X
تبلیغات
نماشا
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


یکشنبه 12 مهر‌ماه سال 1394 ساعت 00:06

925. مرگ - جلسه روز پنجشنبه


خانمم از خواب بیدارم کرد. چشمانم را باز کردم. همسر عزیزم بالای سرم نشسته بود. صورتش غمناک بود. کمی تعجب کردم. چرا در این حال بالای سر من نشسته است؟ رویش را برگرداند که چشمش در چشمم نیافتد. دستم را گرفت و با صدای مهربانش گفت: علی جان، یک خبر بد دارم. گفتم: بگو. گفت: برای یکی از دوستانمان از هنگ کنگ اتفاقی افتاده. گفتم: خوب؟ گفت: "دوستانمان حامد و سمیرا (همسرش) به ایران سفر کرده بودند و متاسفانه دیشب در جاده فشم تصادف کردند. حامد فوت شده و سمیرا هم توی بیمارستان بیهوشه." دیگر نتوانست به حرفش ادامه دهد. دستش را فشردم. تسلیت گفتم و سعی کردم دلداریش بدهم. انقدر خبر ناگهانی بود که حتی مجال گریه کردن هم نداشتم. نمی دانستم باید چه عکس العملی انجام دهم. راستش هنوز هم پس از گذر چهار روز افکارم را نمی توانم جمع و جور کنم و یک مطلبِ درست و حسابی بنویسم.

خدا حامد را رحمت کند. برایش فاتحه بخوانید.

فوت حامد برای من زنگ خطر بوده است. چند روزی است که دائم به این فکر می کنم که من آماده نیستم. اگر این اتفاق برای من می افتاد، با چه رویی با خدای خودم رو به رو می شدم؟ به شدت پرونده ام مشکل دارد و نیاز به اصلاح عمیق است.


آخر این هفته، یکی از نشست هایمان را خواهیم داشت. به مانند چند سال اخیر، نشست نیاز به موضوع دارد، که با توجه به اتفاقات اخیر، مناسب می دانم که جلسه را به موضوع مرگ اختصاص دهیم.


موضوع جلسه وبلاگ: مرگ آگاهی

زمان: پنجشنبه، 16 مهرماه، از ساعت 15:30 الی 17:30

مکان: (همان مکان جلسه قبل) آلاچیق های پارک قیطریه (جاده سلامتی). دوستان اگر ماشین دارند می توانند از اتوبان صدر و بلوار کاوه به سمت پارک بیایند. اگر پیاده هستند، می توانند از تجریش تاکسی سوار شوند، و یا اینکه از ایستگاه مترو قیطریه تاکسی به سمت پارک را سوار شوند.


پ.ن.1: دوستان، لطفا وقتی در صندلی عقب هم می نشینید کمبربند ایمنی ببندید. در آن ماشین همه زنده ماندند، جز حامد که در صندلی عقب بدون کمربند بود.

پ.ن.2: خدا را شکر که در آخرین دیدارمان از او حلالیت طلبیدم و اگر کدورتی هم بین ما بود آن را رفع کردیم و با دل خوش جدا شدیم. پیشنهاد می کنم اگر بین شما و کسی کدورتی است، رفع کردن آن را به تاخیر نیاندازید. عمر کوتاه است.

پ.ن.3: یکی از دوستان سوال کرده بود که آیا در جلسه می بایست حتما حرف بزند؟ خیر. همه دوستان با هر عقیده یا هر سطح معلومات دعوت هستند. چه صحبت کنید، چه مستمع باشید، قدمتان روی چشم. مانند همیشه، حضور در جلسه برای همگان آزاد است، چه تا به حال در جلسات شرکت کرده اید، چه نکرده اید.

برچسب‌ها: جلسه، ایران، وبلاگ


ابزار امتیاز دهی