301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


سه‌شنبه 2 خرداد‌ماه سال 1391 ساعت 08:51

766. اثر محمود بخشی در جشنواره هنرهای معاصر هنگ کنگ


چند روز پیش همراه خانمم به جشنواره هنرهای معاصر هنگ کنگ رفتیم. این جشنواره، مهمترین جشنواره ی هنری آسیا محسوب می شود که در سطح جهانی هم جایگاه خوبی دارد. ما بلیطهایمان را از طریق دیگری گرفتیم و به همین دلیل برای ورود مبلغ خاصی پرداخت نکردیم، ولی، در حالت عادی بلیط ورود هر کس به محوطه ی جشنواره 250 دلار هنگ کنگ (معادل حدودا 23 یورو یا 50 هزار تومان) می شد. تخفیف دانشجویی در هنگ کنگ هم، معمولا قیمت ها را نصف می کند. گفتنی است که در تبلیغ جشنواره نوشته بودند که بعضی از آثار برای فروش می باشند و گران ترین اثر به نمایش گذاشته شده در جشنواره 8 میلیون دلار هنگ کنگ (یعنی بیش از یک و نیم میلیارد تومن) ارزش دارد.

هنگ کنگی ها برای باری دیگر مدیریت فوق العاده ی خودشان را اجرا کرده بودند. همه چیز جای خودش بود. همه ی علامت ها گویا بودند. حتی با وجود جمعیت زیاد، هیچ صف طولانی در هیچ نقطه تولید نمی شد (حتی در قسمت تحویل کیف و دوربین هم طوری مدیریت شده بود که بیش از 30 ثانیه معطل نمی شدیم). بعضی اوقات با خودم فکر می کنم که اگر روزی به مقامی رسیدم، حتما یک تیم متخصص را به هنگ کنگ اعزام خواهم کرد تا روش های مدیریتی را از این ها آموزش ببینند. خلاصه نظم و ترتیب همه چیز درست بود.

خلاصه، با امید و آرزوی بسیار برای دیدن آثار فاخر وارد نمایشگاه شدیم. ولی اگر از نوشته های قبلی بنده یادتان باشد، می توانید حدس بزنید که بعد از چند دقیقه که از ورودمان گذشت و التهاب و هیجانمان خوابید، بیش از این که از آثار خوشم بیاید، خمیازه ام گرفته بود. (برای مطالعه ی بیشتر می توانید به متنی که در مورد گران ترین اثر هنری تاریخ دنیا نوشتم مراجعه کنید - لینک 630)

اعتراف می کنم که در طول کل روز چند اثر هم دیدیم که واقعا ارزش تحسین داشت. به عنوان مثال یکی از هنرمندان ژاپنی یک صحنه ی کامل از شهر را فقط با استفاده از قطعات پارچه ی شلوار جین تولید کرده بود. بسیار عالی بود این اثر. و چیزی بود که -برخلاف بیشتر اثرهای دیگر جشنواره- من یا یک فرد عادی دیگر هرگز نمی توانستیم تولید کنیم. یکی دیگر از غرفه هایی که نظرم را جلب کرد، آثار هنرمندی بود که با هنرمندی و دقت بسیار ماکت ساختمان تولید کرده بود و بعد، این ماکت ها را به طوری تنظیم کرده بود که گویا در حال غرق شدن در زمین هستند. دور هر اثر هم مقداری آب ریخته بود که واقعا این حس غرق شدن را به آدم می داد.

ولی به طور کلی، اکثر آثار را یک بچه ی هشت ساله هم می توانست تولید کند. به عنوان مثال یک هنرمند از سوئیس، همه ی آثارش متشکل از لامپ هایی بود که در کارتون میوه قرار گرفته بود. آن قدر بیخود بود که حتی هیچ کدام از این هنردوستان مدرن هم در غرفه اش نبود که به آثارش نگاه کند. یکی دیگر از هنرمندان هم در غرفه اش ماشین اسباب بازی در نلبکی قرار داده بود و بر روی میز چیده بود. از طرفی نمی دانم چرا اکثر هنرمندان هم یک گیری روی آلت های تناسلی داشتند. از هر ده اثر، شاید یک اثر ربطی به این قسمت از بدن داشت!

بگذریم، هدف این نوشتار نقد و بررسی آثار هنری نیست.

لازم به ذکر است که در این میان چند اثر هم دیدیم که توسط هنرمندان ایرانی تولید شده بود. یکی از آن ها متعلق به یک هنرمند ایرانی ساکن بلژیک بود و یکی دیگر هم ساکن نیویورک. ولی تنها اثر ایرانی که از یک گالری ایرانی به نمایشگاه معرفی شده بود، اثر محمود بخشی از گالری اعتماد بود. تصمیم گرفته بودم که در مورد این اثر متنی بنویسم، ولی با یک جستجو در فضای مجازی متوجه شدم که خبرگزاری ایسنا قبل از من این کار را کرده است:

"به گزارش خبرنگار بخش هنرهای تجسمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، این چیدمان با عنوان «آرام بخواب» در بخش ASIA ONE جشنواره هنر هنگ کنگ ارائه خواهد شد. چیدمان جدید بخشی در برگیرنده 16 کفن پوشیده با پرچم جمهوری اسلامی ایران است که به شکل هرم در سرای نمایشگاه چیده شده است و هنرمند آن را با آرامگاه کورش در شهر پاسارگاد مقایسه می‌کند. این اثر متاثر از صحنه‌ای است که در طول جنگ‌ها بسیار دیده‌ایم. محمود بخشی که چندی پیش به عنوان برنده‌ی جایزه‌ی نهایی هنر معاصر «جادوی ایران» در گالری ساچی لندن مورد تقدیر قرار گرفت،‌ متولد 1956 در تهران است. آثار او در نمایشگاه و گالری‌های متعددی در داخل و خارج از کشور به نمایش درآمده‌اند." (البته یکی از دوستان گوشزد کرده است که احتمالا ایسنا اشتباه تایپی کرده است و آقای بخشی متولید 1356 می باشد)

خبرگزاری "آرت پرس" هم متن ایسنا را کلمه به کلمه کپی کرده بود و بدون ذکر منبع نام خودش را بر روی خبر زده بود. البته بعد مدتی منبع را در پایین خبر آوردند. (اگر یادتان باشد سایت فوتبال 3 هم چند وقت پیش از وبلاگ بنده بدون ذکر منبع کلمه به کلمه کپی کرده بود - لینک 644)

خلاصه ما خیلی صبر کردیم که بتوانیم خود آقای بخشی را ملاقات کنیم، ولی متاسفانه نتوانستیم. به جای ایشان البته توانستیم یکی از نماینده های گالری اعتماد (شعبه دبی) را ببینیم و همچنین یکی از مسئول گالری در ایران. آدم های مطلع و حرفه ای به نظر می رسیدند. برای آن ها آرزوی موفقیت روز افزون را دارم.

به ما یک کاتالوگ از کارهایشان نشان دادند و همچنین یک کتابچه مخصوص اثر "آرام بخواب" را هدیه کردند. در کتابچه، توضیحات کوتاهی در مورد تاریخ ایران و نطق "کوروش تو آرام بخواب که ما بیداریم" محمدرضا شاه داده بود. و بعد توضیح داده بود که تابوت شهدا را این گونه چیده است تا شبیه مرقد کوروش باشند. نکته ی قابل توجه این است که من با خواندن کتابچه نتوانستم بفهمم که هنرمند محترم چه احساسی نسبت به آن نطق شاه و یا کار شهدا داشته است. یعنی توضیحی نداده بود. فکر نمی کنم با دیدن اثر بینندگان غرفه ی نمایشگاه که از کشورهای مختلف آمده بودند  احساس خاصی نسبت به کوروش، محمدرضا شاه، و یا شهدا پیدا کرده باشند. به نظرم رسید که هنرمند بیشتر روی تشابه بصری چیدمان تابوت ها و مرقد کوروش تاکید کرده است تا چیز دیگری. نمی دانم چرا این کم کاری را در حق شهدا شده بود. شاید هم آن کسی که متن کتابچه اش را ترجمه کرده بود نتوانسته بود حس را به درستی منتقل کند.

در هر صورت جلد کتابچه را می توانید در عکس ببینید. طراحی آن گویا است. با دیدن طرح رو و پشت جلد، بیشتر می توان متوجه شد که چه شباهت های ظریفی در چیدمان تابوت های شهدا در اثر محمود بخشی و مرقد کوروش وجود دارد:


ابزار امتیاز دهی