X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


جمعه 4 دی‌ماه سال 1394 ساعت 11:36

938. قسمتی از یک نامه


<<...روزی شاگردی به پیش استاد حکیمش آمد و گفت: عاشق دختری شده ام و می خواهم با وی ازدواج کنم. ولی کمی دو دل هستم که آیا ازدواج تصمیم درستی است؟ استاد جواب داد: چه ازدواج بکنی چه نکنی -در هر صورت- پشیمان خواهی شد." چقدر این داستانِ کوتاه جالب است. من را یاد آن آیه از قرآن می اندازد که می گوید "بی تردید ما انسان را در رنج و مشقت آفریده ایم" (سوره بلد آیه 4). تفسیر المیزان درباره این آیه می فرماید: "رنج و مشقت از هر سو و در تمامی شئون حیات بر انسان احاطه دارد، و این معنا بر هیچ خردمندی پوشیده نیست که انسان  در پی به دست آوردن هیچ نعمتی بر نمی آید مگر آن که خالص آن را می خواهد، خالص از هر نقمت و دردسر، و خالص در خوبی و پاکیزگی. ولی هیچ نعمتی را به دست نمی آورد مگر آمیخته با ناملایماتی که عیش او را منقص می دارد." این است خاصیت حیات ما در این کره ی خاکی...>>

برچسب‌ها: خصوصی، اسلام، زن


ابزار امتیاز دهی



نباید تصور شود که در تاریخ اسلام نقش مهمی نداشتند. بر اساس تواریخ حتی در بعضی اوقات که مردها حمایت کامل از حضرت رسول نداشتند (مانند صلح حدیبیه) زنان از او حمایت می کردند. به صورت خاص، این نوشتار مربوط به نقش زنان در جنگ های زمان پیامبر دارد. در این جا یک لیست از کارهایی که زنان انجام می دادند ارائه می شود. برای هر یک از موارد موجود در لیست نمونه های تاریخی و منابع موثق وجود دارد.

زنان نقش زیادی در تدارکات و امداد لشکر اسلامی داشتند. من جمله:

* آنان برای جنگجویان غذا تهیه می کردند

* تشنه ها را سیراب می کردند و مشک ها را بر دوش خود می گذشاتند تا به لشکریان جنگجو در میدان جنگ برسانند

* زخم مجروحان را با سوزاندن عصب و جای جراحت و قرار دادن حصیر سوخته بر روی آن مداوا می کردند

* در انتقال مجروحان به مکان های خاص مانند مساجد همکاری داشتند

* نقش آن ها در روحیه دادن و تشویق کردن جنگجویان مهم بود

* آنان فراریان را به جنگ باز می گرداندند

* لباس ها و مشک های پاره را دوخته و تعمیر می کردند

* فرماندگان جنگی با زنان مشورت می کردند

* از اسلحه ها و ساز و برگ های جنگی حفاظت و نگهداری می کردند

* در هنگام اضطرار در میدان جنگ اسلحه به دست گرفته و شرکت می کردند

پس نباید تصور کرد که زن ها در اسلام موجوداتی منفعل و خانه نشین هستند. نص صریح تاریخ به روشنی نشان می دهد که اسلام برای زن ها نقش های گوناگون اجتماعی در نظر گرفته و آنان را در مسائل اجتماعی مشارکت می داده است. 


منبع: مدیریت نظامی در نبردهای پیامبر، دکتر محمد ضاهروتر، ترجمه دکتر اصغر قائدان، انتشارات صریر، ص321-323

برچسب‌ها: اسلام، تاریخ، زن، جنگ


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 26 شهریور‌ماه سال 1392 ساعت 09:13

844. کاسانووا casanova


جیاکومو کاسانووا (یا کازانووا) اسم مردی ایتالیایی بوده که در قرن هجدهم زندگی می کرده است. او ابتدا به تحصیل الهیات پرداخت و در این زمینه استعداد و هوش فوق العاده ای نشان داد اما در سال ۱۷۴۱ بخاطر رفتار ناشایستش از صومعه سنت سیپریان اخراج شد. پس از آن وارد ارتش ونیز شد و بعد از آن به مدت ۲۰ سال با معرفی خود بعنوان یک سخنران، کشیش، قمارباز، نوازنده ویلون و ... به گشت و گذار از پایتخت های اروپایی پرداخت و پس از بازگشت به ونیز در سال ۱۷۵۵ به جرم جاسوسی زندانی شد اما به طرز معجزه آسایی از زندان فرار کرد و به فرانسه رفت. او با زرگنی های خاص خود، موفقیت ها و ماجراهای بسیاری را تجربه کرد. در فرانسه در دستگاههای دولتی نفوذ کرد و به مقامات بالا رسید و حتی شغلی را که فردریک دوم پادشاه آلمان به او پیشنهاد کرده بود را رد کرد. سپس باب آشنایی با بزرگان دوران زمان خود یعنی پاپ، ملکه کاترین، ولتر، فن هالر، مادام دوپمپادور را باز کرد. ولی همه ی این مسائل به کنار، چیزی که کاسانووا را امروز بیش از هر چیزی مشهور می کند، خاطرات فراوان عشقی اوست که در خاطراتش نگاشته شده است.


او به حدی با زنان متفاوت رابطه داشته است، که امروزه در زبان های اروپایی (منجمله انگلیسی) کلمه ی casanova آشنا است. این کلمه که به صورت اسم به کار می رود، به مردانی گفته می شود که مانند کاسانووا روابط زیادی با زنان دارند و در این روابط بسیار خوشبرخورد هستند به صورتی که زنان از همنشینی با آن ها لذت می برند. آن ها هنر جذب زنان به سمت خود را بلدند و با تهیه ی هدیه، گل، و دیگر کارهای رمانتیک می توانند قلب هر زنی را به دست آورند. ولی پس از به دست آوردن قلب زن و عاشقی با او، از او می گذرند و به دنبال طعمه ی دیگری می روند. به عبارتی دیگر، کاسانوواها، اشتهای سیری ناپذیری برای زنان دارند، ولی از زور و راه های خشن برای به دست آوردن آن ها استفاده نکرده، بلکه با چرب زبانی و دست و دلبازی آن ها را به رابطه مجاب می کنند و پس از لذت بردن، به دنبال ماجرایی دیگر می روند.



پ.ن.1: دیروز مقاله ای در یکی از خبرگزاری های انگلیسی نگاشته شده بود که توضیح می داد به دلیل کمبود پول پس از بحران اقتصادی اروپا از تعداد کاسانووا های امروزی در ایتالیا کاسته شده است. چراکه آن ها دیگر نمی توانند زنان رنگارنگ را با دست و دلبازی و ولخرجی به سمت خود جذب کنند و مجبورند به همان یک زن بسنده کنند! (لینک خبر انگلیسی)


پ.ن.2: تعریف کلمه کازانووا از dictionary.com و thefreedictionary.com


پ.ن.3: میلاد امام رضا (ع) بر همگان مبارک


پ.ن.4: متسافانه به دلیل سوء استفاده بعضی از دوستان، مجبورم خلاف میل شخصی خودم، بخش نظردهی را مدیریت کنم. من شخصا بسیار علاقه مند به مکان آزاد برای تبادل نظر هستم (همانطور که تاریخچه ی این وبلاگ نشان می دهد). همه می دانند که من نظرها را حذف نمی کنم -چه موافق من باشند چه مخالف من. ولی دیگر نمی توانم خوانندگانِ علاقه مند و دیرینه ی خودم را رنجیده ببینم و کاری نکنم. ببخشید که مجبور خواهید شد زمان کوتاهی صبر کنید تا نظرهایتان قبل از نمایش داده شدن "مورد تایید" قرار گیرند. نظرهای بی ربط، مورد تایید قرار نخواهند گرفت.

برچسب‌ها: فرهنگ، اروپا، زن


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 22 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 11:20

839. علاقه شدید شرقی ها به پوست سفید


آیا می دانستید در شرق آسیا سفید بودن یک امتیاز بسیار مهم محسوب می شود؟ اینجا هنگ کنگ است. چین را هم دیده ام. با کره ای ها و ژاپنی ها هم نشست و برخاست داشته ام. مالزی و سنگاپور و غیره هم مستثنا نیستند. در این قسمت دنیا، بی شک، علاقه ی شدیدی به پوست سفید است. این مردم دیوانه وار به رنگ پوست اهمیت می دهند.


یک ضرب المثل معروف چینی است که معمولا برای توصیف دختران به کار می برند: "سفید پوستی صد عیب را می پوشاند". گونه ی دیگری از همین ضرب و المثل می گوید: "وقتی کسی سفید باشد، بر ایرادهای (ظاهری) دیگرش چشم پوشی می شود". یک ضرب المثل دیگر چینی وجود دارد برای توصیف یک زنِ خوشبخت: "بای فو مِی". یعنی: سفید، ثروتمند، زیبا.


اینجا در آفتاب همه ی دخترها چتر بالای سر می گیرند، مبادا سیاه شوند. در موارد خاص، بعضی افراد حتی حاضر هستند هنگام رفتن به ساحل، ماسک و لباس کامل بپوشند تا مبادا سیاه تر شوند. به این شکل:



بعضی افراد این علاقه را به دلیل پیشینه ی تاریخی می دانند. در قدیم، زنان فقیرتر مجبور بودند بر روی زمین کار کنند و به همین دلیل پوست آن ها زیر نور آفتاب تیره تر می گشت؛ در حالی که زنان ثروتمند و دارای جایگاه بالای اجتماعی می توانستند در خانه بمانند و به همین دلیل، پوست آن ها سفید می ماند. به همین دلیل -به صورت غیر مستقیم- پوست سفید معادل جایگاه بالای اجتماعی بود. در همین راستا، به صورت تاریخی، خدایان و فرشتگان و زنان آسمانی همگی سفید پوست ترسیم شده اند.


در شرق آسیا، سالانه 13-18 میلیارد دلار آمریکا (بله درست خواندید، 13 الی 18 میلیارد دلار آمریکا) توسط زنان برای سفیدتر شدن بر روی کرم ها و پودرها و مواد شیمیایی دیگر خرج می شود. بعضی از این مواد شیمیایی در کشورهای اروپایی و آمریکا به دلیل خطرناک بودن غیر قانونی هستند.


البته هیچ استاندارد فرهنگی، برای ابد ثابت نمی ماند. امروزه جوانانی در چین هستند که به پیروی از فرهنگ غربی (که در آن مقداری برونزه بودن جذاب و مطلوب است) به سمت برونزه شدن رفته اند. ولی زمان زیادی نیاز است تا ملت میلیاردی چین به طور کلی دگرگون شود. فعلا اینجا اگر سفیدپوست باشید، هم کار بهتری پیدا می کنید، هم زوج مطلوب تری، هم احترام اجتماعی بیشتری. مردهای سفید هم بیشتر از مردهای سیاه مطلوبند. جای تعجب نیست که خیلی از مردان اروپایی به اینجا می آیند تا از چپ و راست برای آن ها دخترِ دمِ بخت ببارد.

برچسب‌ها: چین، تاریخ، زن، فرهنگ


ابزار امتیاز دهی