X
تبلیغات
نماشا
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


پنج‌شنبه 27 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 06:39

894. این حسین کیست


روز اربعین امسال کمی با سال های قبل فرق می کرد. همانطور که می دانید گرفتن ویزا برای ورود به عراق برای زائرین تسهیل شده بود. چند روز قبل از اربعین، در میان دوستان و آشنایان، هر سو که سر می چرخاندم یکی دو نفر بودند که در حال طلب کردن حلالیت بودند و خودشان را آماده ی سفر می کردند. از بچه محل های قیطریه، تا دوستان قدیمی دانشگاه شریف، تا گروه های رندوم وایبری که عضو آن ها هستم، همه جا صحبت از رفتن به کربلا بود.


در روز اربعین عکس و فیلم هایی هم به اشتراک گذاشته می شد که یکی دو تا از آن ها برای من از بقیه جالب تر بود. حالا که چند روز از اربعین گذشته است، شاید خوب باشد که این ها را برای شما مرور کنم. مطمئنم که بسیاری از دوستان این عکس و فیلم ها را دیده اند، ولی بازنشر و یادآوری آن ها خالی از لطف نیست.


1) نسخه انگلیسی کلیپ "میزبان میزبانان"، در چند روز گذشته بیش از 11 هزار بار بر روی سایت آپارات دیده شده است. این کلیپ به زبان ساده برای کسانی ساخته شده است که آشنایی با جو اربعین ندارند. به نظر من بسیار خوش ساخت و اثربخش است:


2) فردای عاشورا یکی از این ضد انقلاب های بی دین، عکسی در فیسبوک گذاشته بود که در آن تعدادی مرد شیعه در حال شیون زدن بودند و سر و صورت خود را به نشانه عزا گلی کرده بودند. این بی وجدان زیر عکس به تمسخر نوشته بود "اقتدار شیعه". دیدن این عکس من را برای او بسیار متاسف کرد. آن هایی که من را می شناسند می دانند که اصلا علاقه ای به درگیری و بگو مگو ندارم. در این مورد هم، با حفظ خونسردی، فقط یک کلیپ در زیر آن عکس به اشتراک گذاشتم و یک جمله نوشتم: "تو چه می دانی که عشق یعنی چه"


3) در این روزها عکس های زیادی از مراسم اربعین دیده ایم. به تصویر کشیدن بزرگترین اجتماع سالیانه انسان ها بر روی کره زمین کار آسانی نیست. در هر گوشه و کنار موضوعات و صحنه های نابی پیدا می شود. ولی در این میان، یکی از این عکس ها که به اشتراک گذاشته شده بود بیش از بقیه توجه من را جلب کرد. آن هم عکسی نبود جز آن عکس عالمان مسیحی که با صلیب هایشان به زیارت آقا آمده بودند.


4) در روز اربعین با یکی از دوستانم (خانم 37 ساله بی دین آمریکایی) در مورد مسائل متفرقه ایمیل رد و بدل می کردیم. ناگهان به دلم افتاد که حیف است این انسان نسبت به شخصیت عظیمی به نام امام حسین بی خبر باشد. برای او یک ایمیل کوتاه نوشتم که در کربلا در حال حاضر چه خبر است و  به همراه یک لینک خبری (لینک) این کلیپ را برایش فرستادم:


واکنش این انسان بی دین نسبت به این فیلم برایم جالب بود: ابراز علاقه ی زیاد و شروع به سوال کردن پیرامون حرکات و سمبل ها (مانند هروله کردن و سینه زدن). او که بسیار علاقه مند به این حرکت شده بود پریشب با تلفن با من تماس گرفت و تا دیروقت در این باره سوالات دیگری پرسید. من در حالت خواب آلود گفتم: "فکر نمی کنم جزئیات تاریخی واقعه برایت مهم باشد، مهم است؟" جواب داد: "بلی، می توانی برایم بگویی؟" من هم هر چه به ذهنم می رسید را برایش گفتم. در میان مسائلی که تعریف کردم، آن چه بیش از هر چیزی او را به فکر فرو برد -و منجر به این شد که چند ثانیه صدایی از پشت خط نشنوم- این قسمت از حماسه ی عاشورا بود:


در روز تاسوعا حضرت عباس (ع) با بیست سوار نزد سپاه دشمن آمدند و پرسیدند: «‌چه رخ داده و چه می‌خواهید؟‌» گفتند: «‌فرمان امیر است که به شما بگوییم یا بیعت کنید و یا {امروز} آماده کارزار شوید.‌» عباس (ع) گفت: «‌از جای خود حرکت نکنید تا نزد ابی عبدالله (ع) رفته و پیام شما را به عرض ایشان برسانم.‌» آنان پذیرفتند پس عباس (ع) به نزد امام حسین (ع) بازگشت تا موضوع را به ایشان خبر دهد.

امام (ع) به حضرت عباس (ع) فرمودند: «‌اگر می‌توانی آنها را راضی کن که جنگ را تا فردا به تأخیر اندازند و امشب را به ما مهلت دهند تا با خدای خود راز و نیاز کنیم و به درگاهش نماز بگزاریم خدا می‌داند که من به خاطر او نماز و تلاوت کتاب او را بسیار دوست می‌دارم.‌»

برچسب‌ها: اسلام، عبادت، شهید، خاطره، رسانه، اخبار، فرهنگ، تاریخ


ابزار امتیاز دهی