدادشان زیاد است. آن قدر زیاد است که تا بخواهم جواب یکی را منطقی و شمرده بدهم، ده ها نفر دیگر مانند کفتار بر سر و رویم می ریزند.

در محیط های مجازی بیشتر از هر جای دیگر این خفقانِ نانوشته مشهود است. این افراد دگم، در اینترنت جولان می کنند. بسیاری از آن ها نام و نشان ندارند. مستعار نظر می دهند و مستعار هوچی گری می کنند. دلم می سوزد و می شکند. مطمئن باشید متولیان فرهنگی ما هم به خاطر بروز این نژادِ زبان نفهم مقصراند. اگر متولیان فرهنگی "اسلامی" ما درست عمل می کردند، این موج مریض برپا نبود.

ادعای آزادی و تجدد و دنیادیدگی و پیشرفت و دموکراسی دارند، ولی در مکالمات از هر فرد عالی جهان سوم عادی ترند! از نانوای سر کوچه ی ما در تهران هم عادی ترند. باور کنید حداقل نانوا نظرهای موافق و مخالف خودش را گوش می دهد. این ها جز نظر موافق خودشان، به هیچ چیز گوش نمی دهند! خدا رحم کرده است کشور دست این ها نیست. اگر دست این ها بود، روی هر چه سانسورچی بود را سفید می کردند.

گوش هایشان را گرفته و دهان هایشان را باز کرده اند. اگر مظلومانه بگویی ماست سفید است، تا تمام قوا به تو خواهند خندید که "این عقب افتاده ی جیره خوارِ باتوم به دستِ بی منطق، نمی داند ماست سیاه است!"

معنای کلمه ی "متحجر" این است که کسی مانند سنگ سخت و انعطاف ناپذیر باشد. هر چه فکر می کنم عبارتی بهتر از "متحجرهای مدرن" برای این ها پیدا نمی کنم. آدم از دستشان عاجز می شود. بدبختی این است که ادعای باشعور بودن و متجدد بودن هم دارند.

باور کنید که من این ها را مقصر نمی دانم. آموزش این ها دست متولیان فرهنگی ما بوده است و اگر این ها امروزه مریض اند، ما باید برای یافتن علت بروز و گسترش این مریضی در میان خودمان جستجو کنیم. ما چه کرده ایم (یا نکرده ایم) که این گند به بار آمده است؟


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 14 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 19:32

764. غیرت و بی غیرتی


کلمه ی غیرت یکی از آن کلمه ها است که در گوشه و کنار ادبیات روزمره ی ما زیاد دیده می شود. مثلا امکان دارد یک تیم فوتبال برنده شود و مربی در مصاحبه ی بعد از بازی بگوید: "از بچه های تیمم راضی هستم. امروز باغیرت بازی کردند". و یا امکان دارد کسی تا آخرین قطره ی خونش برای کشورش بجنگد و "غیرت" به خرج بدهد. این کلمه حتی در بعضی از موارد ناموسی منجر به چاقو کشی و آدم کشی هم می شود. حالا در بین این کاربردهای متفاوت، تعریف دقیق غیرت چیست و خوب و بد آن را چگونه تشخیص بدهیم؟

آن چه از احادیث ائمه و گفته ی بزرگان اسلامی و اخلاقی معلوم می شود این است که این صفت، هم می تواند مثبت باشد و هم منفی. حضرت محمد (ص) در یک حدیث روشن می فرماید: "غیرتی وجود دارد که خدا دوست دارد، ولی غیرتی نیز هست که دوست ندارد..."

به عبارت خودمانی و امروزی: «آدم نه باید سیب زمینی باشه، نه خروس جنگی! اگر به مقدسات (چه دین، چه ناموس چه کشور و غیره) توهین شد آدم باید غیرت به خرج بدهد. اگر هم اتفاق خاصی نیافتاده است، آدم نباید الکی کله اش بوی قورمه سبزی بدهد و دنبال شر بگردد.»

علامه طباطبایی این گونه می نویسد که: «غیرت عبارت است از دگرگونی انسان از حالت عادی و اعتدال به طوری که انسان را برای دفاع و انقام از کسی که به یکی از مقدساتش - اعم از دین، ناموس... و یا امثال آن - تجاوز کرده، از جای خود می کند. این صفت غریزی، صفتی است که هیچ انسانی به طور کلی از آن بی بهره نیست..." علامه در ادامه نوشته هایش توضیح می دهد که اصل این صفت یک چیز خوب است، ولی شاخ و برگی که اقوام به آن داده اند، باطل است. به طور کلی تعصبات ضد ارزشی و بیهوده نکوهیده هستند و غیرت ورزیدن برای آن ها هیچ ارزش اخلاقی و اسلامی ندارد. ولی تعصب و غیرت ورزیدن در برابر مسائل "حق"‌مانند دفاع از مظلوم بسیار پسندیده است. آسایش طلبی و بی تفاوتی در مواقعی که تجاوزی آشکار در حال رخ دادن است، صحیح نیست.

نکته ی جالب دیگری که می توان بیان کرد این است که این صفت لزوما مخصوص دین داران نیست. افراد زیادی هستند که دین ندارند، ولی با غیرت هستند. یکی از نمونه های تاریخی آن این است که پیامبر اسلام بعد از یکی از جنگ ها علیه کفار دستور داد که یکی از اسیران را آزاد کنند. اصحاب ایشان سوال کردند که چرا این اسیر می بایست آزاد شود؟ پیامبر جواب دادند که این اسیر صفت های پسندیده ای دارد که او را لایق آزادی می کند. در میان این صفت ها "غیرتمند ی برای همسر و خانواده" هم دیده می شود. (خصال شیخ صدوق، ج 1، ص 313)


ابزار امتیاز دهی



جمعه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 20:57

763. شیشی - شیرهای محافظ چینی


چند ماه پیش در سفری که به گوانجو داشتم، متوجه شدم که کنار ورودی بعضی از ساختمان های بزرگ و بانک ها، مجسمه هایی وجود داشت. از ظاهر مجسمه ها نمی توانستم حدس بزنم که چه حیوانی هستند. به نظر می رسید که مابین اژدها و شیر باشند.

بعد از گذر مدتی وقتی به هنگ کنگ بازگشتم، با خودم تصمیم گرفتم که تحقیق کوچکی انجام دهم تا از ماهیت این حیوان های مجسمه ای آگاه بشوم. با کمی جستجو متوجه شدم که اسم آن ها به زبان ماندارین (چینی) "شیشی" هست و این ها گاردهای امپراتوری هستند. به این شیرها "شیرهای فو" "شیرهای بودا" "شیرهای سنگی" نیز گفته می شود. اینها موجوداتی هستند که اعتقاد می رود قدرت های ماورایی داشته و از ساختمانی که در جلوی آن قرار می گیرند محافظت می کنند. معمولا این چنین مجسمه ها در جلوی معبدها، قصرهای پادشاهی، ادارات دولتی و غیره دیده می شوند. این شیرها در دوره ی "هان" (2700-2300 سال پیش) مرسوم شده اند. با گسترش تجارت در جاده ی ابریشم به نظر می رسد که مفهوم شیرهای محافظ از قسمت های غربی آسیا (مانند هند و سمرقند و ایران) به چین سرایت کرده است. به عنوان مثال، کلمه ی "شیر" در فارسی احتمالا با کلمه ی "شی" (به معنای شیر در ماندارین-چینی) هم ریشه هستند. بعد از نفوذ به چین، مفهوم شیرهای محافظ به مناطق اطراف مانند کره و ژاپن هم نفود کرد.

در گذشته این شیرهای محافظ از موادی مانند گرانیت، برنز، و یا فولاد ساخته می شد و به دلیل کمیابی مواد و سختی تولید، این مجسمه ها فقط در کنار ورودی ساختمان افراد مهم و متمول (مانند پادشاهان و یا ثروتمندان) قرار می گرفت. امروزه، از آن جایی که این شیرها تولید انبوه می شوند، افراد عادی هم می توانند در صورت تمایل، از آن ها در جلوی ساختمان های خود استفاده کنند.

لازم به ذکر است که قیافه ی این شیرها ویژگی های نمادینی دارد که آن ها را تا حدودی شبیه اژدها و یا هیولا هم می کند. چشمان آن ها بسیار بزرگ و باز است (نماد بینایی و آگاهی)، دهان آن ها معمولا باز است (گویا در حال غرش هستند) و صورت های آن ها به شکل وحشتناک ساخته می شود تا که ارواح خبیثه را ترسانده و از ساختمانی که از آن محافظت می کنند دور کنند.

شیرهای محافظ معمولا تنها نیستند و به صورت جفت در دو طرف در قرار می گیرند. در سمت راست در (وقتی از بیرون به ساختمان نگاه می شود) شیر نر نشسته است. زیر پنجه ی شیر نر معمولا یک کره قرار دارد. این کره نماد کره ی زمین است. شیر نر مسئولیت نگهبانی از بنای ساختمان را دارد. در قسمت چپ در، شیر ماده قرار گرفته است. او به همراه یک بچه شیر (که یا بر پشت او و یا زیر دست چپ او قرار دارد) می باشد. بچه شیر نماد چرخش زندگی است. شیر ماده مسئولیت نگهبانی از ساکنان و افراد داخل ساختمان را دارد.

در تاریخ شیرهای محافظ به گونه ها و شکل های مختلفی ترسیم شده اند. ولی با گذر زمان (و به خصوص بعد از امپراتوری های مینگ و چینگ) شکل آن ها استانداردتر شده است. شکل امروزی آن ها کمابیش از دوره ی چینگ باقی مانده است.


ابزار امتیاز دهی



شنبه 2 اردیبهشت‌ماه سال 1391 ساعت 12:35

762. در اسلام نژادپرستی نداریم


یکی از نقاط بسیار روشن و افتخارآمیز در دین اسلام این است که صدها سال جلوتر از زمانه ی خود، همه ی نژادها را برابر دانسته و نژادپرستی را به طور کلی مردود و اشتباه اعلام کرده است. امروزه در آمریکا و اروپا و ژاپن و بسیاری از کشورهای دیگر، نژادپرستی (کم یا زیاد) دیده می شود و دنیای مدرن هنوز قادر نبوده است به طور کامل این پدیده ی شوم را از بین ببرد. این در حالی است که بعضی از نزدیک ترین یاران پیغمبر اسلام سیاه پوست بوده اند. بنده -به عنوان یک شیعه- افتخار می کنم که در بعضی از منابع تاریخی آمده است که امام جواد (ع) شیعیان تیره پوست (اسودالون) بوده است (در بعضی از تواریخ آمده است که امام هادی و امام عسگری نیز تیره پوست بوده اند). در دین اسلام، و به خوصوص در مذهب شیعه، جایی برای نژادپرستی نیست.

چندی پیش در جایی می خواندم که به احتمال زیاد (با توجه به اصل و نسب شناسی) حضرت مسیح (ع) نیز سفید پوست نبوده است. ولی اروپایی های مسیحی دوست داشتند که پیامبرشان سفید باشد و آسان تر می توانستند یک پیامبر سفیدپوست را بپذیرند. به همین دلیل در نقاشی ها و آثار هنری، قیافه ی ایشان را به آن گونه که دوست داشتند در آوردند!

ما نباید بگذاریم این گونه افکار غلط به دین و منش ما رسوخ کند. اگر اروپایی ها برای مقبولیت حضرت مسیح ایشان را سفید پوست و خوشگل و با موهای افشان بلند ترسیم می کنند، ما نباید همین بلا را بر سر امامان و بزرگان خود بیاوریم. اگر بعضی از سفیدها "خودشان" را برتر می دانند ما نباید این گونه باشیم. اگر بعضی از عرب ها "خودشان" را برتر می دانند ما نباید آن گونه بشویم. اگر بعضی از ایرانی ها "خودشان" را برتر می دانند، ما نباید این گونه منحرف بشویم. بزرگان ما از همه رنگ و نژادی بوده اند و امامان ما از مادران آفریقایی، اروپایی، و خاورمیانه ای به دنیا آمده اند.

در مذهب ما، ارزش افراد به تقوای آن ها است.


برای مطالعه ی بیشتر:
لینک - در مورد رنگ پوست حضرت جواد (ع)
لینک - در مورد رنگ پوست حضرت مسیح (ع) {انگلیسی}


پ.ن.1: گویا نوع تیرگی حضرت جواد (و همچنین حالت موهای ایشان) به نوع آفرقایی نزدیک بوده است. امام هادی و امام عسگری (صلوات الله علیهما) هم بسیار تیره رنگ بوده اند. {کتاب "مکتب در فرایند تکامل"، حجت الاسلام مدرسی، صفحه 128-129 پاورقی شماره 2} در مورد تیرگی پوست حضرت امام رضا (ع) مطالب ضذ و نقیض موجود است.


ابزار امتیاز دهی