X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


جمعه 29 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 14:31

845. بت پرستی هنوز هم وجود دارد


شاید در کتاب های مدرسه خوانده باشید که در زمان پیغمبرها عده ای بت پرست بودند. یادم هست وقتی کودک بودم و در کتاب ها این چیزها را می خواندم، باورم نمی شد که کسانی واقعا وجود داشته باشند که جلوی مجسمه ی چوب و سنگ تعظیم کنند. خودم را با این حرف راضی می کردم که این چیزها مالِ زمان ها قدیم بوده است و مردم آن موقع عقلشان نمی رسیده است. ولی از وقتی به شرق دنیا سفر کرده ام، می بینم که بت پرستی فقط یک اتفاق "قدیمی" نیست. بلکه امروزه هم بسیار فراگیر است و صدها میلیون بت پرست وجود دارند. در این مجال نمی گنجد که چرا این عقاید هنوز وجود دارد و یا این که دقیقا این مردم به چه چیز اعتقاد دارند. ولی این عکس را برایتان به اشتراک می گذارم. به عکس دقت کنید و سعی کنید از آن به سادگی عبور نکنید. در عکس، چه رویدادی در حال رخ دادن است؟ آیا احساسی نسبت به آن چه در حال اتفاق افتادن است دارید؟


برچسب‌ها: چین، عبادت، فرهنگ


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 26 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 09:13

844. کاسانووا casanova


جیاکومو کاسانووا (یا کازانووا) اسم مردی ایتالیایی بوده که در قرن هجدهم زندگی می کرده است. او ابتدا به تحصیل الهیات پرداخت و در این زمینه استعداد و هوش فوق العاده ای نشان داد اما در سال ۱۷۴۱ بخاطر رفتار ناشایستش از صومعه سنت سیپریان اخراج شد. پس از آن وارد ارتش ونیز شد و بعد از آن به مدت ۲۰ سال با معرفی خود بعنوان یک سخنران، کشیش، قمارباز، نوازنده ویلون و ... به گشت و گذار از پایتخت های اروپایی پرداخت و پس از بازگشت به ونیز در سال ۱۷۵۵ به جرم جاسوسی زندانی شد اما به طرز معجزه آسایی از زندان فرار کرد و به فرانسه رفت. او با زرگنی های خاص خود، موفقیت ها و ماجراهای بسیاری را تجربه کرد. در فرانسه در دستگاههای دولتی نفوذ کرد و به مقامات بالا رسید و حتی شغلی را که فردریک دوم پادشاه آلمان به او پیشنهاد کرده بود را رد کرد. سپس باب آشنایی با بزرگان دوران زمان خود یعنی پاپ، ملکه کاترین، ولتر، فن هالر، مادام دوپمپادور را باز کرد. ولی همه ی این مسائل به کنار، چیزی که کاسانووا را امروز بیش از هر چیزی مشهور می کند، خاطرات فراوان عشقی اوست که در خاطراتش نگاشته شده است.


او به حدی با زنان متفاوت رابطه داشته است، که امروزه در زبان های اروپایی (منجمله انگلیسی) کلمه ی casanova آشنا است. این کلمه که به صورت اسم به کار می رود، به مردانی گفته می شود که مانند کاسانووا روابط زیادی با زنان دارند و در این روابط بسیار خوشبرخورد هستند به صورتی که زنان از همنشینی با آن ها لذت می برند. آن ها هنر جذب زنان به سمت خود را بلدند و با تهیه ی هدیه، گل، و دیگر کارهای رمانتیک می توانند قلب هر زنی را به دست آورند. ولی پس از به دست آوردن قلب زن و عاشقی با او، از او می گذرند و به دنبال طعمه ی دیگری می روند. به عبارتی دیگر، کاسانوواها، اشتهای سیری ناپذیری برای زنان دارند، ولی از زور و راه های خشن برای به دست آوردن آن ها استفاده نکرده، بلکه با چرب زبانی و دست و دلبازی آن ها را به رابطه مجاب می کنند و پس از لذت بردن، به دنبال ماجرایی دیگر می روند.



پ.ن.1: دیروز مقاله ای در یکی از خبرگزاری های انگلیسی نگاشته شده بود که توضیح می داد به دلیل کمبود پول پس از بحران اقتصادی اروپا از تعداد کاسانووا های امروزی در ایتالیا کاسته شده است. چراکه آن ها دیگر نمی توانند زنان رنگارنگ را با دست و دلبازی و ولخرجی به سمت خود جذب کنند و مجبورند به همان یک زن بسنده کنند! (لینک خبر انگلیسی)


پ.ن.2: تعریف کلمه کازانووا از dictionary.com و thefreedictionary.com


پ.ن.3: میلاد امام رضا (ع) بر همگان مبارک


پ.ن.4: متسافانه به دلیل سوء استفاده بعضی از دوستان، مجبورم خلاف میل شخصی خودم، بخش نظردهی را مدیریت کنم. من شخصا بسیار علاقه مند به مکان آزاد برای تبادل نظر هستم (همانطور که تاریخچه ی این وبلاگ نشان می دهد). همه می دانند که من نظرها را حذف نمی کنم -چه موافق من باشند چه مخالف من. ولی دیگر نمی توانم خوانندگانِ علاقه مند و دیرینه ی خودم را رنجیده ببینم و کاری نکنم. ببخشید که مجبور خواهید شد زمان کوتاهی صبر کنید تا نظرهایتان قبل از نمایش داده شدن "مورد تایید" قرار گیرند. نظرهای بی ربط، مورد تایید قرار نخواهند گرفت.

برچسب‌ها: فرهنگ، اروپا، زن


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 14 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 18:12

843. اگر اسلام چیزِ خوبی بود


کافران درباره ی مومنان گفتند: "اگر (اسلام) چیزِ خوبی بود، هرگز آن ها (در پذیرش آن) بر ما پیشی نمی گرفتند". و چون خودشان به وسیله ی آن هدایت نشدند می گویند: "این یک دروغ قدیمی است".

(سوره احقاف، آیه 11)


هنگام پیدایش دینِ اسلام، قشرهای فقیر و بایده نشین و تهی دست به سرعت از آن استقال کردند. چراکه هم منافع نامشروعی نداشتند که به خطر بیفتد و هم مغز آنها از بادِ غرور انباشته نبود. آن ها در مقایسه با قشر مرفه و عیاش چیزی برای از دادن نداشتند. دستورات پیامبر هم، به نفع قشر سرمایه دار نبود. این چنین بود که مظلومین عاشق وی -که همواره مدافع حقوق آن ها بود- شدند.این استقبال گرم از ناحیه ی این گروه که یکی از بزرگ ترین نقطه های قوت این آیین الهی بود، از سوی مغروران مستکبر یک نقطه ضعف بزرگ شمرده می شد. آن ها میگفتند: این چه آیینی است که پیروانش انبوهی بادیه نشین فقیر و تهی دست و کنیزان و بردگان اند؟! اگر مکتب معقولی است، هرگز نباید افرادِ سطح پایین اجتماع از آن استقبال کنند و ما که در سطح بالا قرار داریم و چشم و چراغ جامعه هستیم عقب بمانیم. این طرز تفکر مردود امروز هم دیده می شود که می گویند: مذهب به درد فقرا و پابرهنه ها می خورد و هر دو برای هم خوبند و ما در سطحی بالاتر قرار داریم. قرآن در این آیات به آن ها پاسخ کافی داده است. این عقده از آن جا ناشی می شود که خودشان هدایت نشده اند. (برگرفته از توضیحات تفسیر نمونه)


* شرح ضرب المثل: یک روز قصابی گوشت تازه ای را در مغازه آویزان کرده بود و به سمت دیگر مغازه رفته بود، گربه ی محل هم که از دور تماشا می کرد و دهانش آب افتاده بود، آرام آرام خود را به مغازه رساند ولی دستش به قلابی که گوشت از آن آویزان بود نمی رسید. تخته ای را که قصاب روی آن گوشت را ساطوری می کرد زیر پایش گذاشت ولی تخته چرب بود و گربه به زمین افتاد. چند بار که این کار را امتحان کرد موفق نشد و بالاخره با دیدن قصاب پا به فرار گذاشت و چون موفق نشده بود برای توجیه خود دستش را جلوی بینی اش گرفت و گفت: " پیف پیف! عجب این گوشت بوی گندی می داد!"

برچسب‌ها: اسلام، قرآن


ابزار امتیاز دهی



جمعه 8 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 18:02

842. مسؤولین در فیسبوک


در حال حاضر که دولت تدبیر و امید سرِ کار آمده است، تعدادی از وزرا (مانند آقای ظریف و آقای اسحاق جهانگیری) در فیسبوک فعالیت دارند و توانسته اند از این طریق با بسیاری از کاربرهای ایرانی (مخصوصا آن ها که خارج از کشور هستند) رابطه ی حسنه ای برقرار کنند و مبانی نگرشِ دولتمردان ایرانی را به اشتراک بگذارند. ما بسیار خوشحال هستیم که موضع حقِ جمهوری اسلامی ایران به گوش عده ای بیشتری برسد ولی در همین حین، این سوال پیش می آید که چطور به این سایت دسترسی دارند؟


مگر آن ها در ایران زندگی نمی کنند؟ آیا دسترسی آن ها به این سایت، به این معنی است که فیلترها را علنا دور زده اند؟ البته هر چه جستجو کردم نتوانستم قانونِ صریحی علیه استفاده از فیلترشکن در ایران پیدا کنم که موثق باشد. ظاهرا خلاء قانون وجود دارد. بعضی از سایت های خبری نوشته اند که خرید و فروش فیلترشکن غیر قانونی است ولی استفاده از آن نه. بعضی دیگر نوشته اند که قانونِ روشنی وجود ندارد. بعضی دیگر نوشته اند که آمار نشان می دهد که بیش از نیمی از کاربران اینترنت در ایران دسترسی به سایت های فیلتر شده دارند. 


در هر صورت، وقتی مسئولین مملکت هم از این دیوار عبور می کنند، دیگر وجودِ آن کمی بی معنی نمی شود؟ حالا شاید بشود برای وزیر امور خارجه (که قرار است با ایرانیان خارج از کشور رابطه داشته باشد توجیهی ایجاد کرد، ولی گیر مسئولین چطور؟) آیا ما قبول کرده ایم که فیسبوک محلی برای دسترسی همه ی ایرانیان است یا خیر؟ چطور می شود توقع داشت وقتی بزرگانِ ما -بدون تصریح قانون- به سایت های فیلترشده دسترسی دارند، مردمِ عادی از فیلتر شکن استفاده نکنند و به سایت های غیر مفید سر نزنند؟ 



پ.ن.1: دفتر تارنمای رهبری نیز در فیسبوک یک صفحه دارد. شاید با این توجیه که از این طریق می شود با طرفدارهای بین المللی ارتباط بقرار کرد و حرفِ حق را به گوش عده ی بیشتری رساند. نمی دانم.

برچسب‌ها: ایران، فرهنگ، قانون، رهبری


ابزار امتیاز دهی



دوشنبه 4 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 20:08

841. دفاع جانانه از جنایت


شاید خبرش به گوشتان رسیده باشد. امروز یک مقاله در مجله سیاست خارجه ی امریکا اعتراف کرد که نیروهای جاسوسی امریکا در حمله های وحشیانه ی صدام به ایران توسط سلاح های شیمیایی به او یاری داده اند و حتی در اطلاع رسانی نسبت به مکان نیروهای ایرانی به او کمک کرده اند. البته ما سال هاست می دانیم  امریکا پشت جنایت هایی بوده که بر سر ما امده، ولی اعتراف نیروهای جاسوسی و اسناد سیا به این موضوع دیگر جایی برای انکار باقی نمی گذارد. اگر مقاله را هنوز ندیده اید می تواند به ان مراجعه کنید:

http://www.foreignpolicy.com/articles/2013/08/25/secret_cia_files_prove_america_helped_saddam_as_he_gassed_iran


شاید بشود گفت یکی از داغترین خبرهای امروز در دنیا همین موضوع است.


گذشته از اهمیت خود خبر، مشاهده ای داشته ام که ان را با شما به اشتراک می گذارم. در قسمت نظرهای این مطلب عموما افراد خارجی به بحث پرداخته اند و اظهار خجالت و تنفر از رفتار ظالمانه ی امریکا کرده اند. ولی در میان این همه همدردی با ایران و عصبانیت از امریکا نظر یک کاربر ایرانی برایم بسیار عجیب بود. او نوشته بود که به نظرش این موضوع بی اهمیت است چرا که فرقی نمی کند در گذشته چه اتفاقاتی افتاده. به نظر این کاربر امروز عشق و علاقه به امریکا دردل ایرانی هاست و این مساءل تاریخی برای انها مهم نیست!!! این ادعای کاربر انقدر عجیب بود که کاربرهای امریکایی تلاش کرده بودند که در جوابش بگویند که این طورها که تو می گویی نیست و ما از کشورمان شرمسار هستیم و غیره. کاربرهای امریکایی با ایران همدردی می کردند و این کاربر ایرانی یک تنه در برابر انها از امریکا دفاع می کرد. بعضی اوقات کارشکنی های بعضی از ایرانی ها از زهر هر دشمن بیگانه مهلک تر است.


پ.ن.1: ببخشید من مطلب را با استفاده از تلفن همراه نوشته ام. امکان غلط ویرایشی در ان زیاد است


پ.ن.2: به عبارت خودمانی: "نشریه سیاست خارجه ی آمریکا می آد می گه آقا ما به صدام کمک کردیم ایرانی ها رو با سلاح شیمیایی مورد هدف قرار بده... اون وقت یه عده ایرانی اومدن وسط از آمریکا دفاع می کنن! آخه چی بگه آدم؟"

برچسب‌ها: ایران، سیاست، غرب، آمریکا


ابزار امتیاز دهی