X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


پنج‌شنبه 5 تیر‌ماه سال 1393 ساعت 17:47

875. دیدن مستند «جنگ های کثیف» اکیدا توصیه می شود


چند شب پیش خیلی خوابم نمی آمد. نه این که بیخواب شده باشم، ولی احساس می کردم که در روز به اندازه ی کافی کارِ جالب یا مفید نکرده ام، و به همین دلیل از خوابین اجتناب می کردم. می خواستم قبل از این که چشم هایم را بر هم بگذارم حداقل یک استفاده ای از روز کرده باشم. خانمم رفته بود که بخوابد، من هم تنها پشت کامپیوتر نشسته بودم. یادم آمد که چندی پیش تعدادی فیلم و مستند جمع آوری کرده بودم که هنوز فرصت نشده بود آن ها را ببینم. خلاصه در بین مستندها گشتم و چشمم به مستند Dirty Wars افتاد. تصمیم گرفتم روی مبل دراز بکشم و در تاریکی شب فیلم را ببینم. آقا عجب تصمیمِ خوبی بود. جای همگی خالی.



خلاصه داستان : این مستند توسط Jeremy Scahill روزنامه نگار و محقق معروف ساخته شده است و از جنگ های پنهانی آمریکا در عراق، یمن، سومالی، و افغانستان و سرتاسر دنیا پرده بر می دارد. این مستد به خانواده ی قربانیانی سر می زند که توسط نیروهای فوق سری آمریکا کشته شده اند. نیروهای سری آمریکا که مستقیما دستور خود را رئیس جمهور این کشور می گیرند، مسئولیت عملیات تروریستی خود را بر عهده نمی گیرند و تلاش بر پوشاندن جنایت های خود دارند. مستند از جنبه ی هنری نیز قابل ارزیابی ست و دارای صحنه های سینمایی بسیار قوی ای می باشد.


توصیه می کنم که اگر وقتی پیدا کردید حتما این مستند را ببینید. این هم یک تیزر کوتاه از فیلم برای این که توجهتان را جلب کند (لینک). و در آخر، دانلود کامل فیلم با زیر نویس فارسی از سایت نزدیکه ظهور12 (لینک).

برچسب‌ها: جنگ، آمریکا، سیاست، رسانه


ابزار امتیاز دهی



شنبه 17 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 18:41

873. مشروبات الکلی و زورگویی فیفا


هنگام به دست آوردن حق میزبانی، کشورها با فیفا قراردادی به عنوان «تضمین» امضا می کنند که شرایط فیفا برای بهتر برگزار کردن مسابقات را بپذیرند. این قرارداد معمولا حاوی تضمین هایی مانند ایجاد زیرساخت های لازم، بقراری امنیت، قوانین مالیاتی، تسهیل دریافت ویزا توسط مسافران و غیره است. همانطور که می دانیم کشور برزیل حق میزبانی جام جهانی را به دست آورده و خود را آماده ی برگزاری این رویداد می کند. گرفتن حقِ میزبانی توسط هر کشور، دست آورد بزرگی برای آن کشور است و جام جهانی میلیادها دلار به درآمد ناخالص ملی می افزاید. ولی مسیر آمادگی کشور برای میزبانی مسابقات همیشه هموار نیست. به عنوان مثال، در میان مسائلی که بین فیفا و مقامات کشور برزیل تنش ایجاد کرده است می توان به آماده نبودن استادیوم ها و نگرانی پیرامون حمل و نقل تماشاچی ها اشاره کرد. ولی از میان مسائل مختلف، مسائله ی تنش برانگیز «مشروبات الکلی» هم بسیار جالب است.

 

مشکل از این جا شروع شد که قانون فدرال شماره n.10.671/2013 در برزیل هر گونه خرید و فروش مشروبات الکلی در استادیوم های ورزشی را قدغن کرده است. تحقیقات علمی فراگیر همواره بر ضررهای انکارناپذیر مشوربات الکلی بر سلامت فرد و جامعه تاکید کرده اند. بیش از 60 مرض مختلف به صورت مستقیم به مصرف مشروبات الکلی نسبت داده شده اند و حدود 4 درصد از مرگ میر در سطح جهان به دلیل استفاده از مشروبات الکلی است (1 و 2). همچنین استفاده از مشروبات الکلی فراگیری بیماری های آمیزشی را افزایش داده (3) و بهره‌وری کارمندان را کاهش می دهد (4). دولت برزیل هم با الهام گیری از این تحقیقات با وضع قوانین مختلف در صدد کنترل مصرف مشروبات الکلی بوده است.

 

ولی از طرفی دیگر فیفا تاکید دارد که مصرف مشروبات الکلی از جام جهانی انفکاک ناپذیر است.  حتی با توجه به تحقیق سازمان بهداشت جهانی که نشان می دهد حدود نیمی از درگیری های خشونت آمیز با مصرف مشروبات الکلی رابطه دارند، فیفا از موضع خود کوتاه نیامده است (5). سوال مهم این است چرا در دنیایی که ادعا می شود علم و عقل حرف اول و آخر را می زند این گونه در برابر تحقیقات علمی موضع گرفته می شود؟ از طرف دیگر فیفا در سایت رسمی خود می نویسد: «اطمینان از اینکه بازی فوتبال نشان دهنده بالاترین ارزش های جامعه است برای فیفا ضروری است» (6). حال باید دم خروس را باور کرد یا قسم حضرت عباس را؟ فیفا ادعا می کند که ارزش های جامعه در اولویت قرار دارند ولی تمام قد جلوی قوانینِ جلوگیری از تاثیرات مخرب مشروبات الکلی می ایستد. دلیل چیست؟ متاسفانه جواب این سوال کمابیش ساده است.

 

وقتی شرکت های غول آسای آبجو بزرگترین حامیان و اسپانسرهای مالی جام جهانی هستند، واضح است که فیفا برای از دست ندادن آنها حاضر است هر کاری بکند. تنها شرکت آبجوی Budweiser حدود 30 میلیون دلار به فیفا کمک مالی کرده است (7). وقتی حرف پول می شود، علم کیلو چند است؟ این است دنیای اقتصادِ آزاد. قصه را کوتاه کرده و بیش از این توضیح نمی دهم. در نهایت، قانون 12.663/2012 معروف به «قانون جام جهانی» در پارلمان برزیل بررسی شد و کنگره ی این کشور نیز در برابر فشارهای فیفا کوتاه آمده و مجوز فروش مشروبات الکلی در استادیوم ها را نهایی کرد. متاسفانه در دنیای سرمایه داری، ساده انگاری است که تصور کنیم علم حرف اول و آخر را می زند.


پ.ن.1: به نقل از روزنامه ایران ورزشی: یک گروه آلمانی حامی سلامت از فیفا و دولت برزیل به خاطر رفع ممنوعیت فروش مشروبات الکلی در استادیوم‌های جام جهانی انتقاد کرد. رافائل گراسمان مدیر مرکز اعتیاد آلمان (DHS) گفت: «این یک رسوایی امنیتی، سیاسی و بهداشتی است. منافع اقتصادی نباید بر همه چیز ترجیح داده شود. ما می‌خواهیم فیفا به قوانین کشور دموکراتیکی مانند برزیل احترام بگذارد.»

 


منابع

 

(1)Robin Room, Thomas Babor, Jürgen Rehm, Alcohol and public health, The Lancet, Volume 365, Issue 9458, 5–11 February 2005, Pages 519-530, ISSN 0140-6736, http://dx.doi.org/10.1016/S0140-6736(05)17870-2

(2)Jürgen Rehm, Colin Mathers, Svetlana Popova, Montarat Thavorncharoensap, Yot Teerawattananon, Jayadeep Patra, Global burden of disease and injury and economic cost attributable to alcohol use and alcohol-use disorders, The Lancet, Volume 373, Issue 9682, 27 June–3 July 2009, Pages 2223-2233, ISSN 0140-6736, http://dx.doi.org/10.1016/S0140-6736(09)60746-7

(3)Robert Cook, Duncan Clark, Is There an Association Between Alcohol Consumption and Sexually Transmitted Diseases? A Systematic Review, Sexually Transmitted Diseases, Volume 32, Issue 3, March 2005, pages 156-164

(4)Sally Casswell, Thaksaphon Thamarangsi, Reducing harm from alcohol: call to action, The Lancet, Volume 373, Issue 9682, 27 June–3 July 2009, Pages 2247-2257, ISSN 0140-6736, http://dx.doi.org/10.1016/S0140-6736(09)60745-5

(5)http://new.paho.org/hq/dmdocuments/2009/A&PH.pdf

(6)http://www.fifa.com/aboutfifa/socialresponsibility/about.html

(7)http://l2b.thelawyer.com/home/insight/changing-brazils-constitution-for-the-world-cup/3020589.article

 

برچسب‌ها: سیاست، اخبار، ورزش، اقتصاد


ابزار امتیاز دهی



یکشنبه 4 خرداد‌ماه سال 1393 ساعت 03:34

871. اعدام متهم اختلاس 3000 میلیاردی


امروز در خبرها اطلاع رسانی شد که متهم پرونده ی اختلاس اعدام شده است. وقتی این خبر را خواندم مطمئن بودم که موج هایی به پا خواهد شد. دسته ای خوشحال خواهند بود که کشور توانسته است یک دانه درشت را متهم کند و حقش را بگذارد کف دستش. این دسته افراد خوش بینی هستند که دوست دارند همه چیز را مثبت ببینند و به سیستم قضایی کشور امیدوارند. عده ای دیگر هم ادعا خواهند کرد که این حکم درست نبوده است و کاسه ای زیر نیم کاسه است و غیره. این ها کسانی هستند که عینک سیاه به چشم زده اند و حتی اگر ماست هم ببینند خواهند گفت سیاه است! البته ما می دانیم که بدخواهان همواره سعی خواهند کرد که هر گونه دست آورد مثبت برای کشور را سیاه جلوه دهند -به عنوان مثال می توانید به مطلب مهمی که در مورد انتخاب آقای روحانی نوشتم مراجعه کنید (لینک). ولی خوش بینی بیش از حد هم چیز خوبی نیست.


من نه متهمان این پرونده را می شناختم، نه فرایند محکوم کردن و مجازات ایشان را دنبال می کردم. هیچ اطلاعی نسبت به این ماجرا ندارم. پس منطقی است که از دادن حکم در مورد گناهکار بودن یا بی گناه بودن ایشان صرف نظر کنم. این کار من نیست، کار دادگاه است. من شغلم چیز دیگری است و بیشتر وقتم را در آزمایشگاه های دانشگاه می گذارنم. من آن قدر جزئیات پرونده را زیر و رو نکرده ام که بتوانم نظر قطعی بدهم. پس طبق روال عادی هر دانشمند، نظر دادن در مورد پدیده ای که آن را بررسی نکرده ام را مجاز نمی دانم. آدم می تواند یک نظر اولیه ی ضعیف شکل دهد، ولی نظر «قطعی» دادن کار بسیار سختی است. به نظرم دوستانی که له یا علیه این موضوع نظر «قطعی» می دهند دو دسته هستند:


1. آن هایی که ساعت ها وقت گذاشته اند و تمام جزئیات پرونده را زیر و رو کرده اند و پس از ساعت ها دقت به تمام مسائل، توانسته اند یک نظر قطعی شکل دهند.

2. افرادی که بدون داشتن اطلاعات کافی یکی دو چیز شنیده اند و دیده اند و «الله بختکی» نظر می دهند.


آن دسته ی اول، چه له چه علیه این ماجرا موضع گرفته باشند، من چاکر همه ی آن ها هستم. چون حداقل به نظر من صلاحیت نظر دادن را دارند. من به عنوان فرد دانشگاهی، بیش از این که به نتیجه ی بحث علاقه داشته باشم، به فرایندی علاقه دارم که افراد برای شکل دادن نظر خودشان طی می کنند. اگر شما تحقیق کرده باشید، وقت گذاشته باشید، به اطلاعات سری دسترسی پیدا کرده باشد و غیره، هر نظری بدهید برای من محترم است. من به عنوان کسی که زندگی اش بر علم تجربی چرخیده است، به شما احترام می گذارم که یک فرایند عقلانی را طی کرده اید. این که می گویند «نظر هر کس محترم است» فقط مخصوص این دسته از افراد است -چه با آن ها موافق باشم چه مخالف.


ولی اگر شما از کسانی هستید که دو کانال برنامه دیده اید و مثلا نشسته اید پای یک میز گرد در بی بی سی (یا هر کانال دیگری) و حالا که دو کلام در این مورد شنیده اید تصور می کنید علامه دهرید و تمام جزئیات را می دانید و نظر قطعی می دهید، این از دیدِ من، کاملا بچگانه و مردود است. در  فضای مجازی که می گردم، چقدر زیاد هستند کسانی که همینطور الله بختکی نظر می دهند. بر اساس هیچ و پوچ نظرشان را شکل می گیرد و به یکی دو مطلبی (که اصلا معلوم نیست راست است یا دروغ) که دوستانشان در فیسبوک منتشر می کنند راضی می شوند. چه باید کرد با این دسته از مردم؟


مهم ترین جمله این نوشتار این است: ناگفته نماند که عده ی کثیری از دسته ی دوم، تصور می کنند متعلق به دسته ی اول هستند؛ و اتفاقا بسیاری از اعضای دسته ی اول (بر خلاف دسته ی دوم) از دادن نظر قطعی اجتناب می کنند. آن ها آگاهانی هستند که می دانند هنوز مطالبی است که نمی دانند، و به همین دلیل زبانشان را بدون کنترل رها نمی کنند.

برچسب‌ها: ایران، سیاست، فرهنگ


ابزار امتیاز دهی



جمعه 5 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ساعت 03:45

868. نوع پرسش سوال در جواب تاثیر می گذارد


این مطلب فکر می کنم خیلی ساده باشد. شاید چیزی باشد که هر کدام از ما هر روز با آن سر و کار داریم. ولی وقتی آدم کمی به آن فکر می کند، می بیند چقدر چیز ظریفی است. آدم می تواند یک سوال را ده مدل مختلف بپرسد و یا یک مطلب را به ده طریق مختلف بگوید. و بسته به این که چگونه سوال را بپرسی، جواب متفاوتی خواهی گرفت. شاید خواننده ی محترم الان با خودش فکر کند: «خوب این که واضح است. بشین و بفرما و بتمرگ همگی به معنای نشستن است. نویسنده ی وبلاگ که چیز جدیدی نمی گوید!».

بلی. بنده هم نمی گویم مطلبم جدید است. بلکه می گویم جای فکر دارد.


چندی پیش یک مصاحبه قدیمی از همان دوران جنگ 33 روزه بین اسرائیل و حزب الله  (از شبکه ی انگلیسی اسکای) می دیدم که در آن خبرنگار از مهمان برنامه می پرسید: «چطور حمله های حزب الله علیه اسرائیل را توجیه می کنید؟»

همین جا مهمان برنامه با زکاوت مداخله کرد و گفت: «چه سوال مغرضانه ای! اتفاقا این شما هستید که باید عملکرد اسرائیل که به لبنان حمله کرده است را توجیه کنید. من نباید چیزی را توجیه کنیم. این شما هستید که باید اشغال سرزمین های دیگران را توجیه کنید!».

در این لحظه خبرنگار کاملا جا خورد. اصلا توقع نداشت این گونه در همان اول مصاحبه مچش گرفته شود.


این طور شد که به فکر فرو رفتم. واقعا در طول روز چقدر رو به رو می شویم با این گونه مسائل که کاملا ندانسته مورد تاثیر آن ها قرار می گیریم؟ چقدر از عقاید و نظرهایمان به حقیقت نزدیک است، و چقدر از آن ها زاده ی نحوه ی جمله بندی کسانی است که موضوع را برای ما تعریف کرده اند؟ ما چقدر تحت تاثیر ادبیات دیگرانیم؟ فکر می کنم جوابش «خیلی» باشد.

برچسب‌ها: رسانه، فرهنگ، انگلستان، سیاست، اخبار، یهودی، جنگ، عقل، غرب


ابزار امتیاز دهی



دوشنبه 14 بهمن‌ماه سال 1392 ساعت 11:09

859. متن خیر مقدم امام در فرودگاه 12 بهمن 1357


متن خیر مقدم بازگشت امام خمینى به ایران که در فرودگاه مهرآباد توسط یکی از دانشجویان قرائت شد(به قلم استاد مطهرى):


بسم اللَّه الرحمن الرحیم‏

جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ انَّ الْباطِلَ کانَ زَهوقاً . فَانَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبونَ

اى روح خدا و اى ابراهیم بت شکن اسلام و اى بنده پاکباز حق و اى جان عزیز ملت ایران!

به عرض برسانم که:
رواق منظر چشم من آشیانه توست کرم نما و فرود آ که خانه خانه توست‏

ملت ایران چه چیزى از جان عزیزتر دارد که نثار مقدم فرخنده رهبر فداکار و روشن بینش نماید، و چه ثنایى بالاتر از این سراغ دارد که او را بنده پاکباز حق بخواند.

اى بنده پاکباز خدا!
اى مسلمان محمدى! اى شیعه صادق!
اى آیت خدا!

ملت ایران در شخصیت شما و از تجربه زندگى شما بالاخص در شانزده سال اخیر زعامت امت که به شما سپرده شد مصداق عینى وعده خدا به رزمندگان و پویندگان راهش را مشاهده مى‏کند که اگر به یارى خدا بشتابید به یارى شما مى‏شتابد و شما را ثابت قدم نگاه مى‏دارد، و هر کسى از آنِ خدا باشد خدا از آن اوست.

هجرت شما از وطن عزیز در 14 سال پیش تحت فشار و اجبار سمبلهاى استبداد و استعمار، یادآور هجرت جدّ مکرمتان رسول خدا صلى الله علیه و آله و یاران بزرگوار اوست که به گناه خواستارى جامعه توحیدى از شهر و دیار خود رانده شدند
الَّذینَ اخْرِجوا مِنْ دِیارِهِمْ بِغَیْرِ حَقٍّ الّا انْ یَقولوا رَبُّنَا اللَّهُ
و بازگشت امروزتان یادآور فتح مبین و عظیم مکه است که سمبلهاى زر و زور و بتهاى فلزى و گوشتى یکى پس از دیگرى از مقرّ حکمرانى به زیر آورده شدند و حکومت خدایى جایگزین حکومت طاغوتى گردید.
لَقَدْ صَدَقَ اللَّهُ رَسولَهُ الرُّؤْیا بِالْحَقِّ لَتَدْخُلُنَّ الْمَسْجِدَ الْحَرامَ انْ شاءَ اللَّهُ امِنینَ .

ملت ایران، جان بر کف در انتظار فرمان رهبر عظیم‏الشأن خویش است و تا برقرارى جامعه توحیدى، جامعه‏اى که در آن، انسان از قید بندگى انسان آزاد باشد و بهره‏کشى انسان از انسان ملغى‏ گردد و از ناهمواریها و نابرابریهاى مصنوعى اثرى نماند و بتهاى سیاسى، اقتصادى و اجتماعى یکسره سرنگون گردند و مساوات، برابرى و برادرى به معنى واقعى کلمه برقرار شود و آثار استبداد 2500 ساله و استعمار 400 ساله محو گردد و در یک کلمه، بندگى از آن خدا و حکومت، حکومت الهى باشد، از پاى نخواهد نشست.

جاى چندین هزار شهید، شهیدان 15 ساله اخیر که حرکت انقلاب مقدس اسلامى ما را با خون خود سرعت بخشیدند، خالى است که بازگشت مظفرانه رهبر خود و شکوفه‏ هاى به ثمر رسیده نهال انقلاب را به چشم خود ببینند. 
اگر امروز در میان ما نیستند ارواح پاکشان ناظر و شاهد خواهد بود.

وَ السَّلامُ عَلَیْکَ وَ عَلَى الْارْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِنائِکَ وَ رَحْمَةُ اللَّهِ وَ بَرَکاتُه.
برقرار باد جامعه توحیدى و جمهورى اسلامى به رهبرى امام خمینى.


منبع: مرکز اسناد انقلاب اسلامی به نقل از کتاب سیرى در زندگى استاد مطهرى، انتشارات صدرا، چاپ چهارم 1376، ص  129
با تشکر از وبلاگ محمد باقر حصاری 

برچسب‌ها: ایران، سیاست، تاریخ


ابزار امتیاز دهی


<< 1 2 3 >>