X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


چهارشنبه 31 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 23:10

917. مصرف سرانه مشروبات الکلی در ایران


امروز در خبرگزاری فرارو مطلبی را خواندم که در آن معاون وزیر بهداشت آمار تکان دهنده ای را بیان کرده بود. او بیان کرده است که سالانه 420 میلیون لیتر الکل در کشور مصرف می شود! با توجه به جمعیت 80 میلیون نفری، این می شود بیش از 5 لیتر در سال به ازای هر نفر! حالا خدا می داند معاون عزیز این آمار را کجا گیر آورده است و منبع حرف ها کجاست، ولی یک لحظه اگر به این عدد فکر کنیم، متوجه می شویم که واقعا چقدر زیاد است. شما دقت کنید که خانواده ی ما و بسیاری از خانواده های مذهبی اصلا لب به زهرماری نمی زنند، یعنی این 420 میلیون لیتر سرشکن می شود بین عرق خورها.



آمار در این کشور حساب و کتاب ندارد. هر کسی از یک جایی یک عدد می کشد بیرون و به عنوان آمار نقل می کند. واقعا جای تاسف است که دروس علوم انسانی و مسائلی مانند آمار و اقتصاد و مدیریت در کشور ما به عنوان دروس درجه سوم (پس از مهندسی و پزشکی) هستند. وقتی به این دروس بها داده نمی شود، خوب همین می شود دیگر! حرف های غیرقابل استناد و اعدادِ عجیب و قریب و بی سر و ته! ناگفته هم نماند که رسانه های ما (مثلا همین خبرگزاری های اینترنتی) از جمله آماتورترین رسانه هایی هستند که در دنیا دیده ام. نه توضیحی در مورد آمار ذکر شده می دهند، نه معاون وزیر را سوال پیچ می کنند که این آمار را از کجا آورده است. اخبارهای بی سر و ته نقل می کنند و گویا چیزی به عنوان روزنامه نگاری تحقیق (investigative journalism) کلا نادر است! به جای این که من این مطلب را بنویسم، همان به اصطلاح "خبرگزاری" باید در این آمار کنکاش کند!


برای  راستی آزمایی آمار، سری زدم به سازمان بهداشت جهانی  (WHO) و توانستم آمار مصرف الکل در کشورهای مختلف را از این سازمان به دست بیاورم. طبق آمارِ سازمان بهداشت جهانی، مصرف سرانه الکل در ایران 1 لیتر به ازای هر نفر است (لینک آمار). لازم به ذکر هست که سازمان بهداشت جهانی آمار قاچاق و مصرفِ غیر رسمی را هم در نظر گرفته و عددی که ذکر کرده است (1 لیتر در روز) با احتساب همه ی جوانب است. البته باید دقت کرد که آمار WHO بر حسبِ الکل خاصل بیان شده است. یعنی چی؟ یعنی این که اگر مثلا کسی 10 لیتر شراب خورده است که 30 درصد از آن الکل است، فقط 3 لیتر در آمار محسوب شده است. به عبارت دیگر، آمارِ WHO برای این که بتواند مشروبات الکلی مختلف با درجه خلوص مختلف را با هم مقایسه کند، همه را بر حسبِ الکل خالصی که در آن ها استفاده شده است سنجیده است. شاید به همین دلیل است که آمار WHO انقدر کمتر از آمار معاون وزیر است.


خوب، از بحثِ درستی یا غلطی آمار معاون وزیر که بگذریم، خوب است که مقداری هم در مورد آمار سازمان بهداشت جهانی صحبت کنیم. به لیست همه ی کشورها که نگاه بیاندازید مسائل جالبی را می بینید. مثلا اینکه استفاده از مشروبات الکلی در بعضی از کشورهای آفریقا اصلا کم نیست. یا اینکه ایتالیا (که بعضی از مرغوب ترین شراب ها را تولید می کند) کمتر از کشورهای همسایه خودش مثل اتریش یا آلمان مشروب مصرف می کند (شاید چون مردم ایتالیا مذهبی ترند؟). کشورهای شرق اروپا هم که در مصرفِ الکل از همه ی دنیا مثل میگ میگ جلو زده اند. جالب است که در همان گزارش سازمان بهداشت جهانی که آمارِ مصرف الکل در آن ذکر شده است، چندین صفحه به مضرات و مشکلاتی که الکل در دنیا به بار می آورد اختصاص داده شده است. اصلا فکر کرده اید چرا سازمان بهداشت جهانی آمار مشروب می دهد؟ خوب دلیلش این است که مشروب یک کالای غیر بهداشتی است و به همین دلیل این سازمان مایل است که میزان مصرف آن را مطالعه کند.


آمارِ ایران هم در کنار آمار کشورهای دیگر مفهوم پیدا می کنه. طبق این آمار، مصرف الکل در ایران حدود یک دوازدهم فرانسه، یک ششم ایتالیا ، یک چهارم امارات، نصف ترکیه، و چندین برابر پاکستان و عربستان است. نتیجه گیری که من از این آمار می کنم این است: مصرف مشروب در ایران بسیار بالاتر از کشورهای اسلامی دیگری است که در آن ها مشروب غیر قانونی است. یعنی مصرف زیر زمینی و قاچاق و غیر شرعی زهرماری از کشورهای مشابه خیلی بیشتره. ولی وقتی آمارِ سرانه ایران را با کشورهای اسلامی دیگر مقایسه می کنیم که در آن ها مشروب غیر قانونی نیست (مثل امارات و ترکیه و آذربایجان)، متوجه می شویم که مصرف در ایران کمتر از این نوع کشورهاست. به عبارت دیگر، غیر قانونی بودنِ مشروبات در ایران تا حدودی موثر واقع شده است و جلوی استفاده همگانی از مشروبات را گرفته است، ولیکن به نظر می رسد مردم ایران استعداد زیادی به مصرف زهرماری دارند! یعنی اگر همین قوانین هم برداشته شود و الکل به صورت عمومی در اختیار رستوران ها و مراکز دیگر قرار بگیرد، می شود طبق آمار حدس زد که مصرف مشروب در ایران از ترکیه و کشورهای مشابه دیگر بالا بزند! این مردم شناگرهای ماهری هستند، فقط آب کم می بینند! خدا همه را هدایت کند و کلّ دنیا را از شر مشروب رهایی بخشد ان شاءالله.

برچسب‌ها: اسلام، ایران، اخبار، رسانه، قانون


ابزار امتیاز دهی



جمعه 26 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 01:35

916. فضیلت عید فطر بر تمام روزهای سال


عید فطر برای من با همه ی روزهای دیگرِ سال فرق می کند. اگر بگویم با هیچ روزِ دیگری حتی قابل مقایسه هم نیست، اغراق نکرده ام. عیدهای دیگر - مثلا عید مبعث، یا عید نوروز، یا تولد انسان یا...- هیچ کدام به گردِ پای فطر هم نمی رسند. می دانید چرا؟ زیرا آن روزهای دیگر، هر کدام می آیند و می روند و انسان هیچ کاری برای استحقاق پیدا کردن نسبت به آن ها انجام نداده است. همین که 365 روز بگذرد، دوباره آن روز آمده است، چه تو لیاقت آن را داشته باشی چه نداشته باشی فرقی نمی کند. ولی عید فطر رایگان نیست، عید فطر فقط با گردش ایام حاصل نمی شود، گرچه ظاهرا هر سال رّخ می دهد، ولی درکِ باطنِ عید فطر بها دارد. و بهای آن، یک ماه بندگی و تسلیم بودن در برابر امرِ خداست. چقدر فرق است میان این که روزی را جشن بگیریم که ما در برکتِ آن نقشی نداشته ایم، و جشن گرفتنِ روزی که در آن حاصل دست رنجِ یک ماهه ی خود را درو می کنیم. به همین دلیل می گویم که برای من عید فطر با هیچ روزِ دیگری از سال قابل مقایسه نیست. ما که ماه رمضان را با ندانم کاری های خودمان حرام کردیم، ولی از بزرگان زیاد شنیده ایم که می گویند: اگر برکتِ روز فطر نبود، چگونه غمِ جدایی ماهِ رمضان تحمل می شد؟


پ.ن.:

الهى‏ ماه مبارک را حرام کردم که نه قدر روزه را دانستم و نه قدر قدر را،
نه قرآن خواندم و نه سحر داشتم و نه سهر،
در لیلة الجوائز (شب عید فطر) جز شرمسارى چه مى‏برم؟!
خوشا بحال صائم که "له فرحتان حین یفطر و حین یلقى ربه"، بدا بحالم که "لى حزنتان"،
بارآلها آهم جهنم‏سوز است.

- الهی نامه، علامه حسن زاده آملی (سلمه الله)

برچسب‌ها: اسلام، عبادت


ابزار امتیاز دهی



چهارشنبه 17 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 13:43

915. گروه سخنان پندآموز در تلگرام


سلام دوستان.


در این دنیای وانفسای مجازی که از هر سو می روی با مطالب نامناسب و بی ارزش رو به رو می شوی، تصمیم گرفته ایم فضایی برای بازگو کردن مطالب شایسته به وجود آوریم.


لطفا قبل از هر چیز به قوانین گروه توجه فرمایید:


1. این گروه برای تبادل سخنان پندآموز، داستان های حکیمانه، احادیث و آیات قرآن بنا شده است. لطفا از اشتراک مطالب نامربوط خودداری فرمایید. یادمان باشد که هر مطلبی که می نویسیم توسط دهها نفر خوانده خواهد شد. پس برای وقت همدیگر احترام قائل باشیم، پیام های روزمره و غیر ضروری نفرستیم، و فقط مطالب ارزنده را به اشتراک بگذاریم.


2. این گروه برای بحث و جدل شکل نگرفته است. لطفا از هرو گونه بحث در فضای عمومی -به خصوص بحث سیاسی- شدیدا اجتناب فرمایید.


3. همه ی مطالب اشتراکی می بایست با منبع همراه باشد. مطالب بدون منبع فاقد هیچ گونه ارزشی می باشند. برای اطمینان از صحت و دقت مطالب، حتی الامکان متن عربی احادیث را نیز نقل فرمایید.


امید است که همه ی اعضا از این فضا بهره ببرند.


با تشکر

برچسب‌ها: وبلاگ، رسانه


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 11 تیر‌ماه سال 1394 ساعت 09:30

914. سوز و گداز در نیایش


حضرت سعدی می گوید:


دعا کن به شب چون گدایان به سوز

اگر می‌کنی پادشاهی به روز


ما دیشب توفیق این را داشتیم که با دوستان عزیزی برای افطار هم سفره بشویم. در میان جمع، خانمی بود، که گرچه خودش نمی دانست، ولی آتش ارزشمندی در دل داشت. اگر شما ظاهر او را ببینید، متوجه نمی شوید که در دل چه شوری دارد، و فقط با صحبت و درد و دل است که متوجه می شوید در پسِ این ظاهرِ، دغدغه های متعالی خوابیده است.


در این نوشتار می خواهم نیایش پرشور ابتدای مثنوی فرهاد و شیرین را به افتخار ایشان نقل کنم. ببینید وحشی بافقی چه غوغایی کرده است:


الهی سینه ای ده آتش افروز

در آن سینه، دلی و آن دل همه سوز

هر آن دل را که سوزی نیست دل نیست

دل افسرده غیر از آب و گل نیست

دلم پر شعله گردان سینه پر دود

زبانم کن به گفتن آتش آلود

کرامت کن درونی درد پرورد

دلی دروی درون درد و برون درد

به سوزی ده کلامم را روایی

کز آن گرمی کند آتش گدایی

دلم را داغ عشقی بر جبین نه

زبانم را بیان آتشین ده

سخن کز سوز دل تابی ندارد

چکد گر آب از او آبی ندارد

دلی افسرده دارم سخت بی نور 

چراغی زو به غایت روشنی دور

بده گرمی دل افسرده ام را

فروزان کن چراغ مرده ام را

ندارد راه فکرم روشنایی

ز لطفت پرتوی دارم گدایی

اگر لطف تو نبود پرتو انداز

کجا فکر و کجا گنجینه راز

ز گنج راز در هر کنج سینه

نهاده خازن تو صد دفینه

ولی لطف تو گر نبود به صد رنج

پشیزی کس نیابد زان همه گنج

چو در هر کنج صد گنجینه داری

نمی خواهم که نومیدم گذاری

به راه این امید پیچ در پیچ

مرا لطف تو می باید دگر هیچ


 اگر عزیزان در ماه رمضان سوزِ دل به دست آوردند، که به نظر من بزرگ ترین توشه ی انسان است، لطفا ما را هم از یاد نبرند. من خودم زخم خورده ی این ماجرا ام! یعنی کسی که سوزِ دل داشته است و با ندانم کاری ها و گناه های مکرر، آن را از دست داده است. دریغا که آن گوهر از دست رفته دیگر بر نمی گردد. اگر سوزِ دل دارید، قدر آن را بدانید.

برچسب‌ها: شعر، رمضان، عبادت


ابزار امتیاز دهی