X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


شنبه 27 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 06:06

850. استاد ادبیاتمان شهید شد


سلام دوستان.


احتمال داره خبرش رو شنیده باشین، دکتر رفیعی (که به خیلی از ما شریفی ها ادبیات درس داده) بر اثر مجروحیت هایی که از جنگ باقی مانده بود چند روز پیش (روزِ عرفه) شهید شد. خیلی دلم سوخت.


اگر لینک خبر رو نخوندین، حتما یک نگاهی بندازین.

http://ayandehonline.com/?a=content.id&id=5561


"وی 30 سال قبل در سال 62، زمانی که در کمین دشمن افتاده و بعد از شهادت شماری از دوستانش مورد اصابت گلوله های متعدد و حتی تیر خلاص دشمن قرار گرفت، روحش از بدن جدا شد، اما بعد از چندین ساعت با وجود انتقال جسدش به سردخانه شهدا، رزمندگان متوجه زنده بودنش می شوند و وی با ترکش های فراوانی که در بدن و از جمله کنار قلبش داشت، 30 سال دیگر از خدا عمر گرفت" شرح کاملش توی لینک خبر بالا هست.


ایشون توی کانال دو تلویزیون هم یک بار اومده بودن و خاطره تعریف کرده بودن. می تونین اون صحبت ها رو از این لینک دانلود کنین.

http://mov1.tebyan.net/1389/03/khateremahdavi68814.flv


خداوکیلی خیلی مردِ عجیبی بود. بعضی اوقات به دانشجوها می گفت "جیگر" یا با روی خندان یک حرفایی می زد و شوخی هایی می کرد که آدم شاخ در می آورد. شاید همین خاکی بودن و غیر عادی بودنش بود که منجر به این شده بود که بچه ها عموما دوستش داشتن. حتی کسایی که خیلی "حزب اللهی" نبودن و اصلا به این چیزا کاری نداشتن، اون ها هم اکثرا دوستش داشتن.


خدا رحمتش کنه

برچسب‌ها: ایران، اسلام، شهید


ابزار امتیاز دهی



شنبه 20 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 10:42

849. معرفی وبسایت جدیدم


سلام بر همگی

دوباره ماه مبارک ذی حجه فرا رسید و دوباره یادِ آن روزی افتادم که این وبلاگ را افتتاح کردم.

امروز می خواهم وبسایت/وبلاگ جدیدم را به شما معرفی کنم. البته حضور من در این وبلاگ همچنان برقرار خواهد بود. آن سایت دیگر را بیشتر برای جمع آوری مطالب قدیمی "و واعدنا" درست کرده ام تا بتوانم مجموعه ی نوشتارهای مهم تر را کمابیش حفظ کنم.

التماس دعا از همگی

علیرضا


http://arbazargan.blog.ir/

برچسب‌ها: وبلاگ


ابزار امتیاز دهی



جمعه 12 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 11:37

848. دلایل تغییر ملیت


چند روز پیش مطالبی در مورد تغییر ملیت توسط مردم دنیا از یک کشور به کشور دیگر را خواندم که برایم جالب بود (لینک انگلیسی و این لینک انگلیسی). در این مطالب، بعضی از افراد که ملیت خودشان را عوض کرده بودند دلیل هایشان برای این کار را ذکر کرده بودند. چیزی که نظر من را جلب کرد این بود که هیچ کدام از دلایل ذکر شده ربطی به "عقیده" نداشت. یعنی دلایلی که مربوط به مسائلی غیر مادی باشد در بین جواب ها دیده نمی شد. گویا انسانیت دلیلِ کافی برای تغییر ملیت نبوده است! کسی نگفته بود من ملیتم را از فلان کشور به بهمان کشور تغییر دادم چون بهمان کشور علیه ظلم جهانی موضع گیری می کند! یا مثلا در بهمان کشور ارزش بیشتری برای مذهب قائل اند و یا کمتر جنگ افروزی می کنند و یا کمتر دروغ می گویند. تقریبا تمام جواب های منتشر شده، مسائل مادی را در نظر گرفته بود.


البته در تاریخ کسانی هستند که به دلایل اعتقادی و انسانی ملیتشان را عوض کرده باشند ولی تعدادشان در مقایسه با کسانی که به خاطر دلایل مادی این کار را کرده باشند بسیار کم است (مانند "لو تای یو" که چند سال پیش پاسپورت آمریکایی خودش را به دلیل دخالت های جنگ طلبانه ی آمریکا در عراق پاره کرد و به تایوان بازگشت).


اکثر دلایل ذکر شده این ها بودند:

1. برای فرار از مالیات و فرم ها و قانون های پیچیده ی مربوط به آن

2. برای فرار از سربازی اجباری

3. داشتن پاسپورتی که بشود به کشورهای زیادی توسط آن سفر کرد

4. ازدواج

5. غیر ممکن بودنِ داشتن دو ملیت همزمان

برچسب‌ها: فرهنگ


ابزار امتیاز دهی



خیلی از افراد سوال می کنند که چرا آفریقا عقب افتاده است؟ چرا در عصری که در بسیاری از مکان ها دیگر دنیا پیشرفت های زیادی به وجود آمده است و رفاه نسبی وجود دارد، قاره ی آفریقا با مشکلات اقصادی و اجتماعی و بحران جنگ و خونریزی رو به رو است؟


البته دلایل زیادی می تواند برای عقب افتادگی وجود داشته باشد. ولی دو دلیل -کمابیش- از دلایل دیگر مهم تر است:

1. حمله ی اروپایی ها و استعمار این قاره توسط آن ها به مدت حدود یک قرن

2. حمله و تسخیر میلیون ها برده از این قاره به مدت چهار قرن


در این باره مقالات متنوع و متعددی نوشته شده است. امروز مایل هستم یک نمودار روشن و واضح از یکی از این مقالات را به اشتراک بگذارم تا ببینید که پیشرفت اروپا و آمریکا تا چه حد به خرجِ مردم بدبخت آفریقا بوده است. این تصویر از یکی از معتبرترین ژورنال های علمی استخراج شده است:

Nathan Nunn, 2008. "The Long-Term Effects of Africa's Slave Trades," The Quarterly Journal of Economics, MIT Press, vol. 123(1), pages 139-176, 02.


(کلیک بر روی تصویر برای بزرگ کردنِ آن)


توضیح نمودار:


تابعی که رشد بهتر نشان می دهد و نمایانگر درآمد و پیشرفت اقتصادی بیشتر است، متعلق به 26 کشوری است که تعداد برده ی کمتری از آن به زور دزدیده شده است. تابعی که رشد کمتری نشان می دهد و نمایانگر درآمد و پیشرفت اقتصادی کمتر است، متعلق به 26 کشور آفریقایی است که بیشتر دچار حمله های گروه های مختلف برای برده داری شده اند.


این نمودار نشان می دهد حتی پس از دوره ای که برده داری تمام شده است، تاثیرات منفی و نابود کننده ی حمله های اروپایی ها در حدی بوده است که هنوز هم کشورهایی که دچار این پدیده بوده اند، نتوانسته اند پیشرفت چشمگیری داشته باشند. هنوز جامعه هایی که برده از آن ها استخراج شده بوده است، دچرا مشکلات اولیه برای برقراری نظم و مدیریت هستند چرا که این پدیده ی شوم مانع شکل گیری جامعه ی مدنی شده است و سایه ی سیاه آن همچنان باقی است.



پ.ن.1: چه قدر این شعر از پروین اعتصامی زیبا و غم انگیز است:


روزی گذشت پادشهی از گذرگهی

فریاد شوق بر سر هر کوی و بام خاست 

پرسید زان میانه یکی کودکی یتیم

کاین تابناک چیست که بر تاج پادشاست

آن یک جواب داد چه دانیم ما که چیست

پیداست آنقدر که متاعی گرانبهاست

نزدیک رفت پیرزنی گوژپشت و گفت

این اشک دیده ی من و خون دل شماست

ما را به رخت و چوب شبانی فریفته است

این گرگ سالهاست که با گله آشناست

آن پارسا که ده خَرَد و مُلک، رهزن است

آن پادشا که مال رعیّت خورد، گداست

بر قطره ی سرشک یتیمان نظاره کن

تا بنگری که روشنی گوهر از کجاست

پروین، به کجروان سخن از راستی چه سود

کو آن چنان کسی که نرنجد ز حرف راست

برچسب‌ها: فرهنگ، اقتصاد، اروپا، تاریخ


ابزار امتیاز دهی



جمعه 5 مهر‌ماه سال 1392 ساعت 08:50

846. سفارت آلمان در هنگ کنگ


چند هفته پیش به سفارت آلمان در هنگ کنگ مراجعه کرده بودم (برای گرفتن ویزا به هدف شرکت در یک کنفرانس در اروپا). مدارک را تحویل دادیم و به ما گفتند که باید منتظر بمانیم تا جواب دهند. دو-سه هفته گذشت که به تلفن ما زنگ زدند و گفتند که می خواهند با ما حضوری صحبت کنند. ما هم رفتیم ببینیم حرفِ حسابشان چیست.


بعد از چند دقیقه صحبت با یک آقا و خانم (از پشت شیشه) متوجه شدیم که این ها فقط می خواهند به ما گیر بدهند. یعنی نه منطقی به حرفشان است، نه مفهوم و دلیلِ خاصی. هدف این دو آدم فقط این است که ما را اذیت کنند.


نشان به این نشان که وسط صحبت هایش گفت: "ببینم! تو که دانشجوی رشته ی فلسفه هستی، چرا می خواهی برای کنفرانس محیط زیست بروی اروپا؟!"

من دهانم باز مانده بود. گفتم: "چی!؟ من دانشجوی فلسفه ام؟؟؟؟؟؟؟"

گفت: "بله! این جا در نامه ی دانشگاهت نوشته Doctor of Philosophy..."

نمی دانستم باید بخندم، گریه کنم، یا یک مشت بکوبم توی شیشه. با خنده گفتم: "این یعنی دکترا. مگر نشنیده اید که می گویند PhD در فلان رشته؟ من دکترای محیط زیست (مهندسی شیمی) دارم می گیرم. چرا به خط بعدی نامه دقت نمی کنید که نوشته: PhD in Chemical Engineering"


ای خداااااااااااا از دست روزگار که ما باید به اینا جواب پس بدیم!

برچسب‌ها: اروپا، کنفرانس، دانشجو


ابزار امتیاز دهی