X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


جمعه 30 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 20:45

777. رمضان مبارک، من ایرانم


سلام دوستان


مثل هر سال تلاشم را کردم که برای ماه رمضان خودم را به ایران برسانم. الحمدلله امسال هم با وجود مشکلات متنوع توانستیم این کار را بکنیم. البته حضورم در کشور عزیزمان فکر نمی کنم بیش از دو هفته باشد. ولی همین مقدار هم غنیمت است.


همه ی عزیزانی که با من آشنا هستند می دانند که سعی می کنم در سفر به ایران، با دوستان متنوع و متعدد و مخصوصا خواننده های وبلاگ دیدار داشته باشیم. حالا شما هم -چه خواننده ی قدیمی هستید چه جدید- در خدمتتان هستیم. چه پیشنهادی برای دیدار دارید؟ آیا یک جلسه با حضور خواننده های وبلاگ (مثل قدیم ها) مناسب به نظر می رسد؟


رمضان همگی مبارک!

علیرضا



پ.ن1: چشمتان روشن؛ کاربر "انکراتیک" هم دیشب به ایران آمد و اعلام آمادگی کرده است.


ابزار امتیاز دهی



یکشنبه 25 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 13:55

776. تجربه های اندونزی - رسانه های فاسد


16 روز در اندونزی تجربه های زیادی را به ارمغان آورده است که تاسف انگیزترین آنها، وضعیت فاسد وسائل ارتباط جمعی (بالاخص تلویزیون) در این کشور است. وقتی کانال ها را یکی پس از دیگری نگاه می کنیم متوجه می شویم که فضایی که در تلویزیون به تصویر کشیده می شود فرسنگ ها با بسیاری از مسلمانان این کشور فاصله دارد. گویی رسانه ها در صدداند تا مردم را از آیین شان دور کنند! به عنوان مثال در سطح شهرهای کوچکتر اندونزی نادر است که دخترها لباس های کوتاه و یا یقه های باز داشته باشند، ولی در تلویزیون، مساله کاملا برعکس است.


در این مدت، تلاش کردم که خانم های محجبه و باوقار در تلویزیون پیدا کنم، ولی به ندرت با همچین موردی برخورد می کردم. کانال ها اکثرا پر بود از برنامه هایی که سنخیتی با اسلام نداشت. البته یک کانال به مسائل اسلامی تعلق گرفته بود که معمولا در آن قرآن خوانده می شد. همین. ولی کانال های عمومی و سریال ها و برنامه ها و غیره، اکثرا لباس های نامناسب داشته و مروج بی حجابی بودند. من حتی یک گوینده ی اخبار با حجاب ندیدم. واقعا حیف است که یک کشور اسلامی این گونه مورد تهاجم فرهنگی قرار گیرد. گویا به هر کشور اسلامی در دنیا سفر می کنم مساله همین است: تهاجم بی رحمانه ی فرهنگ برهنه غربی.


از یکی از دخترهای تحصیل کرده ی محجبه در دانشگاه سوال کردم که نظرش درباره ی رسانه های کشورش چیست؟ گفت: "من از این موضوع ناراضی هستم و به همین دلیل معمولا (جز در ماه رمضان) تلویزیون نگاه نمی کنم." متوجه شدم که عده ای در اندونزی برای جلوگیری از این نوع فسادها، خودشان را از این فضا دور کرده اند. ایشان ادامه داد: "زن ها و زندگی هایی که در تلویزیون به تصویر کشیده می شود برای ما دور از حقیقت است. من متوجه می شوم که زندگی بازیگران با زندگی ما خیلی فرق دارد. ولی متاسفانه خیلی از دخترهای جوان فکر می کنند آن چه که در تلویزیون می بینند رفتار صحیح است و الگوبرداری می کنند".


از یکی دو نفر دیگر سوال کردم: "به نظر شما با توجه به این همه بمباران فرهنگی، با گذر زمان دخترهای اندونزی حجابشان بهتر می شود یا بدتر؟" اینجا بود که جواب جالبی دریافت کردم. همگی در جواب گفتند: "در چندین سال اخیر، هم بی حیایی رو به افزایش است و هم حجاب!" با خودم گفتم مگر می شود؟ در ادامه توضیح دادند که: "منظورمان این است که افراد «متوسط و بی تغییر» کمتر وجود دارند و زن ها یا حجاب شان بدتر می شود و یا این همه فشار تبلیغات تاثییر معکوس دارد و آن ها به سمت حجاب های پوشیده تر متمایل می شوند." با هر کس صحبت کردم به دو نکته تاکید کرد:


1. امروزه همانطور که دخترهای بی عفت افزایش پیدا کردند، ولیکن، تعداد زن های با حجاب در اندونزی به وضوح بیش از 10 سال پیش است

2. وفور بی بند و باری در شهر جاکارتا (پایتخت) با دیگر شهرهای کشور غیر قابل مقایسه است



ابزار امتیاز دهی



دوشنبه 19 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 20:27

775. تجربه های اندونزی - نماز جمعه سیاسی


جمعه دست جمعی به نماز رفتیم. قبلا هم نوشته بودم که مردم اندونزی خیلی ملایم و شنگول هستند. در نماز جمعه هم این ماجرا مشهود بود. جمعیت بسیار زیاد بود (چون شرکت در نماز جمعه برای اهل تسنن واجب است) و اکثر مسلمان های اندونزی اهل تسنن هستند.


این جمعیت انبوه وقتی به کفشداری می رسیدند و میدیدند پر شده است، کفش هایشان را همانطور در می آوردند و به امان خدا روی زمین رها می کردند و با پای برهنه به سمت وضو خانه می رفتند. این کشف ها هم همان وسط رها بود دیگران از روی آن ها عبور می کردند. انگار نه انگار که دارند کشف ها را له می کنند. دوستمان که اهل اندونزی بود با لبخند گفت: "دفعه ی قبل وقتی برگشتم کفشم نبود و آخر پیدایش نکردم. احتمالا کسی دزدیده بود." بعد انگار نه انگار به مکالمه های دیگر ادامه داد؛ این را هم به حساب همان بیخیال بودن این مردم می گذارم.


خلاصه ما هم مثل بقیه کفش هایمان را در آوردیم و در گوشه ای گذاشتیم و به وضو خانه رفتیم (البته مراقب بودم که تا جای ممکن روی کفش هیچ فرد دیگری پا نگذارم). وقتی وارد وضوخانه شدیم دیدیم بلی (!) این جمعیت با پای برهمه نه تنها وضو می گیرند بلکه به درون دستشویی هم می روند. پژمان (دوست و همسفر ایرانی ام که اهل تسنن است) با تعجب گفت: "صد رحمت به کشور خودمون. این ها چرا این طوراند؟ وضوخانه های ما خیلی تمیزتر است. چه سنی چه شیعه."


البته خوب است که همین جا بگویم که مردم اندونزی روی هم رفته مردم تمیزی هستند و به دلیل این که آب و بارندگی زیادی در کشورشان دارند هر روز حداقل یک بار حمام می روند (حتی شاید بیشتر از یک بار).


خطبه ها را به زبان اندونزی شنیدیم و نماز را برپا کردیم. در این میان برایم سوال پیش آمد که امام های مساجد در اندوزی چه طور انتخاب می شوند؟ از همراهان اندونزیاییمان سوال کردم و گفتند که بر خلاف کشورهایی مثل سنگاپور و ترکیه، مساجد اندونزی از دولت مستقل عمل می کنند و امام هایشان را خودشان انتخاب می کنند. پرسیدم آیا در خطبه ها حرف سیاسی هم می زنند؟ گفتند نه، خطبه هایشان هیچوقت ربطی به سیاست روز ندارد.


سیاسی نبودن خطبه ها به گونه ای در تضاد با آیین شیعه است که می گوید واجب است حداقل مقداری از خطبه های نماز جمعه مربوط به مسائل روز باشد – چرا که مسلمانانی که در نماز جمعه شرکت می کنند باید از خطبه های امام جماعت آموزش ببیند و نسبت به مسائل مختلف آگاه شوند. 



پ.ن.1: جالب است بدانید که مستحب است امام جماعت موقع خواندن خطبه ها یک اسلحه به دستش بگیرد و یا به اسلحه تکیه کند که نشان دهد؛ به نشانه ی جان بر کف بودن و آمادگی در دفاع از دین. مکتب شیعه مکتبی نیست که سرش را بکند زیر برف.


پ.ن.2: یکی از دختران چینی که همسفرمان است، از ما سوال کرد: "شما که در خیلی از روزهای دیگر تنهایی در خانه نماز می خوانید، چرا جمعه به مسجد می روید؟"


در جواب به او گفتم: به طور کلی نماز جماعت خواندن در دین ما مهم است و بهتر از دست جمعی نماز بخوانیم. یکی از دلایلش این است که یک مسلمان باید نسبت به دستورات شرعی و مسائل اجتماعی آگاهی پیدا کند و نمی شود نسبت به اتفاقات خوب و بد دنیای پیرامون بی تفاوت عمل کند. هر کدام از ما یک عضو از اجتماع مسلمانان هستیم و این گونه نیست که مسائل هر کداممان فقط به خودمان مربوط باشد. ما اعضای یک مجموعه هستیم که آموزش های دینمان سعی می کند با روش های مختلف -مانند عبادت همگانی در نماز جمعه- این مجموعه را هماهنگ و متحد کند.


ابزار امتیاز دهی



چهارشنبه 14 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 19:50

774. تجربه های اندونزی - مردم ملایم


دیروز به مسابقات رباتیک دانشجویی رفتیم. دانشجوها از دانشگاه های اقصی نقاط اندونزی برای شرکت در مساقبات آمده بودند. نظم و ترتیب مسابقات و سالن برنامه به نظر خوب می رسید. من سررشته ی خاصی در رباتیک ندارم ولی از آن چه دیدم تصور می کنم کیفیت کار دانشجوها هم خوب بود.

برنامه ی افتتاحیه برقرار بود و مسئول مسابقات برای جمعیت صبحت می کرد. از صحبت هایش به دلیل این که به زبان اندونزی بود چیزی نفهمیدم. ولی در این بین یکی از جملاتیش را به زبان انگلیسی گفت که به دلیل این که زیبا بود هنوز یادم مانده است:

We don’t have winning or losing, we just have learning
ما برد و باخت نداریم، ما فقط یادگیری داریم

در آن فضا، این جمله زیبا به نظر می رسید چون به دانشجوهای جوان این نکته را یادآوری می کرد که این رویداد بیش از این که یک مسابقه باشد، و در واقع یک موقعیت بسیار عالی برای تجربه کسب کردن و علم اندوزی است.

مراسم فیلمبرداری می شد و توسط چند پروژکتور به نمایش گذاشته می شد. در این میان آقای فیلمبردار سوژه ی جالبی پیدا کرد و آن چیزی نبود جز قسمت میهمان های ویژه که نماینده های دانشگاه های مختلف در آن نشسته بودند. نکته ی جالب این بود که وقتی فیلم چهره ی این افراد بر روی پروژکتور پخش شد، ملعوم شد که تعداد قابل توجهی از آن ها خواب هستند!

جمعیت دانشجو زد زیر خنده! فیلمبردار هم انگار نه انگار به کار خود ادامه داد و یکی پس از دیگری (گویا از قصد) نماینده های خواب را نشان می داد. لحظه ای سعی کردم اتفاق مشابهی در کشور خودمان را تصور کنم. آیا در ایران از نماینده های خواب فیلم می گرفتیم؟ و آیا بعد از پخش فیلم با نشاط می خندیدیم و با ملایمت و لبخند ماجرا را سپری می کردیم یا به آن ها فحش داده و به بالا تا پایین دانشگاه بد و بی راه می گفتیم؟ نمی دانم.

اصولا مردم این کشور بسیار ملایم و خنده رو و شاید بشود گفت شنگول هستند. شاید به دلیل آب و هوای استوایی باشد و شاید هم به دلایل فرهنگی و تاریخی. ولی در هر صورت با وجود مشکلات اقتصادی زیاد و ناراحتی هایی که دارند، این روحیه ملایم همواره در آن ها مشهود است. تا به این لحظه ندیدم کسی دعوا یا پرخاش کند. حتی وقتی که راننده ای در خیابان با آینه به شانه ی یک پارکبان کوبید. جز رد و بدل شدن یک نگاه ساده، هیچ اتفاق دیگری نیافتاد. خیلی بی خیال اند! تا به انیجا کلمه ی "ملایم" برای توصیف مردم اندونزی بسیار مناسب به نظر می رسد.

پ.ن.1: نیمه ی شعبان مبارک


ابزار امتیاز دهی



یکشنبه 11 تیر‌ماه سال 1391 ساعت 19:39

773. تجربه های اندونزی - خدا در دانشگاه


دو-سه روز پیش در کلاس "انرژی های تجدید پذیر" بودیم. استاد درس جناب پروفسور عبدالرحیم حلیم بود و موضوع جلسه اکثرا حول انرژی خورشیدی می گشت. همان طور که می دانید استفاده از نور خورشید به عنوان منبع انرژی نکات مثبت و منفی خودش را دارد و یکی از نکات منفی آن این است که در شب، و همچنین در روزهای ابری، انرژی ناکافی از این طریق تولید می شود. وقتی استاد در حال توضیح دادن این مطلب بود با لبخند گفت: "روزهای بدون ابر انرژی زیادی تولید خواهد کرد، ولی روزهای ابری بازده کمی خواهد داشت. پس شما مجبورید به آن چه خدا به شما می دهد راضی باشید." عبارت نهایی استاد بسیار برایم شیرین بود. لحظه ای که این جمله را شنیدم یاد یکی از سخنرانی های آیت الله جوادی آملی افتادم که چند سال پیش شنیده بودم.

ایشان می فرمود که ما باید نگرشمان در همه جوانب زندگی توحیدی باشد –من جمله در علوم. به عنوان مثال به جای این که در دانشگاه در مباحث علمی گفته شود "طبیعت" این طور یا آن طور است، بهتر است گفته شود "خلقت" این طور است یا آن طور است. یعنی ما در علوم ذهنمان را متوجه خلقت خدا کنیم و متوجه باشیم که این پدیده هایی که می بینیم کور نیستند و مبدا و مقصد دارند. یعنی در مشاهداتمان طبیعت را بدون خالق تصور نکنیم. اعتراف می کنم که آن روز که صحبت های آیت الله را برای اولین بار شنیدم نمی فهمیدم دقیقا منظورشان چیست و اصلا چرا دست گذاشته اند بر روی این نکته ی کوچک؟

ولی بعد از شندین جمله ی پروفسور عبدالرحیم حلیم در مورد موثر دانستن خدا در ابری یا غیر ابری بودن روز، تفاوت را احساس کردم. انصافا یادم نمی آید در طول دوران تحصیلم در دانشگاه صنعتی شریف –جز در کلاس معارف- عبارتی را شنیده باشم که خدا را در مبحث مورد نظر موثر بداند. شاید به همین دلیل بود که جمله ی استاد برایم جالب و گوارا بود. البته مراسم های خوب مذهبی در دانشگاه های کشورمان مانند عزاداری های محرم و اعتکاف و شب های احیا و غیره را نباید نادیده گرفت ولی بحث سر چیز دیگری است.


ابزار امتیاز دهی


1 2 >>