X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


دوشنبه 26 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 16:38

820. هفت خطای مغز ما (4) - سوگیری اطلاعات منفی


این نوشته، از سری نوشته های "هفت خطای مغز ما" است که در آن به اشتباهات ادراکی/شناختی مغز انسان می پردازیم. قبل خواندن متن مهم است که تفاوت بین "محاسبات منطقی" و "اشتباهات شناختی" را مشخص کنیم. ذهن انسان بسیار در محاسبات منطقی قوی و سریع است تا آن جا که می تواند 10 به توان 6 فرایند در دقیقه انجام دهد (لینک). ولی همین دستگاه قوی، در بسیاری از موقعیت های اجتماعی دچار خطاهای عجیب ادراکی می شود که تصمیم گیری را دچار انحراف می کند. در واقع وقتی ادراک ما با واقع منطبق نباشد می گوئیم دچار خطای ادراک شده ایم و مغز ما یک ارزیابی و تصمیم گیری اشتباه داشته است.



خطای ادراکی/شناختی چهارم: سوگیری اطلاعات منفی (Negativity bias)


ما انسان ها به گونه ای طراحی شدیم که ارزش بیشتری برای اطلاعات منفی قائل باشیم! یعنی اگر به ما مقداری اطلاعات مثبت و مقداری اطلاعات منفی برسد، وزن بیشتری به اطلاعات منفی خواهیم داد و به آن دقت بیشتری خواهیم کرد.


وقتی کاروان ملی پارا المپیک ایران، نتیجه ای درخشان گرفت و یکی از برترین کشورهای دنیا شناخته شد، چه قدر خوشحال شدیم و به این خبر توجه کردیم؟ چه قدر این خبر در فکر و ذهن ما نفوذ کرد؟ ولی در همین چند روز اخیر که ورزشکاران کشورمان نتایج خوبی نگرفته اند، چه قدر حرف و حدیث و بحث و جنجال در مورد نتایج وجود دارد؟


این سوگیری به سمت اطلاعات منفی، یک پدیده ی شناخته شده ی روانی است. "استیون پینکر" در کتاب خود به این نکته اشاره می کند که «امکان دارد آمار حقیقی جرم و جنایت در یک کشور یا منطقه کاهش پیدا کرده باشد، ولی اگر خبر "منفی" در مورد این اتفاقات پراکنده شده باشد، مردم بر خلاف واقعیت تصور خواهند کرد که جامعه ی آن ها نا امن تر شده است.»


قدرت اخبار منفی را نباید نادیده گرفت. تحقیقات نشان می دهد که ما از کنار اخبار خوب به راحتی می گذریم ولی خبر منفی را مدام برای خود مرور کرده و بسیار بیشتر از آن چه که ارزش دارد بر روی آن صحه می گذاریم. علاوه بر آن، اگر اخبار منفی بشنویم احتمال حقیقت داشتن آن را بیشتر از اخبار مثبت تصور می کنیم. در این روزها دشمن هم از این تاکتیک علیه ما کمال استفاده را می کند. رهبر ایران هم بسیار آگاهانه این نکته را رصد کرده است. به این سخنان دقت کنید:


"دشمن در صدد است با انواع روشها از جمله سیاه نمایی، در سد مستحکم و حرکت امیدوارانه و مستمر ملت، اخلال ایجاد کند... شهروندان، بویژه اهل قلم، اصحاب مطبوعات و صاحبان تریبون و رسانه ها باید در این زمینه هوشیار باشند و دانسته و یا ندانسته به این خواست دشمن کمک نکنند."


"آنها به این معنا اعتراف کردند که بسیارى از سیاستهاى آمریکا به خاطر ایستادگى ملت ایران و جمهورى اسلامى ناکام شده و به نتیجه نرسیده است؛ پیداست عصبانى‌اند. سعى آنها این است که سیاه‌نمائى کنند - این یکى از راه‌هاست - بخصوص امروز که ملتهاى منطقه بیدار شده‌اند... آنها میخواهند الگو گرفته نشود؛ میخواهند ایران و ایرانى و جمهورى اسلامى ایران الگوى آن ملتها نشود؛ لذا سیاه‌نمائى میکنند؛ پیشرفتها را کمرنگ میکنند، ضعفها را درشت میکنند."


ابزار امتیاز دهی



دوشنبه 19 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 09:47

819. هفت خطای مغز ما (3) - توجیه پس از خرید


این نوشته، از سری نوشته های "هفت خطای مغز ما" است که در آن به اشتباهات ادراکی/شناختی مغز انسان می پردازیم. قبل خواندن متن مهم است که تفاوت بین "محاسبات منطقی" و "اشتباهات شناختی" را مشخص کنیم. ذهن انسان بسیار در محاسبات منطقی قوی و سریع است تا آن جا که می تواند 10 به توان 6 فرایند در دقیقه انجام دهد (لینک). ولی همین دستگاه قوی، در بسیاری از موقعیت های اجتماعی دچار خطاهای عجیب ادراکی می شود که تصمیم گیری را دچار انحراف می کند. در واقع وقتی ادراک ما با واقع منطبق نباشد می گوئیم دچار خطای ادراک شده ایم و مغز ما یک ارزیابی و تصمیم گیری اشتباه داشته است.



خطای ادراکی/شناختی سوم:
توجیه پس از خرید / سندرم استکهلم مشتری (Post-purchase rationalization)


تا به حال شده است که یک خرید به قیمت زیاد انجام دهید و بعد از خرید تلاش کنید تا ایرادهای کالا را نادیده بگیرید؟ این اتفاق برای همه ی ما کمابیش رخ می دهد که بعد از خرج پول زیاد سعی در دیدن نکات مثبت کالای خریداری شده را داشته باشیم و کمبودها و ایرادهایش را کمرنگ تر ببینیم. به این خطای ادراکی "توجیه پس از خرید" گفته می شود.


خیلی وقت ها در هنگام خرج پول زیاد، ما احساساتی می شویم و تصمیم های غیر منطقی می گیریم. مثلا ممکن است که دچار جوگیری شویم و یا تبلیغات بر روی ما اثر بگذارد. به همین دلیل، پس از رها شدن از جو، سعی می کنیم تا تصمیم غیر منطقی خودمان را توجیه کنیم. بعضی از روانشناسان این نوع جهت گیری در دفاع از خرید را اشنعابی از یک حس زیربنایی دیگر می دانند. ما انسان ها دوست داریم از چیزی که نسبت به آن تعهد داریم دفاع کنیم. بعضی از روانشناسان معتقدند که وقتی پول زیادی برای چیزی خرج می کنیم، در ما یک حس تعهد نسبت به آن ایجاد می شود؛ و به همین دلیل برای دفاع از آن خود را توجیه کرده و ایرادهای آن را کوچک جلوه می دهیم.


جالب است که هر چه اینترنت را گشتم، مطلبی به زبان فارسی در این باره پیدا نکردم! به همین دلیل ترجمه ی این خطای ادراکی را خودم انجام دادم (توجیه پس از خرید). امکان دارد این ترجمه با متون علمی یکسان نباشد، ولی فکر می کنم دقت کافی را داشته باشد و معنی را برساند.


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 13 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 09:58

818. هفت خطای مغز ما (2) - مغالطه ی قمارباز


این نوشته، از سری نوشته های "هفت خطای مغز ما" است که در آن به اشتباهات ادراکی/شناختی مغز انسان می پردازیم. قبل خواندن متن مهم است که تفاوت بین "محاسبات منطقی" و "اشتباهات شناختی" را مشخص کنیم. ذهن انسان بسیار در محاسبات منطقی قوی و سریع است تا آن جا که می تواند 10 به توان 6 فرایند در دقیقه انجام دهد (لینک). ولی همین دستگاه قوی، در بسیاری از موقعیت های اجتماعی دچار خطاهای عجیب ادراکی می شود که تصمیم گیری را دچار انحراف می کند. در واقع وقتی ادراک ما با واقع منطبق نباشد می گوئیم دچار خطای ادراک شده ایم و مغز ما یک ارزیابی و تصمیم گیری اشتباه داشته است.



خطای ادراکی/شناختی دوم: مغالطه ی قمارباز (gambler's fallacy)


"فرض کنید با سکه‌ای ده بار شیر یا خط می‌اندازید و هر بار شیر می‌آید، برای بار یازدهم انتظار دارید شیر بیاید یا خط؟ ممکن است شما بر اساس استدلالی انتظار داشته باشید دفعه بعد خط بیاید. یعنی فکر کنید: یازده بار شیر آمدن پشت هم بسیار نامحتمل‌تر و بعیدتر از ده بار شیرآمدن است، پس سکه در بار یازدهم خط خواهد آمد. این استدلال را «اشتباه قمارباز» و گاهی «مغالطه قمارباز» می‌نامند." این استدلال شما غلط است چون مستقل از این که در پرتاب های قبلی چه تعداد شیر یا خط آمده است، در پرتاب بعدی، احتمال شیر آمدن همان 50 درصد خواهد بود. به عبارتی، نتایج قبلی هیچ تاثیری بر نتایج بعدی ندارد، ولی مغز ما به اشتباه رابطه ای بین پرتاب های قبلی و بعدی برقرار می کند.


"مغالطه قمارباز وقتی شکل می‌گیرد که شخص فرض کند دورشدن از آن‌چه به طور متوسط اتفاق می‌افتد در زمان طولانی با رویداد‌های بعدی تصحیح خواهد شد. یعنی فرض بر این است که بعضی نتایج باید به پایان برسد، زیرا قبل از آن بسیار بیشتر از حد انتظار اتفاق افتاده است."


"مردم گاهی هنگام طوفان به زیر درختان صاعقه‌زده پناه می‌برند و گمان می‌کنند صاعقه به ندرت دو بار به یک جا اصابت می‌کند. یا در بمباران‌ها در گودال‌های بمب خورده می‌نشینند با این تصور که احتمال اصابت دوباره بمب به یک مکان بسیار کم است." گرچه شاید از لحاظ قانون احتمالات اشتباه قمارباز برای همه ما واضح باشد، ولی تقریبا تمام انسان ها ناخواسته -کم یا زیاد- دچار خطای قمارباز می شوند.


از بچگی بزرگتر ها همیشه به ما گفته اند قماربازی یک نوع بیماری است که اگر انسان دچارش شود، فرار کردن از این باتلاق سخت است. شاید اشتباه قمارباز یکی از زوایای پنهانی همین باتلاق باشد!


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 6 فروردین‌ماه سال 1392 ساعت 08:41

817. هفت خطای مغز ما (1) - سوگیری تاییدی


این نوشته، از سری نوشته های "هفت خطای مغز ما" است که در آن به اشتباهات ادراکی/شناختی مغز انسان می پردازیم. قبل خواندن متن مهم است که تفاوت بین "محاسبات منطقی" و "اشتباهات شناختی" را مشخص کنیم. ذهن انسان بسیار در محاسبات منطقی قوی و سریع است تا آن جا که می تواند 10 به توان 6 فرایند در دقیقه انجام دهد (لینک). ولی همین دستگاه قوی، در بسیاری از موقعیت های اجتماعی دچار خطاهای عجیب ادراکی می شود که تصمیم گیری را دچار انحراف می کند. در واقع وقتی ادراک ما با واقع منطبق نباشد می گوئیم دچار خطای ادراک شده ایم و مغز ما یک ارزیابی و تصمیم گیری اشتباه داشته است.



خطای ادراکی/شناختی اول: سوگیری تاییدی (confirmation bias)


ما انسان ها عاشق آن هستیم که با افرادی که با ما موافقت می کنند، موافق باشیم. ما با افرادی نشست و برخواست می کنیم که با آن ها اشتراکات بسیاری داشته باشیم و روزنامه هایی را می خوانیم که همسو با عقیده ی ما هستند. ما از افرادی که همفکر ما نیستند فاصله ی نسبی می گیریم و یا آن ها را با دیده ی شک و تردید نگاه می کنیم. هر کدام از ما که به زندگی شخصی خودش رجوع کند می بیند که اکثر دوستان او، همفرکان او هستند (البته امکان دارد چند دوست غیر همفکر هم داشته باشیم، ولی بحث سر شاکله ی اصلی روابط دوستانه ی ماست). ما اخباری را باور می کنیم که افکار ما را تایید کند، و آن اخباری که با باورهای ما در تضاد باشد، نادقیق و یا دروغ تلقی می کنیم. جالب است که پدیده ای به نام اطلاعات آزاد و اینترنت، کمکی به بهبود خطا در سوگیری (تورش) تاییدی نکرده است. ما اکثرا به سایت هایی سر می زنیم که با ما هم عقیده هستند.


"در انتخابات سال ۲۰۰۸ آمریکا، شخصی به نام Valdis Krebs تمایل مردم به خرید کتاب را در سایت amazon تحلیل کرد. او دریافت مردمی که از اوباما حمایت می‌کردند کتاب‌هایی را می‌خریدند که در حمایت از اوباما نوشته شده بود. و آن‌هایی که برضد اوباما بودند کتاب‌هایی را می‌خریدند که بر ضد اوباما نوشته شده بودند. در واقع مردم برای به‌دست آوردن اطلاعات کتاب نمی‌خریدند. بلکه برای تایید اطلاعاتی که داشتند کتاب می‌خریدند!"


"سوگیری تاییدی" یک خطای شناختی است چرا که انسان را از شناخت واقعیت (آن طور که هست) دور کرده و برداشت انسان را متمایل به اعتقادات و تصورات قبلی (حتی اگر غلط باشند) می کند. مثلا اگر انسان تصور کند دولت یک کشور ناپاک است، حتی اگر دلایل فراوانی وجود داشته باشد که آن دولت انحرافی نداشته است، آن حقایق را کنار زده و دنبال مطالبی می گردد که تصورات قبلی اش در مورد منحرف بودن دولت را تایید کند. سوگیری تاییدی خطاست چون شناخت دقیق حقیقت را از مغز میگیرد و منجر به طرفداری (و یا خصومت) بی جا می شود


برای اطلاع بیشتر از این خطای شناختی، می توانید به *این لینک* مراجعه کنید.


ابزار امتیاز دهی