X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


پنج‌شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 21:16

۳. وصیت نامه داریم تا وصیت نامه!


امروز داشتم توی اینترنت می گشتم که با وصیت نامه ی علامه حلی به پسرش برخورد کردم. بگذارید چند خط اول آن را بنویسم و بعد حرفم را بزنم...:

"بسم الله الرحمن الرحیم
پسرکم! خداوند تعالی تو را بر انجام دادن فرمانشهایش استوار بدارد و بر عمل خیر و ملازمت آن توفیق‌ات دهد و به سوی آنچه دوست می‌دارد و راضی است، رهنمایت باشد و به آنچه از خیرها آرزو داری و خواهانی، برساندت و در دنیا و آخرت سعادتمند کند و هر چه که با آن، چشم روشن می‌گردد، هدیه‌ات کند و عمر نیکو وزندگی آرام و خوش روزگارت را سپری سازد و مُهر (تایید) بر اعمالت بنهد و وسایل رسیدن به سعادت را روزی‌ات کند و از برکتها بزرگ و والایش بر تو ببارند و خداوند از هر بلا و سختی دورت بدارد و بدیها را از تو دفع کند..."

برایم جالب بود. وقتی مقداری از آن را خواندم یک نکته ی کوچک و جالبی درک کردم که تا به حال از کنار آن به راحتی گذشته بودم. کمی بیشتر search کردم و توانستم وصیت نامه ی دیگر بزرگان به بچه هایشان را پیدا کنم. بگذریم.

با خودم فکر کردم که واقعا چه قدر وصیت نامه ی بزرگان و دانشمندان با افراد دیگر فرق می کند. مطالبی که در مورد آن ها وصیت می کنند و حرف می زنند زمین تا آسمان با حرف هایی که در وصیت نامه های امروز می بینیم فرق می کند. برایم جالب بود. افراد باشعور حتی بعد از مرگشان هم از خودشان "شعور" تراوش می کنند!
برای خواندن متن کامل وصیت نامه ی علامه حلی به پسرش اینجا را کلیک کنید.


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 14:15

۲. هر کس برای رفتن آماده است... برخیزد!


گویند صاحب دلی برای اقامه نماز به مسجدی رفت. نمازگزاران او را شناختند؛ پس، از او خواستند ‏که بعد از نماز بر منبر رود و پند گوید.

پذیرفت.

نماز جماعت تمام شد.

چشم ‏ها همه به سوی او بود.

مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر ‏نشست. 

بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. 

آنگاه خطاب به جماعت گفت:

ای مردم! هر کس از شما که می‌‏داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد! 

کسی برنخاست.

گفت:

حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد! 

باز کسی برنخاست.

گفت:

شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما برای رفتن نیز آماده نیستید!‏


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 3 بهمن‌ماه سال 1387 ساعت 13:37

۱. بسم الله الرحمن الرحیم


سلام،

دوستان خوبم...

همان طور که می دانید، پس از حدود 7 سال زندگی در وطن مادری ام، بنده یک هفته ی دیگر دوباره کشور عزیزم را ترک می کنم. و این دفعه، به مقصد فرانسه.

دوست داشتم که این وبلاگ را در میهن اسلامی ام افتتاح کنم...

باشد که لذت ببریم!

من الله توفیق

علیرضا بازارگان 

2 بهمن 1387 - تهران


ابزار امتیاز دهی


<< 1 ... 187 188 189 190 191