X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


چهارشنبه 30 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 11:42

889. تاثیر مخرب الکل بر خانواده (2)


در نوشته ی قبلی (لینک) یک ارگان فنلاندی غیر دینی را معرفی کردم که تلاش دارد مردم را از آثار مخرب الکل بر خانواده ها آگاه کند (بالاخص آثار منفی الکل بر رابطه ی میان کودکان و والدین). در این نوشتار نیز دوباره همین گروه فنلاندی و یکی دیگر از کلیپ های زیبایی است که در این باره ساخته اند.


این کلیپ در مورد وضعیت خوف ناکی است که پدر مادرها هنگام مستی در چشم کودکان دارند. آدم به قیافه ی بعضی از این کودکان که نگاه می کند (مخصوصا آن آخری با لباس قرمز) دلش دگرگون می شود که آخر این زهر مار چیست که این والدین حاضر نیستند برای سلامت روانی کودکانشان هم که شده از آن دست بکشند؟


در انتها کلیپ نوشته است:

"کودکانمان ما را به چه شکل می بیند؟"

"وقتی الکل نوشیده ایم؟"


کلیپ را می توانید از یوتوب ببینید (لینک) و یا از وبلاگ مشاهده و دانلود کنید (لینک مشاهده با قابلیت دانلود به حجم 3.66 مگابایت).


امیدوارم که با پیشرفت علم و تکامل عقل بشر، کم کم انسان ها متوجه دستورات صحیح عقلی منطبق بر دین شوند. البته خیلی مانده است تا عقل دنیا کامل شود، و هنوز دنیا از خیلی از جهات در جهلِ انفصال از دستورات الهی می سوزد.

برچسب‌ها: اروپا، فرهنگ، اسلام، هنر، رسانه، غرب


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 24 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 09:43

888. تاثیر مخرب الکل بر خانواده (1)


مشروبات الکلی یکی از مهم ترین عوامل در ناکارآمدی و مشکلات روابط خانوادگی هستند. سخنرانی های زیادی در محافل مذهبی علیه مشروبات الکلی و ضررهای بیشمار آن زده می شود. ولی متاسفانه ممکن است این صحبت ها به دلیل تصورات منفی علیه مذهب، مورد استفاده ی خیلی از افراد جامعه قرار نگیرد. متاسفانه عده ای در جامعه ی ما هستند که علیه اسلام جبهه می گیرند و یا این که طعمه ی زرق و برق فضای غیر دینی قرار می گیرند. این افراد کلا با هر چه مذهب می گوید مخالفت می کنند، بدون این که حتی به خود اجازه دهند به دلایل حکم شرعی فکر کنند.


در هر صورت، امروز می خواهم یک فیلم که توسط بنیاد "دوران کودکی آسیب پذیر" در فنلاند ساخته شده است را با شما به اشتراک بگذارم. خوشبختانه این فیلم نه توسط مسلمان ها ساخته شده است و نه بودجه ی آن توسط مسلمان ها تامین شده است. این فیلم حاصل تلاش های یک ارگان کاملا اروپایی غیر دینی است. این ارگان فقط با توجه به تحقیقات علمی اعلام کرده است که:


"research has shown that every fourth Finnish child has suffered some harm or emotional disturbance because of parent’s alcohol usage. Research carried out among Finnish teenagers aged 12-18 years shows that children think that their parents ought not to drink at home and that they are much nicer when sober."


"تحقیقات نشان داده است که یک چهارم فرزندان فنلاندی به دلیل استفاده ی والدین آن ها از مشروبات الکلی مورد نوعی صدمه و یا آزار روحی قرار گرفته اند. تحقیقات میان جوانان 12 الی 18 ساله ی فنلاندی نشان می دهد که فرزندان عقیده دارند که والدین آن ها نباید در خانه مشروب بنوشند و آن ها هنگامی که مست نیستند بسیار مهربان تراند." (لینک)


دوستان، این حرف های یک آخوند بالای منبر نیست، این تحقیقات علمی است! مطمئن باشید اگر دست علم باز باشد تا دنیا را اداره کند، فضای دنیا بسیار اسلامی تر خواهد شد. ولی افسوس که منافع مالی و سیاسی اجازه ی شکوفایی علم به معنای واقعی خودش را نمی دهد. اگر یادتان باشد چندی پیش مطلبی پیرامون زورگویی شرکت های الکلی در قوانین کشور برزیل نوشته بودم که نمونه ای از همین دخالت های منفعت طلبانه است (لینک).


این شما و این هم یک فیلم "یتیم خانه". ترجمه متن انتهای فیلم عبارت است از:


"فرزندان نمی توانند والدین خود را انتخاب کنند"

"اگر می توانستند چطور؟"

"عقاید خود پیرامون استفاده از مشروبات الکلی توسط والدین را به اشتراک بگذارد"



برای دانلود فیلم می توانید *اینجا* را کلیک کنید (حجم 5.25 مگابایت).

برچسب‌ها: اروپا، فرهنگ، اسلام، سیاست، هنر، رسانه، اقتصاد، عقل، غرب


ابزار امتیاز دهی



چهارشنبه 9 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 12:37

887. پوستر ضد روابط اینترنتی


دیروز در دانشگاه راه می رفتم که این پوستر را به دیوار دیدم. پلیس هنگ کنگ آن را چاپ کرده است. پیغام تبلیغ این است که در اینترنت امکان دارد شما با یک گرگ رو به رو باشید که خودش را به عنوان یک انسان خوب معرفی کرده است. یک نکته به شما بگویم: بعید می دانم -حتی حاضرم ادعا کنم که غیر ممکن است- همچین پوستری در یک دانشگاه اروپایی یا آمریکایی دیده شود. اگر قرار باشد در اروپا یا آمریکا دانشجویان را از رفتارهای خطرناک برحذر بدارند، حتما از روشی جدی تر و بزرگسالانه تر استفاده خواهند کرد. این نوع پیغام های کارتنی در اروپا و آمریکا بیشتر مختص فضاهای دبستان (یا حداکثر دبیرستان) است. ولی به طور کلی مردم هنگ کنگ (و همچنین مردم چین و اصولا شرق دنیا) سلیقه های بچه گانه ای دارند که با این نوع تبلیغات و کارتن و نقاشی و عروسک بازی و غیره در تضاد نیست. برای دیدن سایز بزرگتر، بر روی عکس کلیلک کنید.


برچسب‌ها: هنگ کنگ، فرهنگ، هنر، اروپا، آمریکا


ابزار امتیاز دهی



شورای شهر گلاسکو در اسکاتلند امروز صبح (جمعه، هفتدهم مرداد) پرچم فلسطین را بر سردر خود به اهتزاز درآورد. این شوری در بیانیه ای اعلام کرده است که این پرچم را به علامت حمایت از مردم خشونت دیده ی غزه افراشته است. این اقدام پس از آن صورت گرفته است که شهردار "بیت لحم" در فلسطین -که شهر خواهر خوانده ی گلاسکو است- طی نامه ای درخواست همدردی از شهر گلاسکو کرده است.

شورای شهر اعلام کرده است که بسیار از مردم این شهر نیز با ارسال نامه از شهرداری درخواست همدردی با مردم فلسطین کرده اند. در قسمتی از بیانیه ی شورای شهر گلاسکو نوشته شده است: "خیلی در دوست داران فلسطین در گلاسکو زندگی می کنند و این زمان اضطراب آوری برای آن هاست. این مردم اعتقادات مذهبی و سیاسی گوناگونی دارند ولی همه ی آن ها در حمایت از مردم فلسطین متحداند. برای همبستگی با مردم بیت لحم و فلسطین شورای شهر گلاسکو پرچم فلسطین را در جمعه هشتم آگوست خواهد افراشت."

معاون این شوری در این باره گفته است: "اگر هر کدام از شهرهای خواهر خوانده ی ما دچار مشکل شوند، ما برای کمک به آن ها اقدام خواهیم کرد".

این اقدام سخنگوی اسرائیلی ها را عصبانی کرده است. پال مورون در مصاحبه ای با شبکه ی اسکای با عصبانیت گفت: "برافراشتن پرچم فلسطین هیچ فایده ای ندارد. این بدترین نوع سیاست است. این کار عقاید و نظر (ما) را عوض نمی کند. شورای شهر گلاسکو می بایست پرچم اسرائیل را نیز به اهتزاز درآورد!"



خبر برگرفته و ترجمه شده از این لینک.

این لینک هم از توضیحات رسمی شورای شهر گلاسکو در این باره.

برچسب‌ها: سیاست، غرب، اخبار، اروپا


ابزار امتیاز دهی



چهارشنبه 17 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ساعت 20:07

869. دوچرخه دزدی


همانطور که می دانید، استفاده از دوچرخه در اکثر کشورهای اروپایی یک امر کاملا عادی است و بسیاری از مردم برای حمل و نقل از دوچرخه استفاده می کنند. مثلا یکی از استادهای خود ما امروز با دوچرخه آمده بود و هنگامی که دوچرخه اش را به میله های جلوی دانشکده می بست خوش و بش کردیم. درست است که اینجا یکی از پرپرستیژترین موسسات علمی دنیا است، ولی به جرات می گویم که هیچ کدام از دانشجوها و یا اساتید دانشگاه کمبریج دوچرخه سواری را عار نمی دانند. خلاصه، دوچرخه سوار اینجا زیاد است. در عین حال، اینجا دزدیده شدن دوچرخه ی آدم هم چیز عجیبی نیست. معمولا هر کس دوچرخه دارد یک قفل خوب هم برایش می خرد که هر جا رفت آن را ببندد.


چند روز پیش با همسر گرامی رفته بودیم مرکز شهر برای خرید. از شانس ما، یک جشنواره در سطح کل شهر در حال برگزاری بود و خیابان ها شلوغ بودند. پلیس هم در خیابان ها پرسه می زد که نظم جشنواره را برقرار کند. (جشنواره در واقع یک رویداد علمی عمومی بود که طی آن همه ی دانشکده ها درهای خودشان را به مردم عادی شهر باز کرده بودند و افراد با خانواده هایشان برای دیدن جزئیات درون دانشگاه می آمدند. خیلی از افراد با کودکان آمده بودند و دانشکده ها هم از آن ها استقبال کرده و سعی می کردند آن ها را به علم علاقه مند کنند). جزئیات جشنواره بماند برای بعد.


همسر گرامی با من به دانشکده آمد و دوچرخه هایمان را کنار هم جلوی دانشکده به میله بستیم. بعد از من جدا شد و به سمت یکی از مغازه ها رفت. من هم به داخل دانشکده رفتم و قرار شد وقتی آزمایش هایم تمام شد، او را در نزدیکی مغازه ببینم. خلاصه آزمایش های من به اتمام رسید. از دانشکده بیرون آمدم و قفل دوچرخه ها را باز کردم. مغازه ای که قرار بود همسر را در آن ببینم مقداری فاصله داشت، پس مجبور شدم هر طور شده هر دو دوچرخه را تا در آن مغازه ببرم. کمی سخت بود ولی با یک دست هر کدام را گرفتم و آرام آرام به سمت مغازه حرکت کردم. چند قدمی بیشتر نرفته بودم که یک پلیس آمد و جلوی من را گرفت و گفت: «ببخشد! هر دو دوچرخه مال شما هستند؟». سریع متوجه شده ام که فکر می کند در حال دزدیدن دوچرخه هستم! شاید اگر از دید او به قضیه نگاه کنیم، با خودش فکر می کرده است که چرا من همزان در حال هدایت دو دوچرخه هستم؟

گفتم: «نه!»

کمی جا خورد.

ادامه دادم: «این یکی مال من است و آن یکی مال همسرم»

پرسید: «همسرت کجاست؟»

گفتم: «رفته است مغازه. من دارم دوچرخه را به سمت مغازه می برم تا به او تحویل دهم»

گفت: «ببخشید. اگر می شود به من نشان دهید که شما می توانید قفل هر دو دوچرخه را باز کنید. اگر توانستید هر دو قفل را باز کنید...» فهمیدم که می خواهد مطمئن شود هر دو دوچرخه مال خودم است.

من هم خندیدم و گفتم: «بلی حتما». قفل را یک دور باز و بسته کردم که به او نشان دهم کلید هر دو را دارم.

او هم لبخندی زد و گفت:‌ «واقعا عذر می خواهم. بفرمایید»


تا به حال شده است پلیس از شما عذرخواهی کند؟

برچسب‌ها: انگلستان، خاطره، فرهنگ، اروپا، دانشجو، سفر، کنفرانس


ابزار امتیاز دهی


1 2 >>