X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


پنج‌شنبه 16 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 22:56

899. پست: یک اختراع ایرانی


امروز یک سخنرانی در مورد تاریخ دنیا توسط یکی از پروفسورهای مطرح آمریکایی را گوش می کردم. ایشان در مورد تمدن های گذشته صحبت می کند و مسائل مختلفی را مطرح کرده و تحلیل می کند. این سخنرانی ها مجموعه ای به طول حدود 15 ساعت است که تاریخ بشر را به صورت خلاصه بیان می کند.


در میان صحبت های امروز این جمله من را به فکر فرو برد:

"پرشیا (ایران) اولین تمدنی بود که سیسپم پست را اختراع کرد".


دوستانی که در اروپا زندگی کرده باشند، می دانند که چقدر این خارجی ها تلاش می کنند اگر چیزی را اختراع یا کشف کرده اند، آن را به گونه ای حفظ و نگهداری کنند که زبانزد دنیا شود. به عنوان مثال عنصر "فسفر" در سوئد کشف شد، و به همین دلیل امروزه سوئد یکی از بزرگترین تولید کنندگان کبریت در دنیا است (نوک کبریت از گوگرد استفاده می کند). این حس تملک بر روی چیزی که یک کشور اختراع یا کشف کرده است به شدت در انگلستان و فرانسه هم دیده می شود. مخصوصا این انگلیسی ها خیلی به تاریخ خود می بالند و اختراعات خودشان را به گونه ای با کیفیت حفظ می کنند که گویا سر قفلی آن دست خودشان است.


امروز با خودم فکر می کردم که چقدر خوب می شد اگر سیستم پستی ایران به گونه ای خودش را اداره می کرد که زبانزد خاص و عام شود. یعنی به گونه ای عمل کند که همه در گوشه ی ذهن خودشان بدانند که پست اختراع ایران بوده است و امروزه هم حرف اول را در این زمینه می زند. ناگفته نماند که وضعیت پست کشور در حال حاضر نسبتا خوب است (خیلی خیلی بهتر از کشورهای جهان سوم دنیا است. اگر داستان های مربوط به پست در کشورهایی مانند بنگلادش را برایتان تعریف کنم، حاضر خواهید شد پست ایران را حلوا حلوا کنید و بر روی چشم خود بگذارید). ولی آرزوی من این است که کاش آن قدر پست ایران خوب بود که خیره کننده بود! مثلا به جای پست دی اچ ال یا پست فد اکس، مردم دنیا از پست ایرانی استفاده می کردند و در واقع اصالت و تارخیچه ی این اختراع در روح پست ایرانی دیده می شد.


نمی دانم، این افکار فقط یک فکر گذرا بود. قطعا نیاز به تحلیل اقتصادی دارد تا ببینیم اصلا توجیه پذیر هست یا خیر.

برچسب‌ها: فرهنگ، تاریخ، انگلستان، ایران


ابزار امتیاز دهی



شنبه 4 بهمن‌ماه سال 1393 ساعت 09:12

898. بدعتی به نام چک ضمانت هنگام استخدام


در هیچ کدام از کشورهای جهان اول که در آن ها زندگی کرده ام، با پدیده ای این چنینی رو به رو نشده ام: دریافت چک ضمانت هنگام استخدام! ولی در این چند هفته که ایران بوده ام از دوستان مختلفی که در شرکت های خصوصی ایران کار می کنند شنیده ام که بعضی از شکرت ها این بدعت را شرط استخدام کرده اند. یعنی مثلا می گویند در هنگام امضای قرارداد برای شروع همکاری، کارمند می بایست مبلغی مانند 10 میلیون تومان چک یا سفته به شرکت بدهد. شرکت این طور توجیه می کند که این برای ضمانت است که مبادا در آینده این کارمند ضربه ای به شرکت وارد کند. در واقع یک نوع امنیت برای شرکت است که اگر در آینده این کارمند دست از پا خطا کرد، بتواند با این چک یا سفته او را جریمه کند.


اولین سوالی که پیش می آید این است که مگر مملکت قانون ندارد!؟ اگر آن کارمند ضربه ای قابل توجه به شرکت وارد بکند، مگر قانون کشور برای پیگیری این مساله کافی نیست که شرکت ها خود را ملزم به این می دانند که یک "گرو" علیه کارمندان خود در دست داشته باشند؟ شاید جواب این سوال این باشد که گرچه مملکت قانون دارد، ولی طی کردن فرایند قانونی دشوار است و شرکت ها نمی خواهند خود را به زحمت شکایت و شکایت کشی بیاندازند. آن ها خیلی راحت تر هستند یک گرو نقد در دست داشته باشند.


سوال دوم این است که اگر این چک یا سفته را به عنوان "ضمانت" دریافت می کنند، چرا به کارمندان اجازه نمی دهند که بر روی چک بنویسند این چک، چکِ ضمانت است؟! شرکت ها تاکید دارند که باید چک یا سفته بدون هیچ توضیحی یا پشت نویس خاصی در اختیار شرکت قرار گیرد. یعنی این کارمند بدبخت حتی حق ندارد بر روی این چک بنویسد که برای چه آن را در اختیار شرکت گذاشته است! در عمل این چک یا سفته یک "آتو" در دست آن شرکت است که هر موقع دلش خواست کارمند را توسط آن تهدید کند. البته من به شرکت ها بدبین نیستم و نمی گویم هر شرکتی چک دریافت می کند برنامه ریزی کرده است تا توسط آن چک کارمندان خود را تهدید کند، ولی حرف من این است که در عمل، با توجه به شرایط، اگر شرکت بخواهد دستش برای آزار و اذیت کارمند باز است.


سوال آخر این است که با توجه به نکات منفی ذکر شده، چرا کارمندان می پذیرند زیر بار همچین ذلتی بروند!؟ متاسفانه شاید جواب این سوال واضح باشد: آن قدر شرایط بازار کار بد است که شرکت ها هر طور دوست داشته باشند شرایط استخدام را تنظیم می کنند. هر کارمندی هم که معترض باشد و راضی نباشد زیر بار این ذلت برود، به راحتی کنار گذاشته می شود و ده ها نفر در صف هستند که حاضرند با پذیرش ذلت جای او را بگیرند. ناگفته نماند که پای درد و دل های شرکت ها هم باید نشست که کارمندان ناشایست چه بلاها سر آن ها آورده اند.


از وقتی که با پدیده ی دریافت چک و سفته توسط شرکت های خصوصی در ایران آشنا شده ام، ناراحت ام. چندی پیش برادرم برای مصاحبه ی کاری به یک شرکت خصوصی رفته بود. آن ها هم گفته بودند که او را به شرط دادن یک چک به مبلغ 25 میلیون تومان استخدام می کنند. برادرم که اکثر عمرش را در خارج از ایران زندگی کرده است به من زنگ زد تا در مورد این موضوع از من سوال کند. من هم نکات فوق را برایش گفتم. او هم مثل من بسیار از این ذلت متعجب شده بود و استیصال خودش را در یک جمله بیان کرد:
I hate this country

گرچه این واکنش آنی و در شرایط خشم بود، ولی کاملا حس او را درک می کردم. کسی که با روحیه آزادگی زندگی کرده باشد، با این نوع برخورد سرخورده می شود.


در این مدت کوتاه مساله ی چک ضمانت کمابیش در فکرم بوده است. هفته ی گذشته فکرهایم را جمع و جور کردم و تصمیم گرفتم برای مدیر عامل یکی از شرکت های خوب این مرز و بوم نامه ای بنویسم. نامه ای که نوشتم به مسائل مختلفی می پرداخت که خارج از بحث فعلی است. به همین دلیل فقط قسمت مربوط به "چک ضمانت" را برای شما دوستان نقل می کنم. برای حفظ احترام این شرکت محترم، اسم آن را از این  نوشتار حذف می کنم. همچنین تاکید دارم که این شرکت بسیار اخلاقی است و با گرفتن چک هرگز کارمندان خودش را مورد تهدید بی جا و یا اذیت و آزار قرار نداده است. ولی در هر صورت، روحِ دریافت چک از کارمندان به نظر این جانب غلط است و به همین دلیل به آن پرداختم:


"... با پدیده ای رو به رو شده ام که به جرات می گویم فرسنگ ها با روحیه ی جهان اول و حرفه ای گری در تضاد است: و آن عبارت است از چک تضمین گرفتن هنگام استخدام. گرچه این اپیدمی در بسیاری از شرکت های ایرانی رواج دارد ولی چقدر عالی است اگر شرکت شما در انهدام این سنت ناپسند پیشقدم شود. البته دریافت کردن چک تضمین می تواند یک قانون داخلی شرکت باشد و هر شرکت حق دارد قوانین داخلی خود را تعیین کند. ولی اگر به کُنه این رسم دقت کنیم متوجه می شویم نوعی ذلت است که بر کارمند تحمیل می شود. به نظر من دریافت این چک نوعی درخواست از کارمند است که آزادگی خود را بفروشد و حاکی از یک نوع بدبینی به نیروی انسانی است... راه صحیح این نیست که با گرفتن دست آویز کارمند ها را "مجبور" به ماندن کنید. بلکه راه صحیح و انسانی این است که آن ها را راضی نگه داشته و با آن ها به گونه ای رفتار کنید که آن ها رابطه ای عاطفی و سالم با شرکت برقرار کرده و احساس درونی تعلق کنند. شما که با کشورهای پیشرفته دنیا ارتباطات زیادی دارید حتما می دانید که گرفتن چک به صورت "گرو" چقدر به دور از انتظار و به دور از کرامت انسانی است. در هر صورت، با توجه به کیفیت بالای فضای شرکت و شخصیت عالی مدیران و کارمندان این شرکت، بنده توقع والاتری از این مجموعه دارم"


به امید روزی که ما کارمندها آن قدر برای خودمان ارزش قائل باشیم که شرکت هایی که دریافت چک ضمانت را الزامی می کنند با موقعیتی رو به رو شوند که هیچ کس حاضر نباشد برای آن ها کار کند.

برچسب‌ها: ایران، فرهنگ، قانون


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 25 دی‌ماه سال 1393 ساعت 15:09

897. تاخیر تاکتیکی و شرمندگی ما


همانطور که می دانید امروز تیم ملی فوتبال ایران توانست با نتیجه ی یک بر صفر تیم قطر را شکست دهد. ما هم مثل خیلی از خانواده های ایرانی دور هم نشسته بودیم و بازی را با هم دیدیم. ولی در این وسط، علاوه بر فوتبال، مسائل فرهنگی نیز برای من اهمیت بسیار زیادی داشت.

*********

تیم ایران جلو افتاده بود و مقدار کمی از بازی مانده بود. یک برخورد خیلی کوچک بین بازیکن تیم ایران و تیم قطر صورت گرفت. بازیکن ایرانی به شیوه ای غیر ورزشی خودش را به زمین زد و شروع کرد به وقت تلف کردن. واضح بود که هیچ اتفاقی برای او نیافتاده است و فقط دارد تلاش می کند وقت بازی را به نفع تیم ایران سپری کند. آش آنقدر شور بود که گزارشگر ایرانی هم به این موضوع اعتراف کرد. ولی گزارشگر در کمال وقاحت گفت: "بلی. علیرضا حقیقی یک تاخیر تاکتیکی در بازی ایجاد کرده و امیدواریم مشکل خاصی برای او پیش نیامده باشد..."

یاد آن روزهایی افتادم که تیم ملی ما از بحرین و قطر و دیگر کشورهای عربی عقب می افتاد و آن ها خودشان را به زمین می زدند. یاد آن روزها می افتم که هر چه از دهن ایرانی ها در می آمد به آن ها می گفتند و آن ها را متهم به بی اخلاقی می کردند. حالا چه شد؟ حالا که ما می کنیم اسمش "تاخیر تاکتیکی" است؟ حالم از این فرهنگ به هم می خورد. امروز بازیکنان تیم ایران یک بر صفر برنده شدند، ولی حد اقل ده دفعه خودشان را بی دلیل به زمین انداختند. شرممان باد.

برچسب‌ها: فرهنگ، ورزش، رسانه، ایران


ابزار امتیاز دهی



یکشنبه 7 دی‌ماه سال 1393 ساعت 14:02

895. تب "این" بودن


در زبان انگلیسی کلمه ی "in" که معمولا به معنای "داخل" یا "در" مکانی یا چیزی بودن است، معانی دیگری هم دارد. یکی از این معانی، کاربرد این کلمه به صورت صفت است. استفاده از کلمه "in" به صورت صفت، فقط به درد افرادی که در زبان پیشرفته یا بومی هستند می خورد و به همین دلیل معمولا این کاربرد را به شاگردها تدریس نمی کنم. البته دو کاربرد صفتی متفاوت برای این کلمه وجود دارد که منظور بنده کاربرد دوم آن است. معنی آخر در تصویر زیر همان معنی است که در مورد آن می خواهم بنویسم:



به معنای مدرن و به روز و باحال و در مُد بودن. البته دقیقا هیچ یک از این معانی نیست ولی نزدیک است. دیدید وقتی ناگهان فلان رنگ یا فلان مُد یا فلان ماشین یا فلان منطقه یا فلان آهنگ یا فلان لباس یا فلان مکان ناگهان بر سر زبان ها می افتد و برای شیک و به روز بودن افراد آن را طلب می کنند؟ کلمه ی "in" یک همچین معنی دارد.


دیروز یک گزارش خبری می دیدم از زنان کشور نیجریه که در حال حاضر تب بسیار داغی برای آن ها به وجود آمده است که از کلاه گیس استفاده کنند. گزارشگر می گفت که اگر در خیابان های پایتخت نیجریه (لاگوس) راه بروید، کمتر زنی را خواهید یافت که در زندگی اش از موی مصنوعی استفاده نکرده باشد. وقتی گزارش را می دیدم خیلی به حال این زنان تاسف خوردم. چه به سر آن ها آمده است که موهای خودشان را دوست ندارند و به جایش از موی مصنوعی استفاده می کنند؟ چه دلایل فرهنگی آن ها را به این سمت و سو کشانده است؟


در این فکرها بودم که یاد مردمان کشور خودم افتادم. ما هم در ایران چقدر از این مسائل و مُدگرایی داریم. چقدر بوتاکس؟ چقدر پروتز؟ چقدر دست و پا زدن و تقلا برای با مُد روز بودن؟ چقدر پُز دادن توسط مارک کفش و لباس؟ چقدر پُز دادن با منطقه مسکن و ماشین زیر پا؟ اگر از وضعیت عطش مردم به "in" بودن در ایران گزارش تهیه کنند، ما بیچاره تریم یا زنان نیجریه؟



پ.ن.1: من به ایران بازگشته ام. فعلا برنامه ای هم برای رفتن ندارم. با شماره موبایلم تماس بگیرید، دلمان تنگ شده است.

برچسب‌ها: فرهنگ، ایران


ابزار امتیاز دهی



جمعه 7 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 22:31

883. بهترین آب و هوای ایران در کدام شهر است؟


سلام بر دوستان


با اجازه ی دوستان در هفته ای که گذشت با خانواده برای مسافرت رفته بودیم شمال کشور (سمت نوشهر). بی رودربایستی بگویم: هوای شمال کشور به نظر من خیلی بد است؛ هم شرجی است و هم بیش از حد گرم. با تجربه کردن این هوای بد، به فکر فرو رفتم. تازه عجیب تر این است که قطار قطار ماشین در ترافیک چندین ساعته خودشان را به مهلکه می اندازند تا به سمت این هوا بروند! عجیب نیست؟ ما خوب برنامه ریزی کرده بودیم و به ترافیک ها نخوردیم، ولی در راه برگشت ماشین هایی را دیدیم که حدس می زنم حداقل 8 یا 9 ساعت برای رسیدن به شمال کشور در ترافیک گیر خواهند کرد. واقعا ناراحت کننده است. بعید می دانم دیگر به این زودی ها برای تفریح به آن سمت ها بروم.


دوستان که اطلاع دارند کمک کنند لطفا: مگر جای بهتری در کشور از لحاظ آب و هوایی نیست؟ یعنی جایی که سرد نباشد (بر خلاف آذربایجان یا ایلام) و شرجی نباشد (بر خلاف چالوس و محمودآباد) یا گرم و خشک نباشد (بر خلاف یزد و اصفهان)؟ آیا کشور ایران با این عظمت، شهری دارد که در آن دمای هوا در طول سال از محدوده 10 الی 27 درجه خارج نشود، با بارنگی کافی و هوایی غیر شرجی؟ دوستانی که در کشور بیشتر از ما سفر کرده اند کمک کنند لطفا. اگر این چنین شهری می شناسید، مقصد سفر بعدی بنده خواهد شد!


قربان شما

علیرضا

برچسب‌ها: ایران، سفر


ابزار امتیاز دهی


<< 1 ... 4 5 6 7 8 >>