X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


چهارشنبه 21 مرداد‌ماه سال 1394 ساعت 09:54

918. حرم امام رضا دیگر کجاست؟


1. مقدمه

 

اسم چند مکان را برایتان بازگو می کنم، شما به من بگویید چه تشابهی میان آن ها وجود دارد: دیوار چین؛ برج ایفل؛ و بیگ بِن در پارلمان انگلستان؛ اگر گفتید وجه اشتراک همه ی این بناها چیست؟ وجه مشترک آن ها این است که شما، بلی شما خواننده ی محترم، با اینکه ممکن است هرگز این بناها را از نزدیک ندیده باشید، ولیکن یک "ذهنیت" و "تصور" نسبت به آن ها دارید. به عبارت دیگر، نام و نشانِ این بناها برای شما آشنا است.

 

من شخصا هر سه بنا را از نزدیک دیده ام. هر کدام از آن ها زیبایی ها و جذابیت های خود را دارند، ولی هیچ یک برای من با حرم امام رضا (ع) قابل مقایسه نیست. حرم امام قطعه ای از بهشت است که هیچ بنای دیگری –حتی مسجدالنبی که در هنگامِ دیدنِ آن جان و دلم مفرح گشت- جای آن را برای من نمی گیرد. ولی افسوس! افسوس که این حرم آسمانی فقط برای ما ایرانی ها و مُشتی چند از شیعیان کشورهای اطراف آشنا است، و دیگر مردم دنیا حتی اسم آن را نشنیده اند (ناگفته نماند که در چند سالِ اخیر حرکت های مثبی در کشورهای حاشیه خلیج فارس صورت گرفته است و برادران عرب زیادی این روزها به پابوسی امام رضا می آیند).

 

داستانی برای شما بازگو می کنم که برای من بسیار غم انگیز است. روزی در آلمان با یکی از دوستان مصری خود که بسیار پسر مومن و سالمی بود حرف می زدم. صحبت، مثل همیشه، به مباحث اسلامی و معرفتی کشید. از او سوال کردم: "آیا می دانی بزرگترین عبادتگاه مسلمانان در دنیا چه بنایی است؟" گفت: "فکر می کنم مسجد النبی باشد." گفتم: "نه، یک حدس دیگر بزن". گفت: "حدس دیگری ندارم. امکان ندارد مکانی برای عبادت بزرگتر از مسجدالنبی وجود داشته باشد. من زیاد به آن جا رفته ام. مسجدالنبی حتی از مسجدالحرام هم بزرگتر است!" گفتم: "مکانی در ایران هست، که هم از مسجدالحرام و هم از مسجدالنبی بزرگتر است." با تعجب گفت: "امکان ندارد..." کامپیوترم را روشن کردم و با کمی جستجو در اینترنت به او ثابت کردم که حرم امام رضا بزرگتر از مسجدالنبی است. باورش نمی شد. پرسید: "اصلا اینجا کجاست؟ من تا به حال اسم این مکان را هم نشنیده ام". ببینید چقدر این داستان دردآور است. شما، خواننده ی محترم، نام بناهای کفار چین و فرانسه و انگلستان را بلدید، ولی هیچ کس نام حرم امام رضا که بزرگترین بنای عبادی مسلمانان است را نشنیده است.

 

لطفا این مساله را گردن فتنه گرانی که میان شیعه و سنی اختلاف ایجاد می کنند، نیاندازید. دوستِ مصری من فقط یک مثال بود. من از دوستان مختلفی در کانادا، آمریکا، چین، فرانسه، انگلستان، آلمان و... از همگی پرسیده ام که آیا مکانی به نام حرم امام رضا به گوششان خورده است؟ و همگی بلااستثنا جواب منفی داده اند. این چیزی نیست که بتوان گردنِ اختلاف شیعه و سنی و یا استکبار جهانی انداخت. این اتفاق چیزی نیست جز ضعف ما در شناساندن این گوهر بی بدیل به مردم دنیا. ما حقِ مطلب را ادا نکرده ایم.

 


2. اهمیت بحث

 

شاید عده ای از خوانندگان با خود بگویند: "اصلا چه اهمیتی دارد که یک عده خارجی بدانند حرم امام رضا بزرگترین بنای عبادی مسلمانان در دنیا است؟ اصلا چرا باید تلاش بکنیم تا نام و نشانِ حرم امام برای مردم دنیا آشنا باشد؟" جوابِ من به این عزیزان این است: شناخت سطحی، پیشنیازِ شناختِ عمیق است. همین شناخت های ظاهرا ساده و سطحی است که منجر به جستجو و تحقیق و آشنایی عمیق تر و گرایش و حتی ارادت و اعتقاد می شود.

 

بگذارید برای شما یک خاطره ی دیگر تعریف کنم. من یک آشنایِ نیوزلندی دارم که خانم بسیار پرسشگر و محققی است. این خانم از طریق همین آشنایی های سطحی در کشورش با مفاهیم بودایی آشنا شد. همین آشنایی سطحی منجر به تحقیق بیشتر این خانم گشت، تا جایی که چند روز پیش با من از هند تماس گرفت و گفت که برای درکِ عمیق تر آیین بودایی کار و زندگی خودش را رها کرده است و چند هفته برای تعلیمِ اصول آیین بودا به هند رفته است. شما را به خدا از این داستان چه می فهمید؟ آیا از عملکردِ خود شرمگین نمی شوید که چرا این خانم به جای این که در هند به دنبال بودا بگردد، در مشهد و در مسجد گوهرشاد به گنبد طلا نظاره نمی کند؟ این برای شما گریه آور نیست؟

 

البته خدا مقلب القلوب است و خودش هر کس را بخواهد هدایت و هر کس را بخواهد گمراه می کند، ولی ما هم باید مسئولیت خود را بشناسیم و نقش خودمان را ایفا کنیم. شناساندنِ بنای حرم امام رضا به مردم دنیا، پیشنیازِ شناساندن شخصیت والای این امامِ معصوم و زمینه ساز برای گرایش مردم به ایشان است. اگر خودِ ما تا به حال به حرم امام رضا نرفته بودیم و فضای آسمانی و روح انگیز این بنا را تجربه نکرده بودیم، آیا می توانیم ادعا کنیم همین ارتباط تنگاتنگ را با ایشان احساس می کردیم؟ خوشبختانه یا متاسفانه ما مردم عادی تحت تاثیرِ این گونه بناها قرار می گیریم و نباید تاثیر آن را نادیده بگیریم.

 

در واقع ما با شهرت آفرینی برای حرم، مقدمه چینی می کنیم تا بیگانگان کم کم در مورد صاحب این خانه مطالعه کنند و پس از آن وجود مبارک امام از آن ها دلربایی کند. چه خوب می شود که زیربناهای مربوط هم برای این امر ایجاد شود. یک ایده ی ساده این است که روزانه، سر ساعتِ به خصوص، تورهایی به زبان انگلیسی برگزار بشود که خارجی هایی که برای دیدنِ بنای حرم به مشهد آمده اند در این فضا گردانده شوند و هم بنا را از نزدیک ببینند، هم محیط معنوی آن را درک کنند. من به شما قول می دهم که هر جهانگرد که بیاید و این بنا و فضای حاکم بر آن را از نزدیک ببیند، سوال های عمیقی در ذهنش ایجاد خواهد گشت که برای جواب دادن به آن ها مجبور می شود در موردِ امام رضا به مطالعه و تفکر بپردازد.

 

راهکارهای ساده ای برای پیشبرد این مساله وجود دارد. به عنوان مثال، اگر تورهای بسیار محدودِ داخلی حرم به زبان خارجی منحصرا به یک شرکت سپرده شود، آستان قدس رضوی می توان درآمدهای حاصله از این واگذاری را خرجِ شهرت آفرینی برای حرم کند. یک رویکرد دیگر این است که آستان قدس رضوی، خودش عمده سهامدار شرکتی شود که تورهای داخلی حرم را انجام می دهد – و در این تورها، در کنارِ نشان دادن بنا و فضا، جهانگردان را با جزئیاتِ عظمتِ شخصیت امام رضا آگاه سازد. بنده مطمئن هستم که شرکت های بسیار زیادی وجود دارند که حاضر هستند با آستان قدس رضوی در این زمینه همکاری کنند. نیروهای مستعد و مشتاق کم نیستند. من به شخصه، اعلام می کنم که اگر آستانِ قدس در این زمینه نیاز به همکاری داشته باشد، می تواند از تجارب من استفاده کند.

 


3. نگرش جهانی

 

ما نگرش جهانی نداریم. ما اصلا بلد نیسیتم که چگونه خودمان و گوهرهایمان را به دنیا معرفی کنیم. در مباحث بین الملل، ما بیشتر جاهل هستیم تا کاهل. گویی نحوه ی تفکر ما با دنیای ارتباطات سازگاری ندارد. کسی به ما یاد نداده است که چگونه با شیوه های کارآمد در دنیای مدرن سری از میان سرها بالا بیاوریم.

 

یک لحظه بیاندیشید: شما چطور است که اهرام ثلاثه مصر را می شناسید؟ چه اتفاقی افتاده است که نام موزه لوور برای شما آشناست؟ مجسمه آزادی در نیویورک سر پیاز است یا ته پیاز که شما شکل و شمایل آن را می شناسید؟ مگر حرم امام رضا چه چیز کم دارد که همه ی مردم دنیا این مکان ها را می شناسند ولی اسم حرم امام رضا حتی به گوششان هم نرسیده است؟

 

مشهور شدن در میانِ مردم دنیا اتفاق ارزانی نیست. کشورهای مختلف سالانه میلیون ها دلار خرج می کنند تا بر سر زبان ها باشند. ما نباید تصور کنیم که این رویداد ساده ای است که ما  نام خیابان "شانزه لیزه" به گوش همه ی ما رسیده است. سال ها تلاش و میلیون ها دلار خرج شده است تا این اتفاق بیافتد. این خرج فقط توسط کشورها و بناهای تاریخی صورت نمی گیرد، بلکه ارگان ها و شرکت هایی که تفکر جهانی دارند هم از این قاعده مستثنی نیستند. به عنوان مثال، مجموعه ی NHS در لندن که سرویس ملی سلامت بود، در سال 2012 حدود 3 میلیون پوند (یعنی بیش از 15 میلیارد تومان) برای "روابط عمومی" خرج کرد. این اعداد و ارقام در رقابت کسب کردن شهرت جهانی خیلی هم عجیب نیستند.

 

ترفندهای مختلفی برای پیدا کردن شهرت جهانی وجود دارند و حتی شرکت هایی وجود دارند که تخصص آن ها همین شهرت آفرینی است. شما شاید باورتان نشود ولی رقابت بسیار سختی میان شرکت های غول آسای "روابط عمومی" (یا به قول فرنگی ها شرکت های PR) برای کسب کردن مهم ترین مشترها وجود دارد. دامنه ی مشتری های شرکت های روابط عمومی از دولت های ملی به مجموعه های چند ملیتی و حتی بازیگران و شخصیت های سرشناس می رسد. به عبارتِ دیگر، متخصصین بازاریابی فقط برای فروش محصولات تجاری به کار گرفته نمی شوند، بلکه عده ای از متخصصین بازاریابی، اصلا تخصص خود را در شهرت آفرینی برای اشخاص، مجموعه ها، و بناها به کار می گیرند.

 

روش های مختلفی برای ایجادِ شهرت وجود دارد. این مسائل را دیگر باید از متخصصین بازاریابی سوال کنید و از حوزه تخصص من خارج است. از مبحث product placement در فیلم ها گرفته تا نوشتن مقالات در روزنامه های کثیرالانتشار خارجی. نباید از اقدام های کوچک نیز بگذریم. نیاز است در فضای اینترنت حرم امام رضا را به کاربرانِ پایگاه های مختلف بشناسانیم. از وبسایت های عمومی مانند "ویکی پدیا" و "ردیت" گرفته، تا فوروم های گوناگون.

 

برای شناساندن حرم امام رضا به مردم دنیا نیاز به مدیریت خوش فکر و متعهدی است که زندگی در خارج از کشور تجربه کرده باشد و کاملا با افکار بین الملل آشنا باشد. ما با به کار گرفتن افرادی که دنیا را ندیده اند نمی توانیم در سطح دنیا شهرت آفرینی کنیم. ما نیاز به نیروهایی داریم که بر چند زبان مسلط باشند، اهمیت مساله را درک کنند، و بتوانند از دیدِ یک فردِ خارجی به این موضوع نگاه کنند. تا عناصرِ خوش فکری به کار نگیریم که دنیا را از دیدِ یک فردِ خارجی نبینند، اقدام های ما محدود خواهند بود. البته این عناصرِ خوش فکر می بایست توسط کسانی که منابع مالی و رشته ی تصمیم گیری در دست دارند حمایت شوند تا بتوانند از ظرفیت های مختلف –و مخصوصا ظرفیت های مالی- برای انجام این پروژه استفاده کنند. بدون داشتن بودجه ی مشخص و کافی، دستِ بهترین نیروها نیز کوتاه خواهد بود و اقدامات ابتر خواهند ماند.

 


4. کلام آخر

 

لازم به ذکر است که در این بحث، نباید جذابیت های ذاتی ثامن الحجج را نادیده بگیریم. وجود مبارک امام رضا (ع) آنقدر جذاب است که کافی است ما مردم را فقط با ظواهر آشنا کنیم. همین که مردم دنیا بفهمند که چه شاهی در خراسان دفن است، خودشان مصداق آیه ی "و رأیت النّاس یدخلون فی دین الله افواجا" می شوند. امام رضا مصداقِ همه ی زیبایی ها است و یک لحظه ارتباطِ حقیقی با ایشان کافی است تا زنگارها و پلیدی های روح هر انسانی از بین برود. مگر داستان "بُشر حافى" را نشنیده ایم که با گرفتن یک لحظه ارتباطِ صحیح با امام معصوم، زندگی اش از این رو به آن رو متحول گشت؟

 

متاسفانه در حالِ حاضر، این پتانسیل عظیم معنوی کمابیش به مرزهای جغرافیایی کشورِ ما محبوس است. حرم امام رضا مانند یک دانه ای می ماند که در گلدانِ کوچک ایران محدود شده و اکنون وقت آن رسیده است که با خوش فکری و با اندیشه ای جهانی راه ها را بگشاییم تا شاخ و برگ این درختِ پربار، به شرق و غرب عالم گسترش پیدا کند.

 

به امید آن که وقتی به یک پسر بچه اسپانیایی عکس حرم را نشان دهی، با بی تفاوتی نگوید "حرم امام رضا دیگر کجاست؟"

برچسب‌ها: اسلام، ایران


ابزار امتیاز دهی