X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


در حین انجام آزمایش های دوره ی دکتری با مشکل جالبی رو به رو شده بودم. در تعدادی از آزمایش هایم، یک توده ی لیگنوسلولز را مورد واکنش با محلول بازی هیدروکسید سدیم قرار می دادم، ولی نکته ی عجیب این بود که وقتی آزمایش را تکرار می کردم نتایج به دست آمده متفاوت می شد. خیلی تلاش کردم که همه ی شرایط را یکسان کنم. مسائلی مانند رطوبت و دمای اتاق و انجام مراحل آزمایش را به دقت کنترل می کردم که مبادا منجر به تفاوت شود. ولی باز هم نتایج متفاوت می شد. خلاصه سرتان را درد نمی آورم، پس از مدتی، متوجه شدم که عاملی که فکر می کردم مهم نیست، بر روی نتایج به دست آمده  اثر چشمگیری می گذاشت: و آن عبارت بود از نحوه ی شستشوی ماده بعد از اتمام آزمایش! خوشبختانه پس از کنترل دقیق پارامترهای شستشو مانند دمای آب، زمان، و شدت و زاویه همزن هنگام شستشو نتایج به دست آمده تکرارپذیر گشتند (چه نتایج خوبی هم بودند که نهایتا منجر به چاپ دو مقاله در ژورنال معروف و معتبر "سلیولز" گشت).


اصولا علوم تجبری این گونه است. اگر پارامترهای مهم در یک آزمایش به صورت دقیق کنترل شود، آن آزمایش تکرار پذیر خواهد بود. همین خاصیت تکرارپذیری است که به ما اجازه می دهد مطالب علمی را کشف کنیم و برای تولید تکنولوژی به کار گیریم. اگر علوم تجربی تکرارپذیر نبود، دیگر سنگ روی سنگ بند نمی شد و به عنوان مثال ایجاد خط تولید و کنترل کیفی محصولات غیر ممکن می بود.


یکی از ایرادهایی که افراد غیر مذهبی به پدیده هایی مانند معجزات، کرامات، و عرفان دینی می گیرند مربوط به همین نکته است. آن ها می گویند: چرا نمی توان ادعاهای دینی و عرفانی را به صورت مستقل و تکرارپذیر تایید نمود؟ چرا یک دعا امروز یک طور نتیجه می دهد، ولی همان دعا فردا اثر دیگری دارد؟ چرا کرامات اولیای خدا فقط در یک زمان یا مکان رخ می دهد، و آن فرد نمی تواند آن کرامت را به صورت تکرارپذیر اجرا کند؟ یکی از دوستان  نسبت به ارتباط با حقایق غیر مادی که پشت پرده ی این دنیا است اعتراض داشت. او تکرارناپذیری معنویات را مورد هدف قرار داده بود و نوشته بود "در این دوره و زمانه مورد آزمایش قرار دادن یک گزاره کار بسیار سختی نیست. هم مقدمات آماری آن فراهم است و هم مقدمات فلسفی آن. کافی است یک گزاره در بوته آزمایش قرار گیرد تا بتوان در مورد رد و یا صحت آن بحث کرد."


جواب بنده به این گونه سوالات بسیار ساده است: اتفاقا ادعاهای عرفان اسلامی و ارتباط با حقایق غیر مادی تکرارپذیر است، ولی به یک شرط! به این شرط که شما مانند هر آزمایش دیگر بتوانی همه ی پارامترهای مهم را اندازه گیری و کنترل کنی. همان طور که در آزمایش های من، کنترل مساله ای به سادگی شستشو، تاثیر بسیار زیادی در نتیجه ی آزمایش داشت، کنترل عوامل مختلف در آزمایشات دینی هم مهم است.


باید دقت داشت که یک پدیده ی عرفانی بسیار پیچیده تر از آزمایش علوم تجربی است. عوامل بسیاری در این موضوع موثر هستند که به عقل ناقص من و شما نمی آیند. به عنوان مثال اینکه من دیشب نمازم را اول وقت خوانده ام یا خیر، تاثیر خواهد گذاشت بر روی عملکرد عرفانی من در امروز. نیت آزمایش کننده، اخلاص عمل، حتی شاهدین آزمایش دینی هم ممکن است بر روی آن اثر گذارند!  شما چطور می خواهی این عوامل متعدد و متنوع را کنترل کنی تا بتوانی نتایج تکرارپذیر بگیری؟ اصلا ابزار آن را داری؟ اصلا عقلت می رسد که چه چیز را اندازه بگیری؟


پس، خلاصه بگویم: مسائل دینی (مانند معجزات، کرامات، و عرفان اسلامی) قابل آزمایش و تکرارپذیر است. ولیکن،به دلیل آن که پارامترهای متعدد و متنوع (مانند نیت، اخلاص، وضعیت روحی، و حتی نیت شاهدین آزمایش و...) بر روی نتیجه اثر خواهند گذاشت، با استفاده از ابزارهای محدود کنونی، اندازه گیری آن ها به صورت کامل برای ما مقدور نیست. مانند این است که شما با یک دستگاه تلگراف، تلاش کنی امواج تلویزیون را بگیری... آن هم به کیفیت اچ دی! کافی است که با عارفی کارکشته نشست و برخاست کنید تا از نزدیک به چشم خود ببینید که چقدر ابزار علوم تجربی برای اندازه گیری عظمت دنیای پشت پرده بچگانه است. من، با استناد به تجربه ی خودم، مشاهده کرده ام که اتفاقا دنیای معنوی پشت پرده قانونمند و منظم است. ولی نظم و قانون آن برای ما (که نمی توانیم پارامترهای مختلف را کنترل کنیم) سیال  است و ما فقط می توانیم با استناد به دستورالعمل های کسانی که راه را رفته اند، از آن دنیای پشت پرده به اندازه ظرف محدود خودمان بهره ببریم. و تلاش کنیم که ذره ذره از اسرار آن به مقدار اندکی بیشتر بفهمیم.


به قول سعدی:

ای برتر از خیال و قیاس و گمان و وهم
وز هر چه گفته اند و شنیدیم و خوانده ایم
مجلس تمام گشت و به آخر رسید عمر
ما همچنان در اوّل وصف تو مانده ایم

برچسب‌ها: اسلام، تحصیل، عبادت


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 18 دی‌ماه سال 1393 ساعت 21:24

896. نظر شما راجع به دانشگاه آزاد، واحد علوم و تحقیقات


سلام بر دوستان عزیز،

در این هفته که ایران بوده ام، یکی دو شرکت پیشنهاد همکاری به بنده داده اند و پرونده ی استاد شدن بنده در یکی از دانشگاه های سراسری ایران هم جاری است. در این بین، دانشگاه آزاد (واحد علوم و تحقیقات) نیز این پیشنهاد را داده است که در آن دانشگاه از ترم بعد شروع به تدریس کنم. البته اگر با واحد علوم تحقیقات شروع به همکاری کنم، فعلا به حالت موقتی و آزمایشی خواهد بود، که هم آن ها با اخلاق و روش تدریس بنده بیشتر آشنا شوند، و هم من فضای آن مجموعه را بهتر بشناسم.

از آن جا که من به خوانندگان این وبلاگ علاقه و اعتماد خوبی دارم، تصمیم گرفتم که نظر شما دوستان در مورد پیشنهاد دانشگاه آزاد را بپرسم. لطفا من را نظراتتان بهره مند کنید.

برچسب‌ها: وبلاگ، دانشجو، خصوصی، نظرسنجی، تحصیل


ابزار امتیاز دهی



یکشنبه 2 آذر‌ماه سال 1393 ساعت 06:35

892. افتخار به برخورداری معنا ندارد


ده روز پیش با موفقیت از پایان نامه ی دکتری خودم در رشته ی مهندسی شیمی (محیط زیست) دفاع کردم. همه چیز به خوبی پیش رفت. از آن روز هم، اطرافیان کلمه ی دکتر را در به عنوان پیشوند اسمم به کار می برند. حس عجیبی است. 


جلسه دفاع از تزم به صورت مستقیم برای مادرم در ایران مخابره می شد. بعد از اتمام دفاع، سیل تبریک ها و ابراز محبت ها از ایران سرازیر شد. از آن رو که خدا را شکر تز بسیار خوب انجام شده بود و علاوه بر رکورد انتشار مقالات نامزد دریافت چند جایزه نیز شده است، همگی در تبریک گفتن خیلی لطف داشتند. خدا همه عزیزان را خیر دهد. ولی با گذر زمان همانطور که تبریکات را دریافت می کردم و تلاش داشتم که همگی را پاسخ بگویم، از تعداد و شدت تبریکات، حس ناخوشی به دست آوردم. احساس کردم دیگر دارد زیاده روی می شود. مگر دکتری گرفتن چیست که انقدر مردم خودشان را ملزم به تبریک گفتن در موردش می کنند؟ از دکتر خطاب شدن خیلی خوشم نمی آید. از آن بدتر، این است که کسی خودش را دکتر خطاب کند. مگر من برای پز دادن به دیگران دکتری گرفته ام که بخواهم در مکالمه عنوان خودم را به رخ بکشم؟ البته در فضای علمی یا کاری معنی می دهد که دیگران از تخصص آدم آگاه باشند، ولی در زندگی روزمره چه دلیل دارد؟


برخورداری، چه از لحاظ مالی، چه از لحاظ تحصیلاتی، چه از لحاظ فرهنگی، چه هر گونه برخورداری دیگر فقط یک بازی در این دنیای گذرا است. نباید قطب نمای درون ما مسیر را گم کند. افتخار کردن به چیزی که مانند یک دانه شن در بیابان است بی معنی است. حماسه ی ژاپنی هایکه چه زیبا می گوید: "... بزرگان نیز روزی از پا در می آیند، و آن ها نیز مانند گرد و غبار در باد هستند". لاجرم یاد آیه ای زیبا از قرآن کریم افتادم که می فرماید "گرامی ترین شما نزد خدا با تقواترین شما است". پیام خدا روشن است: "زندگى دنیا، چیزى جز بازى و سرگرمى نیست! و سراى آخرت، براى آنها که پرهیزکارند، بهتر است، آیا نمى‌‌‏‌اندیشید؟!" (سوره انعام آیه 32)


علاوه بر اهمیت گم نکردن صراط، این نکته نیز مهم است که شرایط اجتماعی و خانوادگی برای این گونه موفقیت من محیا بوده است. در خانواده ای که ده ها دکتر و استاد دارد، دکتر شدن هنر است؟ اگر پسر یک فرد ثروتمند، خودش نیز در بازار موفق شود، جای تبریک شدید دارد؟ از قدیم گفته اند که "پول، پول می آورد".


داستان معلم و پرتاب کاغذ در سطل این موضوع را زیبا بیان می کند (لینک):


روزی معلم به کلاس آمد و به شاگردان گفت که قرار است آزمایشی انجام دهند. در این آزمایش، شاگردان به منزله ی اعضای جامعه هستند که هر کدام می خواهند موفق و ثروتمند و فرهیخته بشوند. معلم به شاگردان دستور داد که هر کدام از آن ها یک قطعه کاغذ را مچاله کنند.

سپس سطل زباله را به جلوی کلاس برد و گفت: هر کس از جای خودش تلاش کند که کاغذ خودش را به درون سطل بیاندازد. اگر کاغذ شما وارد سطل بشود، مانند این است که شما به موفقیت دست یافته اید و به سطوح بالاتر جامعه ارتقاع پیدا کرده اید.

در کلاس همهمه ای به پا شد. همگی متوجه شدند که شرایط ردیف اول به مراتب آسان تر است و شاگردان کلاس فاصله ی مساوی از هدف ندارند! همه شاگردان عقب کلاس اعتراض خود را بیان کردند. بدیهی است که تعداد کمی از شاگردان ردیف اول، با شاگردان عقب کلاس هم نوا شدند. آن ها بیش از هر چیز به موفقیت خود فکر می کردند.

در واقع، کسانی که در ردیف اول نشسته اند مانند کسانی هستند که در محیط و خانواده ای برخوردار به دنیا آمده اند. آن ها برای پیشرفت و رسیدن به سطوح بالاتر اجتماع کافی است کاغذ را دو متر پرتاب کنند. ولی آن فردی که در شرایطی ضعیف به سر می برد، یقینا راه دشوارتری برای موفقیت در پیش دارد.

شما که این متن را می خوانید یقینا دسترسی به آب و برق و خانه و لباس و غذا و رایانه و اینترنت دارید! آیا متوجه هستید که در مقایسه با اکثر انسان های این کره ی خاکی شما در دسته ی برخوردار قرار می گیرید؟ 


شکر خدا را نباید هرگز از یاد برد. وظیفه شکرگزاری نعمتی است که بزرگان دین در کسبش کوشیده اند و خویش را بدان آراسته اند. رسول خدا (ص) در یکی از شب ها که نزد عایشه بود به عبادت و تضرع مشغول شد. همسرش که این حالت را از پیامبر خدا دید به او گفت: یا رسول اللّه چرا خود را به زحمت می اندازی با اینکه خداوند تو را آمرزیده است نسبت به گذشته و آنچه آینده خواهی داشت. آن حضرت فرمود: ای عایشه نباید بنده شاکری باشم؟ (اصول کافی، ج 4، ص 289)

برچسب‌ها: تحصیل، خصوصی، خاطره، دانشجو


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 13 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 03:32

891. خلاصه پایان نامه دکتری


اعلامیه ی دفاع از تز دکتری، پنجشنبه هفته ی بعد:


برچسب‌ها: دانشجو، تحصیل، خصوصی، عقل، خاطره


ابزار امتیاز دهی



پنج‌شنبه 8 آبان‌ماه سال 1393 ساعت 11:50

890. صفحه ی تشکر و قدردانی تز دکتری


صفحه ی تشکر و قدردانی تز دکترای این جانب که دو هفته ی دیگر از آن دفاع خواهد شد.


برچسب‌ها: دانشجو، تحصیل، خصوصی، عقل، خاطره


ابزار امتیاز دهی