X
تبلیغات
رایتل

301040 وَوَاعَدْنَا مُوسَى ثَلاَثِینَ لَیْلَةً...

و با موسى 30 شب وعده گذاشتیم و آن را با 10 شب تکمیل نمودیم به این ترتیب میعاد پروردگارش 40 شب تمام شد... اعراف142


چهارشنبه 9 مهر‌ماه سال 1393 ساعت 12:37

887. پوستر ضد روابط اینترنتی


دیروز در دانشگاه راه می رفتم که این پوستر را به دیوار دیدم. پلیس هنگ کنگ آن را چاپ کرده است. پیغام تبلیغ این است که در اینترنت امکان دارد شما با یک گرگ رو به رو باشید که خودش را به عنوان یک انسان خوب معرفی کرده است. یک نکته به شما بگویم: بعید می دانم -حتی حاضرم ادعا کنم که غیر ممکن است- همچین پوستری در یک دانشگاه اروپایی یا آمریکایی دیده شود. اگر قرار باشد در اروپا یا آمریکا دانشجویان را از رفتارهای خطرناک برحذر بدارند، حتما از روشی جدی تر و بزرگسالانه تر استفاده خواهند کرد. این نوع پیغام های کارتنی در اروپا و آمریکا بیشتر مختص فضاهای دبستان (یا حداکثر دبیرستان) است. ولی به طور کلی مردم هنگ کنگ (و همچنین مردم چین و اصولا شرق دنیا) سلیقه های بچه گانه ای دارند که با این نوع تبلیغات و کارتن و نقاشی و عروسک بازی و غیره در تضاد نیست. برای دیدن سایز بزرگتر، بر روی عکس کلیلک کنید.


برچسب‌ها: هنگ کنگ، فرهنگ، هنر، اروپا، آمریکا


ابزار امتیاز دهی



سه‌شنبه 25 شهریور‌ماه سال 1393 ساعت 12:36

885. یک دلار گم شده


پریروز سر ناهار بودیم که یکی از بچه های ایرانی (حامد) خاطره ی جالبی تعریف کرد. می گفت:


چند روز پیش یک شماره ناشناس به تلفنم زنگ زد. جواب دادم و یک خانم از پشت خط گفت: "ببخشید، آیا شما خانم فلانی را می شناسید؟"

گفتم: "شما؟"

جواب داد: "من از بانک تماس می گیرم. دیروز خانم فلانی آمده بود اینجا و متاسفانه موقع حساب کتاب ما یک دلار به او کم داده ایم (یک دلار هنگ کنگ معادل حدودا 400 تومان می شود). از دیروز تا به امروز در حساب ها گشته ایم تا متوجه بشویم دقیقا برای این یک دلار چه اتفاقی افتاده است. خوشبختانه توانسته ایم مشکل را پیدا کنیم. اگر خانم فلانی را می شناسید لطفا به او خبر دهید که بیاید و یک دلارش را بگیرد!"

تشکر کردم و تلفن را قطع کردم و به خانم فلانی زنگ زدم. گوشی را برداشت و موضوع را به او توضیح دادم. گفت: "ای بابا! به شما هم زنگ زده اند؟ ظاهرا شماره ی من را ندارند. از دیروز تا امروز به خیلی از ایرانی های دانشگاه زنگ زده اند که مبادا این یک دلار من گم بشود! ببخشید مزاحم شما هم شده اند."

اینجای داستان بود که یکی دیگر از دوستان که به خاطره گوش می داد گفت: "برای یک دلار انقدر به خودشان فشار می آورند!؟ برو بابا. توی کشور ما 3000 میلیارد تومان این طرف و آن طرف می شود و اتفاقی نمی افتد، این ها برای یک دلار همه را کچل کردند!"

برچسب‌ها: خاطره، هنگ کنگ


ابزار امتیاز دهی



دوشنبه 7 مرداد‌ماه سال 1392 ساعت 14:29

836. دعای جوشن کبیر دانشجویان هنگ کنگ


ما اینجا نه انجمن داریم، نه بودجه داریم، نه گروه داریم، نه هیچی. ولی عشق داریم، ایمان داریم، و دوستان با صفا داریم. همین می شود که به صورت خود-جوش شب احیا گرد هم آمدیم و توی دفتر یکی از بچه ها، روی زیراندازهایی که انداخته بودیم، قرآن و دعا خواندیم. برنامه هم که تمام شد، بچه ها به سمت خوابگاه رفتند و سریع هر کسی هر چیزی داشت مخلصانه و بی ریا آورد سر سفره تا دست جمعی سحری بخوریم. عجب شبی بود. ساده و با صفا و از همه مهم تر، با نیت های پاک و دلهایی پر از اخلاص.


این هم نوایی کوتاه از دعایی که با هم خواندیم:



التماس دعا از همگی در این شب ها.

برچسب‌ها: هنگ کنگ، اسلام، دعا، رمضان، دانشجو


ابزار امتیاز دهی