X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 03:34

871. اعدام متهم اختلاس 3000 میلیاردی


امروز در خبرها اطلاع رسانی شد که متهم پرونده ی اختلاس اعدام شده است. وقتی این خبر را خواندم مطمئن بودم که موج هایی به پا خواهد شد. دسته ای خوشحال خواهند بود که کشور توانسته است یک دانه درشت را متهم کند و حقش را بگذارد کف دستش. این دسته افراد خوش بینی هستند که دوست دارند همه چیز را مثبت ببینند و به سیستم قضایی کشور امیدوارند. عده ای دیگر هم ادعا خواهند کرد که این حکم درست نبوده است و کاسه ای زیر نیم کاسه است و غیره. این ها کسانی هستند که عینک سیاه به چشم زده اند و حتی اگر ماست هم ببینند خواهند گفت سیاه است! البته ما می دانیم که بدخواهان همواره سعی خواهند کرد که هر گونه دست آورد مثبت برای کشور را سیاه جلوه دهند -به عنوان مثال می توانید به مطلب مهمی که در مورد انتخاب آقای روحانی نوشتم مراجعه کنید (لینک). ولی خوش بینی بیش از حد هم چیز خوبی نیست.


من نه متهمان این پرونده را می شناختم، نه فرایند محکوم کردن و مجازات ایشان را دنبال می کردم. هیچ اطلاعی نسبت به این ماجرا ندارم. پس منطقی است که از دادن حکم در مورد گناهکار بودن یا بی گناه بودن ایشان صرف نظر کنم. این کار من نیست، کار دادگاه است. من شغلم چیز دیگری است و بیشتر وقتم را در آزمایشگاه های دانشگاه می گذارنم. من آن قدر جزئیات پرونده را زیر و رو نکرده ام که بتوانم نظر قطعی بدهم. پس طبق روال عادی هر دانشمند، نظر دادن در مورد پدیده ای که آن را بررسی نکرده ام را مجاز نمی دانم. آدم می تواند یک نظر اولیه ی ضعیف شکل دهد، ولی نظر «قطعی» دادن کار بسیار سختی است. به نظرم دوستانی که له یا علیه این موضوع نظر «قطعی» می دهند دو دسته هستند:


1. آن هایی که ساعت ها وقت گذاشته اند و تمام جزئیات پرونده را زیر و رو کرده اند و پس از ساعت ها دقت به تمام مسائل، توانسته اند یک نظر قطعی شکل دهند.

2. افرادی که بدون داشتن اطلاعات کافی یکی دو چیز شنیده اند و دیده اند و «الله بختکی» نظر می دهند.


آن دسته ی اول، چه له چه علیه این ماجرا موضع گرفته باشند، من چاکر همه ی آن ها هستم. چون حداقل به نظر من صلاحیت نظر دادن را دارند. من به عنوان فرد دانشگاهی، بیش از این که به نتیجه ی بحث علاقه داشته باشم، به فرایندی علاقه دارم که افراد برای شکل دادن نظر خودشان طی می کنند. اگر شما تحقیق کرده باشید، وقت گذاشته باشید، به اطلاعات سری دسترسی پیدا کرده باشد و غیره، هر نظری بدهید برای من محترم است. من به عنوان کسی که زندگی اش بر علم تجربی چرخیده است، به شما احترام می گذارم که یک فرایند عقلانی را طی کرده اید. این که می گویند «نظر هر کس محترم است» فقط مخصوص این دسته از افراد است -چه با آن ها موافق باشم چه مخالف.


ولی اگر شما از کسانی هستید که دو کانال برنامه دیده اید و مثلا نشسته اید پای یک میز گرد در بی بی سی (یا هر کانال دیگری) و حالا که دو کلام در این مورد شنیده اید تصور می کنید علامه دهرید و تمام جزئیات را می دانید و نظر قطعی می دهید، این از دیدِ من، کاملا بچگانه و مردود است. در  فضای مجازی که می گردم، چقدر زیاد هستند کسانی که همینطور الله بختکی نظر می دهند. بر اساس هیچ و پوچ نظرشان را شکل می گیرد و به یکی دو مطلبی (که اصلا معلوم نیست راست است یا دروغ) که دوستانشان در فیسبوک منتشر می کنند راضی می شوند. چه باید کرد با این دسته از مردم؟


مهم ترین جمله این نوشتار این است: ناگفته نماند که عده ی کثیری از دسته ی دوم، تصور می کنند متعلق به دسته ی اول هستند؛ و اتفاقا بسیاری از اعضای دسته ی اول (بر خلاف دسته ی دوم) از دادن نظر قطعی اجتناب می کنند. آن ها آگاهانی هستند که می دانند هنوز مطالبی است که نمی دانند، و به همین دلیل زبانشان را بدون کنترل رها نمی کنند.

برچسب‌ها: ایران، سیاست، فرهنگ


ابزار امتیاز دهی