X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


دوشنبه 14 دی‌ماه سال 1394 ساعت 09:49

939. غلط در روزنامه نیو یورک تایمز


امروز که روزنامه نیو یورک تایمز را می خواندم، متوجه یک غلط اساسی در یکی از مقاله های آن شدم. همانطور که می دانید این روزنامه یکی از مهم ترین روزنامه های دنیا است که از سال 1851 تا به امروز چاپ شده است. با داشتن 117 جایزه پولیتزر، از این منظر، روزنامه نیو یورک تامیز پر افتخارترین روزنامه جهان محسوب می شود. پس از رویدادهای اخیر، اعدام شیخ نمر، و قطع رابطه عربستان با ایران، این روزنامه برای روشنگری بیشتر و تبیین اختلاف بین شیعه و سنی یک مقاله ی پرسش و پاسخ نوشته است، که تلاش دارد در آن یک توضیح ساده و اجمالی در مورد تفاوت این دو شاخه از دین اسلام ارائه دهد. ولیکن در اوایل مقاله، نویسنده نوشته است که پیامبر برای خود جانشین انتخاب نکرد، و تفاوت شیعه و سنی در این است که اهل سنت می گویند مهم این است که شورا چه کسی را به عنوان خلیفه انتخاب کند، و شیعه می گوید که چون علی فامیل پیغمبر بوده است باید خلیفه باشد! پس از دیدن این اشتباه فاحش، لازم دانستم برای این روزنامه یک ایمیل به شرح زیر تنظیم کنم. اگر در چند روز آینده جوابم را دادند، به دوستان اطلاع خواهم داد.

Dear New York Times,
I would like to bring to your attention a mistake in your Q&A article titled "How Do Sunni and Shia Islam Differ?" by John Harney:
http://www.nytimes.com/2016/01/04/world/middleeast/q-and-a-how-do-sunni-and-shia-islam-differ.html?ribbon-ad-idx=5&src=trending
The fundamental error comes near the beginning of the piece where the author states "[the prophet] died without appointing a successor to lead the Muslim community". However, this is strictly a Sunni view. It is exactly this point that the Shiites contest, but the author has mistakenly assumed it to be factual.
In fact, the main objection of Shiites is that the prophet did indeed appoint a successor, Ali, and the Sunni's betrayed the prophet's wishes. This is most pronounced in the historical event at "Ghadir Khum"
http://www.al-islam.org/ghadir/intro.htm
https://en.wikipedia.org/wiki/The_event_of_Ghadir_Khumm
It is quite ironic how a Q&A piece which is supposed to enlighten readers and inform them, has factual errors. I hope that this error is acknowledged and corrected immediately. After correcting the current article, if you think the issue still requires further elaboration, I would be willing to write you an Op-Ed piece.
Regards,
Dr. Alireza Bazargan

نیو یورک تایمز عزیز

مایل هستم که توجه شما را به یک اشتباه در مقاله پرسش و پاسخ به عنوان "سنی و شیعه چه تفاوتی دارند؟" به نوشته ی جان هارنی جلب کنم.

اشتباه بنیادین در اوایل مقاله به چشم می خورد که نویسنده می گوید "(پیامبر) بدون این که رهبری برای امت اسلامی تعیین کند از دنیا رفت". ولیکن این فقط یک نگرش سنی است. شیعیان دقیقا به این نکته اعتراض دارند که متاسفانه نویسنده به اشتباه این نکته را صحیح فرض کرده است.

در واقع، اعتراض اصلی شیعیان این است که پیامبر علی را به عنوان جانشین انتخاب کرد، ولی سنی ها به این خواسته ی پیامبر خیانت کردند. این موضوع بیش از هر جای دیگر در رویداد تاریخی غدیر خم مشهود است.

چقدر طنز آمیز است که مقاله ی پرسش و پاسخ که قرار است ابهامات را برطرف کند و برای خوانندگان روشنگری کند، دارای اشتباه تاریخی باشد. امیدوارم فورا این اشتباه را پذیرفته و آن را اصلاح کنید. پس از اصلاح اشتباه، اگر فکر می کنید مساله نیاز به توضیح بیشتر دارد، آمادگی خود را برای نوشتن یک مقاله برای شما اعلام می کنم.

با تشکر،

دکتر علیرضا بازارگان

پ.ن.1: شما هم می توانید برای این روزنامه ایمیل اعتراض آمیز بزنید. لطفا دقت فرمایید که با بی احترامی و فحاشی هیچ کاری از پیش نمی رود پس مودب و محترامه پیام دهید. آدرس های ایمیل روزنامه:
corrections@nytimes.com
nytnews@nytimes.com
letters@nytimes.com
inytletters@nytimes.com


پ.ن.2: نتیجه تلاش دوستان!

پس از چند روز خدا را شکر تلاش ها به ثمر رسید و این روزنامه به اشتباه خود اعتراف کرد. حال روزنامه نیو یورک تایمز با یک پاورقی به شرح زیر مقاله را اصلاح کرده است:

"Corrections: An earlier version of this article referred imprecisely to the Prophet Muhammad’s succession. It is a matter of dispute; it is not the case that all Muslims agree that he died without appointing a successor. (Although Sunnis believe this, Shiites believe that he chose Ali, his cousin and son-in-law.)"

«اصلاحیه: نسخه ی قدیمی این مقاله به صورت غیر دقیق به جانشینی پیامبر اشاره کرده بود. این موضوع مورد نزاع است. همه ی مسلمانان موافق نیستند که او بدون جانشین فوت شده است. (گرچه سنی ها این عقیده را دارند ولیکن شیعه ها معتقدند که او علی، پسرعمو و دامادش، را انتخاب کرده است)»

بنده هم پس از مشاهده ی اصلاحیه، این ایمیل را نوشتم:

Dear NYTimes,

Thank you for correcting the error in the article mentioned in my previous email (attached)... I thank you for the correction, and hope that such errors do not happen again.

In my opinion articles about the Sunni-Shiite divide are often biased in favor of the Sunnis in western media. The reasons for this bias are complex (mostly due to the Sunni's funding sources as well as the West's good relations with Sunni-majority countries, even their dictatorships), but over the years, I have seen the same error like the one you made appear in numerous other Western outlets as well.

For more information about the Sunni-Shiite divide, I strongly urge your staff to read unbiased books on the topic and do some reasearch to hear the Shiite side of the story as well. Lesly Hazleton's best-seller "After the prophet" would be a good book to start with (written of all people, by a British Jewish woman).

Also it is very important to realize that the Saudi Arabian version of Sunni Islam (Wahhabism) is very extreme and at odds with many Sunnis. In fact, I know many Sunnis who are closer to Shiites, than they are to Wahhabis. If extreme Sunni views such as Wahhabism are excluded, most muslims (Shiites and Sunnis) would not have many problems in getting along.

Regards,
Dr. Alireza Bazargan

نیو یورک تایمز عزیز،

متشکرم از این که اشتباه مقاله که در ایمیل قبلی به آن اشاره کردم را اصلاح کرده اید. بابت اصلاحیه از شما تشکر می کنم، و امیدوارم این گونه اشتباه ها در آینده تکرار نشود.

به نظر من مقاله های پیرامون جدایی شیعه و سنی در بسیاری از اوقات در رسانه های غربی به نفع سنی ها جانبدارانه است. دلیل این جانبداری پیچیده است (اکثرا به دلیل منابع مالی سنی ها و همچنین رابطه خوب غرب با کشورهای سنی، حتی دیکتاتوری های آن ها) ولی طی سال ها، این اشتباه به صورت مشابه مکررا در رسانه های غربی تکرار شده است.

برای اطلاع بیشتر در مورد جدایی شیعه و سنی به شدت پیشنهاد می کنم که کارمندان شما در این باره کتاب های غیرجانبدارانه مطالعه کنند و در مورد زاویه دید شیعه نیز تحقیق کنند. کتاب پرفروش لزلی هیزلتون به نام «پس از پیامبر» منبع خوبی برای شروع است (که اتفاقا توسط یک زن یهودی انگلیسی نوشته شده است).

همچنین بسیار مهم است که متوجه شوید دین عربستان صعودی (وهابیت) بسیار تندرو است و با برداشت بسیاری از دیگر سنی ها در تضاد است. در واقع، من خیلی از افراد سنی را می شناسم که به شیعه ها نزدیک ترند تا به وهابی ها. اگر عقاید تندرو سنی مانند وهابی گری حذف شوند، اکثر مسلمانان (شیعه و سنی) مشکلات زیادی برای همزیستی نخواهند داشت.

با تشکر،
دکتر علیرضا بازارگان

برچسب‌ها: اسلام، آمریکا، رسانه، غرب


ابزار امتیاز دهی



جمعه 4 دی‌ماه سال 1394 ساعت 11:36

938. قسمتی از یک نامه


<<...روزی شاگردی به پیش استاد حکیمش آمد و گفت: عاشق دختری شده ام و می خواهم با وی ازدواج کنم. ولی کمی دو دل هستم که آیا ازدواج تصمیم درستی است؟ استاد جواب داد: چه ازدواج بکنی چه نکنی -در هر صورت- پشیمان خواهی شد." چقدر این داستانِ کوتاه جالب است. من را یاد آن آیه از قرآن می اندازد که می گوید "بی تردید ما انسان را در رنج و مشقت آفریده ایم" (سوره بلد آیه 4). تفسیر المیزان درباره این آیه می فرماید: "رنج و مشقت از هر سو و در تمامی شئون حیات بر انسان احاطه دارد، و این معنا بر هیچ خردمندی پوشیده نیست که انسان  در پی به دست آوردن هیچ نعمتی بر نمی آید مگر آن که خالص آن را می خواهد، خالص از هر نقمت و دردسر، و خالص در خوبی و پاکیزگی. ولی هیچ نعمتی را به دست نمی آورد مگر آمیخته با ناملایماتی که عیش او را منقص می دارد." این است خاصیت حیات ما در این کره ی خاکی...>>

برچسب‌ها: خصوصی، اسلام، زن


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 26 آذر‌ماه سال 1394 ساعت 15:53

937. کانال تلگرام


سلام دوستان،

پس از راه اندازی گروه "سخنان پندآموز" در تلگرام که با موفقیت به کار خودش ادامه می دهد، یک کانال در تلگرام نیز ایجاد کرده ام که خودم مستقیما مطالبی که به نظرم جالب است را در آن قرار می دهم. اگر مایل هستید مشترک این کانال بشوید، می توانید از این لینک استفاده کنید:

https://telegram.me/drbazargan

با تشکر

علیرضا

پ.ن.1: من باب اطلاع دوستان، بنده خیلی با این که کانال لقب "دکتر" داشته باشد موافق نبودم. ولی پس از کمی فکر و مشورت دلیل گذاشتن لقب این است که اگر مشترکین کانال تعدادشان زیاد شد و از دایره ی آشناهای من فراتر رفت، در مورد صاحب کانال و سطح تحصیلات او آگاهی داشته باشند. دلیل خاص دیگری ندارد.

برچسب‌ها: خصوصی، فرهنگ، اخبار


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 17 آذر‌ماه سال 1394 ساعت 09:07

936. نامه نگاری در ایران


دیروز در حال تنظیم یک نامه به یک سازمان بودم. وقتی رئیسم در شرکت متن نامه را دید با خنده گفت: "معلوم است ایران بزرگ نشده ای!" بعد نامه را بین همکاران دست به دست کردند و همه با لبخند (البته لبخند مثبت) تایید کردند که این متن را قطعا کسی نوشته است که با تکلف های نمایشی در ایران سر و کار نداشته است.


آیا تا به حال با خود فکر کرده اید که چرا این گونه است؟ چند وقتی است که در این کشور عزیز وارد فضای کاری شده ام و کمابیش با نامه نگاری اداری در این مملکت آشنا گشته ام. به نظرم در این موضوع نامه نگاری رازهای اجتماعی و فرهنگی نهفته است که شاید به چشم اکثر مردم نیاید. سوال اصلی این است: چرا متن نامه اداری می بایست این مقدار تشریفاتِ تهی داشته باشد؟ چرا می بایست از عبارت های آن چنانی استفاده کرد؛ عبارت هایی که در نگارش یا صحبت های روزمره هیچ اثری از آن ها نیست؟


به نظر من، این نوع نگارش، بازتابی از کلاف سر در گم و وضعیت پر تکلف مستولی بر جامعه است. نکته ی ظریفی است، دقت بفرمایید. یک جامعه ی غیر "صاف و ساده" است که منجر به این نوع نگارش می شود. گویی اگر متن نامه را مستقیم و بی تکلف بنویسی، محکوم خواهی شد به بیسوادی! و برای این که سواد و شعور خودت را به رخ بکشی، می بایست متن را غیر صمیمی و تشریفاتی کنی.


نهایتا رئیس خوبم در بازنگارش نامه به من کمک کرد تا نامه ام در سازمان مربوطه مورد تمسخر قرار نگیرد، ولی جمله ی آخری که به آن اضافه کرد نمونه ی خوبی است از این تکلف و تشریفاتِ نمایشی: "پیشاپیش از بذل توجه و عنایت آن مقام محترم کمال تشکر و امتنان را دارد". اگر به نامه نگاری های اساتید برجسته و شرکت های بزرگ دنیا با بنده نگاهی بیاندازید، هیچ اثری از این نوع جملات نخواهید دید.

برچسب‌ها: ایران، فرهنگ


ابزار امتیاز دهی



جمعه 22 آبان‌ماه سال 1394 ساعت 17:23

935. فراتر از حقوق


در این نوشتار سعی می کنم با ذکر یک خاطره یکی از دردهای کشورهای جهان سوم را توضیح دهم:


یکی از همکاران ما در شرکت در ایران، چندی پیش یک جراحی کوچک داشت. پس از انجام موفق جراحی در یکی از بهترین بیمارستان های خصوصی تهران، به سر کار برگشت. در میان صبحت هایی که در دفتر می کردیم گفت: چند روز بعد از جراحی به دفتر دکتر رفتم. خیلی از او ممنون بودم که کارش را خوب انجام داده است. از او تشکر کردم و یک میلیون تومان (علاوه بر مخارج بیمارستان) مستقیما به خودِ او هدیه دادم. خیلی خوشم آمد که قبل از عمل این پول اضافی را درخواست نکرده بود! با کمال میل این پول را به او پرداخت کردم، نوش جانش! در این میان، همکاران دیگر هم با او هم نوا شدند که دست دکتر درد نکند، ولی من متعجب و ناراحت برای آن ها خاطره ای به شرح زیر تعریف کردم:


یکی از آشنایان ما، در دانشگاهی در آلمان پذیرش دانشجویی گرفته بود. دانشگاهِ مذکور تعدادی خوابگاه داشت، ولی تعداد اتاق ها کمتر از تعداد دانشجوها بود. و طبق قوانین، وقتی اتاق ها پر می شد، مسئولیت محل اسکان دانشجوهایی که اتاق به آن ها نرسیده بود با خود دانشجوها بود و دانشگاه دیگر در این باره مسئولیتی نمی داشت. این آشنای ما، یکی از آن دانشجوهای بد شانس بود که به او اتاق نرسیده بود. او به دانشگاه رفته بود و شرایط سخت خودش را توضیح داده بود و اینکه برایش دشوار است در کشور غریب خارج از دانشگاه اتاق اجاره کند. مسئول مربوطه ی دانشگاه هم گفته بود که تلاشش را می کند تا برای او اتاق پیدا کند. خلاصه مسئول مربوطه طی تلاش های بسیار و پرس و جو نهایتا توانست برای آشنای ما در خوابگاه دانشگاه یک اتاق خالی کند. پس از این خبر خوب، آشنای ما به آن اتاق اسباب کشی کرد و مستقر شد. چند روز بعد، برای قدردانی از مسئول مربوطه، به دفتر او رفت و برای او هدیه ای برد. اینجاست که داستان جالب می شود؛ آن مسئول مربوط به شدت از دست دوست ما عصبانی می شود که منظورش از این کار چیست؟ می گوید: "من فقط وظیفه ی خودم را انجام داده ام. هر کاری کرده ام، برای این است که شغل من بوده است. برای انجام دادن وظیفه ام و شغلم، حقوق می گیرم. این هدیه دیگر چیست؟! هر چه زودتر از اتاق من برو بیرون!" این آشنای ما هم دست پاچه می شود و تلاش می کند توضیح دهد که منظوری نداشته است و فقط به عنوان قدردانی برای او هدیه آورده است. می گوید: "در کشور ما برای قدردانی از کسانی که برای ما زحمت می کشند و کاری انجام می دهند، هدیه ای در نظر می گیریم". ولی آن مسئول نمی پذیرد و دوباره این نکته را تکرار می کند که هر کاری کرده است وظیفه اش بوده است و در برابر این وظیفه حقوق دریافت می کند. دیگر هدیه مفهومی ندارد.


و بعد توضیح دادم که چقدر جامعه ی ما بدبخت است که افراد برای انجام وظیفه ی خودشان، توقع دارند فراتر از حقوقشان چیزی دریافت کنند. این موضوع آن قدر فراگیر است که شاید اصلا به چشم کسانی که در سیستم ایران بزرگ شده باشند نیاید. شاید تعجب کنند و بگویند، این که عیب ندارد که هدیه بدهیم! ولی اگر دقت کنید خواهید دید که همین فرهنگ غلط (ایجاد توقع فراتر از حقوق) است که مسائلی مثل رشوه را در جامعه رواج می دهد. یعنی یا طرف مقابل از روی اختیار مبلغی فراتر از حقوقتان به شما می دهد، و یا اینکه به زور آن مبلغ را از او می گیرید! در بسیاری از ارگان های خارجی، اگر هدیه ارزشی بیشتر از یک حد داشته باشد (مثلا بیشتر از 50 دلار ارزش داشته باشد) قانونا باید رد شود و اصلا حق پذیرش آن وجود ندارد. حتی در دانشگاه، اگر برای استاد خودت هدیه ای گران بخری، او قانونا حق ندارد بپذیرد. آن هدیه ای که برای شما عادی است، برای من حیرت آور و غیر قابل قبول است. تا وقتی فراتر از حقوق به افراد "هدیه" می دهید، توقع های عجیب و غریب در جامعه باقی خواهد ماند. از طرفی جامعه آن قدر مریض است که اگر این "هدیه" را ندهی، به هزار و یک چیز دیگر (مانند خسیس بودن) متهم می شوی. مانند شیرینی ندادنِ من در روز عروسی به کسی که دست گل عروس را پیچیده بود (و مبلغی را که طی کرده بودیم تمام و کمال دریافت کرد)، که آن داستان بماند برای روزی دیگر...

برچسب‌ها: ایران، خاطره


ابزار امتیاز دهی


<< 1 2 3 4 5 ... 191 >>